دانلود مقاله مجموعه قوانین و قوانین موضوعه

باز اگر کسى عفو کرده و بین خود و خصم اصلاح نمود اجر او با خدا است.
ولئن صبرتم لهو خیر للصابرین‏ ؛
Widget not in any sidebars

و اگر صبورى کنید البته براى صابران اجرى بهتر خواهد بود.
بنابراین، در شرایع آسمانى در عین حال که حق مقابله به مثل در مقابل جنایت و بدى به طور اعم به رسمیت شناخته شده است، ولى این مقدمه‏اى براى رشد و ترقى انسان به مراتب بالاتر انسانیت است و این از ویژگى‏هاى قوانین الهى است که در آن‏ها در عین توجه به حیات مادّى انسان، ابعاد دیگر وجود او و رشد معنوى او نیز مورد توجه بوده است.
از نظر تاریخى، نظام قبیله‏اى، اولین نظام اجتماعى حاکم بر زندگى انسان‏ها بود و در آن اگر چه قانون به معناى امروزى آن وجود نداشته است، امّا سنّت‏ها و آداب و رسومى که در طول سال‏ها مورد تقلید و تبعیّت افراد قبیله قرار مى‏گرفت موجب پاى‏بندى افراد به یک شیوه خاص رفتارى مى‏شد، به ویژه که این سنّت‏ها نوعاً با انتخاب طبیعى انسان‏ها و تأکید و توصیه ادیان آسمانى مورد تبعیّت قرار مى‏گرفتند، لذا از یک ضمانت اجرایى بسیار قوى برخوردار بودند که نمونه آن را در جوامع امروزى نسبت به قوانین موضوعه کم‏تر مى‏توان پیدا کرد.
از نظر تاریخى، تبدیل این آداب و رسوم و سنّت‏ها به قوانین رسمى از هنگامى آغاز شد که دولت جانشین قبیله و عشیره گردید و خط و کتابت در میان انسان‏ها رواج یافت و امکان نوشتن قوانین بر الواح و صحیفه‏ها به وجود آمد. البته این به معناى از بین رفتن آداب و رسوم و تقلید از آن‏ها در میان جوامع انسانى نیست؛ زیرا پیروى از آداب و رسوم در میان جوامع انسانى همواره وجود داشته است و در کنار قوانین موضوعه، بخشى زیاد از روابط انسان‏ها بر اساس همین آداب و رسوم شکل گرفته است و در بسیارى از موارد، وضع قوانین رسمى با الهام از این قوانین نانوشته بوده است، لذا در بسیارى از نظام‏هاى حقوقى، عرف و عادت یکى از منابع حقوق شناخته مى‏شود.
گفتار اول- قصاص و الواح دوازده‏گانه روم قدیم
یکى از حوادث مهم در تاریخ روم قدیم، نوشته شدن قوانین، مقرّرات و آداب سلوک فردى و اجتماعى بر روى الواح دوازده‏گانه بود که در تاریخ نیز به همین نام شناخته مى‏شوند.
این کار که توسط یک مجموعه ده نفرى از خواص که «قضات عشره» یا «دسمویر» نامیده مى‏شدند انجام شد، در واقع آغاز پیدایش قانون مکتوب در تاریخ روم مى‏باشد و قبل از آن، قانون، چیزى جز مخلوطى از عادات قبیله‏اى، رسوم و اوامر کشیشان نبود، به همین دلیل جزئى از دین به حساب آمده و داراى صبغه دینى بود. تا این زمان کلیّه امور اعم از روابط بین افراد، مانند: ازدواج، طلاق، وصیّت انتقال مالکیّت، حقوق اطفال و روابط بین مردم با خدایان خود به کشیشان مربوط مى‏شد و تنها این گروه بودند که مى‏دانستند این امور چگونه باید انجام گیرد و قوانین فقط در اختیار آن‏ها قرار داشت و مردم هیچ گونه دست‏رسى به آن نداشتند؛ به گونه‏اى که گاهى به تغییر قوانین به نفع بعضى از اقشار جامعه متهم مى‏شدند و در واقع به دل‏خواه خود قوانین را که فقط در اختیار خود آن‏ها بود تغییر مى‏دادند.
با پدید آمدن الواح دوازده‏گانه، در واقع یک انقلاب در تاریخ تمدن و فرهنگ روم به وجود آمد که دو نتیجه مهم در پى داشت: اول این که قانون در روم براى همه شناخته شده و در میان مردم منتشر گردید و آن‏ها مى‏دانستند که چگونه باید روابط خود را با یک‏دیگر تنظیم نمایند و نیازى به مراجعه به کشیشان نداشتند و در واقع حق تشریع و قانون‏گذارى از آن‏ها سلب گردید.
از دست بدهد. به دنبال این تحول، قوانین مدوّن در الواح دوازده‏گانه با تغییرات و تمهیدهایى که در آن به وجود آمد، در طول نه قرن، اساس قانون در روم محسوب مى‏شد.
از نظر ماهوى این مجموعه قوانین یکى از شدیدترین مجموعه‏هاى قانونى است که در طول تاریخ تدوین شده است. از طرفى در این قانون، پدر داراى یک سلطه بى‏حدّ و مرز بر فرزندان خود بوده است؛ به گونه‏اى که مى‏توانست فرزند خود را زندانى کند یا بفروشد و حتى به قتل برساند و تنها اگر سه مرتبه او را مى‏فروخت از تحت سیطره پدر آزاد مى‏شد. از طرف دیگر، على رغم این که قانون، تساوى عموم در برابر قانون را اعلام مى‏کرد، لیکن مزاوجت خواص با عوام را جایز نمى‏دانست، زیرا عروسى خواص ازجمله مراسم مذهبى بوده و عوام نمى‏توانستند در آن شرکت کنند، امّا چند سال بعد عوام متموّل اجازه یافتند با خواص کفو باشند و مزاوجت کنند. حق مالکیّت افراد تاآن‏جا موردتوجه بوده است که اگر سارقى در حال سرقت دست‏گیر مى‏شد، برده‏صاحب‏مال مى‏شد، هم‏چنین اگر مقروض نمى‏توانست دِین خود را ادا نماید، طلب‏کار حق داشت او را به قتل برساند و هرگاه تعداد طلب‏کاران از یک‏نفر تجاوز مى‏کرد، مى‏توانستند بعد از شصت روز بدن مقروض را قطعه قطعه کنند. مجازات‏هاى پیش بینى شده در این قانون عبارت بودند از:
جریمه نقدى، براى هر یک از جرایم دقیقاً تعیین شده و براى شخص آزاد دو برابر عبد جریمه نقدى مقرّر شده بود.
جرایمى مانند: قذف، رشوه، شکستن قسم، سرقت محصولات زراعى، اتلاف غلات همسایه در شب، اشتغال به سحر، ریختن سم در غذاى دیگرى، کشتن ناگهانى و اجتماع شبانه براى ایجاد فتنه داراى مجازات اعدام بودند و فرزندى که پدر خود را مى‏کشت به آب انداخته مى‏شد.
در عین حال، حق استیناف براى محکومین به اعدام وجود داشت و محکوم علیه مى‏توانست به جاى اعدام از روم خارج شود و به همین دلیل على‏رغم وجود حکم اعدام در الواح دوازده‏گانه، این حکم به ندرت به مرحله اجرا درمى‏آمد .
برخى مقرّرات جزایى این قانون عبارت‏اند از:
کسى که عمداً و از روى شرارت، عمارت یا خرمن مجاور خانه‏اى را آتش زند، باید بازوانش را بسته، چوبش زده و او را بسوزانند. کسى که با سحر و افسون، محصول دیگرى را فاسد و ضایع کند قربانى سِرِس‏ خواهد گشت.
قانون الواح، به سه نوع از جرایم تعدّى و تجاوز به اشخاص تصریح مى‏کند که مى‏توان آن‏ها را به صورت زیر خلاصه کرد:
1 – بریدن عضوى از اعضاى بدن انسان:
مراد از این حالت در قانون الواح دوازده‏گانه، جمیع افعالى است که موجب جدایى عضوى از اعضاى بدن انسان، از ذراع دست وساق پا، درآوردن چشم وبریدن گوش مى‏شود. کیفر این جرم، قصاص است، ولى این کیفر کم‏تر به اجرا در مى‏آمد و بیش‏تر به تاوان و غرامت مبدل مى‏شد که میزان آن را حکمیّت معین مى‏کرد .البته، چنان که در لوح هشتم آمده،مجنى‏علیه در حالت قطع عضو، ملزم به قبول دیه نبوده است . بنابراین، کیفر قطع عضو در قانون الواح، همان قصاص و معامله به مثل به عنوان یک قاعده کلّى بوده است و گرفتن دیه در این قانون استثنا است.
2 – شکستن استخوان‏ها:
حالت دوّمى که قانون الواح بر آن تصریح دارد، حالت شکستن استخوان است. در این قانون آمده است:

Share this post

Post navigation

You might be interested in...