دانلود مقاله الگوی حداکثر کردن سود و الگوی حداقل کردن سود

نحوه جمع‌آوری داده‌ها:
جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز از اطلاعاتی که توسط سازمان بورس اوراق بهادار تهران منتشر شده، صورت گرفته است.
Widget not in any sidebars

روش‌های آماری و آزمون فرضیه‌ها:
از آنجایی که هدف این تحقیق، مطالعه میزان همبستگی و برآورد ضرایب برای متغیرهای مورد بررسی و در نهایت کشف رابطه بین آن‌ها می‌باشد. برای آزمون فرضیات از مدل‌های رگرسیون چندمتغیره استفاده می‌گردد.
2-3-1 الگوی کسب آرامش:
این الگو که مخرب‌ترین نوع مدیریت سود است به مدیریت هروئین شهرت یافته است و زمانی اعمال می‌گردد که به دلیل نارضایتی سهامداران از مدیریت به دلیل عدم دستیابی به اهداف آن‌ها احتمال برکناری وجود داشته باشد، در این حالت مدیریت سعی می‌کند که به طرق مختلف همانند فروش دارایی‌های مستهلک‌شده،کاهش ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول و… سود سال جاری را برده و عملکرد شرکت را خوب جلوه دهد. این شیوه از مدیریت سود تا حد دستیابی به یک آرامش نسبی اعمال می‌گردد، وجه قسمیه مدیریت هروئین بدین دلیل است که این شیوه از مدیریت سود، همانند استفاده از هروئین برای بار اول خوشایند است لیکن بعدها آثار زیانبار خود را نشان می‌دهد. زمانی که عملکرد شرکت قیمت بازار سهام را توجیه ننماید دروغ بودن سود ارائه شده توسط شرکت برملا خواهد گردید و این امر نه تنها ارزش سهم شرکت را کاهش می‌دهد، بلکه بر اعتبار شرکت لطمه می‌زند.
2-3-2 الگوی حداکثر کردن سود:
این شیوه از مدیریت سود که تقریباً پایه الگوی اول می‌باشد در مورد طرح‌های پاداش مدیریت کاربرد دارد. در این الگو تلاش مدیریت بر آن است که جهت دستیابی به پاداش بیشتر، سود را افزایش دهد. البته بایستی توجه داشت که در طرح‌های پاداش دارای سطح حداقل و حداکثر سود مشمول پاداش در شرایطی که سود بالاتر از حداکثر مشمول پاداش باشد، مدیریت سود جهت کاهش سود تا سطح حداکثر اعمال می‌گردد. علاوه‌بر این شرکت‌هایی که در معرض تخلف از قراردادهای بدهی قرار دارند، ممکن است یک چنین الگویی را انتخاب کنند. این شیوه از مدیریت سود به دلیل اختیاری بودن آن و آگاهانه بودن سیاست‌های اعمال‌شده توسط مدیریت از خطر کمتری نسبت به الگوی اول برخوردار است.
2-3-3 الگوی حداقل کردن سود:
این الگو در مورد مدیران محافظه‌کار شرکتهایی مصداق دارد که دارای یک رویه بلندمدت سوددهی یا این که از لحاظ سیاسی یکنواخت عمل نمایند. در این حالت که از طریق تسریع در مستهلک کردن دارایی‌های سرمایه‌ای، هزینه‌ای کردن مخارج تحقیق و توسعه، استفاده از روش تلاش‌های موفقیت‌آمیز در مورد صنایع نفت و گاز و سایر رویه‌های افزاینده هزینه یا کاهنده درآمد صورت می‌پذیرد، مدیریت سعی در کاهش سودهای غیرمنتظره دارد. این الگوی مدیریت سود در مورد دو نوع از شرکت‌ها کاربرد بیشتری دارد. گروه اول شامل شرکت‌هایی می‌شود که حالت انحصاری داشته و به منظور جلوگیری از رقابتی شدن فعالیتشان، سعی در جلوگیری از بالفعل شدن سرمایه‌گذاری‌های بالقوه دارند. علاوه‌بر این، در مورد شرکت‌هایی که عام‌المنفعه هستند، همانند شرکت‌های فعال در زمینه صنایع استراتژیک مثل نفت و گاز و یا شرکت‌های فعالیت‌کننده در صنایع حمل و نقل یا تولیدکننده برق، که افزایش بیش از حد سود می‌تواند باعث فشار مردم جهت کاهش قیمت‌ها گردیده و این امر خود منجربه دخالت دولت در امور این شرکت‌ها شود. پس مدیران این گونه شرکت‌ها نیز سعی در حداقل کردن سود گزارش‌شده دارند.
2-3-4 الگوی هموارسازی سود:
این مدل شاید یکی از جالب‌ترین الگوهای مدیریت سود باشد، تحقیقات نشان می‌دهد مدیران برای این که سود گزارش‌شده آن‌ها، بین حداقل و حداکثر سود تعیین شده طبق برنامه‌های پاداش قرار گیرد، انگیزه زیادی دارند؛ در غیر این صورت سودآوری به صورت موقت یا دائم در برآورده کردن اهداف
برنامه‌های پاداش قادر نخواهد بود. علاوه بر این مدیران ریسک‌گریز ترجیح می‌دهند تغییرات جریان پاداش آن‌ها طی زمان کمتر باشد: در نتیجه ممکن است آن‌ها نخواهند به هموارسازی سود خالص بپردازند. از دیدگاه فرضیه مفاد قرارداد استقراض، واضح است تغییرات زیاد در جریان سود خالص گزارش‌شده؛ احتمال تخلف از قراردادهای بدهی را افزایش می‌دهد پس از این امر یکی از انگیزه‌های هموارسازی سود است و مدیران برای کاهش نوسانات سود خالص گزارش‌شده، نسبت‌های مرتبط با قراردادهای استقراض را هموارسازی و دستکاری می‌نمایند. بنگاه‌ها ممکن است به خاطر اهداف گزارشگری مالی نیز سود خالص را هموار سازند. به این صورت که اطلاعات محرمانه راجع‌به رشد سودآوری بلندمدت مورد انتظار شرکت را به بازار مخابره کرده و به این ترتیب باعث کاهش هزینه سرمایه شوند. البته این الگوهای متفاوت مدیریت سود می‌توانند در تعارض با یکدیگر باشند، الگوی انتخاب‌شده توسط یک شرکت در طی زمان، ممکن است به علت تغییر در قراردادها، تغییر در سطوح سودآوری، تغییر مدیرعامل و یا تغییر در دیدگاه‌های سیاسی و… متفاوت باشد. بنابراین در یک نقطه زمانی ممکن است یک بنگاه با نیازهای مت
ناقض روبرو گردد مثلاً از یک طرف به الگوی کاهش سود خالص گزارش شده به دلایل سیاسی احتیاج داشته باشد اما از سوی دیگر بایستی سود خالص را به خاطر اهداف مفاد قراردادهای استقراض هموارسازی نماید. پس پیش‌بینی الگوی خاص انتخابی توسط یک شرکت خیلی سخت خواهد بود.
2-5 ساختار تحقیق:
ترتیب ارائه مطالب در فصول بعدی بدین شرح است:
فصل دوم مشتمل بر دو بخش می‌باشد، ابتدا ادبیات موضوع بررسی و در مورد مدیریت سود، مطالب مرتبط با موضوع تحقیق ارائه می‌‌گردد، سپس به تحقیقات خارجی و داخلی مرتبط با موضوع اشاره می‌گردد.
فصل سوم به چگونگی اجرای روش تحقیق می‌پردازد، متغیرهای وابسته و مستقل و نحوه اندازه‌گیری آن‌ها بیان شده، قلمرو تحقیق، جامعه آماری و نحوه‌ی نمونه‌گیری تبیین می‌گردد. نحوه جمع‌آوری داده‌ها، تعریف مفاهیم، روش‌شناسی تحقیق، روش‌های آماری و آزمون فرضیه‌ها و اعتبار درونی و بیرونی تحقیق، در این فصل تشریح خواهد شد.
فصل چهارم یافته‌های تحقیق را بیان می‌دارد، آمار توصیفی در ابتدا ذکر شده است سپس با بیان فرضیه‌ها و مدل‌های رگرسیون و انجام آزمون‌های آماری تکمیلی، نتایج آزمون‌ها در جداولی خلاصه و ارائه می‌گردد.
فصل پنجم ابتدا خلاصه‌ای از تحقیق و یافته‌های پژوهش عنوان می‌گردد و این نتایج با تحقیقات دیگر پژوهشگران مقایسه شده است و تفسیر نتایج از دیدگاه محققان بیان گردیده است. سپس نتیجه‌گیری تحقیق ارائه‌شده و در پایان محدودیت‌ها و پیشنهادات محقق برای استفاده‌کنندگان و پژوهش‌های آینده در این زمینه ذکر می‌گردد.
1-5 قلمرو زمانی و مکانی تحقیق:
قلمرو مکانی این تحقیق، شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد و قلمرو زمانی تحقیق، از سال 1377 تا 1388 یک دوره 5 ساله می‌باشد.
1-6 روش تحقیق: