دانلود مقاله اقدامات تأمینی و تربیتی و بیماری های جسمی


Widget not in any sidebars

نوروزها هم نوعی اختلال روانی دارند اما بر خلاف دسته پسیکوزها بر کیفیت حالات روانی خود واقف و از عوارض آن رنج میبرند. این افراد اگر چه قدرت کنترل رفتار و پرهیز از بزهکاری را دارند اما به علت احساس عمیق مجرم بودن و گناهکاری همیشه با خود در حال جنگ و کشمکش میباشند. علائم این افراد: رفتار طبیعی، دلواپسی غیرطبیعی، کاهش حافظه، ضعف اعصاب، وسواس، ترس زیاد، دلهره و نگرانی است.
ی- شخصیت بزهکار
در میان افراد انسانی که گاه به دلیل اختلالات ژنتیک و بعضی به لحاظ وجود فاکتورهای تربیتی و منش دچار بزه میشوند علاوه بر افرادی که تا کنون مورد بررسی قرار گرفتهاند، عدهای دیگر نیز هستند جرمشناسان و روانشناسان آنها را در دستهبندی جداگانهای قرار دادهاند. وجه تمایز آنها از انسانهای سالم یا بیماران روانی آن است که تأثیر پذیری از مجازات و اقدامات تأمین و تربیتی نداشته و به استمرار با وجود همهی اقدامات تأمینی و تربیتی باز تمایل به ارتکاب عمل مجرمانه دارند. بعضی جرمشناسان آنها را مجرم بالفطره و مجرمین به عادت و بعضی نام آنها را مجرمین خطرناک نامیدند. خودمحوری و عدم رشد و تکامل شخصیت، بیتوجهی به شخصیت دیگران و اطرافیان، خودخواهی و خویش دوستی از خصایص آنهاست. این افراد گویی که از چیزی بنام وجدان و احساس گناه از عواقب کار خود تهی هستند. عدم احترام به قوانین، ارتکاب اعمال خلاف، نظیر احتکار، تخلفات رانندگی و هر جرم دیگر شیوهی کار آنهاست. این افراد تنها دنبال ارضا خواهشهای خود هستند، در هر حالی به ارتکاب مجدد بزه میاندیشند.
2-2-1-4- علل اکتسابی ارادی
طی قرون گذشته افراد ملل و قبایل مختلف مشروبات الکلی و مواد مخدر را با میل و رغبت مصرف مینمودند بدون آنکه آن را از مسائل حاد اجتماعی محسوب کنند. اثر مشروبات الکلی و مواد مخدر در اختلالات روانی و بیماری های جسمی و بلاخره در وقوع جرایم با پیشرفت علوم پزشکی، روانپزشکی و جرمشناسی مورد تأئیدو تأکید قرار گرفته است.
2-2-1-2- علل عمومی
در کنار عوامل فردی وقوع پدیده مجرمانه یک سری عوامل وجود دارد که مربوط به خود فرد نیست، این عوامل بیرونی هستند که شامل:
الف- عوامل اجتماعی
از نیمهی اول قرن 19 عدهای از دانشمندان، تأثیر عوامل فردی را که زیستشناسان و روانشناسان و … تأکید میکردند مورد انتقاد قرار دارند وبه انتشار افکار و عقاید خود، فصل جدیدی را در جرمشناسی پیریزی نمودند.
اگوست کنتفیلسوف فرانسوی معتقد است که افراد در اعمال و رفتار خود آزادی ندارند و تحت تأثیر عوامل اجتماعی مرتکب جرم میشوندو دورکیم علل بروز جرم را در محیط اجتماعی میدانست و معتقد بود که جرم یک پدیدهی عادی اجتماعی است.
لاکاسانی معتقد بود که : « مجرم قربانی نظام اجتماعی بوده و مسئول جرم ارتکابی خود نمیباشد « اجتماع به علت سهلانگاری و غفلت او را به بزهکاری کشانده است».
عوامل اجتماعی شامل محیط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. منظور از محیط دنیایی است که ما را احاطه کرده و شامل کلیه شرایط و اموری میباشد که موجب تکامل هر موجود زنده و مخصوصاً تکوین شخصیت انسان میگردد.
– محیط خانواده
اولین واحد اجتماعی و کوچکترین ساختار اجتماعی و پایگاه تنظیم کننده ارتباط و برآورندهی مهمترین خواستهای حیاتی انسانها خانواده است. شخصیت کودک و افراد اول از همین ساختار کوچک خانواده شکل می گیرد. اثرات روانی محیط متشنج خانوادگی در دوران اولیه طفولیت و دوران بلوغ با انواع اختلالات و بیماریهای روانی ظاهر میگردد. نفاق، ناسازگاری و مشاجره دائمی پدر و مادر و اطرافیان، آثار شومی در دوران طفولیت باقی میگذارد. طفل به علت عدم آرامش روانی، به تحصیل و کار خود بی علاقه شده دائماً مضطرب و پریشان است و ثبات ندارد. آثار این ناراحتیها بعداً در سنین بلوغ و بزرگسالی بصورت عصیان، پرخاشگری، سرکشی از قوانین و مقررات اجتماعی و یا بی تفاوتی و انزوا و گوشه نشینی ظاهر و منجر به ارتکاب جرائم مختلف میگردد(دانش،1368، 11).
– کمبودهای خانوادگی
اولین نیاز معنوی انسان در دوران کودکی پرورش روح و آموزش خصیصههای نیکو و آگاهی از رذایل است. تربیت خوب و تأمین یک جو مناسب عاطفی و سرشار از امنیت و فضای دوستی و عشق و ایثار حق هر انسانی است و مادر که بهطور فطری مأمور اجرا و هماهنگی خواستها آفریده شده رکن اصلی خانه و خانواده است و پدر نیز نقش عظیم تربیت و تکوین شخصیت را بر عهده دارد.
کمبودهای عاطفی و تربیتی مهمترین نقش را در انحراف شخصیتی و اخلاقی انسانها دارد. کمبودهای خانوادگی باعث ایجاد حس عدم قابلیت، عقب افتادگی روابط عاطفی، اختلال در منش افراد شده که برای جبران آنها به بیرون از خانه امید میورزند و فرار از خانه پیامد این کمبود است و در مرحلهای بالاتر این افراد برای ارضای خواستههای کودکی و کمبودهای خود مرتکب جرائم میشوند.
– طلاق
از هم پاشیدگی کانون خانواده شخصیت و روان فرزندان را میآزارد. فقدان پدر، گذشته از مشکلات مادی که ایجاد میکند از جنبهی تربیتی و عاطفی، سختترین ضربات و عمیق ترین جراحات را بر روح و روان فرزند وارد میکند. به این دلیل طلاق مغضوبترین چیز نزد خدا است و تکریم یتیمان و پرهیز از خوردن مال یتیمان دو مسئلهی بسیار ارزشمند در اسلام به شمار میرود. در تمامی منابع ارزشمند اسلامی از قرآن گرفته تا احادیث و روایات و سنتهای منقول از انبیاء و اولیاء به دقت در ازدواج برای منجر نشدن به طلاق، اکرام یتیمان و توصیه در سلامت خانواده و نیکوکاری و حسن خلق توصیهی موکد شده است. در واقع میتوان گفت کانونهای بزهکاری موجود در اجتماع، محل ائتلاف محرومین از سلامت خانوادهها و فراریان از این کانون گرم است.
– محیط مسکن
محیط مسکن که محل سکونت و یا به اصطلاح خانه است جز محیط اجتنابناپذیر بشمارمیرود. زیرا هر فردی فعالیتهای زیستی اولیه خود را از خانه یا محل سکونت اغاز و موجودیت خود را واقعیت میبخشد. وضعیت و موقعیت محل سکونت بهر نحوی که باشد در تعادل روانی کودک موثر است وضع مسکن نمودار سطح زندگی اجتماعی و اقتصادی والدین است.
داشتن یا نداشتن مسکن و نوع و استاندارد آن گرچه عامل مستقیم و اصلی بزهکاری نیست، اما تأثیرپذیری جنبهی کمی و کیفی عامل مسکن هم در رابطه با بزهکاری قابل تأمل است.