دانلود تحقیق در مورد حداکثر اکسیژن مصرفی و کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه

2-13-2 بخش دوم: تحقیقات انجام شده در خارج کشور
فرانزوی (1986)، به بررسی تاثیر تمرینات هوازی بر روی ارزشی که زنان نسبت به بدن خود قائل هستند، پرداخت. در این تحقیق که با حضور 24 زن، 47-25 ساله انجام گرفت آزمودنیها در یک دوره 12 هفته ای تمرینات هوازی شرکت کردند. نتایج نشان دادند که پس از خاتمه دوره تمرینی، زنان شرکت کننده نگرش مثبت تری نسبت وضعیت بدنی خود داشتند. ولی نگرانی آنها نسبت به وزن بدن خود چندان تحت تاثیر انجام فعالیتهای بدنی قرار نگرفته بود(35).

  • جیسی و همکارانش (1987) در تحقیقی به بررسی تاثیر فعالیت های بدنی بر خودپنداره بدنی پرداختند. در این تحقیق گروهی که به فعلیت های بدنی ( فعالیت های هوازی، دویدن آرام و ژیمناستیک) انجام می دادند با گروه گواهی که بازی هایسبک، نقاشی، آواز و پیاده روی می پرداختند و گروه گواه دیگری که هیچ گونه فعالیت بدنی و تفریحی نداشتند، مورد مقایسه قرار گرفتند. آنها دریافتند که اختلاف معنی داری بین گروه فعالیت های هوازی و گروه های گواه از نطر خودپنداره وجود دارد. این نتایج به وضوح نشان دهنده ارجحیت و تأثیر فعالیت های هوازی بر رشد و تکامل خودپنداره در مقایسه با سایر برنامه های درسی تربیت بدنی و غیر تربیت بدنی می باشد(53).
    نتز و همکاران(1988)، نیز در بررسی تاثیر انجام 12 هفته برنامه تمرینات بدنی در مورد مردان و زنان میانسال نتوانستند تفاوتی را در هر دو جنس در مورد تصویر بدنی در قبل و پس از دوره تمرینی نشان دهند، اگر چه سلامت روانی آنها بهبود یافته بود(50).
    لکسن (1995) اثر تمرین بر بهزیستی روانی در مردان آلوده به HIV نوع یک را بررسی کردند. شرکت کنندگان در گروه های تمرین هوازی، مقاومتی با وزنه و گروه کنترل طی یک دوره 12 هفته حضور یافتند. هر دو گروه در توانایی جسمانی درک شده و ظاهر بدنی ذهنی پیشرفت داشتند. در حالیکه گروه کنترل در این دو اندازه کاهش نشان دادند. همچنین گروه ایروبیک افزایش بیشتری در ظاهر جسمانی ادراک شده از گروه تمرین با وزنه، نشان دادند(41).
    «گونی و زولیخا» (2000) در تحقیق به بررسی ارتباط بین کلاسهای تربیت بدنی و افزایش خودپنداره بدنی دانش‌آموزان پایه متوسطه پرداختند. در این تحقیق که با حضور 46 دانش‌آموز (27 پسر و 19 دختر) انجام گرفت. قبل و بعد از دوره 6 ماهه از پرسشنامه‌های خود ـ توصیفی بدنی (PSDQ) و نیمرخ خود ـ ادراکی بدنی (PSPP) استفاده شد. نتایج تحقیق افزایش معنی‌داری در خودپنداره بدنی آزمودنی‌ها نشان داد(42).
    فعالیتهای آشکار و نهان دانش‌آموز با خودپنداره بدنی آنها ارتباط دارد. به طوری که جانسون (2001) به این نکته اشاره می‌کند که هرچه فعالیتهای بدنی دانش‌آموز در مدرسه بیشتر باشد، موجب شکل‌گیری خودپنداره بدنی مثبت در آنها می‌شود(38).
    ورست و همکاران (2002)، اثر تغییر قدرت در کلاس های تمرینی دانشگاه بر خود پنداره بدنی را بررسی کردند. آزمودنی ها بر اساس انتخاب خودشان در کلاس ها شرکت کردند. کلاس ها به مدت 9 هفته و سه جلسه تمرین در هفته انجام شد. داده ها با استفاده از PSDQ جمع آوری شد. در هیچ یک از خرده مقیاس های خودپنداره بدنی نتایج معنادار بدست نیامد(57).
    آسی (2003) در تحقیقی به بررسی اثرات تمرین آمادگی جسمانی بر اضطراب صفتی و خودپنداره بدنی دانشجویان دختر در ترکیه پرداخت. آزمودنی ها 40 دانشجوی دختر بودند که به صورت تصادفی در دو گروه مساوی آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در جلسات ترکیبی استپ و ایروبیک به مدت 10 هفته شرکت کردنمد و گروه کنترل در هیچ برنامه فعالیت بدنی منظمی شرکت نداشتند. و قبل، میانه و بعد از 10 هفته تمرین پرسشنانه اضطراب حالتی و خودتوصیفی بدنی به آنها داده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که شرکت کنندگان در گروه آزمایشی در خرده مقیاس های انعطاف پذیری، لیاقت ورزشی، هماهنگی و فعالیت‎بدنی خودپنداره بدنی نسبت به گروه کنترل پیشرفت کرده بودند. علاوه بر این، کاهش معناداری در نمرات اضطراب حالتی شرکت کنندگان در گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل دیده شد. در نتیجه میتوان گفت که گروه آمادگی جسمانی 10 هفته ای در کاهش اضطراب و تقویت خودپنداره بدنی دانشجویان دختر موثر بوده است (25).
    «آنیسون. بی. و مولر، پی.» (دانشگاه کلمبیا 2003) به بررسی تأثیر تجارب ورزشی بر روی خودپنداره بدنی پسران و دختران پرداختند. در این تحقیق تقاطعی 375 دانش‌آموز 12 تا 16 ساله مدرسه در یک برنامه 3 ماهه بدنسازی شرکت نموده و سپس یک تست (SDQ II) پس از انجام این برنامه به آنها داده شد.
    از بین این دانش‌آموزان، 37% دختران و 46% پسران دارای خودپنداره بدنی بهتری نسبت به قبل از اجرای برنامه شده بودند. نتیجه اینکه اجرای برنامه بدنسازی سبب افزایش خودپنداره بدنی در پسران و دختران به صورت معنی‌دار شده است(24).
    لیندوال و لیندگرن (2005)، در تحقیق به بررسی اثرات برنامه مداخله ای برنامه 6 ماهه بر خودپنداره بدنی و اضطراب بدنی اجتماعی در دختران نوجوان غیر فعال پرداختند. آزمودنی ها 120 دختر 13-20 سال غیر فعال بودند. آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (56 نفر) و گروه کنترل (54 نفر) قرار گرفتند. برنامه مداخله تمرینی برای گروه آزمایش دو با در هفته و بهمدت 6 ماه که هر جلسه شامل 45 دقیقه تمرین و 15 دقیقه بحث در مورد سبک زندگی اجرا شد. 27 نفر از گروه آزمایشی و 35 نفر از گروه کنترل نیمرخ ادارک خودبدنی و مقیاس اضطراب بدنی اجتماعی را بعد و قبل آزمون تکمیل کردند. همچنین آمادگی بدنی، وزن و قد آنها نیز اندازه گیری شد. تحلیل (intent-to-treat) پیشرفت قابل ملاحظه ای در خرده مقیاس نیمرخ خودادارکی جسمانی نشان نداد اما نمرات مقیاس اضطراب بدنی اجتماعی برای گروه آزمایشی در مقایسه با کنترل پایین تر بود. اما هنگامی که تحلیل (loss conservative) استفاده شد که تنها شامل افرادی می شد که ارزیابی های قبل و بعد از مداخله را تکمیل کردند، مداخله به طور معنی داری نمرات مقیاس اضطراب بدنی اجتماعی و خرده مقیاس رخ خودادراکی خود را کاهش داد. این تغییرات ارتباطی به تغییرات متغیرهای فیزیولوژی نداشت (40).
    کریستین و همکاران (2006) تحقیقی تحت عنوان تاثیر مداخله فعالیت بدنی و تغذیه بر نارضایتی بدنی، علاقه به لاغری و نگرانی در باره وزن در پیش-نوجوانان انجام دادند. 84 کودک (32 پسر و 52 دختر) 10 -12 ساله، 49 کودک در گروه تجربی در 8 هفته مداخله (35 کودک در گروه کنترل) شرکت کردند. انداره گیری های نارضایتی بدنی، علاقه به لاغری و نگرانی در باره وزن در پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. نتایج نشان داد که شرکت کنندگان در هر دو گروه تغییرات مثبت اما بدون معناداری را در تصویر بدنی و علاقه به لاغری نشان دادند اما تفاوت بین گروه ها معنادار نبود. مداخله تاثیر مثبت یا منفی روی نارضایتی بدنی، علاقه به لاغری و نگرانی درباره وزن نداشت (40).
    گیلیان برگس و همکاران (2006)، در تحقیق خود به بررسی اثرات 6 هفته تمرین رقص به صورت هوازی بر تصویر بدنی و خود ارداک بدنی 13-14 ساله در دختران نوجوان پرداختند. در این تحقیق 50 دانش آموز دختر در دو گروه به طور مساوی حضور داشتند. یک گروه برنامه تربیت بدنی عادی و گروه دیگر تمرین رقص هوازی اجرا می نمود و قبل، در حین و بعد از تست پرسشنامه نگرش نسبت به بدن (BAQ) و نیمرخ خودادارکی بدنی نوجوانان و کودکان (CY-PSPP) به آن ها داده شد. یافته ای تحقیق نشان داد که گروهی که تمرین رقص را بطور هوازی انجام دادند نارضایتی از تصویر بدنی بطور معنی داری کاهش پیدا کرد و از طرف دیگر خودادراکی بدنی آن ها افزیش پیدا کرد (39).
    دانتون و همکاران (2006)، در یک معالعه مقطعی به بررسی رابطه سطح فعالیت بدنی و آمادگی جسمانی با خود-پنداره بدنی در دختران نوجوان پرداختند.تعداد 103 نفر با دامنه سنی 17-14 سال در این مطالعه شرکت کردند. آمادگی جسمانی از طریق حداکثر اکسیژن مصرفی و درصد چربی بدن اندازه گیری شد. از PSDQ برای سنجش خود-پنداره بدنی استفاده شد. ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که فعالیت بدنی شدید بطور مثبت با بیشتر مقیاس های PSDQ ارتباط دارد. اکسیژن مصرفی بیشینه بطور مثبت با همه حیطه های خود- پنداره ارتباط داشت ولی درصد چربی بدن بطور منفی با بیشتر مقیاس های PSDQ ارتباط داشت(32).
    آسی و همکاران (2007)، تغییرات در خودپنداره کلی زنان دانشجو از طریق تمرین آمادگی جسمانی همراه مشاوره گروهی، تمرین و مشاوره گروهی به تنهایی و یا شرایط کنترل شده، بررسی کردند. 68 دانشجو با میانگین سنی 1.5+21.1 بصورت داوطلبانه شرکت کردند. آنها در چهار گروه آمادگی جسمانی، مشاوره گروهی، ترکیبی و کنترل قرار گرفتند. قبل و بعد از 10 هفته هیچ گونه اثر معناداری بر خودپنداره کلی مشاهده نشد(26).
    اشنایدر، دانتون و کوپر (2008)، تحقیی تحت عنوان ((فعالیت بدنی و خودپنداره بدنی در بین دختران نوجوان غیرفعال)) انجام دادند. آن ها نتیجه گرفتند که مداخله اثر مثبت معنادار بر مشارکت در فعالیت شدید و آمادگی قلبی-عروقی دارد. به طور کلی فعالیت بدنی و مداخله روی هر کدام از ابعاد خودپنداره اثر معنادار ندارد. اما یک تعامل سه طرفه وجود دارد که در میان شرکت کنندگان مداخله ای که آمادگی قلبی-عروقی آن ها افزایش یافته بود خودپنداره کلی نیز افزایش می یابد. بنابراین مداخله فعالیت بدنی در میان دختران غیرفعال برای آن هایی که تغییرات مثبت در آمادگی آشکار بود، باعث افزایش خودپنداره بدنی کلی شد ولی این افزایش معنادار نبود (52).
    در تحقیقی که نلسون و همکاران (2008) انجام دادند اثر مداخله تمرین قدرتی و تغذیه بر روی خودپنداره بدنی کودکان چاق بود. در این تحقیق یک برنامه فعالیت ورزشی و تغذیه ای به مدت 6 هفته با تاکید بر اثر تمرین قدرتی بر روی خودپنداره بدنی، ترکیب بدنی و آمادگی جسمانی کودکان چاق و اضافه وزن انجام شد. در این تحقیق 82 کودک (54پسر و 28دختر) چاق و دارای اضافه وزن با میانگین سنی 8-11 سال بصورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج نشان داد که این افراد از لحاظ قدرتی اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردند. همچنین در این گروه بهبود در خودپنداره بدنی بویژه در استقامت عضلانی پیدا شد و شاخص توده بدنی در گروهی که فقط به تمرین قدرتی پرداخته بودند کاهش پیدا کرد (55).
    دانکن و همکاران (2009) اثر شرکت در 6 هفته تمرین دایره ای پلیومتریک، 2 بار در هفته را بر عزت بدنی و BMI، 34 دختر و 34 پسر 10 و 11 ساله را سنجید. از شاخص عزت بدنی برای کودکان و نوجوانان در این آزمایش (BES-C) در هر دو گروه مداخله و کنترل، در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و 6 هفته پس از مداخله استفاده شد و همچنین BMI قبل و بعد از مداخله و گروه کنترل محاسبه شد. نتایج این تحقیق روشن می‌سازد که نمره عزت بدنی گروه شرکت کننده در مداخله در مقایسه با کنترل به طور معنی دار افزایش یافته است (31).
    موور و همکاران (2011) در مطالعه ای عزت نفس را با استفاده از قالب سلسله مراتبی تمرین و مدل عزت نفس (EXSEM) مورد ارزیابی قرار دادند. آنها اثر 12 هفته برنامه تمرین مقاومتی بر خود ادراکی بدنی دانشجویان بررسی کردند. این تحقیق از 120 شرکت کننده (83 مرد و 37 زن) با میانگین سنی 2-20 تشکیل شده بود. تمرینات مقاومتی دو جلسه در هفته و هر هفته در سه وهله ی 5 تا 11 تکرار از طریق وزنه های آزاد، انجام شده است. از PSPP و پرسشنامه گرایش خود به بدن (PSAQ) و شاخص عزت نفس روزنبرگ (RSE) جهت ارزیابی خود ادراکی بدنی استفاده شد. نتایج افزایش در خود ادراکی در تمام سطوح EXSEM را نشان داد(48).
    2-14 جمع بندی
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.