دانلود تحقیق در مورد توانایی های ذهنی اولیه ی از نظر ترستون و توانایی های ذهنی اولیه از نظر ترستون

تعریف عملیاتی عملکرد شغلی: در پژوهش حاضر به منظور سنجش عملکرد شغلی مدیران از پرسشنامه هرسی و گلداسمیت استفاده شده است. این پرسشنامه در ایران در سال 1382 ترجمه و ویراستاری شده است. این پرسشنامه دارای 16 سوال در مقیاس لیکرت (1= کاملاً مخالفم، 2= مخالفم، 3= نظری ندارم، 4= موافقم و 5- کاملاً موافقم) می‌باشد و عملکرد شغلی را در حوزه وظایف شغلی و سازمانی می‌سنجد(ساعتچی و همکاران، 1390).
Widget not in any sidebars

فصل دوم: ادبیات تحقیق
2-1- مقدمه
فصل دوم پژوهش حاضر اختصاص به پیشینه نظری و عملی دارد. در بخش پیشینه نظری ابتدا به بررسی موضوع هوش و انواع آن و همچنین عوامل تأثیرگذار بر آن پرداخته و در ادامه در رابطه با هوش هیجانی، اجتماعی و اخلاقی توضیحاتی ارائه میگردد. در پایان این بخش نیز درباره عملکرد شغلی و عوامل تأثیرگذار بر آن مباحثی ارائه میگردد. در بخش پیشینه عملی، پژوهشهایی که در داخل و خارج از کشور در ارتباط با هوش هیجانی، اجتماعی و اخلاقی و ارتباط آن با عملکرد شغلی از منابع مختلف به دست آمده است، مطرح و جمع بندی میشوند.
2-2- پیشینه نظری پژوهش
2-2-1- تعریف های هوش:
تعریف هوش نیز – مانند تعریف شخصیت – کار دشواری است. محققان پیشین مانند بینه، هوش را به صورت ساده توانایی ذهنی تعریف کردند؛ ولی اخیراً بیشتر نویسندگان روی استعداد و قدرت استدلال انتزاعی یا توانایی انطباق و سازگاری با موقعیت های جدید و یا حل مسأله متمرکز شده اند. ظرفیت دستیابی به دانش و اطلاعات جدید یا کسب مهارت های تازه نیز، مورد تأکید قرار گرفته است. تعریف استرنبرگ از هوش (فعالیت ذهنی در جهت انطباق هدفمند، و انتخاب و شکل دهی محیط های جهان واقعی مرتبط با زندگی فرد) علاوه بر این که بیانگر تفکر رایج است، این نکته را نیز برجسته می سازد که هوش از فرهنگ، تفکیک ناپذیر است. انتقال از تعریفی محدود به طرف تعریفی گسترده تر از هوش، تابع تغییراتی است که در رویکردهای نظری پدید می آید.
تفاوت اصلی در تعریف های هوش در محدوده ی مورد نظر این تعریف هاست. نظریه های اولیه هوش، عمدتاً از داده هایی درباره ی توانایی های تحصیلی افراد که پرسش های به سؤالات کلامی و ریاضی به اضافه ی چند آزمون استدلال محدود می شد، به دست آمده اند. نظریه های بعدی هوش، تعریف هوش را گسترش دادند و توانایی های مهم از نظر فرهنگی و دامنه ای از فرآیندهای شناختی را در آن گنجاندند. با این که همه با چنین تعریف هایی موافق نبودند، این تعریف ها حوزه ی تحقیق درباره ی هوش را به طور قابل ملاحظه ای گسترش داده است.
2-2-2- نظریه های اولیه:
اسپیرمن و ترستون هر دو نظریه های هوش را از تحلیل عاملی داده های آزمون هوش استخراج کردند. تفاوت اصلی این دو، به نظر اسپیرمن از هوش عمومی (g) مربوط می شود که به عقیده ی او، مبنای عملکرد در همه ی آزمونهاست؛ در حالی که استدلال های ترستون، بر اساس توانایی های مجزای اولیه، مبتنی است. این دو بر اساس معیارهای جدید تعریفی محدود از هوش را – و لو به طور ضمنی – به کار برده اند؛ ولی هر دو تأثیر اساسی بر آزمون های روان سنجی داشته اند.
2-2-3- نظریه های آغازین هوش
2-2-3-1- نظریه دو عاملی اسپیرمن
اسپیرمن به این نتیجه رسید که عملکرد در خرده آزمون های تست های هوش، تقریباً همیشه با هم همبستگی مثبتی دارند؛ ولی این همبستگی ها کامل نیستند. او دلیل این امر را این می داند که عملکرد افراد در آزمون های هوش تا حدودی توسط هوش عمومی (g) تعیین می شود و تا اندازه ای نیز لازم است که توسط توانایی های خاص فرد معین شود. (شکل 1)؛ بنابراین، برای مثال، نمره ی شخص در یک آزمون واژگان تا حدودی به وسیله ی هوش عمومی او و قدری نیز به کمک توانایی کلامی خاصی که دارد، تعیین می شود؛ از این رو عملکرد افراد در آزمون های هوش، به دو عامل بستگی دارد: عامل اول، میزان همبستگی یک خرده آزمون به آزمون دیگر است، و این نشان می دهد که تا چه حد تکمیل موفقیت آمیز آن خرده آزمون، به هوش عمومی نیاز دارد؛ عامل دوم، میزان عدم همبستگی آن با دیگر آزمون هاست و بیان گر این است که چه میزان به توانایی خاص نیاز دارد. اسپیرمن استدلال کرد از آن جا که هوش عمومی g تقریباً در همه ی کارها اهمیت دارد، مهم ترین جنبه ی به شمار می رود. تاکنون برای ساختن آزمون هایی که تنها هوش عمومی g را می سنجند، تلاش های زیادی شده است. احتمالاً معروف ترین آن ها، آزمون ماتریس های پیشرونده ی ریون است.
شکل 1. مدل دو عاملی هوش عمومی اسپیرمن.
2-2-3-2- توانایی های ذهنی اولیه ی از نظر ترستون
ترستون در مورد همبستگی بین آزمون ها، دیدگاهی متفاوت با دیدگاه اسپیرمن اتخاذ کرده (شکل 2). ترستون هفت توانایی ذهنی اولیه که می تواند اصولاً بدون وابستگی به یکدیگر ارزیابی شود، مطرح کرد (جدول 1).
یکی از نتایج مهم الگوی ترستون، ایجاد مجموعه های چند متغیره استعداد است که به جای اندازه گیری انفرادی و کلی، نیم رخ توانایی ها را به دست می دهد. آزمون توانایی های ذهنی اولیه شیکاگو، مستقیماً بر کار ترستون استوار بود؛ ولی آزمون تست های دیگری از قبیل آزمون تشخیص استعداد با کاربرد ویژه (مانند گزینش پرسنل، آزمون های تحصیلی و مشاوره) نیز چنین بوده اند.
شکل 2. مدل چند عاملی عمومی
توجه کنید! آزمون 1 مقیاس خوبی از توانایی است. در حالی که آزمون های 2 و 3 مقیاس های ضعیفی از توانایی های مربوط هستند. نمره ها در این آزمون ها نباید همبستگی داشته باشند. آزمون های 4 و 5 بیشتر از یک توانایی را می سنجند و نمره های آن ها با دیگر آزمون ها، همبستگی خواهند داشت.
جدول 1. توانایی های ذهنی اولیه از نظر ترستون
توانایی
توصیف
درک کلامی
توانایی درک معانی کلمات، به وسیله ی آزمون های واژگان ارزیابی می شود.