دانلود تحقیق در مورد تمرینات استقامتی و تمرینات مقاومتی

دانلود پایان نامه
  • 2) عدم کنترل تفاوت های بدنی، حرکتی و مهارتی، سطح فرهنگی و وضعیت اجتماعی-اقتصادی و رشته تحصیلی آزمودنی ها.
    1-8 تعریف عملیاتی واژه ها
    خودپنداره بدنی: نوعی خودپنداره غیر تحصیلی که نگرش فرد را نسبت به ابعاد بدنی، توانایی ها و مهارتهای بدنی نشان می دهد(1). که در این تحقیق با استفاده از پرسشنامه خود توصیفی بدنی (PSDQ-s) مارش (2010) اندازه گیری می‌شود(8).
    فعالیت بدنی: به هر نوع حرکت جسمی که به وسیله عضلات اسکلتی انجام می شود و باعث مصرف انرژی می گردد، فعالیت بدنی می گویند (19). در این تحقیق از طریق تمرینات مقاومتی و تمرینات استقامتی سعی بر افزایش فعالیت بدنی داریم. همچنین از پرسشنامه بین المللی فعالیت بدنی ، برای بدست آوردن درجه فعال بودن نوجوانان استفاده گردیده است.
    غیر فعال: بر اساس نمره دهی پرسشنامه بین المللی فعالیت جسمانی، عدم کسب امتیاز فعالیت متوسط و شدید.
    تمرین مقاومتی: روش تمرینی است که با غلبه بر مقاومت توسط عضله یا گروهی ازعضلات افزایش قدرت را با سازگاری عصبی و حجیم سازی عضلات به دنبال دارد(2)، در این تحقیق از وزن خود فرد و وزنه‌های آزاد جهت اجرای تمرینات مقاومتی استفاده گردیده است.
    تمرین هوازی: تمرینی که با اجرای آن، کارآیی دستگاههای تولید انرژی به روش هوازی، افزایش یابد و باعث افزایش استقامت قلبی-تنفسی شود، تمرین هوازی گفته می شود (2). در این تحقیق از تمرینات ایروبیک آمادگی جسمانی استفاده شد.
    تمرین ترکیبی: تمرین همزمان چند دستگاه تولید انرژی و اجرای همزمان انواع مختلف تمرینات (20)، در این تحقیق، منظور ترکیبی از تمرین هوازی و مقاومتی در هر جلسه تمرینی است.
    پسران نوجوان: دوره سنی که از 10 یا 12 سالگی شروع و تا 18 سالگی ادامه دارد و تغییر‌های ویژه ای در رشد و تکامل رخ می دهد(3). در این تحقیق پسران نوجوان در محدوده سنی 14 – 17 سال بودند.
    ترکیب بدن: نسبت بافت بدون چربی بدن به بافت چربی بدن تعریف می شود. در این تحقیق از طریق محاسبه درصد چربی بدن 4 نقطه ای پترسون و همکاران(2003) بدست آمد.
    فصل دوم:
    مبانی نظری
    و
    پیشینه تحقیق
    2-1 مقدمه
    در این فصل با عنایت به موضوع پژوهش ابتدا مفاهیم نظری موضوع و در قسمت بعد به تحقیقات انجام شده مرتبط با موضوع در داخل و خارج کشور پرداخته خواهد شد و در پایان نیز جمع‌بندی و نتیجه‌گیری فصل بیان می‌شود.
    2-2 مبانی نظری
    2-2-1 شخصیت
    یکی از اساسی ترین موضوعات علم روانشناسی است. زیرا محور اساسی بحث در زمینه هایی مانن یادگیری، انگیزه، ادراک، تفکر، عواطف و احساسات، هوش و مواردی از این قبیل است.به عبارتی، موارد فوق اجزای تشکیل دهنده شخصیت به حساب می آیند. شخصیت معادل کلمه انگلیسی «Personality» است که از کلمه «Persone» اقتباس شده است و به معنی نقاب یا ماسکس است که بازیگران تئاتر در یونان قدیم به صورت خود می بستند. به مرور، معنای آن گسترده تر شد و نقشی که بازیگر اجرا می کرد را نیز، در بر گرفت. بنابراین، مفهوم اصلی و اولیه شخصیت، تصویری صوری و اجتماعی است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می کند، ترسیم می شود. یعنی در واقع، فرد به اجتماع خود شخصیتی را ارائه می دهد که جامعه بر اساس آن، او را ارزیابی می نماید(14). در حال حاضر تعریف واحدی از شخصیت، که مورد توافق همگان باشد وجود ندارد. بعضی از روانشناسان شخصیت، جنبه های بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی کنش انسان را مطالعه می کنند. گروهی دیگر به افراد و رفتار مشهود آنها توجه می کنند. بعضی دیگر، شخصیت را با توجه به ویژگی هایی چون فرآیندهای ناهوشیار تعریف می کنند که به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند و باید از رفتار استنباط شود و سرانجام، بعضی از روانشناسان، شخصیت را تنها از طریق ارتباط های متقابل افراد با یکدیگر و یا نقش هایی که در جامعه بازی می کنند، تعریف کرده اند. بنابراین دامنه تعاریف احنمالی شخصیت، از فرآیند های احتمالی ارگانیسم تا رفتارهای مشهود ناشی از تعامل افراد، در نوسان است (11). به همین سبب، از شخصیت تعاریف مختلفی ارائه شده است. برای مثال، کارل راجرز، شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته دایمی می داند که محور تمامی تجربه های وجودی ماست. آلبورت، شخصیت را مجموعه ای از عوامل درونی که تمام فعالیت های فردی را جهت می دهد، تلقی می کند.
    جی. بی. واتسون، شخصیت را مجموعه سازمان یافته ای از عادات می پندارد و جورج کلی، یکی از روانشناسان شناختی معاصر، روش خاص هر فرد را در جستجو برای تفسیر معانی زندگی، شخصیت وی می داند. برداشت های متفاوت از مفهوم شخصیت، به وضوح نشان می دهد که معنای شخصیت در طی تاریخ بسیار گسترده تر از مفهوم تصویر صوری و اجتماعی اولیه آن شده است. بر اساس تعاریف فوق، در تعریف نسبتأ جامعی از شخصیت، می توان گفت: «شخصیت، مجموعه سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتأ ثابت و پایدار است که بر روی هم، یک فرد را از فرد یا افراد دیگر متمایز می سازد» (14).
    نظریه های زیادی در شخصیت وجود دارد و تعریف شخصیت از دیدگاه هر دانشمند و یا هر مکتب و گروهی، به نظریه یا تئوری خاص آن بستگی دارد. فروید عقیده دارد که شخصیت از نهاد، خود و فراخود ساخته شده است. در نظریه فرویدف نهاد، کلیه بنیاد های زیستی انسان را بازنمایی می کند. نهاد بر اساس اصل لذت عمل می کند و در پی ارضای کامل و فوری است. به طوری که دلیل و منطق، ارزس ها، معنویات و اخلاقیات را نمی شناسد خودخواه و لذت جو است. فراخود، نقطه مقابل نهاد و بیانگر بخش اخلاقی کنش انسان است و شاملایده هایی است تقلا می کند و تنبیه هایی است که هنکام تخلف از آنچه اخلاقی است، انتظار دارد. سومین ساختار این نظریه، خود است. در حالی که نهاد در پی کسب لذت است و فراخود کمال جو است خود، واقع بین بوده و تمایلات نهاد را بر اساس واقعیت و خواسته های فراخود، بیان و ارضا می کند و آن دسته از تمایلات نهاد، را که با واقعیت خارج تضاد دارد، تعدیل، ثبت و ضبط می کند. یعنی ارضای غرایز تا فراهم شدن شرایط مطلوب به تعویق می افتد تا بیشترین لذت یا کمترین نتایج منفی به دست آید. فروید معتقد است که «خود» بخش سازنده شخصیت است (11) .
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.