دانلود تحقیق در مورد انواع هفتگانه ی هوش از نظر گاردنر و ساختار سلسله مراتبی

عدد
توانایی کار با اعداد.
Widget not in any sidebars

فضا
توانایی درک ارتباطات فضایی و تجسم کردن تغییر وضعیت بین اشیاء.
حافظه ی تداعی
در اصل با حافظه ی طوطی وار مرتبط است.
سرعت ادراکی
درک دقیق و سریع الگوهای دیداری.
استدلال عمومی
توانایی برای برخورد با مسائل جدید. پیشنهاد شده است که این توانایی به وسیله ی آزمون های استدلال ریاضی بهتر اندازه گیری می شود.
سیّالی واژها
توانایی برای اندیشیدن سریع درباره کلمات. اندازه گیری به کمک آزمون هایی از قبیل حلّ معماها و ساختن کلمات هم قافیه.
2-2-4- هوش متبلور و سیّال:
کتل و هورن بین توانایی هایی که به استفاده از دانش اکتسابی پیشین نیاز دارند و توانایی هایی که برای آن ها انعطاف پذیری ذهن در موقعیت های جدید لازم است، تمایز قایل شدند. همین رویکرد، دست کم در یکی از آزمون های اصلی هوش گنجانده شده است. البته امکان دارد که «هوش عمومی» اسپیرمن، مبنای هر دو نوع توانایی باشد؛ ولی باید توجه داشت که هوش متبلور با افزایش سن، افزایش پیدا می کند؛ در حالی که هوش سیّال در ابتدای بزرگسالی به اوج خود می رسد.
کتل و هورن دیدگاهی بینابین نظریه های اسپیرمن و ترستون را پیشنهاد کردند. آن ها بین توانایی هایی که شامل کاربرد دانش و مهارت های کسب شده ی قبلی (معروف به هوش متبلور) است و توانایی ها ویژه ی برخورد با مسائل جدیدی که نیاز به دیدگاه جدید و انعطاف پذیری ذهنی دارد (معروف به هوش سیال) تمایز قایل شده اند. تحقیقات نشان می دهد که بین مقیاس های هوش متبلور و هوش سیال، همبستگی نسبتاً بالایی وجود دارد؛ به طوری که ممکن است تصور شود هر دوی آن ها، نمایانگر هوش عمومی g هستند؛ ولی در عین حال آن ها از این نظر با هم تفاوت دارند که هوش متبلور گویا با افزایش سن افزایش می یابد؛ در حالی که هوش سیال در اوایل بزرگسالی به اوج خود می رسد و سپس با افزایش سن کاهش می یابد. نسخه تجدید نظر شده اخیر آزمون استنفورد – بینه این ویژگی را در یک ساختار سلسله مراتبی جای می دهد؛ به طوری که در آن نمره کل،‌ عبارت است از میزان هوش عمومی. (شکل 3).
شکل 3. ساختار سلسله مراتبی آزمون تجدیدنظر شده ی استنفورد – بینه.
2-2-5- هوش های چندگانه:
وقتی هوش به جای قالب تحصیلی در چارچوب فرهنگی تعریف شود، واضح است که آنچه رفتار هوشمندانه به شمار می رود از جامعه ای به جامعه ی دیگر فرق می کند. گاردنر بر اساس دامنه وسیعی از داده ها، بر این باور است که هفت نوع هوش مختلف وجود دارد که خاستگاه هر کدام، بخش های گوناگون مغز می باشد.
بیشتر رویکردها نسبت به مطالعه ی هوش،‌ بر توان و کارایی ذهنی مبتنی است و در نتیجه تحقیقات غالباً به حوزه آموزش محدود می شود؛ ولی گاردنر در این زمینه دیدگاه دیگری پیشنهاد می کند. او می گوید هوش بسته به فشاری که روی فرد جهت انطباق و سازگاری با محیطش وارد می شود، شکل های مختلفی به خود می گیرد؛ بنابراین فیزیکدان برنده ی جایزه، قهرمان المپیک، و رئیس باند بزهکاری که به زندگی شهری آشناست، هر یک شکل متفاوتی از هوش را که در محیط آن ها مؤثر است، بروز می دهند. گاردنر انواع هفتگانه ای برای هوش ارائه کرد (جدول 2). سه مورد اول آن ها، شبیه به توانایی هایی است که ترستون ارائه کرده؛ در حالی که بقیه ی آن ها کاملاً با هم متفاوت هستند.
جدول 2. انواع هفتگانه ی هوش از نظر گاردنر
نوع هوش
ویژگی‌ها
زبانی
توانایی به کارگیری زبان و استدلال کلامی