دانلود تحقیق با موضوع موش های صحرایی نر و پروتئین واکنشگرC

دانلود پایان نامه

آزمایش سیستاتین C، آسیب های خطرناک کلیه را زودتر و دقیق تر از آزمایش های رایج غربالگری نشان می دهد و از طرفی تست ارزان قیمت تری نسبت به سایر تست های با کاربرد مشابه می باشد. پس تشخیص زود هنگام کاهش میزان فیلتراسیون گلومرولی در روزهای نخست پس از پیوند کلیه، از اهمیت بالایی برخوردار است. قبل از سیستاتین C، کراتینین سرم به عنوان یکی از مارکرها برای تشخیص محسوب می شد، اما حالا سیستاتین Cپیشنهاد می شود. پس نتیجه گیری می شودکه سیستاتین Cسرمی تست تشخیصی حساستر و دقیق تری نسبت به کراتینین در ارزیابی کاهش عملکرد کلیه پیوندی در بیماران گیرنده ی کلیه در هفتۀ اول پس از عمل جراحی پیوندکلیه می باشد.

  • اخیرا دریافتند که سیستاتین C علاوه برآنکه در ارزیابی مستقیم عملکرد کلیه نقش دارد بگونه ای روز افزون بعنوان شاخصی برای تعیین میزان خطر مرگ و میر ناشی از حوادث قلبی عروقی حاد و سکته مغزی در افراد مسن تر شناخته می شود. در بررسی های انجام شده در مورد مسایل سلامتی قلبی عروقی نتایج نشان داده که افزایش مقادیر سیستاتینC سرم مستقیما با افزایش خطر مرگ و میر ناشی از علل مختلف مرتبط بود. همچنین گفته می شود که مقدار سیستاتین C سرم قویا دارای ارزش پیش بینی کننده ای در مورد افزایش خطر مرگ و میر در موارد مشکوک یا تایید شده سندرم کرونری حاد با ST غیر افزاینده می باشد (لبیب زاده، 1385 ).
    2-2-پیشینه ی تحقیقات
    در این بخش تحقیقات انجام گرفته در مورد تاثیر فعالیت ورزشی بر عوامل خطر زای قلبی عروقی و به ویژه چربی ها و لیپوپروتئین های سرم که در داخل و خارج کشور انجام شده است، بررسی می شود.
    زینب و همکاران(1390) تاثیر پیاده روی 8هفته ای بر غلظت لیپوپروتئین و سرم زنان یائسه غیر ورزشکار را مورد بررسی قرار دادند. محققان نتیجه گیری کردند: که انجام هشت هفته برنامه پیاده روی سبب کاهش غلظت لیپوپروتئین a سرم، شاخص توده بدنی، درصد چربی بدن ونسبت دورکمر و دور باسن زنان یائسه شده است.
    عسکری اسرا و همکاران (1391) تأثیر هشت هفته تمرین هوازی به سطح لیپید و لیپوپروتئین های سرم زنان را مورد بررسی قرار دادند. محققان نتیجه گیری کردند که تمرینات هوازی سبب کاهش درصد چربی زیر پوستی، کلسترول تام، RF و لیپوپروتئین های کم چگال پلاسما در زنان غیر و رزشکارمی گردد.
    طاهری و همکاران(1386) تأثیر هشت هفته تمرین های هوازی به لیپوپروتئین های خون زنان غیر ورزشکار 50-30 ساله شهر اهواز را مورد بررسی قرار داد. محققان نتیجه گیری کردند که زنان میانسال با انجام فعالیت های ورزشی می توانند عوامل خطر زای قلبی-عروقی خود را کاهش دهند.
    کریمی جشن و همکاران(1381)تأثیر تمرینات هوازی کوتاه مدت درمحیط آلوده بهCBC و مقدار لیپیدها و لیپوپروتئین های سرم و زمان اجرا در موش های آزمایشگاهی را مورد بررسی قرار دادند. محققان نتیجه گیری کردند که تمرین هوازی در مدت هشت هفته صرف نظر از اینکه در محیط آلوده و یا غیر آلوده انجام گیرد، باعث کاهش معنی دار تری گلیسیرید سرم و وزن می شود و بی تحرکی در محیط پاک، باعث افزایش وزن می گردد، ولی بی تحرکی در محیط آلوده، تأثیری در وزن نداشت. زمان استقامت تا مرز خستگی نیز برای هر دو گروه تجربی، در محیط آلوده کمتر از محیط پاک بود. اما بین دوگروه در دو محیط تفاوت معنی دار نبود.
    افضل پورو همکاران(1386)تاثیر دو نوع تمرین هوازی بر میزان اکسیده شدن لیپوپروتئین کم چگالی و عوامل خطرزای قلبی- عروقی مردان غیر فعال را بررسی کردند آنان نتیجه گرفتند که اجرای تمرینات هوازی با شدت های 85-60 در صد حداکثر ضربان قلب ذخیره، تولید استرس اکسیداتیو بالا نمی کنند و به دلیل عدم ایجاد شرایط اکسیده شدن LDL در بدن، تغییر معنی داری در عوامل دفاعی که معمولاً برای مقابله با وضعیت های حاد آتروژنیکی به کار گرفته می شوند، به وجود نمی آیند.
    عباس پور و همکاران(1380) تأثیر ورزش هوازی زیر بیشینه ی لیپو پروتئین های پلاسمای خون مردان دیابتی IDDM را مورد بررسی قرار دادند. محققان نتیجه گیری کردند که کاهش معنی داری درکلسترول تام و افزایش چشمگیری در آنتی ریسک قلبی-عروقی، HDL-C و نیز قندخون گلیکولیزه گروه تجربی بدست آمد، سایرتغییرات پدیدآمده درلیپوپروتئین هاواجزای چربی خون نیز ازجنبه ی بالینی قابل توجه است.محققان عنوان نمودند که به نظر می رسد اندازه ی شدت یاحجم مدت ورزش تناوبی اکسایشی زیر بیشینه درمحیط خشک، تحت شدت کار HRR%56 به موازات برخورداری بیماران ازسطح برتر آمادگی بدنی گروه آزمایش برای برانگیختگی فرآیندهای متابولیک اکسایش چربی، به ویژه فراخوانی لیپوپروتئین های پلاسمایی احتمالاً چندان شدید نبوده است.
    گائینی و همکاران(1391) تاثیرمقایسه دو روش تمرین هوازی تداومی و تناوبی فزاینده را برلیپوپروتئین های پلاسما وCRP سرم زنان مورد بررسی قرار دادند محققان نتیجه گیری کردندکه تأثیر دوروش تمرین هوازی تداومی و تناوبی فزاینده برلیپوپروتئین های پلاسما وCRP سرم زنان یکسان می باشد.
    صارمی و همکاران (1390)تأثیر12هفته تمرین قدرتی برسطح سرمی کمرین، پروتئین واکنشگرC فاکتور نکروز دهنده ی تومور آلفا در افراد مبتلا به سندروم متابولیک را مورد بررسی قرار دادند محققان عنوان کردند که در این پژوهش 12 هفته تمرین قدرتی موجب بهبود شاخص های قلبی و متابولیکی در افراد مبتلا به سندروم متابولیک شد و این بهبودی باکاهش سطح تمرین وCRP همراه بود.
    قنبری نیاکی وهمکاران(1390) تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی با دومدت زمان مختلف، بر سطح استراحتی گرلین متصل به HDL پلاسمایی در موش های صحرایی نرراموردبررسی قراردادند و نتیجه گیری کردندکه هشت هفته تمرین بامدت های مختلف اثری برسطح گرلین متصل بهHDL وارتباط آن باپروفایل لیپیدی ندارد.
    قنبری نیاکی و همکاران(1389) تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی بامدت های مختلف بر سطوح استراحتی HDL تام، HDL2 ،HDL3 پلاسما درموش های صحرایی نر را مورد بررسی قرار دادند. آنان نتیجه گیری کردندکه 8هفته تمرین استقامتی بامدت 20 متربه دقیقه ومدت های مختلف90،60،40 دقیقه تأثیری برسطوح HDLتام،HDL2،HDL3،LDL-C،VLDL-C،TC/HDL-C،LDL/HDL،C/HDL3 ندارد. اماسطوح کلسترول تام به طور معنی داری پس از8 هفته تمرین استقامتی کاهش یافت.
    ابراهیم و همکاران(1380) تأثیر دو نوع فعالیت هوازی یک جلسه ای را برمیزان تغییرات بتالیپوپروتئین (LDL)، آلفالیپوپروتئین(HDL) وچربی تحت جلدی دانشجویان پسر غیر ورزشکار دانشگاه گیلان مورد بررسی قرار دادند و نتیجه گرفتند که یک جلسه فعالیت دو تناوبی برمیزان HDL-C،LDL-C وچربی تحت جلدی تاثیرمعنی داری داشت.همچنین یک جلسه فعالیت دایره ای باوزنه برمیزان HDL-C تأثیر معنی داری داشت.ولی برمیزان LDL-C وچربی های تحت جلدی تأثیر معنی داری نداشت. درپایان نتیجه گرفته شدکه یک جلسه فعالیت هوازی دایره ای باوزنه نسبت به یک جلسه فعالیت هوازی دوتناوبی برسطح چربی های پلاسما تأثیر بیش تری دارد.
    سیاری و همکاران(1386) تأثیرهشت هفته تمرینات زیربیشینه ی شنا ودومیدانی را برمیزان تری گلیسیرید،کلسترول،HDL-CوLDL-C دانش آموزان پسرمبتلا به چاقی مقطع متوسطه موردبررسی قراردادند. محققان نتیجه گیری کردند که 8هفته تمرینات هوازی شنا و دویدن،مقدارHDL-C گروه های تجربی درمقایسه با گروه کنترل را افزایش معنی داری داده است.امااختلاف معناداری درمقادیر HDL-C گروه شنا و دونده وجود ندارد. بین مقادیرتری گلیسیرید هر گروه تمرینی وکنترل، و همچنین بین گروه های شناگر و دونده درمقایسه تری گلیسیرید تفاوت معنی داری وجود دارد. بدین صورت که تری گلیسیرید متعاقب تمرینات دویدن نسبت به گروه شناگر،کاهش بیش تری داشته است. بین مقادیر کلسترل تام درگروه های تمرینی وکنترل تفاوت معنی داری دیده شد.امابین گروه های شناگر و دونده در مقادیر کلسترول تام اختلاف معنی داری وجود نداشته است. بین مقادیرLDL-C درگروه های تمرینی وکنترل اختلاف معنی داری وجود دارد. اما بین گروه های شناگر و دونده در مقادیرLDL-C تفاوت معنی داری وجود ندارد.
    حسینی کاخک و همکاران(1388) تاثیر تمرینات مقاومتی برمقدار پروئتین واکنشگر C وسیستاتینC در دختران چاق مورد بررسی قرار دادند. محققان نتیجه گیری کردند که هشت هفته تمرین مقاومتی تأثیری بر سطح پلاسمای پروتئین واکنش C وسیستاتینC در دختران چاق نداشت. کافی نبودن شدت و مدت تمرینات از جمله علل احتمالی عدم تأثیر تمرین برمتغیرهای مذکورمی باشد.
    مقدسی و همکاران(1390) تأثیر12هفته اصلاح فعالیت های بدنی در زندگی، بر میزان کلسترول LDL اکسید شده سرم درمردان چاق را مورد بررسی قرار دادند و نتیجه گرفتند که هرچند12هفته تمرین LAM موجب بهبود ترکیب بدن، آمادگی قلبی-تنفسی ،کاهش سطح کلسترول LDL درمردان چاق میانسال گردید، اما این نوع روش تمرین برمقدار OX-LDL-C سرم مردان چاق میانسال تاثیری نداشت.
    جوادی وهمکاران(1381)تأثیر تمرینات هوازی برسایزLDL و آپوپروتئین های پلاسمایی درمردان میانسال راموردبررسی قرار دادند: محققان نتیجه گیری کردندکه: اندازه LDLدر گروه تجربی افزایش معنی داری داشت اما درگروه گواه بدون تغییر باقی ماند.میزان APOA-1 آزمونی های دوگروه درطول هفته تغیر معنی داری نشان نداد.درمیزان APOB دوگروه نیز تغییرمعنی داری مشاهده نشد. محققان عنوان داشتند که تغییرات در عوامل خطرزای
    قلبی-عروقی به ویژه سایزLDC خطرابتلا به بیماری های قلبی-عروقی آزمون های گروه تجربی راکاهش می دهد.برهمین اساس برنامه های فعالیت بدنی با ویژگی تمرینات مورداستفاده درتحقیق حاضر،می تواند با هدف پیشگیری ازبروزبیماری قلبی-عروقی دربین افراد میانسال به کارگرفته شود.
    ثالثی و همکاران(1386) در تحقیقی با هدف مطالعه تأثیر نوع تمرین و استروژن بر پروتئین واکنش‌دهنده C و برخی دیگر از عوامل خطرزا قلبی عروقی زنان مسن ،71 نفر واجدین شرایط رابه صورت انتساب تصادفی در سه گروه تمرینی (پیاده‌روی، حرکت در آب و تمرینات با وزنه) (هرگروه 16 نفر) و یک گروه کنترل (12 نفر) و یک گروه مصرف کننده استروژن تقسیم کردند.چهار روز قبل از شروع مراحل اجرایی آزمون،‌ اندازه‌گیری‌‌های آنتروپومتریک و فیزیولوژیکی از کلیه گروه‌ها انجام شد و روز قبل از شروع برنامه از آزمودنی‌ها به صورت ناشتا (حداقل 12 ساعت) خون‌گیری به عمل آمد. سه گروه تمرینی به مدت دو ماه در روزها و ساعت‌های مشابه تحت نظر مربی باشدت و مدت معین تمرینات خود را انجام می‌دادند. نتایج نشان داد که میزان CRP در پیش‌آزمون و پس‌آزمون سه گروه تمرینی کاهش داشت که این کاهش در بین گروه ها معنی‌دار نبود. لیکن نتایج مقادیر چربی‌ها و لیپو پروتئین‌ها حاکی از تغییرات معنی‌دار درTC ،TG ، LDL ، VLDL در گروه‌های تمرینی بود. در مجموع محققان عنوان نمود ند که فعالیت ورزشی می‌تواند تأثیرات مثبت بر عوامل خطرزای قلبی عروقی زنان مسن ایجاد نماید
    سردرودیان وهمکاران(1389)تأثیرتمرینات مقدماتی شنا برLDL اکسیدشده ونیم رخ لیپیدی زنان یائسه مبتلابه پرفشارخونی راموردبررسی قراردادند محققان نتیجه گرفتند که تمرینات مقدماتی شنا باعث افزایش معنی دار در حداکثرتوان هوازی شده است درحالی که تغییر معنی داری درLDL-Cو HDL-c مشاهده نشد. همچنین ارتباط مثبت ومعنی داری بین OX-LDL و LDL-C بدست آمد.بنابراین می توان گفت که انجام تمرینات مقدماتی شناباعث کاهش OX-LDL درزنان یائسه مبتلا به پرفشارخونی می شود.
    حقیقی و همکاران(1389)، به بررسی تأثیر تمرینات هوازی و مکمل ویتامین E بر میزان پروتئین واکنشی C و عوامل خطرزای قلبی- عروقی در زنان یائسه(45 تا 60 سال) پرداختند. به همین منظور 33 نفر با میانگین سن78/54 سال، قد 39/155سانتی متر و وزن 15/73 کیلوگرم به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در چهار گروه تمرینات هوازی + ویتامین E(9 نفر)،) تمرینات هوازی + دارونما(8 نفر)، ویتامین E(8 نفر)، و دارونما (8 نفر) قرار گرفتند. گروه های تمرینی به مدت 8 هفته( هر هفته 3 جلسه) تحت تأثیر دویدن هوازی با شدت 55-65 درصد حداکثر ضربان قلب قرار گرفتند. گروه مصرف مکمل ویتامین E روزانه یک عدد کپسول ویتامین E با دوز 800 واحد بین المللی و گروه دارونما روزانه یک کپسول 664 میلی گرمی لاکتوز استفاده می‌کردند. نتایج نشان داد انجام تمرینات هوازی + مکمل ویتامین Eو نیز انجام تمرینات هوازی + دارونما باعث کاهش معنادار پروتئین واکنشی C، LDL-C، کلسترول، تری گلیسیرید، درصدچربی بدن و افزایش معنادار HDL-C و حداکثر توان هوازی می‌شود. همچنین، مصرف مکمل ویتامین E ، میزان پروتئین واکنشیC را کاهش و HDL-C را افزایش داد. درگروه دارونما تغییری در شاخص‌های تحقیق مشاهده نشد. می‌توان گفت انجام تمرینات هوازی به صورت مجزا یا همراه با مصرف مکمل ویتامین E باعث کاهش شاخص‌های خطر قلبی- عروقی در زنان یائسه می‌شود.
    در تحقیقی دیگر حجتی، رحمانی نیا، سلطانی و رهنما (1387) به بررسی آثار حاد فعالیت ورزشی بر لپتین سرم و برخی عوامل خطرزای بیماری کرونر قلب در دختران چاق پرداختند. 6 دختر جوان و چاق (میانگین سنی 20، شاخص توده بدنی 5/34 کیلوگرم بر متر مربع) جهت شرکت در تحقیق داوطلب شدند. پس از خون گیری ناشتا تمرین مقاومتی (11 ایستگاه، 4 دوره، 15 تکرار با 60 درصد یک تکرار بیشینه، با 5/1دقیقه استراحت بین تکرارها) انجام پذیرفت. نمونه خونی دوم و سوم به ترتیب بلافاصله و 10 ساعت پس از فعالیت گرفته شد. در گروه کنترل نیز درست همانند روز تمرین مقاومتی، اما بدون اجرای ورزش، خون گیری انجام پذیرفت. تمرینات هوازی به صورت اینتروال (سه دوره 10 دقیقه ای در 60 تا 70 درصد ضربان قلب بیشینه به شکل رکاب زدن روی کارسنج با 5 دقیقه استراحت بین دوره‌ها) اجرا و نمونه های خونی مطابق با جلسات قبل در سه نوبت جمع آوری شد. تغییرات قند، کلسترول تام، تری گلیسرید، HDL-C و LDL-C سرم در سه روز آزمایش و سه زمان اندازه گیری شده در روز تفاوت معناداری نشان نداد (p<0>
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.