دانلود تحقیق با موضوع زنان دارای اضافه وزن و پروتئین واکنشگر C


Widget not in any sidebars
روز قبل از آغاز برنامه ورزشی از کلیه آزمودنی ها با حضور در محل آزمایشگاه به صورت ناشتا خونگیری به عمل آمد. سپس دو گروه تمرینی به مدت هشت هفته، هفته ای سه جلسه با شدت 70-50 حداکثر ضربان قلب و به مدت 90-60 دقیقه به فعالیت ورزشی پرداختند.برنامه گروه تمرین پیوسته در یک جلسه انجام می شد ولی برنامه گروه تمرین گسسته با همان مدت زمان و حجم در دو جلسه صبح و عصر برگزار شد. در پایان 8 هفته کلیه اندازه گیری ها مشابه با پیش آزمون انجام گرفت.
اطلاعات بدست آمده با استفاده از تحلیل واریانس یک راهه در بین گروه های تحقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج زیر حاصل گردید:
1-فعالیت ورزشی گسسته باعث کاهش لیپوپروتئین کم چگال نسبت به گروه کنترل شد.
2-هر دو فعالیت گسسته و پیوسته باعث افزایش لیپوپروتئین پرچگال نسبت به گروه کنترل شدند.
3-هشت هفته فعالیت ورزشی گسسته باعث کاهش معنی دار در میزان تری گلیسیرید نسبت به گروه کنترل شد.
4-هشت هفته فعالیت ورزشی گسسته و پیوسته تغییر معنی داری در میزان کلسترول به وجود نیاورد.
5-هشت هفته فعالیت ورزشی تفاوت معنی داری معنی داری در میزان پروتئین واکنشگر C در میان سه گروه تحقیق ایجاد نکرد. مقایسه پیش آزمون و پس آزمون مقادیر پروتئین واکنشگر C در گروه تمرین پیوسته حاکی از کاهش معنی دار آن پس از هشت هفته بود.
6-مقادیر سیستاتین C آزمودنی های گروه های تحقیق تفاوت معنی داری را پس از هشت هفته فعالیت ورزشی نشان نداد.
5-2- بحث و بررسی
5-2-1- تاثیرفعالیت ورزشی بر مقادیر لیپوپروتئین کم چگال
یافته های تحقیق حاضر نشان داد که هشت هفته تمرین گسسته باعث کاهش مقادیر لیپوپروتئین کم چگال نسبت به گروه کنترل گردید.نتایج این مطالعه با یافته های کوداما و همکاران،2007؛ اونیس و همکاران،2008؛ حقیقی و همکاران،1389؛ رحمان سوری و همکاران،1385؛ فرامرزی و همکاران،1390؛ مقدسی و همکاران ،1390؛ ثالثی و همکاران،1386 و عسکری اسرا و همکاران ،1391 همسو و با یافته های مایل و همکاران ،2003؛ سردار و همکاران،1387؛ سردرودیان و همکاران،1389و حجتی و همکاران ،1387 ناهمسو بود.
کوداما و همکاران (2007) به بررسی تاثیر تمرین هوازی بر سطوح LDL سرم پرداختند. نتایج تحقیق نشان داد که هشت هفته تمرین هوازی باعث کاهش در سطح LDL سرم آزمودنی ها شد. محققان حداقل حجم تمرین هفتگی برای کاهش LDL را 900 کیلو کالری هزینه انرژی در هفته یا 120 دقیقه تمرین در هفته تخمین زدند.
سردار و همکاران (1387) تاثیر 8 هفته فعالیت بدنی هوازی بر عوامل خطر زای قلبی عروقی مردان دیابتی بررسی کردند. یافته های تحقیق پس از 8 هفته تمرین هوازی با شدت 60-80 درصد ضربان قلب ذخیره تغییر معنی داری را در لیپوپروتئین کم چگال مشاهده نکردند.محققان مدت برنامه تمرین را از علل اصلی تاثیر کم یا بی تاثیر بودن نتایج دانستند و عنوان داشتند که ممکن است با ادامه فعالیت بدنی این تاثیرات بارزتر شود.
عسکری اسرا و همکاران (1391)تاثیر هشت هفته تمرین هوازی بر سطح لیپید و لیپوپروتئین های سرم زنان را مورد بررسی قرار دادند.آنان در انتهای تحقیق اعلام کردند که تمرینات هوازی سبب کاهش درصد چربی زیر پوستی ،کلسترول تام و لیپوپروتئین کم چگال پلاسما در زنان غیر ورزشکار میشود.
لیپوپروتئین کم چگال یکی از مهمترین پیش بین ها در میان عوامل خطر زای قلبی عروقی است که کاهش آن روند درمان بیماران را تسریع می کند. نتایج تحقیقات حاکی از تاثیر رژیم های غذایی کم چرب در کاهش معنی دار لیپوپروتئین کم چگال است، اما در مورد تاثیر فعالیت بدنی نتایج هنوز متناقص است (لئون و سانچز،2001). محققان اعلام کردند که لیپوپروتئین کم چگال تحت تاثیر گیرنده های بسیار حساس LDL قرار دارد و هنگامی که شمار اسن گیرنده ها در سلول بالا باشد غلظت های پایین LDL تثبیت می گردد. در این میان عواملی همچون رژیم غذایی پر چرب یا سرشار از کلسترول در کاهش تعداد گیرنده های LDL که منجر به افزایش لیپوپروتئین کم چگال می شود، نیز موثرند(براون و همکاران،2000).
به علاوه فعالیت ورزشی به خصوص از نوع هوازی با افزایش فعالیت آنزیم لیپوپروتئین لیپاز و تولید کمتر استیل کوا در کبد روند سنتز LDL را محدود میکند.همچنین با کنترل مداوم رژیم غذایی و عدم مصرف غذاهای پر چرب میتوان بخشی از افت LDL را توجیه کرد،ضمن آنکه استرس های شدید ذهنی و مشکلات روحی نیز میتواند در افزایش LDL خون موثر باشد (نایت و همکاران،2002 ).
5-2-2- تاثیر فعالیت ورزشی بر مقادیر لیپوپروتئین پرچگال
یافته های تحقیق حاضر نشان داد که مقادیر لیپوپروتئین پرچگال در هر دو گروه تمرین پیوسته و گسسته نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری را داشته است.نتایج تحقیق با یافته های کوداما و همکاران،2007؛ لیرا و همکاران،2010؛ مایل و همکاران،2003؛اونیس و همکاران،2008؛ زارع و همکاران ،1390؛ فرامرزی و همکاران،1390؛ کاظمی نسب و همکاران ،1391 همسو وبا یافته های سردار و همکاران ،1387؛ثالثی و همکاران ،1386؛ حجتی و همکاران،1387؛ سردرودیان و همکاران،1389 و قنبری نیاکی و همکاران،1389 ناهمسو بود.
لیرا و همکاران (2010)تاثیر تمرین مقاومتی بر نیمرخ چربی مردان غیر ورزشکار را مورد بررسی قرار دادند.آزمودنی های آنان با توجه به شدت تمرین به چهار گروه تقسیم شدند ولی تعداددوره ها ،تکرار و بار تمرین در همه گرو ها یکسان بود.نتایج تحقیق نشان داد که تمرین با 50%یک تکرار بیشینه نسبت به تمرینات شدیدتر منجر به افزایش بیشتر HDL میگردد.محققان عنوان کردندکه تمرین مقاومتی طولانی میتواند باعث تغییر در نیمرخ لیپیدی شود و شدت های تمرین متوسط و کم نسبت به تمرینات شدید تاثیر گذاری بیشتری بر لیپوپروتئین پرچگال دارد.
انجام تمرینات هوازی در کنار مکمل ویتامینE نیز به مدت 8 هفته توانست باعث افزایش HDL آزمودنی ها شود (حقیق و همکاران،1389)
فرامرزی و همکاران) 1390( نیز تاثیر یک دوره تمرین هوازی موزون بر سطوح استراحتی ویسفاتین و برخی عوامل خطر زای متابولیک زنان دارای اضافه وزن را بررسی کردند، آنان در نهایت اعلام کردند که 8 هفته تمرین هوازی موزون می تواند از طریق کاهش توده ی چربی بدن و کاهش وزن باعث بهبود نیمرخ های چربی و از جمله افزایش HDL در زنان چاق شود.
مطالعات انجام گرفته توسط دورستین و همکاران )2001( نشان می دهد که فعالیت ورزشی بیشترین تاثیر را بر لیپوپروتئین پرچگال 4 تا 24 میلی گرم در دسی لیتر در افرادی که دارای مشاغل فعال هستند و یا در فعایت های استقامتی شرکت می کنند، بالاتر از افراد بی تحرک هستند.(دورستین و همکاران،2001 ) .
مرور تحقیقات انجام شده در این زمینه اعلام میکند که حداقل 12 هفته فعالیت ورزشی هوازی میتواند باعث تغییرات مثبت در نیمرخ چربی آزمودنی ها شود.محققان افزایش معنی دار در لیپو پروتئین پر چگال را در 24 تحقیق از 51 پژوهش گزارش کردند.در مجموع علل افزایش لیپو پروتئین پر چگال را میتوان در افزایش تولید HDLتوسط کبد و تغییر در آنزیم های مختلف نظیر لیپوپروتئین لیپاز ولیستین ترانسفراز و کاهش فعالیت آنزیم هپاتیک (لیپاز کبدی)دانست ،که شدت و مدت تمرین در این تحقیق به قدری بوده است که باعث تغییرات مثبت در سطوح HDL وضمن کاهش آنزیم لیپاز کبدی مانع از رسوب کلسترول در دیواره عروق گردد.
5-2-3- تاثیر فعالیت ورزشی بر میزان تری گلیسرید