دانلود تحقیق با موضوع حداکثر اکسیژن مصرفی و پروتئین واکنشگر C


Widget not in any sidebars
نتایج تحقیق حاضر نشان داد که هشت هفته تمرین به صورت گسسته باعث کاهش معنی داری تری گلیسرید در آزمودنی های گروه تمرین گسسته نسبت به گروه کنترل گردید اما بین گروه گسسته و پیوسته تفاوتی دیده نشد. این نتایج با یافته های فرامرزی و همکاران، 1390؛ صارمی و همکارن، 1389؛ سیاری و همکاران ، 1386؛ حقیقی و همکاران، 1389؛ همکاران، 1389؛ سردار و همکاران،1387؛ کریمی جشن و همکاران،1381؛ لیرا و همکاران،2010؛ همسو و با نتایج، 1387؛ گائینی و همکاران،1391؛ ناظم و همکاران، 1380؛ اسرار عسکری و همکاران، 1391، حجتی و همکاران ناهمسو بود.
سیاری و همکاران (1386) تاثیر 8 هفته تمرین زیر پیشینه شنا و دومیدانی را بر چربی و لیپوپروتئین های سرم دانش آموزان پسر مبتلا به چاقی بررسی کردند. محققان گزارش کردند که بین مقادیر تری گلیسرید گروه های تمرین و کنترل و همچنین بین دو گروه تمرین تفاوت معناداری مشاهده گردید، بدین صورت که تری گلیسرید متعاقب تمرینات دویدن نسبت به گروه شناگر، کاهش بیش تری داشته است.
اسرار عسکری و همکاران (1391) در تحقیقی اثر هشت هفته تمرین هوازی را بر سطوح لیپید و لیپوپروتئین های سرم زنان غیر ورزشکار سالم بررسی کردند. آزمودنی ها به مدت 8 هفته ، هفته ای سه جلسه و هر جلسه یک ساعت تمرین هوازی با شدت 60 تا 70 درصد ضربان قلب بیشینه انجام دادند. نتایج تحقیق نشان داد که مقادیر TG در گروه تمرین کاهش داشته است ولی این تغییر معنادار نبود.
سردار، گایینی و رمضانی (1387) تاثیر فعالیت بدنی هوازی 8 هفته ای بر قند خون، درصد چربی بدن، حداکثر اکسیژن مصرفی و عوامل خطرزای بیماری های قلبی عروقی در بیماران مرد دیابتی نوع یک را مورد بررسی قرار دادند. 20 نفر از بیماران مرد دیابتی نوع 1، 15 تا 25 ساله به صورت هدفمند انتخاب شده ، و در یک برنامه ی منظم ورزشی شرکت کردند. برنامه تمرینی شامل 45 تا 60 دقیقه فعالیت هوازی با شدت 60-80 درصد ضربان قلب ذخیره سه بار در هفته بود. پیش و پس از 8 هفته فعالیت بدنی هوازی منظم از آزمودنی ها نمونه ی خونی گرفته شد. درصد چربی بدن و حداکثر اکسیژن مصرفی محاسبه شد . پس از 8 هفته فعالیت بدنی منظم تغییر معنی داری در قند خون ناشتا، کلسترول تام، LDL-C ، HDL-C و BMI مشاهده نشد، اما تغییر معنی داری در تری گلیسرید، درصد چربی بدن، فشار خون سیستولی و دیاستولی، ضربان قلب استراحتی و حداکثر اکسیژن مصرفی بیماران مرد دیابتی نوع 1 به وجود آمد. نتیجه گرفته شد که فعالیت بدن هوازی 8 هفته ای بر تری گلیسرید، درصد چربی بدن، فشارخون سیستولی و دیاستولی، ضربان قلب استراحتی و حداکثر اکسیژن مصرفی بیماران مرد دیابتی نوع 1 تاثیر مثبت دارد و بر قندخون ناشتا، کلسترول تام ، LDL-C ، HDL-C، BMI بی تاثیر یا کم تاثیر است که با ادامه ی فعالیت های بدنی ممکن است این تاثیرات بارزتر شود.
گائینی و همکاران (1391) تاثیر دو روش تمرین هوازی تداومی و تناوبی را بر لیپوپروتئین های سرم زنان غیر ورزشکار بررسی کردند. برنامه تمرین شامل 8 هفته دویدن، هفته ای سه روز با شدت 65 تا 75 حداکثر ضربان قلب بود. نتایج نشان داد که تری گلیسیرید پس از 8 هفته تمرین هوازی تناوبی کاهش داشته است اما گروه تمرین هوازی تداومی تغییر معناداری در مقادیر تری گلیسرید نسبت به پیش آزمون و گروه کنترل نشان ندادند.
با توجه به اینکه تری گلیسرید از سوبستراهای مهم جهت تولید انرژی در فعالیت های هوازی محسوب می شود اگر شدت و مدت تمرین مناسب باشد و سیستم انرژی غالب به صورت هوازی انرژی مورد نیاز فعالیت را فراهم کند، سوخت و ساز چربی ها و به اندازه ای می رسد که در طولانی مدتی می تواند منجر به کاهش معنی دار تری گلیسرید سرم گردد.
تحقیقات انجام گرفته تا این زمان یک ارتباط معکوس بین فعالیت بدنی و سطوح TG سرم را نشان داده اند (دورستین و همکاران، 2001). در هر حال نتایج تحقیقات بالینی با توجه به آزمودنی های مورد بررسی، نتایج متناقضی را ارائه داده اند. اکثر مطالعات عنوان کرده اند که تمرین هوازی می تواند باعث کاهش TG گردد. تمرینات طولانی مدت تر با هزینه انرژی 1000 تا 1200 کیلو کالری در هفته مقادیر TG را در اغلب مطالعات کاهش داده اند (دورستین و همکاران، 2001) . البته مشخص شده است که فعالیت بدنی در مردان بیش از زنان بر روی تری گلیسرید تاثیر می گذارد (لئون و همکاران، 2000).
با توجه به ارتباط بین فعالیت بدنی و مقدار لیپوپروتئین لیپاز که در برداشت تری گلیسرید برای سوخت نقش دارد؛ می توان نتیجه گیری کرد که مقدار و نوع تمرین در تحقیق حاضر به گونه ای بوده است که نحوه فعالیت گسسته توانسته فعالیت آنزیم لیپوپروتئین لیپاز را افزایش داده و باعث کاهش تری گلیسرید شود.
تری گلیسرید اخیراً به عنوان یک عامل خطرزای قلبی عروقی مستقل شناخته شده است و می تواند توسط فعالیت بدنی تعدیل گردد (سزاپاری و رادر، 2001). افزایش مقادیر TG اغلب با کاهش HDL-C به ویژه در مبتلایان به سندروم متابولیک همراه است.
5-2-4- تاثیر فعالیت ورزشی بر مقادیر کلسترول سرم
نتایج تحقیق حاضر نشان داد که 8 هفته فعالیت ورزشی پیوسته و گسسته باعث تغییر معنی دار در بین آزمودنی های گروه های تحقیق نگردید و فعالیت ورزشی در این مدت نتوانست کاهش معنی داری را در میزان کلسترول آزمودنی ها ایجاد کند.این یافته ها با نتایج سرداروهمکاران، 1387؛حجتی وهمکاران ،1387؛ مایل و همکاران، 2003؛مقرنسی وهمکاران،1386 ؛ و سردرودیان و همکاران ،1389 همسو و با یافته های اونیس و همکاران،1387؛ ثالثی و همکاران ،1386؛زارع و همکاران، 1390؛ صارمی و همکاران،1389؛ قنبری نیاکی و همکاران،1389؛ سیاری و همکاران،1386؛ بویوکیازوهمکاران2009، ثالثی و همکاران 1386وعباس پور و همکاران ناهمسو بود.
بویوکیاز و همکاران) 2009( در مطالعه ای بر روی چربی های خون زنان یائسه اعلام کردند که اثرگذاری بر لیپیدهای خون شدتی بالاتر از 62 درصد ضربان قلب ذخیره ، نیاز است.
طاهری و همکاران) 1386( تاثیر 8 هفته تمرین هوازی بر چربی و لیپوپروتئین های خون زنان غیر ورزشکار را بررسی کردند. آزمودنی های این تحقیق به مدت 8 هفته ، هفته ای 3 جلسه یک ساعته با شدت 60 تا 70 درصد ضربان قلب بیشینه تمرین کردند که نتایج تمرین حاکی از کاهش کلسترول آزمودنی ها بود. شاید یکی از دلایل تفاوت یافته های تحقیق طاهری و مطالعه حاضر در شدت تمرین باشد که کل دوره تمرینی آنان بالاتر از 60 درصد قلب بیشینه بود ولی شدت تحقیق حاضر در 4 هفته اول کمتر از 60 درصد بوده است.
اونیس و همکاران )2008( تاثیر رژیم غذایی و ورزش بر لیپوپروتئین ها و آدیپونکتین سرم دختران مورد بررسی قرار دادند.آزمودنی ها در سه گروه ورزش، ترکیب ورزش و رژیم غذایی در تحقیق شرکت کردند. نتایج تحقیق نشان داد که میزان کلسترول تنها در گروه ورزش و رژیم غذایی کاهش نشان داد. محققان اعلام کردند که ترکیب ورزش با رژیم غذایی توانسته است کلسترول را کاهش دهد و ورزش و رژیم غذایی به تنهایی این تاثیرات را ندارند.
در مجموع می توان اذعان داشت که چون آنزیم HMG/COA ساخت کلسترول ترکیب واسطه ای مهم و کلیدی به شمار می رود و افزایش هورمون انسولین به دنبال سازگاری این هورمون نسبت به تمرینات هوازی ، اگر تمرینات در مدت و شدت مناسب انجام شود ،می تواند کلسترول را کاهش دهد.
همچنین کاهش لیپوپروتئین پرچگال نیز می تواند به افزایش کلسترول در خون منجر شود.HDL به عنوان یک فسفولیپید سنگین با حداقل میزان چربی میتواند از رسوب کلسترول در رگ های خونی جلوگیری کند و این چربی مضر را در عروق به حرکت در آورده و از مسیر عروق خارج کند.به علاوه افزایش مقادیر LDL وVLDL نیزبه علت دارا بودن کلسترول زیاد میتواند باعث افزایش کلسترول سرم شود.
5-2-5- تاثیر هشت هفته فعالیت ورزشی بر سطوح استراحتی پروتئین واکنشگر C
نتایج تحقیق حاضر در مورد تاثیر هشت هفته فعالیت ورزشی بر CRP حاکی از عدم تفاوت معنی دار این متغیر در بین سه گروه بود. اگر چه در گروه تمرین پیوسته این مقادیر در پس آزمون نسبت به پیش آزمون کاهش یافته بود ولی این تغییرات با گروه های دیگر تفاوت معنی دار نداشت.
نتایج تحقیق حاضر با پژوهش های راوسن و همکاران،2002؛وردات و همکاران،2004؛ هافمن و همکاران،2004؛ لاکا و همکاران،2005؛ هامت و همکاران ،2004؛ نیکولاس و همکاران،2004؛ مارسل وهمکاران،2004 همخوان وبا تحقیقات وانامت و همکاران،2002؛ چرچ و همکاران،2002؛ گیفکن و همکاران،2001؛ آبرامسون و همکاران،2002؛تی سی و همکاران،1997؛ ماتوسیچ و همکاران ،2000؛ میلانی و همکاران، 2004؛فالون و همکاران،2001 و کوهرت و همکاران، 2006 ناهمخوان است.
بررسی نتایج این تحقیق با مطالعات مقطعی و همه گیرشناسی که در گروه های بزرگ انجام شده است حاکی از آن است که اکثر تحقیقات مقطعی ( چرچ و همکاران ،2002؛ وانامت و همکاران،2002؛ گیفکن و همکاران، 2001 وآبرامسون و همکاران،2002) نتایجی خلاف پژوهش حاضر را گزارش کرده اند.به طور مثال گیفکن و همکاران (2001) با تحقیق بر روی 5888 زن و مرد بالای 65 سال گزارش می نمایند هر چقدر میزان مصرف کالری در اثر فعالیت بدنی در طول هفته افزایش یابد، میزان CRP افراد کاهش بیشتری نشان می دهد.وانامت و همکاران(2002 ) نیز با تحقیق بر روی 3810 مرد 79-60 سال گزارش کردند که با افزایش فعالیت بدنی ، مقدار CRP کاهش یافت.
در مجموع می توان اذعان داشت که مطالعات مقطعی و همه گیر شناسی اغلب نتایجی خلاف یافته های تحقیق حاضر اعلام کرده اند ،لیکن این تحقیقات چند محدودیت دارند. اولا ارتباط مشاهده شده میان فعالیت بدنی و CRP در تحقیقات مقطعی یک رابطه علت و معلولی را مشخص نمی کند. ثانیا این تحقیقات اثرات تجمعی فعالیت بدنی را طی چندین سال را بر روی CRP بررسی کرده اند که اکثرا اثر گذار بوده است در حالی که تغییرات کوتاه مدت مانند تحقیق حاضر ممکن است این تاثیرات را نداشته باشد.
بررسی تحقیقات مداخله ای و تجربی در زمینه نقش فعالیت بدنی بر CRP حاکی از نتایج موافق و مخالف بسیاری با یافته های پژوهش حاضر است.به طور مثال ماتوسیچ و همکاران (2000 ) اعلام کردند که 9 ماه تمرین ماراتن بر روی 12 ورزشکار مرد کاهش 31% در CRP را دارد، که البته باید توجه نمود که در این تحقیق آزمودنی ها برای ماراتن تمرین می کردند و حجم تمرین ورزشی آنان به صورتی غیر متعارف بالا بوده است که امکان مقایسه با افراد عادی را مشکل می سازد.
همچنین میلانی و همکاران (2004) کاهش 41 درصدی در CRP بیماران قلبی پس از 3 ماه تمرین توانبخشی را گزارش کردند. لیکن آزمودنی های تحقیق در کنار ورزش ،تغییرات دیگری نیز در شیوه زندگی خود داشتند. از سوی دیگر تحقیقات مداخله ای نیز وجود دارند که با نتایج حاصل از پژوهش های فعلی موافق هستند. برای مثال هافمن و همکاران (2006) پس از شش ماه تمرین هوازی در سطوح مختلف بر روی 193 زن و مرد سنین مختلف، اعلام کردند که در غیاب تغییرات عمده در رژیم غذایی، 6 ماه تمرین هوازی نمی تواند تغییر معنی دار در CRP ایجاد کند.
لاکا و همکاران (2005) پس از 20 هفته برنامه ورزشی استاندارد بر روی 625 زن و مرد بی تحرک سالم گزارش کردند که فعالیت ورزشی تنها در افرادی که CRP بالا داشتند اثر گذار بوده است و افرادی که CRP پایین یا متوسط داشتند، تغییری ایجاد نشده است.