دانلود تحقیق با موضوع تجزیه و تحلیل رگرسیون و حداکثر اکسیژن مصرفی

دانلود پایان نامه

سردار، گایینی و رمضانی (1387) تأثیر فعالیت بدنی هوازی ۸ هفته ای بر قندخون، درصد چربی بدن، حداکثر اکسیژن مصرفی و عوامل خطرزای بیماری‌های قلبی عروقی در بیماران مرد دیابتی نوع یک را مورد بررسی قرار دادند. ۲۰ نفر از بیماران مرد دیابتی نوع ۱، ۱۵ تا ۲۵ ساله به صورت هدفمند انتخاب شده، و در یک برنامه‌ی منظم ورزشی شرکت کردند. برنامه‌ی تمرینی شامل ۴۵ تا ۶۰ دقیقه فعالیت هوازی با شدت 60-80 درصد ضربان قلب ذخیره سه بار در هفته بود. پیش و پس از ۸ هفته فعالیت بدنی هوازی منظم از آزمودنی‌ها نمونه‌ی خونی گرفته شد. درصد چربی بدن و حداکثر اکسیژن مصرفی محاسبه شد. پس از ۸ هفته فعالیت بدنی منظم تغییر معنی داری در قندخون ناشتا، کلسترول تام، LDL-C ، HDL-C و BMI مشاهده نشد، اما تغییر معنی داری در تری گلیسرید ، درصد چربی بدن، فشارخون سیستولی و دیاستولی، ضربان قلب استراحتی و حداکثر اکسیژن مصرفی بیماران مرد دیابتی نوع ۱ به وجود آمد. نتیجه گرفته می‌شود که فعالیت بدنی هوازی ۸ هفته ای بر تری گلیسرید ، درصد چربی بدن، فشارخون سیستولی و دیاستولی، ضربان قلب استراحتی و حداکثر اکسیژن مصرفی بیماران مرد دیابتی نوع ۱ تأثیر مثبت دارد و بر قندخون ناشتا، کلسترول تام، LDL-C ، HDL-C و BMI بی تأثیر یا کم تأثیر است که با ادامه‌ی فعالیت‌های بدنی ممکن است این تأثیرات بارزتر شود.
زارع وهمکاران(1390) CRP وچربی های خون را به عنوان عوامل پیشگیری کننده بیماری های قلبی-عروقی بعد از ورزش مورد بررسی قراردادند. محققان نتیجه گیری کردند که هردو شیوه تمرین تداومی وتناوبی هوازی با کاهش معنی دارعوامل خطر زای TC،CRP ،LDL-C وافزایش معنی دارHDL-C همراه بود وتفاوت معنی داری بین دوشیوه ی تمرین برتغییرات شاخص های قلبی-عروقی سنتی وجدید وجودنداشت.

  • کاظمی نسب وهمکاران(1391)تاثیر یک دوره تمرینات هوازی برنیمرخ لیپیدی وبیان ژن گیرنده ی کبدی ایکس آلفاLXRa درموش های صحرائی نررا مورد بررسی قرار دادند.محققان نتیجه کردند که یک مکانیزم مثبت تمرینات استقامتی منظم در بهبود نیمرخ لیپیدی(افزایش HDL) وپیشگیری ازبیماری های قلبی عروقی، افزایش بیان ژن LXR می باشد که باعث خروج کلسترول سلولی می شود.
    فرامرزی و همکاران(1390) تأثیریک دوره ی تمرین هوازی موزون برسطوح استراحتی ویسفاتین وبرخی عوامل خطرزای متابولیک زنان دچار اضافه وزن را موردبررسی قراردارند.آنان نتیجه گیری کردندکه8 هفته تمرین هوازی موزون می تواند ازطریق کاهش توده ی چربی بدن،محیط دورکمر،باسن، کاهش وزن وبهبود نیمرخ های لیپیدی ازجمله کاهش LDL ، تری گلیسیرید ،کلسترول وافزایش HDL درکاهش ویسفاتین پلاسما درزنان چاق مؤثرباشد.
    در تحقیقی دیگر، لیرا و همکارانش(2010) به بررسی اثرات بار تمرینات مقاومتی مختلف بر نیمرخ لیپید پرداختند.30 آزمودنی مرد سالم تمرین نکرده، به طور تصادفی در 4 گروه تمرینی، بر اساس درصد های حاصل از یک تکرار بیشینه (1 RM)، (50% ، 75% ، 90% و 110 % یک تکرار بیشینه)، قرار گرفتند. حجم کل تمرین(ست‌ها، تکرار، بار تمرین) مساوی بود. نیمرخ لیپید(TG،HDL-C ، LDL-C و کلسترول تام) در حالت استراحت و 1، 24، 48 و 72 ساعت پس از تمرین مقاومتی اندازه گیری شد. در پایان گروه1 RM- 75% کاهش بیشتری در TG در مقایسه با سایر گروه‌ها نشان داد. علاوه بر این، گروه 1 RM-110% سبب افزایش در TG در مقایسه با 1 RM-50% و 1 RM-75% شد. غلظت HDL-C در 1 RM-50% و 1 RM- 75% در مقایسه با گروه 1 RM- 110% پس از تمرین مقاومتی به طور معناداری بیشتر بود. بنابراین، به طور مشخصی گروه 1 RM- 50% غلظت HDL-C بیشتری از گروه 1 RM-110% پس از 48 ساعت و 72 ساعت داشت. سرانجام، گروه 1 RM- 50% در مقایسه با گروه RM-110% غلظت کمتری از LDL-C نشان داد. تفاوت معناداری درغلظت کلسترول تام یافت نشد. این نتایج نشان دادند که تمرین مقاومتی مزمن ممکن است تغییراتی در نیمرخ لیپید در یک روش با شدتی خاص ایجاد کند. روی هم رفته، به نظر می‌رسد شدت‌های تمرینی متوسط و کم نسبت به تمرین با شدت زیاد بر نیمرخ لیپید دارای فواید و اثرات بیشتری باشد.
    فابیوو همکارانش(2009) در مطالعه ای اثرات تمرین کوتاه مدت با شدت بالا(90 درصد VO2max)، و تغییرات سطوح کربوهیدرات را بر پروفایل لیپید خون مورد بررسی قرار دادند. 6 آزمودنی مرد به طور تصادفی بر اساس محدودیت رژیم کربوهیدراتی( گروه کنترل، شدید و متوسط) قبل از هر جلسه تمرینی، در گروه های تمرین قرار گرفتند. پروفایل لیپید(تری گلیسیرید، VLDL، HDLکلسترول، LDL کلسترول و کلسترول تام) در حالت استراحت، بلافاصله و یک ساعت پس از جلسه تمرین اندازه گرفته شد. به این نتیجه رسیدند که، هیچ تغییری در پارامترهای زمان واماندگی و هزینه انرژی با مصرف سه رژیم متفاوت کربوهیدراتی( گروه کنترل، شدید و متوسط) ایجاد نشد. سطوح گلوکز و انسولین تحت شرایط مختلف در زمان‌های مختلف تغییری نشان ندادند. کلسترول تام و LDL-C پس از واماندگی و دوره‌ی ریکاوری در مقایسه با دوره‌ی استراحت تنها در گروه کنترلی که کربوهیدرات مصرف کرده بودند، کاهش یافت، اگرچه این ارتباط زمانی که رژیم غذایی دستکاری شد، از بین رفت. این نتایج نشان می‌دهد که، تمرینات شدید کوتاه مدت با هزینه کرد انرژی پایین باعث تغییراتی در نیمرخ کلسترول می‌شود، و این تغییرات زمانی که رژیم کربوهیدراتی دستکاری می‌شود، مطابق با کاهش یا افزایش کربوهیدرات از بین می‌رود.
    اونیس و همکاران (2008) به بررسی تأثیر رژیم غذایی و ورزش و ترکیب ورزش در رژیم غذایی برلیپوپروتئین های پلاسما و سطح ادیپونکتین در دختران چاق پرداختند. در این تحقیق 88 دختر چاق نوجوان بین 14-12 ساله به 3 برنامه پرداختند. گروه یک به برنامه ورزشی پرداختند، گروه دوم ترکیب ورزش با رژیم غذایی و گروه سوم رژیم غذایی، که گروه اول 4 روز در هفته و 90 دقیقه در روزتمرین می‌کردند، و در گروه رژیم غذایی همراه با ورزش، BMI، دور کمر، نقطه لیپوماکس، مدل هموستاز، سطوح لیپید ناشتا و آدیپونکتین گردش خون، در تمام افراد قبل و بعد از برنامه اندازه گیری شد. در گروه ورزش همراه با رژیم غذایی در مقایسه با کسانی که فقط رژیم غذایی داشتند، BMI، دور کمر، کلسترول و LDL پایین، ولی HDL و آدیپونکتین بالا بود، و درگروهی که فقط ورزش می‌کردند، ارتباط زیادی بین آدیپونکتین، HDL و توده بدن وجود داشت.
    کوداما و همکارانش(2007) به بررسی تاثیر تمرین هوازی بر سطوح HDL-C سرم پرداختند. برنامه تمرین هوازی روی افراد بالغ با میانگین سنی بیش از 20 سال انجام شدکه، دوره تمرینی حداقل 8 هفته به طول انجامید و آزمودنی‌ها به 2 گروه تمرین و گروه کنترل بدون تمرین تقسیم شدند. با توجه به نتایج حاصل از تحقیق، میانگین تغییرات خالص در سطح LDL-C از لحاظ آماری معنادار بود، اما به طور خفیفی معنادار بود. حداقلِ حجم تمرین هفتگی برای افزایش در سطح HDL-C، 900 کیلو کالری هزینه انرژی در هفته یا 120 دقیقه تمرین در هفته تخمین زده شد. تجزیه و تحلیل رگرسیون تک متغیره نشان داد که، هر10دقیقه تمرین تداومی در هر جلسه تقریباً با افزایش 4/1 میلی گرم در دسی لیتر (mmol/l036/0) در سطح HDL-C همراه بود. در مقابل، هیچ ارتباط معنا داری بین تکرار تمرین یا شدت تمرین وجود نداشت. تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داد که، آزمودنی‌هایِ با شاخص توده‌ی بدنی کمتر از 28 و سطح کلسترول تامmg/dl 220، نسبت به آن‌هایی که دارای شاخص توده‌ی بدنی 28 ویا بیشتر بودند و سطح کلسترول تام آن‌ها کمتر ازmg/dl 220 بود، تقریباً افزایش بیشتری به میزان 1/2 میلی گرم در دسی لیتر در سطح HDL-C نشان دادند. تمرین هوازی منظم سبب افزایش خفیفی در سطح HDL-C شد. به نظر می‌رسد که، یک حداقل حجم تمرینی برای افزایش معنادار در سطح HDL-C وجود دارد. بنابراین، مدت تمرین در هر جلسه مهم‌ترین عنصر یک تجویز تمرینی می‌باشد. همچنین، تمرین در آزمودنی‌های با سطوح کلسترول تام اولیه یا شاخص توده‌ی بدنی پایین، موثرتر می‌باشد.
    در تحقیقی که توسط مایل (2003) به بررسی اثرات یک تمرین سه گانه استقامتی (شنای 4/2 مایل، دوچرخه سواری12 مایل و دوی 2/26 مایل) بر روی کلسترول تام، تری گلیسرید، HDL،LDL و سطوح آپوپروتئین AوB انجام شد، 34 مرد و 6 زن شرکت کردند. اجزا LDL، 6 تا 12 ساعت قبل و بلافاصله بعد از اتمام تمرینات سه گانه اندازه گیری شدند.کلسترول تام و LDL پلاسما تغییر قابل ملاحظه ای در مردان ورزشکار پیدا نکرد، اما این مقادیر در زنان کاهش یافته و افزایش قابل توجه ای در HDL هر دوی زنان ومردان مشاهده شد. سطوح آپوپروتئین B پلاسما در مردان و زنان نیز به طور قابل ملاحظه ای کاهش پیدا کرد. اندازه اجزاء LDL در 7 مرد افزایش نشان داد، لیکن در بقیه مردان و زنان هیچ تغییری در اندازه LDL مشاهده نشد.
    پچتر و همکاران (2003)اثر 12 هفته ورزش هوازی منظم آبی را بر سیستاتین C در بیماران با نارسایی کلیوی متوسط یا خفیف مورد بررسی قرار دادند. نتایج این تحقیق نشان داد در گروه تجربی ، همه شاخص های عملکردی قلبی تنفسی بهبود یافته و همچنین میزان سیستاتین C به طور معناداری کاهش پیدا کرد. به طور، کلی پژوهشگران چنین نتیجه گرفتند که تمرین منظم در آب اثرات مفیدی برشاخص های عملکردی کلیه در بیمارانی با نقص کلیوی متوسط دارد.
    همانگونه که با بررسی مطالب و منابع مورد اشاره در این فصل مشاهده میشود محققان بعد از پی بردن به اثرات فعالیت ورزشی بر عوامل خطر زای قلبی عروقی همواره در پی راه هایی جهت پیشگیری از بروز این مشکلات بودهاند، اما با وجود پژوهشها و مطالعات بسیار زیادی که در این زمینه صورت گرفته است هنوز هم، شواهد و مدارک معتبری در مورد تأیید این روشها وجود نداشته و نمیتوان در مورد اثر قطعی آنها اظهار نظر کرد. همچنین پژوهشی که به مقایسه تاثیر دو روش پیوسته و گسسته بر عوامل خطر زای قلبی عروقی پرداخته باشد یافت نشد، لذا تحقیق حاضر با این هدف طراحی گردید.
    2-3- فرضیه های تحقیق
    1- دوروش تمرین (گسسته و پیوسته) تأثیرمتفاوتی برمیزان لیپوپروتئین کم چگال زنان میانسال غیرورزشکار دارد.
    2- دوروش تمرین (گسسته و پیوسته) تأثیرمتفاوتی برمیزان لیپوپروتئین پر چگال زنان میانسال غیرورزشکار دارد.
    3- دوروش تمرین (گسسته و پیوسته) تأثیرمتفاوتی برمیزان تری گلیسیرید زنان میانسال غیرورزشکار دارد.
    4- دوروش تمرین (گسسته و پیوسته) تأثیرمتفاوتی برمیزان کلسترول زنان میانسال غیرورزشکار دارد.
    5- دوروش تمرین (گسسته و پیوسته) تأثیرمتفاوتی برمیزان پروتئین واکنشگرC زنان میانسال غیرورزشکار دارد.
    6- دوروش تمرین (گسسته و پیوسته) تأثیرمتفاوتی برمیزان سیستاتین C زنان میانسال غیرورزشکار دارد.
    فصل سوم
    روش تحقیق
    در فصل های قبل، هدف از مطالعه،مفاهیم بنیادی و تحقیقات انجام شده در رابطه با موضوع بیان شدند. در این بخش ابتدا ویژگی های جامعه آماری و نمونه های انتخاب شده در این تحقیق بیان شده است. متغیرهای تحقیق، ابزار و وسایل مورد نیاز برای اندازه گیری آن ها توضیح داده شده اند و سپس روش انجام کار، اندازه گیری متغیر های ضمیمه ای و نحوه‌ی انجام آزمایش ها ارائه و در نهایت روش های آماری استفاده شده جهت تجزیه و تحلیل داده ها تشریح شده اند.
    3-1-روش تحقیق
    روش این تحقیق به صورت نیمه تجربی است که در سه گروه به صورت پیش آزمون و پس آزمون انجام گرفته است.
    3-2- جامعه آماری،روش نمونه گیری ونمونه ها
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.