تحقیق رایگان درمورد بیماران مبتلا و هایپرتروفی

نیتریک اکساید. نیتریک اکساید(NO) توسط سلول های متعددی در مجاری هوایی و به وسیلهNO سنتاز تولید می شود (به ویژه توسط سلول های اپی تلیال مجاری هوایی و ماکروفاژها). سطحNO در هوای بازدمی بیماران مبتلا به آسم نسبت به حد نرمال بالاتر است و به التهاب ائوزینوفیلی مربوط می باشد. افزایشNO ممکن است به اتساع برونشیال مشاهده شده درآسم مربوط باشد. NO بازدمی به مقدار زیادی در تشخیص و پایش التهاب آسماتیک کاربرد دارد، اگرچه هنوز به طور رایج دراعمال بالینی استفاده نمی شود.
Widget not in any sidebars

فاکتور های ترجمه. فاکتورهای پیش التهابی ترجمه، نظیر فاکتورkB هسته ای (NFkB) و پروتئین فعال کننده1(AP-1 ) ، در مجاری هوایی آسماتیک فعال می شوند و موجب هماهنگی بیان ژن های چند گانه التهابی، می گردند. فاکتورهای التهایی اختصاصی تر که در گیر می باشند عبارتنداز: فاکتور هسته ای سلول های T فعال شده وgata-3 که بیان سایتوکاین های TH رادرسلول های T تنظیم می کنند.
2-1-13 اثرات التهاب
پاسخ التهابی مزمن اثرات متعددی روی سلول های هدف مجاری هوایی دارد و منجربه تغییرات پاتوفیزیولوژیک ویژه ای می شوند که به آسم مرتبط هستند. آسم ممکن است به عنوان یک بیماری با التهاب مداوم و پیشرفت همزمان ترمیم نامیده شود.پیشرفت های مهمی در فهم مانسبت به این تغییرات رخ داده است، اما علیرغم این دیدگاه های جدید، رابطه بین فرآیند های التهاب مزمن و علائم آسم اغلب اوقات واضح نیست.
اپی تلیوم مجاری هوایی. ریزش اپی تلیوم مجاری هوایی ممکن است در ارتباط باAHR مهم باشد و شایدبتواند توضیح دهد که چگونه مکانیسم های متعدد نظیر مواجهه با ازن، عفونت های ویروسی، حساس کننده های شیمیایی و مواجهه باآلرژن می تواند منجربه ایجادآن شود،(با توجه به این که تمامی این محرک ها می توانند منجربه شکستن اپی تلیال شوند). آسیب های اپی تلیال ممکن است درAHR به طرق متعددی نقش داشته باشند. این روش ها عبارتند از: ازدست رفتن آنزیم هایی(مثل اندوپپتیدهای طبیعی) که به طور نرمال مدیاتورهای التهابی راتجزیه می کنند؛ ازدست رفتن فاکتورهای شل کننده(که فاکتورهای شل کننده مشتق از اپی تلیال نامیده می شوند)، و مواجهه اعصاب حسی که ممکن است به اثرات رفلکسی عصبی روی مجاری هوایی منجر شوند.
فیبروز. در تمامی بیماران مبتلا به آسم، ظاهراً غشای پایه بر اثرفیبروز ساب اپی تلیال توسط تجمع انواعIII وv کلاژن زیر غشای پایه واقعی، ضخیم تر شده است؛ ضخیم شدن غشای پایه با انفیلتراسیون ائوزینوفیل همراه است(احتمالاً ازطریق آزاد کردن واسطه های پره فیبروتیک نظیر، فاکتور تغییردهنده رشدB). دستکاری های مکانیکی می توانندفنوتیپ سلول های اپی تلیالی مجاری هوایی رابه شکل پره فیبروتیک تبدیل کنند.در بیماران باشرایط وخیم تر، حتی دردیواره مجرای هوایی نیزفیبروزوجوددارد که می تواندمنجربه تنگ شدن غیرقابل برگشت مجاری هوایی شود.
ماهیچه صاف مجرای هوایی. درموردنقش اختلالات موجود درماهیچه صاف مجرای هوایی آسماتیک، اختلاف نظر وجوددارد. درمحیط آزمایشگاه ماهیچه صاف بیماران آسماتیک معمولاً هیچ افزایشی درواکنش پذیری نسبت به منقبض کننده ها نشان نمی دهد. همچنین واکنش دهی کاهش یافته ای نسبت به آگونیست هایB در مطالعات بعداز مرگ یابرونش های برداشته شده توسط جراحی ازمبتلایان به آسم، گزارش شده است، اگرچه شماررسپتورهایB کاهش نیافته است؛ این اختلالات ماهیچه صاف مجرای هوایی می تواند ثانویه به یک فرآیند التهابی مزمن باشد. مدیاتورهای التهابی می توانند کانال های یونی(که پتانسیل استراحت غشای سلول های عضلانی مجاری هوایی را تنظیم می کنند.)را تنظیم کنند.بدین معنی که قابلیت تحریک پذیری این سلول ها را تغییر می دهند.در مجاری هوایی آسماتیک هم چنین هایپرتروفی و هایپرپلازی مشخص درسلول های ماهیچه صاف مجرای هوایی باعوامل رشد متعددی نظیرفاکتوررشد مشتق ازپلاکت یااندوتلین که ازسلول های التهابی یااپی تلیالی آزاد شده می باشد.
پاسخ های عروقی. در آسم جریان خون موکوس مجرای هوایی افزایش می یابد. جریان خون برونشیال می تواند نقش مهمی درتنظیم قطرمجاری هوایی داشته باشد(چراکه افزایش حجم عروقی می تواند موجب تنگ شدن مجرای هوایی شود). جریان خون افزایشی یافته مجرای هوایی می تواند در برداشت مدیاتورهای التهابی ازمجاری هوایی وایجاد آسم القا شده توسط ورزش، مهم باشد. تعداد عروق خونی درمجاری هوایی مبتلا به آسم به وسیله آنژیوژنزدرپاسخ به فاکتورهای رشد به ویژه فاکتور رشد اندوتلیال عروقی، افزایش می یابد. نشت میکروواسکولاردرونول های پس مویرگی درپاسخ به فاکتورهای التهابی درآسم مشاهده شده است، این پدیده منجربه ادم مجاری هوایی و اگزودای پلاسما به لومن مجاری هوایی می شود.
ترشح بیش ازحد موکوس. افزایش ترشح موکوس درایجاد پلاک های موکوسی چسبنده ای که مجاری هوایی آسماتیک را(به ویژه درآسم کشنده) مسدود می کند، نقش دارد. شواهدمبنی برهایپرپلازی غدد ساب موکوزال(محدود به مجاری های بزرگ) و افزایش تعداد سلول های گابلت اپی تلیال وجود دارد.
IL-4 و IL-13 درمدل های تجربی آسم افزایش ترشح موکوس راالقا می کنند.
اثرات عصبی. نقص های متعددی درکنترل عصبی اتونوم می توانند درایجادAHR درآسم نقش داشته باشند، اما به نظر می رسد این مواردثانویه به بیماری هستند و احتمالاً نقص اولیه نمی باشند. مسیر های کولینرژیک، به واسطه آزاد کردن استیل کولین بررسپتورهای موسکارینی اثر می کنند و منجربه تنگی برونش ها می شوند، این فرآیند می تواند به طور رفلکسی درآسم ایجاد شود. مدیاتورهای التهابی می توانند اعصاب حسی رافعال کنند و منجربه تنگی برونشی کولینرژیک رفلکسی و یا آزاد شدن نورویپتیدهای التهابی شوند. فرآورده های التهابی هم چنین می توانند پایانه های اعصاب حسی رادراپی تلیوم مجاری هوایی حساس کنند، به طوری که این اعصاب بیش حساس می شود. نوروتروفین ها که ممکن است از سلول های گوناگونی در بافت های محیطی آزاد شوند، می توانند موجب پرولیفراسیون و حساس شدن اعصاب حسی مجاری هوایی شوند. هم چنین اعصاب مجاری هوایی می توانند نوروترانسیمترهایی نظیر مادهP (که اثرات التهابی دارد) راآزاد کنند.
2-1-14 تغییر شکل مجاری هوایی
تغییرات متعدد شاخصی درساختارمجاری هوایی درآسم یافت می شوند و می توانند منجربه تنگی غیر قابل بازگشت مجاری هوایی شوند. مطالعات جمعیتی کاهش عملکرد ریوی بیشتری رادربیماران مبتلا به آسم درطول زمان نسبت به افراد نرمال نشان داده است؛ در هرحال، اکثربیماران مبتلا به آسم، اگربه طورمناسبی درمان شوند، عملکردریوی شان درطول زندگی نرمال یانزدیک به نرمال باقی می ماند. این مشاهدات بیان می کند که کاهش سریع درعملکرد ریوی درنسبت کوچک تری ازبیمارانی هستند که بیماری بسیار شدیدتری دارند. درمورد اثرمصرف زود هنگامICSها برکاهش افت عملکرد ریوی، بحث وجوددارد. تغییرات ساختمانی شاخص شامل افزایش ماهیچه های صاف مجاری هوایی، فیبروز، آنژیوژنز و هایپرپلازی مخاط است.
2-1-15 محرک های آسم
محرک های متعدد موجب تنگ شدن مجاری هوایی، میزینگ و تنگی نفس دربیماران مبتلا به آسم می شونددرحالی که دیدگاه قبلی بر اساس اجتناب ازاین محرک ها بوده است؛ امروزه شواهدی وجود دارندکه بیانگرکنترل ضعیف می باشد و نیاز برای افزایش درمان های کنترلی رانشان می دهند.
2-1-16 آلرژن ها
آلرژن های استنشاقی قادرند ماست سل ها رابه واسطه اتصال مستقیم IGE که منجربه آزاد شدن ناگهانی مدیاتورهای تنگ کننده برونشی می شود، فعال کنند، این امرمنجربه پاسخ زودهنگام معکوس توسط برونکودیلاتورها می شود، اغلب متعاقب چالش توسط آلرژن تجربی، یک پاسخ تأخیری وجوددارد(هنگامی که ادم مجاری هوایی و پاسخ التهابی حاد همراه با افزایش ائوزینوفیل ها و نوتروفیل ها وجود دارد که چندان به واسطه برونکودیلاتورها قابل برگشت نمی باشد). شایع ترین آلرژنی که منجربه تحریک آسم می شود گونه های درماتوفاگوئید می باشد و مواجهه محیطی منجربه علائم مزمن باشدت پایین می شود که همیشگی هستند. آلرژن های پایا از گربه ها و سایرحیوانات خانگی و همین طورسوسک های حمام ناشی می شوند. سایر آلرژن ها(شامل گرده ها غالباً منجربه رینیت آلرژیک می شوند و کمترمسبب آسم هستند، اما درطوفان های شدید دانه های از هم گسیخته می شوند و اجزایی که از آنها آزاد می شوند می توانند محرک تشدید آسم شدید باشند(آسم طوفان شدید).
2-1-17عفونت های ویروسی
عفونت های ویروسی دستگاه تنفسی فوقانی(نظیررینوویروس، ویروس سن سیشینال تنفسی و کروناویروس) شایع ترین محرک های دوره های تشدید حاد آسم هستند. مکانیسمی که به وسیله آن این ویروس ها می توانند موجب تشدید آسم شوند، خیلی کم شناخته شده است، اما افزایش التهاب مجاری هوایی همراه باافزایش تعداد ائوزینوفیل ها و نوتروفیل ها وجود دارد. شواهدی وجود دارد که میزان تولید اینترفرون نوعI توسط سلول های اپی تلیال دربیماران مبتلا به آسم کاهش یافته است، این موضوع منجربه افزایش آمادگی ابتلا به این عفونت های ویروسی و پاسخ التهابی شدیدتر می شود.