تحقیق رایگان درباره حقوق بشر، دولت مدرن، کرامت انسان

است.95
در خصوص رابطه حقوق بشر و حقوق شهروندی و تفاوت های این دو، نظریات متعدد و متنوعی وجود دارد. عده ای هیچ تمایزی بین حقوق بشر و حقوق شهروندی قائل نیستند و معتقدند که این دو، موضوعا واحد هستند و تفاوتی بین آنها نیست. به عنوان مثال برخورداری از حقوق قضایی مانند حق داشتن وکیل، یا حق برخورداری از دادرسی عادلانه در هر دو یکسان است. همچنین سایر حقوق از جمله حقوق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و غیره. و نکته دیگر اینکه مخاطب در هر دو مورد، مردم هستند. به عبارتی این مردم اند که مخاطبان حقوق و صاحبان آن می باشند. فلذا از این حیث نیز مشابه و یکسان اند.
به نظر می رسد حقوق شهروندی، در حقیقت همان حقوق بشر است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و شهروندی فرانسه مطرح گردید و مشابهت آن دو آنقدر عمیق می باشد که تفکیک بین آنها دشوار است. البته برای تفکیک این دو مقوله بعضی از صاحب نظران و کارشناسان مواردی را ذکر کرده اند که به آنها اشاره خواهیم کرد: “مورد اول گیرنده یا دارنده آن است بدین معنی که دارنده حقوق بشر موجودی است که با عضویتش در جامعه انسانی به عنوان جهان وند از آن منتفع می شود در حالی که حقوق شهروندی متعلق به انسان هایی است که در یک دولت – کشور عضو می باشند. مورد دوم مخاطب آن است، حقوق بشر هر انسان، نهاد و اجتماع انسانی را مخاطب قرار می دهد و توصیه و فرمان می دهد. در حالی که حقوق شهروندی اجتماع یا افراد خاصی را در محدوده یک کشور خطاب می کند. سوم، موضوع آن است، مفاهیم حقوق بشر عموما ما بعدالطبیعه هستند. از این رو کلی و دارای ابهام های اساسی هستند. اما حقوق شهروندی از آن رو که مستقیما با مردم و اجرا مواجه هستند دارای ابهام نیستند بر اساس همان مبانی حقوق ایجاد می شوند. دیدگاه دیگری هم بر عدم تفاوت بین حقوق بشر و شهروندی است. در این نظر از حیث ماهوی تفاوتی با هم ندارند و به نظر می رسد که این دیدگاه در قوانین موضوعه ایران نیز جاری شده است96”.
از دیدگاه دکتر شریفی طراز کوهی، حقوق شهروندی در واقع حد وسط حقوق دولت و حقوق آحاد جامعه تلقی می گردد. به عبارت دیگر حقوق شهروندی میان تکالیف و حقوق انسان به مثابه موجودی ذی شعور که بنا دارد با همگنان خود در جامعه ای صلح آمیز زندگی کند و اخلاق و عقل و ، وجدان خود را در پرتو درکی که از ارزش های حیات مشترک بشری دارد، در یک فضای تعاملی ارتقاء بخشد. حقوق بشر بیان همین چارجوب ارزش و تعالی بخش است که بدون تردید از تعالیم گرانمایه مذهبی نیز سیراب می شود. در این نگرش، مذهب و حقوق بشر نه تنها در تعارض با یکدیگر قرار نمی گیرند، بلکه در برخی حوزه ها یکدیگر را تقویت نموده و در برخی دیگر از زمینه ها، نیز هر یک از این دو مبنایی برای انضمام دیگری به واقعیت حیات اجتماعی می شود. برای نمونه رعایت حقوق بشر در حوزه آزادی اعمال و مناسک مذهبی اقتضا دارد که جامعه، و در دید مضیق تر آن، دولت حداقل های کرامت انسانی را که بر این گونه اعمال و مناسک مرتبط است محترم شمرده و از مداخله در چنین اموری پرهیز نماید97.

نتیجه گیری:

اصولا حق و تکلیف در برابر هم قرار دارند و حق، تکلیف را به دنبال دارد. بنابراین می توان گفت: مفهوم شهروندی و حقوق شهروندی در برگیرنده مجموعه‌ای از تکالیف و مسئولیت های شهروندان در قبال یکدیگر و در قبال شهر و دولتی است که در آن زندگی می کنند.
به نظر می رسد حقوق شهروندی جدید دو ویژگی دارد که آن را از سایر مفاهیم حقوق جدا می سازد: نخست، اینکه حقوق شهروندی مدرن جدای از حقوق بشر به شمار می آید. پس اگر حقوق شهروندی مدرن را جدا از حقوق بشر بدانیم، پس مفاهیم، اهداف و بنیان های آن نیز باید جداگانه بررسی شود و کارکردهای آن نیز متفاوت خواهد بود. باید با نگاهی خاص این علم را تعریف نمود. ارتباط این رشته با حقوق بشر و مفاهیم اجتماعی و فرهنگی مربوط به شهروندی، لزوما به معنی عدم استقلال آن نخواهد بود چرا که تقریبا تمام رشته های علوم انسانی با هم در ارتباط اند. دوم، حقوق شهروندی مدرن بر روابط شهروندان با یکدیگر و رابطه آنها با ارگان های دولتی دلالت دارد و از این لحاظ می توان آن را حقوق شهروندی به مفهوم عام به شمار آورد.
با توجه به بررسی نظرات صاحب نظران و کارشناسان می توان گفت: امروزه، افراد دارای شهروندی دوگانه و چند گانه می شوند. همچنین از قانون مداری، مشارکت و مسئولیت پذیری به عنوان مهم ترین مولفه های حقوق شهروندی می توان یاد کرد.
به نظر می رسد شکل و کارکرد شهروندی یونانی ها بسیار متفاوت از شکل و کارکرد شهروندی دوره مدرن بوده است. از برخی از تفاوتهای میان شهروندی در دولت شهرهای یونان و دولت مدرن می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1- گستره شهروندی در دولت شهرهای یونان انحصاری ولی در دولت مدرن به طور روز افزون فراگیر و به لحاظ نظری مساوات گرایانه است.2- محتوای شهروندی در دولت شهرهای یونان تعهداتی گسترده دارد. ولی محتوای شهروندی در دولت مدرن از حقوقی گسترده و، وظایفی محدود برخوردار است. 3- عمق شهروندی در دولت شهرهای یونان عمیق ولی در دولت مدرن سطحی است. 4- در بستر شهروندی در دولت شهرهای یونان جامعه از نوع جامعه برده داری و تولیدات کشاورزی بوده، اما در دولت های مدرن نظام دولت ها مردم سالار، نژادی، سرمایه دارانه و تولید آن صنعتی بوده است.
به نظر می رسد به طور کلی در دین اسلام شهروندی مفهومی مبتنی بر قوانین الهی، فطری و اجتماعی است. در مجموع می توان گفت حقوق شه
روندی مجموعه قواعدی است که بر روابط اشخاص در هر جامعه حکومت می کند. دولت ها هم همواره ملزم و مکلف به حفظ و رعایت این حقوق هستند و اجرای آن را طبق قوانین داخلی برای اتباع خود تامین و تضمین می کنند. البته محتوای آن ممکن است از یک کشور به کشور دیگر متفاوت باشد. به نظر می رسد در مقام مقایسه جایگاه حقوق شهروندی در میان ادیان و مکاتب بشری، اسلا‌م در عالی‌ترین مرتبه قرار دارد. چون به انسان در مقام خلیفه`‌اللهی، حقوق و آزادی‌های اجتماعی را داده و در عین حال او را مسئول و مکلف به شناختن خیر خود و دیگران دانسته است.
در مجموع می توان گفت: حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود و منظور از واژه حقوق که در حقوق بشر بکار رفته است حقوق تشکیل دهنده نظام سیاسی و اجتماعی است، نه حقوقی که به لحاظ اخلاقی به عهده هرکس هست. مثلا اینکه فرزندان چه حقوقی برعهده والدین خود دارند و بالعکس، ربطی به مسئله حقوق بشر ندارد. قوانین حقوق بشر یکی از بخشهای قوانین و حقوق بین الملل است که بر اساس اصول و مبانی این قوانین و با نگاهی انسان دوستانه برای حمایت از گروههای مختلف اجتماعی و اقلیتهای قومی و مذهبی در مقابل تعدیات دولتها تهیه شده است. معمولا تعهد صیانت از حقوق بشر بر عهده دولتها، سازمان های بین المللی و بین الدولی نهاده شده است و این دولتها به موجب قوانین اساسی و پیمانهای دسته جمعی جهانی التزام خویش را به رعایت این حقوق قبول نموده اند. در پایان با توجه به آن چه در خصوص مفاهیم حقوق بشر و شهروندی ارائه شد و همچنین، آن چه که در خصوص مرزهای دقیق میان این دو مقوله حقوقی آمد، باید بیان داشت که نسبت بین این دو مقوله عموم و خصوص مطلق است. یعنی حقوق بشر برتمام افراد صدق می کند. اما حقوق شهروندی فقط شهروندان یک دولت را در بر می گیرد. بنابراین حقوق بشر در سطحی فراملی است و حقوق شهروندی مخصوص شهروندان هر دولت است. وقتی صحبت از حقوق بشر می شود دیگر تقسیم بندی ایرانی و خارجی مطرح نیست اما وقتی صحبت از حقوق شهروندی می شود این سوال مطرح می گردد که حقوق شهروندی در کدام دولت؟

فصل دوم
بررسی ابعاد حقوق شهروندی
از دیدگاه امام خمینی(ره)

مبحث نخست: حقوق شهروندی در اندیشه امام خمینی(ره)

سیره نظری- عملی امام خمینی(ره) چه در دوران مبارزات و چه پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی بر محور حفظ حقوق شهروندان بوده است. ایشان به عنوان بنیان گذار یک انقلاب مردمی در مصاحبه ها و سخنرانیهای خود بارها به حقوق مردم اشاره کرده اند. این امر نشان می دهد حقوق مردم جایگاه مهمی در اندیشه و سیره ایشان داشته است. در همین راستا می توان به فرمان هشت ماده ای که ایشان در سال 1361 خطاب به مسئولین اجرایی و قضایی صادر کردند اشاره نمود که صریح ترین دیدگاه ایشان در خصوص موازین این موضوع مهم برای جامعه است. امام خمینی(ره)، در برخی از سخنان خود، از جمله مسئله فلسطین خطاب به همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی در داخل و خارج ایران سخنرانی کردند. در برخی از سخنرانی های ایشان فقط مردم ایران مورد خطاب قرار گرفته اند. البته بعضی موارد را می توان به مردم کشورهای دیگر هم تعمیم داد. اما در این پژوهش سعی شده است سخنان امام(ره)، که خطاب به مردم ایران است بیان گردد. لذا، منظور از شهروند در این پژوهش مردم ایران است.

گفتار نخست: تبیین حقوق شهروندی از منظر امام خمینی(ره)

انقلاب اسلامی از آغاز، انقلابی برای احقاق حقوق ملت در تمامی ابعاد آن بود و حقوق شهروندی به عنوان یکی از ارکان مهم این حقوق، از همان ابتدا درقالب شعارها، آموزه ها و جهت گیری های نهضت خود را نشان داده است. “امام خمینی(ره)، نقش مردم را در راس تغییر و تحول جامعه می دانند. اشاره صریح ایشان به نقش مردم به ویژه مستضعفان و طبقه محروم در همه تحلیل ها هست. در کتاب صحیفه امام بیش از ده هزار بار کلمه مردم، نقش و، وظیفه آنان آمده و بیش از چهارده هزار بار واژه ملت و ملت ایران به کار برده شده است98”.
لذا، نهضت انقلاب اسلامی ایران با رهبری امام خمینی، فرصت بسیار مناسبی فراهم آورد تا برای اولین بار یک فقیه جامع الشرایط و برجسته که خود اقدام به تاسیس یک نظام سیاسی کرد، آراء و اندیشه ها و دیدگاه های خود را درباره مسایل مختلف حقوق مردم با بهره گیری از منابع فقه و در رابطه با جامعه سیاسی اسلامی ارائه دهد. انقلاب اسلامی از متن مردم برخاسته و با رهبری حضرت امام خمینی(ره) از پانزدهم خردادماه 1342 هـ.ش. آغاز گردید. اوج حمایتهای مردمی و در صحنه بودن امت در سالهای 1356 تا 1357 هـ.ش جلوه گر شد. از آنجا که مردم اعم از زن و مرد و پیر و جوان از هر قشر و گروه گام در راه مبارزه علیه طاغوت ستمشاهی نهاده و بساط ظلم و نظام 2500 ساله شاهنشاهی را از میهن اسلامی برچیدند. اگر نقش مردم در تشکیل حکومت اسلامی را از صدر اسلام تا به امروز بررسی کنیم، می بینیم که مردم در تشکیل حکومت اسلامی نقش موثر و زیادی داشته اند. در پیروزی انقلاب اسلامی هم همت و پشتکار عموم مردم، نقش اساسی خود را جلوه گر ساخت. در این پژوهش نیز هدف آن است که با بیان فرائض امام(ره) به شناخت بیش‌تری از ابعاد و حوزه شمول حقوق شهروندی از دیدگاه ایشان دست یابیم. در فصل قبل به مفهوم شناسی شهروند و حقوق شهروندی پرداختیم. و در مجموع بیان کردیم که حقوق شهروندی مجموعه ای از قواعدی است که
بر روابط اشخاص در هر جامعه حکومت می کند.
دین اسلام دستورات صریح و شفافی برای روابط اجتماعی انسانها دارد. در فصل قبل اشاره کردیم که از مسائل مهم حقوق شهروندی در اسلام توجه به کرامت انسانها به عنوان اشرف مخلوقات، ارزش حیات و زندگی افراد، بدون توجه به نژاد، رنگ و پوست و غیره است. امام خمینی(ره) هم به عنوان یک فقیه جامع الشرایط همواره بر این موضوع(کرامت انسانی) تاکید داشتند. و بطور کامل برای انسانها کرامت قائل بودند. نمونه بارز آن هم مربوط می شود به بعضی تجسسها در مورد نحوه زندگی خصوصی افراد که در اوایل انقلاب انجام می شد. بدیهی است که حفظ آبروی مسلمان و عدم تجسس در مسائل شخصی و عدم استراق سمع جزء اصول و مبانی اسلام است. که برخی ها وارد زندگی شخصی و خصوصی افراد می شدند و حضرت امام آن پیام مهم هشت ماده ای را در دفاع از حقوق شهروندی ارائه کردند. در سخنان امام در آن فرمان، یک پیوستگی و ارتباط بین جریان امور بر مبنای مقررات الهی،

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *