تحقیق رایگان با موضوع مخارج سرمایه ای و صورت سود و زیان


Widget not in any sidebars
ساعی معتقد است که یک فرضیه خوب باید دارای معیارهای زیر باشد:
1- فرضیهها باید با نظریههای انتخاب شده مرتبط باشند.
2- فرضیهها باید دقیق، روشن، مشخص و جزئی باشند؛ یعنی، فرضیهها نباید دارای مفاهیمی باشند که آزمونپذیر نباشند.
3- فرضیهها باید دارای مرجع تجربی باشند؛ یعنی نباید از مفاهیم انتزاعی غیرقابل اندازهگیری در فرضیه استفاده شود.
4- فرضیهها باید قابلیت پذیرفتن گزارههای مخالف را که از لحاظ نظری قابل بازبینیاند، داشته باشند (ساعی، 1381، 13-12).
در پژوهش حاضر براساس ادبیات و مبانی نظری مطرح شده در بررسی تاثیر استراتژی مدیریت هزینه بر عملکرد مالی بلند مدت شرکت انتقال گاز ایران فرضیههای زیر طراحی شده است:
فرضیه اصلی اول: اعمال استراتژی مدیریت هزینه بر عملکرد مالی شرکت انتقال گاز ایران تاثیر دارد.
فرضیههای فرعی منبعث از فرضیه اصلی اول:
1. نسبت فروش خالص به مخارج سرمایه ای بربازده سالانه دارایی های شرکت انتقال گاز تاثیر دارد.
2. نسبت فروش خالص به خالص ارزش دفتری دارایی ها بر بازده سالانه دارایی های شرکت انتقال گاز تاثیر دارد.
3. نسبت تعداد کارکنان به دارایی ها بر بازده سالانه دارایی های شرکت انتقال گاز تاثیر دارد.
فرضیه اصلی دوم: اعمال استراتژی مدیریت هزینه بر بازده بلند مدت داراییها تاثیر دارد.
فرضیه های فرعی منبعث از فرضیه اصلی دوم:
1. نسبت فروش خالص به مخارج سرمایه ای بر بازده بلند مدت دارایی های شرکت انتقال گاز تاثیر دارد.
2. نسبت فروش خالص به خالص ارزش دفتری دارایی ها بر بازده بلند مدت دارایی های شرکت انتقال گاز تاثیر دارد.
3. نسبت تعداد کارکنان به دارایی ها بر بازده بلند مدت دارایی های شرکت انتقال گاز تاثیر دارد.

3- 5- متغیرهای پژوهش و نحوه اندازهگیری آنها
متغیر یک مفهوم است که بیش از دو یا چند ارزش یا عدد به آن اختصاص داده میشود. به عبارت دیگر، متغیر به ویژگیهایی گفته میشود که میتوان آنها را مشاهده یا اندازهگیری کرد و دو یا چند ارزش یا عدد را جایگزین آنها نمود. عدد یا ارزش نسبت داده شده به متغیر، نشاندهنده تغییر از یک فرد به فرد دیگر یا از یک حالت به حالت دیگر است(دلاور، 1388، 58). سرمایه گذاری در داراییهای سرمایه ای به منظور تامین گزینه های استراتژیکی شرکت لازم و ضروری است. نسبت فروش به مخارج سرمایه ای و نسبت فروش به دارایی ها، معیارهای کارایی شرکت در استفاده از دارایی های سرما یه ای در تولید درآمد هستند، در حالی که نسبت کارکنان به دارایی ها استفاده از منابع شرکت توسط کارکنان شرکت را اندازه گیری می نماید. در این پژوهش، استراتژی مدیریت هزینه را با استفاده از 3 معیار (نسبت فروش خالص به مخارج سرمایهای، نسبت تعداد کارکنان به ارزش دفتری داراییها، نسبت فروش خالص به خالص ارزش دفتری دارایی ها) بهعنوان متغیر مستقل و عملکرد مالی (بازده سالانه داراییها و بازده بلندمدت داراییها شاخصی بعنوان عملکرد مالی) تحت عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدهاند؛ متغیرهای مستقل و وابسته از صورتهای مالی و یادداشتهای همراه شرکت انتقال گاز ایران قابل استخراج میباشد.
نسبت فروش خالص به مخارج سرمایهای (متغیر مستقل): این نسبت بعنوان یکی از متغیرهای مستقل بوده که از تقسیم فروش خالص به مخارج سرمایه ای که از بدست میآید.
نسبت فروش خالص به خالص ارزش دفتری دارایی ها (متغیر مستقل): این نسبت از تقسیم فروش خالص شرکت به خالص ارزش دفتری داراییها که از صورت سود و زیان و ترازنامه شرکت قابل استخراج است بدست میآید.
نسبت تعداد کارکنان به ارزش دفتری داراییها (متغیر مستقل): به عنوان یکی از متغیرهای مستقل بوده که از تقسیم تعداد کل کارکنان در سالهای دوره پژوهش به ارزش دفتری داراییها محاسبه گردید.
بازده سالانه داراییها (متغیر وابسته): این متغیر از طریق رابطه ذیل محاسبه گردید (جهانخانی و پارساییان، 1374).
کل داراییها / سود خالص = بازده سالانه داراییها
بازده بلند مدت داراییها (متغیر وابسته): این متغیر از طریق رابطه ذیل محاسبه گردید (یعقوبنژاد، 1382، 253).
( 2 / داراییهای سال بعد + داراییهای سال جاری) / سود خالص = بازده بلندمدت داراییها
3- 6- جامعه آماری پژوهش