تحقیق رایگان با موضوع عوامل موثر بر ساختار سرمایه و نرخ بازده حقوق صاحبان سهام


Widget not in any sidebars
2-4- ساختار سرمایه و عملکرد مالی
به طور کلی دو تئوری موازنه ایستا و سلسله مراتبی، عوامل موثر بر ساختار سرمایه را تبیین می کنند. یکی از عواملی که براساس هر دو تئوری بر ساختار سرمایه تاثیر دارد سودآوری شرکت ها است. براساس تئوری موازنه ایستا مزیت مالیات بدهی، ارزش شرکت بدهی دار را افزایش می دهد. از سوی دیگر، هزینه های ورشکستگی احتمالی به واسطه عدم ایفای به موقع تعهدات، ارزش شرکت(بدهی دار) را کاهش می دهد. لذا ساختار سرمایه شرکت را می توان به منزله توازن بین مزیت های مالیاتی بدهی و هزینه های ورشکستگی احتمالی ناشی از بدهی تلقی نمود. از این رو دو عامل خنثی کننده یکدیگر (توازن مزایا و مخارج ناشی از بدهی) به استفاده بهینه از بدهی در ساختار سرمایه منجر می شود. تئوری سلسله مراتبی بیان می کند که شرکت ها در تامین منابع مورد نیاز خود سلسله مراتب را طی می کنند. شکل گیری این سلسله مراتب، نتیجه یا پیامد عدم تقارن اطلاعات است. طبق این تئوری در مواردی که بین مدیران و سرمایه گذاران برون سازمانی عدم تقارن اطلاعاتی وجود داشته باشد مدیران، تامین مالی از محل منابع داخل شرکت را به منابع خارج از شرکت ترجیح می دهند. براساس این تئوری شرکت های سودآور کمتر استقراض می کنند(نمازی و حشمتی، 1386). مدیران مالی شرکت ها با توجه به ارتباط تنگاتنگ بین ساختار سرمایه با سودآوری و ارزش شرکت در صدد دستیابی به ترکیب بهینه منابع تامین مالی یا ساختار بهینه سرمایه می باشند(احمدزاده و همکاران، 1384).
2-5- روشهای تامین مالی و عملکرد مالی بلندمدت
توانایی شرکت در مشخص ساختن منابع مالی بالقوه اعم از منابع داخلی یا خارجی برای تهیه سرمایه جهت سرمایهگذاری و تهیه برنامههای مالی مناسب، از عوامل اصلی رشد و پیشرفت هر شرکت محسوب میگردد (جهانخانی، 1373). شیوههای تامین مالی شرکتها به دو دسته کلی تقسیم میشوند؛ الف: تامین مالی کوتاه مدت ب: تامین مالی بلند مدت
تامین مالی کوتاه مدت: تامین مالی کوتاه مدت نوعی تامین مالی است که حداکثر ظرف مدت یکسال یا کمتر بازپرداخت شود. تصمیمات مالی کوتاه مدت، مربوط به جریانات نقدی ورودی و خروجی شرکت در مدت یکسال و یا کمتر از آن است (استیفن، 1991).
سه منبع اصلی تامین مالی کوتاهمدت شرکتها (شباهنگ، 1374): 1- اعتبارات تجاری 2- وام های بانکی 3- اوراق تجاری
تامین مالی بلندمدت نوعی تامین مالی است که در مدتی بیش از یکسال بازپرداخت شود و عمدتا به منظور سرمایه گذاریهای بلند مدت مورد استفاده قرار میگیرد. هنگامی که شرکت بخواهد داراییهای خود را افزایش دهد و برای این منظور به تامین مالی نیاز پیدا کند، نخستین اقدام در این زمینه این است که اطمینان حاصل شود از داراییهای موجود به صورت بهینهای بهره برداری میشود.
عمدهترین منابع مالی بلند مدت شرکتها عبارتند از: بدهیهای بلند مدت ، سهام ممتاز، سهام عادی و سود انباشته
بدهی های بلند مدت:
بدهی نشاندهنده تعهدات شرکت است که در نتیجه استقراض به وجود آمده و باید بازپرداخت شود. هنگامی که شرکتها دسته به استقراض میزنند، آنها تعهد میکنند که مبالغی را به عنوان بهره در زمان های مشخص پرداخت نموده و در نهایت اصل مبلغ قرض شده را نیز بازپرداخت نمایند. نقش بدهی در مجموعه اقلام مالی شرکت ها: بدهی یکی از سه جز اصلی معادله حسابداری و ساختار سرمایه اکثر شرکت هاست. دلایل متعددی برای استفاده از بدهی در ساختار سرمایه شرکت ها هم چون موارد زیر وجود دارد:
– صدور سهام جدید برای تامین مالی، گران و هزینه بر است زیرا باعث کاهش بازده آتی سهامداران فعلی و کنترل مدیریت میگردد.
– مدیر یک شرکت باید شرکت و محیط رقابتی اش را بهتر از دیگران بفهمد و در صورت مناسب بودن پیش بینی اش، سعی به افزایش ارزش ثروت سهامداران جاری نموده و در صدور سهام جدید محتاطانه عمل نماید.
– قدرت کاهنده مالیاتی بهره پرداختی بدهی، جریان نقد را افزایش داده و منجر به معرفی بدهی به عنوان یک ابزار مالی خوب میشود.
اوراق قرضه:
اوراق قرضه ان دسته از اوراق بهاداری است که به دارنده آن سود (بهره) از پیش تعیین شده و ثابت تعلق می گیرد. این اوراق دارای سررسید مشخصی است و منتشر کننده آن متعهد است که در زمان های معین، سود تعیین شده را پرداخت نماید. این اوراق از دیدگاه سرمایهگذاران در ردیف اوراق بهادار کم ریسک قرار دارد. البته به دلیل ریسک اندک، بازده کمتری نیز دارد به همین دلیل اوراق قرضه در شمار ارزانترین منابع مالی است (سلیمی سلفی، 1383).
سهام ممتاز :
سهام ممتاز نوعی از سهام است که دارنده آن نسبت به درآمدها و دارایی های شرکت حق یا ادعای محدودی دارد. سهام ممتاز به لحاظ ویژگی هایی که دارد در بین روش های تامین مالی استقراض و سهام عادی قرار می گیرد. این نوع سهام دارای سود ثابت و معینی است و بدین ترتیب از آنجایی که سود سهامداران ممتاز از پیش تعیین شده است از این نظر شبیه اوراق قرضه است. اما پرداخت سود سهامداران ممتاز تعهدی الزامآور نیست (جهانخانی، 1374).
سهام عادی :
سهام عادی گونه ای اوراق بهادار است که نشان دهنده مالکیت در یک شرکت است. گواهینامه سهام عادی، اسنادی قانونی هستند که مالکیت (یا حقوق صاحبان سهام) را در شرکتهایی نشان میدهند که بهعنوان شرکتهای سهامی سازماندهی شدهاند، همچنین این گواهینامهها به عنوان اوراق بهادار مالی قابل خرید و فروش می باشند. صاحبان سهام عادی دارای حق ادعای نهایی بر سود و دارایی های شرکت سهامی خویش میباشند. بنابراین اگر شرکت ورشکست شود نخست مطالبات طلبکاران و سهامداران ممتاز و سپس ادعای سهامداران عادی از محل آنچه باقی مانده است پرداخت میشود(سلیمی، 1383).
2-6-1- عوامل موثر بر عملکرد مالی بلندمدت شرکتها
عملکرد مالی بلندمدت شرکت یکی از دغدغههای مهم صاحبان سهام و مدیران واحدهای اقتصادی است، مدیران با استفاده از روشهای جدید سعی در اداره بهتر سازمان و ارئه عملکرد ممتاز دارند. عوامل متعددی عملکرد مالی شرکتها را تحت تاثیر قرار میدهد و هر شرکتی سعی میکند مجموعهای از روش های کارا و موثر بر بهبود روندها و فرآیندهای تجاریاش را انتخاب کند. میزان توسعه یافتگی کشورها، مقبولیت روش، ریسک پذیری مدیران در انتخاب روشها و وجود نرم افزارهایی که برای تسهیل به کارگیری این روشها در سازمانها وجود دارد موجب مزیت برتری در گزینش آن خواهد شد (لی و کیم ، 2006).
سرمایه گذاری مستمر ضرورتی انکارناپذیر برای طی کردن مسیر توسعه در سطح کلان و در سطح بنگاههای اقتصادی است. توسعه سرمایهگذاری نشانه توسعه فعالیت شرکتها و بنگاههای اقتصادی است. تجربه تاریخی بسیاری از کشورهای توسعه یافته و تازه صنعتی شده گواهی بر این مدعاست که سرمایه گذاری موجب استحکام و افزایش تولید شده و با ارتقاء سطح کیفی و کمی تولید میتوان انتظار داشت که عملکرد شرکت دارای روند صعودی باشد (رهنمای رودپشتی و همکاران، 1385).
2-6-1-1- استقراض بدهی (وام) و عملکرد مالی شرکتها
سود هر سهم از مهمترین شاخصهایی است که با آن عملکرد مدیریت شرکت را می سنجند. معمولا خبر مربوط به افزایش سود هر سهم شرکت از جمله خبرهای بسیار خوب است. ولی گاهی مدیریت شرکت وسوسه می شود تا با اتخاذ بعضی از روشها (مثلا گرفتن وام) سود هر سهم را بالا ببرد. اگر نرخ بازدهی داراییهای شرکت پس از کسر مالیات، از نرخ بهره پس از کسر مالیات بیشتر باشد، میتوان با گرفتن وام نرخ بازده حقوق صاحبان سهام شرکت را بالا برد. معمولا افزایش نرخ بازده حقوق صاحبان سهام شرکت به معنای افزایش سود هر سهم است. ولی این کار نمیتواند بر ثروت سهامداران بیافزاید. فرض کنید شرکتی با انتشار تعدادی اوراق قرضه و استفاده از وجه آن تعدادی از سهام خود را بازخرید کند. این اقدام باعث تغییر میزان داراییها و سود عملیاتی شرکت نمیشود. اکنون این پرسش مطرح میشود که آیا وضع مالی سهامداران عادی شرکت بهتر خواهد شد(پارساییان، 1373).
افزایش وام باعث میشود که درصد بیشتری از سود عملیاتی شرکت به صاحبان اوراق قرضه برسد و درصد کمتری از این مبلغ نصیب سهامداران شود، ولی کل مبلغی که به این دو گروه تعلق می گیرد تغییر نخواهد کرد. سهامداران از بابت هر ریال پولی که در آن شرکت سرمایه گذاری کرده اند پول بیشتری خواهند گرفت ولی ریسک بیشتری را هم می پذیرند. زیرا شرکت از نظر داراییها و سود عملیاتی، اولویت اول یا حق تقدم را به بستانکاران می دهد. بنابراین سهامداران نسبت به هر ریال پولی که از بابت خرید سهام در آن شرکت سرمایه گذاری کرده اند ریسک بیشتری را می پذیرند. از سوی دیگر خریداران اوراق قرضه در برابر هر ریال پولی که از بابت خرید آن اوراق در شرکت سرمایه گذاری کرده اند بازده کمتری دریافت می کنند، زیرا ریسک کمتری را می پذیرند. بنابراین شرکت با سهامداران و دارندگان اوراق قرضه معامله عادلانه ای انجام داده است.به سهامداران در برابر ریسک بیشتر، بازده بیشتر و به خریداران قرضه در مقابل ریسک کمتر، بازده کمتری می پردازد(پارساییان، 1373).
آن دسته از مدیرانی که می کوشند از راه گرفتن وام میزان سود هر سهم (EPS) را بالا ببرند در واقع می خواهند سهامداران را گول بزنند. شاید بتوانند برای چند روزی برخی از آنها را فریب دهند، ولی واقعیت این است که سهامداران متوجه ریسک بیشتر شرکت می گردند و بعد از مدتی دیگر حاضر نخواهند بود بهای بالایی برای سهام عادی پر ریسک شرکت بپردازند(پارساییان، 1373).
2-6-1-2- تامین مالی و عملکرد مالی شرکتها