تحقیق درمورد نماگرهای ساختاری بازار و تغییرات قیمت سهام

دانلود پایان نامه

ادبیات و پیشینه پژوهش

  • مقدمه
    با توجه به اهمیتی که قیمت سهام در ارزیابی سرمایهگذاران دارد، در این تحقیق، رابطه بین نماگرهای ساختاری بازار با همزمانی قیمت (مقیاسی برای اندازهگیری مقدار نسبی اطلاعات خاص شرکت که در قیمت انعکاس یافته) و محتوای اطلاعاتی بازار در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران موردبررسی قرارگرفته است. هدف از این تحقیق، تعیین این موضوع است که آیا اجزای نماگرهای ساختاری بازار اثر مهم و معنیداری بر همزمانی قیمت و محتوای اطلاعاتی بازار شرکت‌ها دارد؟ همزمانی قیمت دامنهای است که در آن، بازده بازار و صنعت، تفاوت بازده سهام در سطح شرکت را نشان می‌دهد. رشد و توسعه تحلیلگری سهام در سال‌های اخیر، موجب ارائه روش‌های مؤثر و کارآمد ابزارهای پیش‌بینی قیمت سهام شده است. امروزه در اغلب تحقیقاتی که بر روی محرک‌های قیمتی در بازار سرمایه انجام می‌شود، اهمیت ویژه‌ای به محرک‌های ساختاری قائل می‌شوند. سابقه استفاده از تحلیل بازار برای پیش‌بینی ارزش، به سال‌های 1800 میلادی می‌رسد.
    پژوهشگر فصل دوم را که درباره مبانی نظری و پیشینه‌های پژوهش می‌باشد در قالب گفتارهای زیر تدوین نموده است:
    گفتار اول: نماگرهای ساختاری بازار
    گفتار دوم: همزمانی قیمت
    گفتار سوم: محتوای اطلاعاتی بازار
    گفتار چهارم: پیشینه پژوهش
    گفتار اول: نماگرهای ساختاری بازار
    روش تحلیل بازار که بعضاً به تحلیل تکنیکی مشهور است، بر پایه سه اصل کلی و اساسی بنا شده است
    این سه اصل که در تمام بازارهای جهان صدق می‌کنند عبارت‌اند از:
    1) همه‌چیز در قیمت آن سهم منعکس می‌شود. تکنسین‌ها معتقدند که تمام دانش موجود درباره سهم صرف‌نظر از اینکه بنیادی، اقتصادی، سیاسی و یا روان‌شناختی باشد، در قیمت بازار سهم نمایان می‌شود. برخی تکنسین‌های متعصب برخلاف تحلیل گران بنیادی، مطالعه اطلاعات و صورت‌های مالی شرکت‌ها و درآمد آن‌ها و عوامل عرضه و تقاضا را بیهوده می‌دانند. آنان معتقدند تمام این اطلاعات متفرقه در یکجا به ظهور می‌رسد که همان است.
    2) اصل دوم بیان می‌کند که قیمت‌ها در مسیرها یا روندهای خاصی حرکت “قیمت روز سهم “می‌کنند و آن روندها در مقابل تغییرات ناگهانی از خود مقاومت نشان می‌دهند. عرضه و تقاضایی که برای یک محصول وجود دارد، باعث می‌شود تا روند حرکت سهم مربوطه در حالت تعادل قرار گیرد. وقتی حرکتی آغاز شد، تغییری در آن پدیدار نمی‌شود مگر اینکه خود به پایان رسد. به‌عنوان‌مثال، اگر قیمت سهمی شروع به افزایش کند، این افزایش ادامه خواهد یافت تا اینکه به نقطه بازگشت مشخصی برسد.
    ( 3 اصل سوم مربوط به تکراری بودن فعالیت بازار است. طبق این اصل، بازار به‌صورت مداوم در حال تکرار خود است. لذا می‌توان الگوهای مشخصی را در فواصل زمانی مختلف بر روی نمودارها یافت. البته این امر به یک اصل مهم روان‌شناختی برمی‌گردد که انسان‌ها در شرایط مشابه، عکس‌العمل‌های مشابهی از خود نشان می‌دهند. ازآنجاکه بازار سرمایه، انعکاسی از عملکرد انسان‌ها است، تکنسین‌ها این عکس‌العمل‌ها را مطالعه می‌کنند تا در موقعیت‌های همسان بتوانند عکس‌العمل‌های مشابه را پیش‌بینی کنند. تحلیل ساختار بازار توسط بسیاری از متخصصان بازار مورد ارزیابی واقع‌شده و بعضاً به چالش کشیده شده است. برخی محققان به شواهدی دست‌یافته‌اند که نشان می‌دهد در صورت تحقق فرضیه، کارایی بازار، تحلیل مذکور نمی‌تواند قیمت آتی سهام را تخمین بزند. دراین‌ارتباط یکی از فرضیه‌های مشهور، تئوری موج الیوت است که به‌وسیله نلسون الیوت ارائه‌شده و اساس آن بر مبنای تحلیل مسیر قیمت بنانهاده شده است. ایشان نتیجه می‌گیرد که تغییرات بازار سرمایه، از طریق مشاهده و شناخت الگوی موجهی تکراری بازار قابل پیش‌بینی است به‌عبارت‌دیگر فعالیت و تصمیم فعالان بازار، تحت تأثیر این سری‌های امواج است. به‌بیان‌دیگر در این روش، تاریخچه معاملات سهام جهت شناخت الگوهای رفتاری فعالان بازار که بتوان از آن‌ها برای پیش‌بینی قیمت‌های آتی و تحصیل سود مازاد بهره‌برداری نمود، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. برخی تحلیلگران معتقدند تحلیل ساختار بازار باید با مبانی بنیادی ترکیب شود که به این دسته ازنظریه‌پردازان بنیادگرایان اطلاق می‌شود. در این تکنیک، روش تجزیه‌وتحلیل شرکت موردنظر در چهار مرحله صورت می‌گیرد.
    ( 1 وضعیت عمومی اقتصاد تعیین می‌شود
    (2 وضعیت صنعت تعیین می‌شود،
    3) وضعیت شرکت بررسی و تعیین می‌شود و در آخر
    4) ارزش سهام شرکت موردنظر استخراج می‌شود.
    انجام تحلیل بنیادی گاه بسیار دشوار و وقت‌گیر است، اما کارشناسان تحلیل مذکور معتقدند این کار دشوار و پیچیده به سودی که در پی دارد می‌ارزد. سرمایه‌گذار یا تحلیلگر، با دقیق شدن در اطلاعات بازار و تحلیل مالی شرکت‌های مختلف و ارزیابی رشد آتی آن‌ها، می‌تواند بفهمد که قیمت هر سهم در بازار تا چه حد اشتباه است. آن دسته از سرمایه‌گذارانی که می‌توانند به‌درستی اشتباهات بازار را تشخیص دهند، از فعالیت مالی خود سود مناسبی کسب خواهند کرد. از سوی دیگر خرید سهام یک شرکت بر مبنای ارزش واقعی و بلندمدت آن، فعالان را از خطر افت‌وخیزهای هرروزه بازار مصون نگه می‌دارد؛ اما اگر تحلیل بنیادی نشان دهد که قیمت یک سهم در بازار کمتر از قیمت واقعی آن است، تضمینی وجود ندارد که در آینده نزدیک، قیمت آن به حد واقعی افزایش یابد. (جرالد اپل،2007).
    گوردون 2000 و اشلیس 2003 و بسیاری از محققین دیگر که سری‌های زمانی تغییرات قیمت را بررسی کرده‌اند، به وجود رابطه معنی‌دار بین قیمت سهام و روند کلی بازار، حجم سهام، عمق بازار و اندازه ارزش بازار شرکت‌ها تحلیل تکنیکی، ابزاری قوی برای سرمایه اعتقاددارند. جرالد اپل در کتاب خود تحت عنوان “تحلیل تکنیکی، ابزاری قوی برای سرمایه‌گذاران “تجربه چهل‌ساله خود را درزمینهٔ مطالعه، تدریس و سرمایه‌گذاری ارائه کرده است. ایشان در این کتاب ابزارهای مورداستفاده در تحلیل محرک‌های مربوط به حجم، اطلاعات بازار و سودآوری را با استفاده از شاخص‌ها و نمودارهای عملیاتی مختلف ارائه کرده و معتقد است، باید محرک‌های اصلی بازار در پیش‌بینی قیمت برحسب ادوار زمانی (هفتگی، ماهیانه و سالیانه)، عمق بازار، میانگین بازده ) هفتگی، ماهیانه و سالیانه)، نرخ تغییر قیمت، حجم، اندازه و ارزش بازار تحلیل شوند. ایشان ضمن معرفی هر یک از محرک‌های مذکور، الگوهای نموداری برای پیش‌بینی مسیر تغییرات آتی قیمت را ارائه نموده است. بازاری دارای عمق است که قیمت پیشنهادی خریدوفروش بازارساز نزدیک به قیمت تعادلی باشد. تغییرات قیمت در چنین بازاری غالباً پیوسته است؛ اما در بازار کم‌عمق، تغییرات قیمت به‌صورت جهشی و ناپیوسته می‌باشد. تغییر قیمت‌ها در بازارهای عمیق پایین‌تر از تغییر قیمت‌ها در بازارهای کم‌عمق است؛ بنابراین ریسک بازار سازها در بازارهای عمیق کمتر از بازارهای کم‌عمق خواهد بود (کالوپی و همکاران،2003).
    گفتار دوم: همزمانی قیمت
    قیمت سهام همزمانی برای اولین بار توسط رول مطرح گردید. وی (ضریب تعیین) را از مدل بازار به دست آورد. رول با استفاده از دادهای آمریکایی CRSP از سال 1982 تا 1987 را حدود 35% برای دادهای ماهانه و 20% برای دادهای روزانه به دست آورد. وی مواردی که توصیف‌کننده تغییرات قیمت سهام باشند به این صورت بیان کرد: 1) حرکات غیرمنتظره در سطح اقتصاد کلان 2) تغییرات غیرمنتظره در سطح محیط بازار شرکت ( خصوصیات صنعت) 3) وقایع غیرقابل‌پیش‌بینی در آن شرکت. با مشاهده و اندازه‌گیری این عوامل، تغییرات قیمت سهام را می‌توان با دقت زیادی پیش‌بینی کرد، به‌طوری‌که نزدیک به 1 شود؛ بنابراین با پایین نمی‌توان تغییرات قیمت سهام را پیش‌بینی کرد. بررسی‌های بیشتر رول نشان می‌دهد فاکتورهایی قابل‌اندازه‌گیری، کمترین مقدار را پیش‌بینی خواهند کرد. رول به این نتیجه رسید که با اعلان اخبار عمومی میزان تغییرات چندانی نمی‌کند بلکه ناشی از وجود اطلاعات خصوصی یا هیجان‌های گاه‌به‌گاه دیگر، غیر مرتبط با اطلاعات واقعی می‌باشد (رول،1988).
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.