تحقیق درمورد جریان‌های نقد عملیاتی و محتوای اطلاعاتی سود

دانلود پایان نامه

هاگرمن2 (1982) روش بیور را برای اعلامیه‌های سود سهام بانک‌ها در بازارهای خارج از بورس3 به کاربرد. باید خاطرنشان کرد که نتایج می و هاگرمن همانند نتایج بیور بود. به‌طورکلی نتایج حاصل از آزمون‌های انجام‌شده روی انحراف بازده غیرعادی محتوای اطلاعاتی سود، با نتایج آزمون‌هایی که در مورد جهت سود غیرمنتظره و میانگین نرخ بازده غیرعادی به‌دست‌آمده، هماهنگ می‌باشد؛ به‌عبارت‌دیگر، هر دو روش این نتیجه واحد را تصدیق می‌کنند که اعلان سود، اطلاعات تازه‌ای را به بازار منتقل می‌نمایند و گزارش‌های مالی میان‌دوره‌ای یا اعلامیه‌های فصلی سود، دارای محتوای اطلاعاتی می‌باشند.آزمون هایی که در صآزآز
بانز (1981) نشان داد سهام شرکت‌های با اندازه و ارزش بازار پایین، دارای متوسط، بازدهی بالاتری از سهام شرکت‌های با ارزش بازار بالا می‌باشند. پژوهشگران دیگری نظیر باسو نشان دادند اثر اندازه، متمایز از اثر، P/E می‌باشد و شرکت‌های کوچک، بازدهی بالاتری دارند.

  • مک لوگین و همکاران عملکرد عملیاتی بلندمدت 960 اوراق قرضه غیرقابل‌تبدیل و 1967 انتشار فصلی را از سال 1980 تا 1993 بررسی کردند. آن‌ها برای ارزیابی عملکرد عملیاتی از سنجه‌هایی نظیر نسبت وجه نقد عملیاتی به دارایی‌ها و نسبت وجه نقد عملیاتی به فروش استفاده نمودند. در این پژوهش سنجه‌های عملکرد عملیاتی سه سال قبل از انتشار فصلی سهام با سنجه‌های عملکرد سه سال بعدازآن مقایسه شد. نتایج آزمون نشان داد که شرکت‌ها بهبود قابل‌ملاحظه‌ای در عملکرد عملیاتی داشتند؛ اما بعد از انتشار فصلی سهام متوسط تغییرات در عملکرد عملیاتی به‌اندازه 20%، در طول سه سال کاهش یافت و بیشترین کاهش در عملکرد، از طریق انتشار سهام تجربه شد. همچنین شرکت‌هایی که قبل از انتشار سهام، افزایش بیشتری در عملکرد داشتند، بعد از انتشار سهام با کاهش بیشتری در عملکرد روبرو بوده‌اند. نتایج تحقیق با نظریه جریان‌های نقد آزاد مطابق بود؛ زیرا کاهش در عملکرد برای شرکت‌هایی بیشتر بود که جریان نقد آزاد افزون‌تری داشتند
    روزنبرگ (1985) نشان داد سهام با نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار بالا، به‌صورت معنی‌دارای بازدهی بالاتری نسبت به سهام با نسبت B/M، پایین هستند چانگ در ژاپن نیز به نتایج مشابهی دست‌یافت.
    کارپوف ( 1987) رابطه بین اندازه و حجم بازار را با قیمت سهام بررسی کرده و نتیجه می‌گیرد که همانند اغلب تحقیقات انجام‌شده مشابه، ارتباط بین متغیرهای مذکور مثبت است. لی و همکاران 2002 ضمن بیان نتیجه تحقیق کارپوف، به همان نتیجه دست‌یافته و دلیل اولیه وجود رابطه بین حجم و قیمت سهام را U شکل بودن تغییرات قیمت و حجم، موضوع معاملات، در طول روز معاملاتی اعلام کردند. کارپوف چهار دلیل را برای توجیه ارتباط بین اندازه و حجم معاملات و قیمت سهام ارائه می‌کند: 1 در بازارهای مالی مدل‌هایی برای پیش‌بینی قیمت موردبررسی قرار می‌گیرند که روابط بین حجم معاملات و قیمت سهام را با توجه به میزان ورود اطلاعات به بازار، اندازه و عمق بازار موردبررسی قرار می‌دهند. 2 برای وجود همبستگی مذکور، توزیع قیمت‌ها در اثر سفته‌بازی است. سپس بابیان، فرضیه ترکیب توزیع قیمت‌ها نشان داد نوسان‌های قیمت و حجم معاملات به دلیل این‌که در مقدار کمی تغییر مشترک، باهم ارتباط دارند، الزاماً باید همبستگی مثبت داشته باشند 3. دلیل سوم مربوط می‌شود. بر تئوری انتظارات عقلایی در قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای “اساس این تئوری، مبادلات سهام برحسب اطلاعات خصوصی و عمومی انجام می‌شود. 4 ایشان دلیل آخر را به وجود تحلیل‌های متفاوت توسط فعالان بازار نسبت می‌دهد؛ زیرا هریک از آن‌ها بر اساس تحلیل و ترجیح خود بین اطلاعات موجود، پیرامون حجم تصمیم می‌گیرند. این موضوع درنهایت موجب ارتباط مثبت بین قدر مطلق تغییرات قیمت‌ها و حجم معاملات می‌شود. هریس دلیل آخر را مناسب‌ترین توجیه برای رابطه مذکور می‌داند.
    لیو و تیاگرجن (1993) طی پژوهشی به بررسی رابطه بین رفتار مدیریت سود و بازده سهام پرداختند. بدین‌صورت که آن‌ها 12 متغیر بنیادین را که توسط تحلیلگران مالی در ارزیابی رفتار مدیریت سود استفاده می‌شود، مشخص کردند و از طریق دادن امتیاز صفر و یک به هر یک از 12 متغیر بنیادین، رفتار مدیریت سود را اندازهگیری کردند و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که گروههایی که از رفتار مدیریت سود بالاتری برخوردارند ضریب واکنش سود پایین‌تری دارند (خوش‌طینت و اسماعیلی، 1384، ص 32).
    فاما و همکاران (1998 ) اندازه شرکت، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام، نسبت سود به قیمت، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و بتا را بررسی نموده و به شواهدی دست‌یافت‌اند که حاکی از ارتباط معنی‌دار بین اندازه شرکت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، با قیمت سهام بوده و توانایی تبیین تغییرات قیمت با سایر متغیرها، پایین نشان داده شد.
    هن ونگ (1998) اقلام تعهدی اختیاری شرکت‌های نفتی در دوره افزایش قیمت نفت را مورد تجزیه‌وتحلیل قرار دادند و به این نتیجه رسید که به‌منظور اجتناب از هزینههای سیاسی و مقررات گذاری دولت از طریق مدیریت اقلام تعهدی اختیاری سود خود را کاهش دادند (بولو و حسینی، 1386، 76).
    اسلون و همکارانش (2000) در تحقیقی که انجام دادند به این نتیجه رسیدند که شرکت‌های با حجم اقلام تعهدی بالا، دارای بازده سهام پایینی میباشند؛ یعنی رابطه معکوس بین حجم اقلام تعهدی و بازده سهام وجود دارد. همچنین اثبات کردند که شرکت‌های با سود گزارش‌شده بالاتر از جریان وجوه نقد عملیاتی، به خاطر بالا بودن حجم اقلام تعهدی، در سال‌های آتی کاهشی در سود عملیاتی را تجربه خواهند کرد (خوش‌طینت و اسماعیلی، 1384، ص 32).
    ولچ و ریتر (2002) در رابطه با ارزیابی بازار بورس و اوراق بهادار امریکا بین سال‌های 1980 تا 2001 به بررسی عملکرد بازار نسبت به قیمت‌گذاری سهام شرکت‌های تازه‌وارد پرداخته‌اند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که در پایان اولین روز معامله سهام شرکت‌های تازه پذیرفته‌شده در بازار بورس، به‌طور میانگین قیمت‌های مبادله 6/18 درصد بیشتر از قیمت فروخته‌شده آن‌ها در ابتدای روز معامله سهام شرکت در بازار توسط شرکت اصلی است. همچنین بعد از گذشت 3 سال مشاهده شد که میانگین قیمت‌گذاری و ارزیابی ضعیف این شرکت‌ها در مقایسه با شاخص بازار 4/23 درصد بوده است (ولچ و ریتر،2002، ص 65).
    جوهاماتسون در سال 2002 بازار سرمایه‌گذاری مشترک را از منظر تئوری اطلاعات نامتقارن موردبررسی قرار داد و نتیجه گرفت که می‌توان از مفاهیم اطلاعات نامتقارن و علامت‌دهی برای توصیف مشکلات پیش روی مؤسسان و سرمایه‌گذاران در سرمایه‌گذاری مشترک استفاده کرد.
    دوگار (2003) وی دریافت ازآنجاکه سرمایه‌گذاران از نوع شرکتی که در حال ورود به بازار سرمایه است بی‌اطلاع هستند مالکین و مدیران شرکت‌ها از کیفیت گردش وجوه نقد جهت ارسال علامت مثبت به بازار استفاده می‌کنند به همین دلیل شرکت‌هایی که قصد ورود به بازار را دارند در سال‌های باکیفیت مطلوب گردش وجوه نقد تمایل به پیوستن به بازار را دارند و در سال‌هایی با عملکرد ضعیف گردش وجوه نقد از پیوستن به بازار منصرف می‌شوند؛ اما واقعیت این است که سرمایه‌گذاران فقط کیفیت پروژه‌هایی که مدیران می‌خواهند انجام دهند را مشاهده می‌کنند و گردش کیفی وجوه نقد را به‌طور واضح درک نمی‌کنند. او همچنین دریافت که اگر شرکت‌ها قادر باشند کیفیت بالایی از وجوه نقد را در طی دوران رونق بازار نسبت به دوران رکورد بازار ایجاد کنند در طی دوران رونق بازار انتظار خواهیم داشت که تعداد بیشتری از عرضه عمومی سهام را مشاهده کنیم در عوض طی دوران رکورد بازار شرکت‌ها تمایلی به عرضه عمومی سهام نخواهند داشت و منتظر می‌مانند تا زمانی که بتوانند کیفیت مطلوبی از گردش وجوه نقد را ایجاد کنند و علائم بسیار کاراتری را به بازار ارائه دهند (دوگار،2003، ص 55).
    گائو و همکاران (2004) در این تحقیق به بررسی متغیرهای مالی و غیرمالی مؤثر بر قیمت عرضه سهام جدید شرکت‌های داروسازی و بیوتکنولوژی پرداخته شده است. مهم‌ترین متغیرهای مالی موردمطالعه عبارت‌اند از: جریان‌های نقد عملیاتی، فروش، سود خالص، کل دارایی‌ها، مخارج سرمایه‌ای (تحقیق و توسعه) و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار. مهم‌ترین متغیرهای غیرمالی نیز؛ تعداد محصولات شرکت، مرحله توسعه محصول و حمایت قانونی از حقوق مادی و معنوی حق اختراع‌ها بودند. نتایج تحقیق نشان داد که از بین متغیرهای مالی تنها مخارج سرمایه‌ای (تحقیق و توسعه) و از بین متغیرهای غیرمالی تعداد محصولات شرکت، مرحله توسعه محصول و حمایت قانونی از حقوق مادی و معنوی حق اختراع‌ها، مهم‌ترین متغیرهای تأثیرگذار بر قیمت عرضه سهام شرکت‌های داروسازی و بیوتکنولوژی به شمار می‌روند ( گائو و همکاران،2004، ص 23 ).
    جرالد اپل (2005)، گوردون، (1959)، اشلیس (2003) و بسیاری از محققین دیگر که یک سری‌های زمانی تغییرات قیمت را بررسی کرده‌اند، به وجود رابطه معنی‌دار بین قیمت سهام و روند کلی بازار، حجم سهام، عمق بازار و اندازه ارزش بازار شرکت‌ها تحلیل تکنیکی، اعتقاددارند. جرالد اپل در کتاب خود تحت عنوان ابزاری قوی برای سرمایه‌گذاران فعال تجربه چهل‌ساله خود را درزمینهٔ مطالعه، تدریس و سرمایه‌گذاری ارائه کرده است. ایشان در این کتاب ابزارهای مورداستفاده در تحلیل محرک‌های مربوط به حجم، اطلاعات بازار و سودآوری را با استفاده از شاخص‌ها و نمودارهای عملیاتی مختلف ارائه کرده و معتقد است، باید محرک‌های اصلی بازار در پیش‌بینی قیمت برحسب ادوار زمانی (هفتگی، ماهیانه و سالیانه)، عمق بازار، میانگین بازده (هفتگی، ماهیانه و سالیانه)، نرخ تغییر قیمت، حجم، اندازه و ارزش بازار تحلیل شوند. ایشان ضمن معرفی هر یک از محرک‌های مذکور، الگوهای نموداری برای پیش‌بینی مسیر تغییرات آتی قیمت را ارائه نموده‌اند.
    کانن چان (2006) و همکارانش طی تحقیقی، رابطه ارقام تعهدی را با بازده آتی سهام موردبررسی قرار داده و به این نتیجه رسیدند که شرکت‌های با ارقام تعهدی بالا، در دوره بعد از گزارشگری اطلاعات مالی، بازده سهام آن‌ها کاهش مییابد. یک تفسیر از این نتیجه‌این است که شرکت‌های با کیفیت سود پایین (شرکت‌های با ارقام تعهدی بالا) در دوره پس از گزارشگری سود، دچار افت بازدهی می‌شوند، زیرا سرمایهگذاران به مسئله کیفیت سود پایین شرکت‌ها پی برده و قیمت سهام را متناسب با آن تعدیل می‌کنند. کانن چان و همکارانش این موضوع را به‌وسیله تفکیک اجزای ارقام تعهدی و نیز دسته‌بندی بر اساس ارقام اختیاری و غیر اختیاری انجام دادند و به نتایج مشابهی دست‌یافت‌اند (خواجوی و ناظمی، 1384، ص 41).
    لی و همکاران (2007) نشان دادند که همزمانی قیمت برای بررسی نوسان پذیری، قیمت مناسب است. آن‌ها نشان می‌دهند که نوسان پذیری قیمت می‌تواند به دو بخش اختلال و بخش اطلاعاتی تجزیه شود. آن‌ها بیشتر بخش اطلاعاتی را به یک بخش به‌روزرسانی اطلاعات و یک بخش تحلیل بی‌ثباتی تجزیه می‌کنند. اختلال موجب کاهش قابلیت اطلاع‌رسانی قیمت می‌شود درحالی‌که. قابلیت اطلاع‌رسانی قیمت با بخش اطلاعاتی ارتباط U شکل دارد.
    چن و دیگران (2008) به بررسی رابطه‌ی بین کیفیت سود حسابرسی شده با قیمت سهام همزمانی پرداختند. نتایج این تحقیق نشان داد که کیفیت سود بالاتر (پایین‌تر) منجر به قیمت سهام همزمانی پایین‌تر (بالاتر) می‌شود. این نتایج بر این اصول استوار است که اطلاعات عمومی با کیفیت بالا می‌تواند منجر به هزینه پایین‌تری از اطلاعات خصوصی (اطلاعات موجود نزد ذینفعان درون‌سازمانی) گردد، به‌عبارت‌دیگر، استقلال حسابرس منجر به افزایش کیفیت اطلاعات صورت‌های مالی حسابرسی شده و به‌تبع آن، کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می‌گردد.
    فرناندس و فریرا (2008) به بررسی قیمت سهام همزمانی میان شرکت‌های غیر آمریکایی در بازارهای آمریکایی پرداختند. با بررسی یک نمونه شامل 47 شرکت، از سال 1980 تا 2003 آن‌ها یافتند که شرکت‌های غیر آمریکایی در بازارهای آمریکایی نسبت به سایر شرکت‌های آمریکایی سطح پایینی از قیمت سهام همزمانی دارند؛ اما به یک رابطه مثبت بین این شرکت‌ها و سطح پایینی از قیمت سهام همزمانی در بازارهای توسعه‌یافته دست‌یافت‌اند. در مقابل، آن‌ها به یک رابطه منفی بین سطح پایینی از قیمت سهام همزمانی میان شرکت‌های مذکور در بازارهای درحال‌توسعه دست‌یافت‌اند
    بوباکر و همکاران (2013) به بررسی اثر سهامداران عمده در همزمانی قیمت سهام با استفاده از نمونه مشتمل بر 654 شرکت‌های فهرست شده بورس اوراق بهادار فرانسه در طی سال‌های 1998-2007 پرداختند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که همزمانی قیمت سهام با کنترل بیش‌ازحد افزایش می‌یابد، استدلال می‌شود که سهامداران عمده تمایل به افشای کمتر اطلاعات برای پنهان کردن شیوه‌های فرصت‌طلبانه خود دارند علاوه بر این، این مطالعه نشان می‌دهد که شرکت‌ها با کنترل بیش‌ازحد احتمال سقوط قیمت سهام، آن‌ها افزایش می‌یابد.
    ژیانگ و همکاران (2014) در پژوهش خود به بررسی اینکه آیا کسب اطلاعات خصوصی تحلیلگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد و اینکه تا چه حد اطلاعات خاص شرکت که در این پژوهش، به‌عنوان همزمانی قیمت سهام در بازارهای سهام چین اندازه‌گیری شد. تحلیلگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟
    نتایج پژوهش حاکی از آن است که همزمانی قیمت دارای ارتباط منفی با محتوای اطلاعات خصوصی تحلیلگر، می‌باشد.
    تحقیقات داخلی
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.