تحقیق درباره چهارمحال و بختیاری و توزیع جغرافیایی

فصل دوم
بررسی منابع
Widget not in any sidebars

2-1- مبدأ و پیشینه لوبیا
مبداء لوبیا از نواحی گرمسیر امریکای جنوبی است و کاشت آن در امریکا از ادوار خیلی قدیم مرسوم بود. بسیاری از انواع این گیاه قبل از کشف امریکا به وسیله سرخپوستان بومی امریکا کاشته شده و مورد استفاده قرار می‌گرفته است (کوچکی و بنایان اول، 1372). لوبیا معمولی با نام های مختلف لوبیا فرانسوی و یا لوبیا سبز شناخته می شوند از جنس (Phaseolus) بوده و شامل 220 گونه است، 20 گونه زراعی آن‌ها برای تولید غلاف سبز یا بذر خشک بیشتر مورد کشت و کار قرار دارند و اغلب در مناطق گرمسیری دنیا انتشار یافته‌اند. براساس مبدأ (منشأ) پیدایش، گونه‌های این جنس به دو گروه تقسیم می‌شوند:
الف- گونه‌هایی با مبدا قاره امریکا (گونه های دنیای جدید)
ب- گونه‌هایی با مبدا آسیایی (گونه های دنیای قدیم)
مقایسه صفات مورفولوژیک، اکولوژیک، توزیع جغرافیایی، روابط ژنتیکی سوابق باستان شناسی نشان می‌دهد که انواع وحشی لوبیا از قاره امریکا (مرکزی و جنوبی) منشأ یافته‌اند. با مطالعه روی مارکرهای مولکولی، دو مرکز تنوع بزرگ جغرافیایی شامل امریکای مرکزی (منطقه فرو امریکا 1) و امریکای جنوبی (منطقه آند 2) برای لوبیا معرفی کرده‌اند و یک کمربند انتقال بین این دو ناحیه در شمال پرو یافته‌اند. ایزولاسیون جغرافیایی و خود باروری گیاه لوبیا مانع انتقال ژن‌های یک مبدأ یا جمعیت به مبدأ یا جمعیت دیگر شده که دلیل عمده اختلاف بین ژنوتیپ‌های این دو مرکز بوده است. گونه‌های امریکایی دارای غلاف‌های بزرگ و نسبتاً پهن، نوک‌دار (مهمیزدار) محتوی چندین بذر درشت (4 تا 8 بذر در هر غلاف) و گوشوارک‌های کوچک و میخی شکل هستند. برخی انواع لوبیا در این گونه‌ها عبارتند از: لوبیا معمولی، لوبیا تپاری، لوبیا فرنگی و یا لوبیا لیما (نوع دانه درشت در امریکای جنوبی و نوع دانه ریز در امریکای مرکزی) لوبیا رونده، لوبیا قرمز رونده و غیره (مجنون حسینی،1387).
گونه‌های دنیای قدیم (آسیایی) دارای غلاف‌های کوچکتر، استوانه‌ای، بدون نوک، محتوی تعداد زیادی بذر کوچک (گاهی تا 20 عدد در هر غلاف) و گوشوارک پهن و سیخی شکل هستند. مبدأ لوبیای معمولی احتمالاً بخش‌های قاره امریکای جنوبی در مکزیک و گواتمالا است. واویلوف با توجه به تغییرات ژنتیکی زیاد آن‌ها که در امریکای مرکزی وجنوب مکزیک یافت شده این مناطق را مبدأ پیدایش می‌داند. لوبیا 4 تا 7 هزار سال قبل از میلاد در مکزیک و بین 1 تا 3 هزار سال قبل از میلاد توسط بومیان امریکا کشت و کار می شده که با کشف تازه امریکا زراعت آن در دنیا گسترش پیدا کرده است. در دنیا تاکنون چهل هزار ژریم پلاسم لوبیا جمع آوری شده که اکثر آن‌ها به دو منطقه خشک و مرکز پیدایش امریکای جنوبی و مرکزی تعلق دارند. لوبیا در پنج قاره جهان کشت می‌شود و با داشتن 22 تا 25 درصد پروتئین، 56 تا 58 درصد کربوهیدرات در بسیاری از کشورهای در حال توسعه به عنوان یکی از منابع مهم پروتئین گیاهی محسوب می‌شود (مجنون حسینی،1387).
2-2- سطح زیر کشت و تولید لوبیا در ایران و جهان
بررسی آمار پانزده ساله (1995-1980) نشان می‌دهد که کل تولید لوبیا درجهان بین دهه‌ی70 تا 80 از رشد آمار قابل توجهی برخوردار بوده است ولی دردهه‌ی90 از روند افزایش تولید آن خصوصاً در سال 1995 کاسته شده است. درسال 1979 میلادی تولید جهانی لوبیا 13382 هزار تن بود که در سال 1995 به 17818 هزار تن رسید. دربین قاره‌ها، آسیا بیشترین مقدار تولید لوبیا را به خود اختصاص داده است. بزرگ‌ترین کشورهای تولیدکننده لوبیا در آسیا کشورهای چین، هندوستان، سریلانکا، پاکستان، برمه، ویتنام و تایلند می‌باشد. پس از آسیا، آمریکا مقام دوم را دارا بوده و آرژانتین، برزیل، آمریکا، مکزیک از بزرگ‌ترین کشورهای تولیدکننده‌ی این قاره می‌باشند و 8/86 درصد سطح زیر کشت و 2/87 درصد تولید کل جهان در این دو قاره قراردارد. (کوچکی و بنایان اول، 1372). آفریقا، اروپا، اقیانوسیه رتبه‌های بعدی را به خود اختصاص داده‌اند (باقری و همکاران، 1376). در سال 1995 بیشترین عملکرد لوبیا مربوط به قاره‌ی اروپا (951 کیلوگرم) و کمترین آن مربوط به قاره‌ی آسیا (578 کیلوگرم) می‌باشد. به طور کلی کمترین عملکرد در واحد سطح حبوبات در آسیا و آفریقا و بیشترین عملکرد در واحد سطح در اروپا می‌باشد. تولید بالای حبوبات در آسیا ناشی از سطح زیر کشت زیاد آن و زیاد بودن تولید در واحد سطح در اروپا ناشی از وفور آب می‌باشد. در آسیا به علت کمبود آب بخش عمده از حبوبات در شرایط دیم و آن هم با عملکرد پایینی تولید می‌شود. بر اساس آمارهای سازمان خواربار کشاورزی (FAO) سطح زیرکشت لوبیا درسال‌های 2000 تا 2004 میلادی بین 67 تا 71 میلیون هکتار بوده است که تولید در همین دوره بین 54 تا 60 میلیون تن برآورد شده است (FAO، 2004). در طی سال‌های ذکر شده کشت حبوبات در ایران 1 تا 5/1 میلیون هکتار و تولید نیز بین 475 تا 695 هزار تن بوده است. ایران از نظر عملکرد در مکان سی و یکم آسیا قرار دارد. سطح زیر کشت انواع لوبیا در ایران درسال 1385 درحدود 97310 هکتار و میزان تولیدآن حدود 208 هزار تن بوده است. متوسط عملکرد لوبیا در ایران و در زراعت‌های آبی 2340 کیلوگرم در هکتار و در زراعت دیم 1100 کیلوگرم در هکتار بوده است. مهم‌ترین استان‌های کشت و تولید لوبیا در کشور در سال 1386 استان‌های مرکزی، فارس، لرستان، خوزستان، زنجان، آذربایجان شرقی، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، اردبیل، گیلان و کرمان می‌باشند. کمترین سطح زیرکشت لوبیا م
ربوط به استان‌های بوشهر، قم، یزد، سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی می‌باشند (مجنون حسینی، 1387). در استان گیلان همه ساله 3500 هکتار از اراضی زیر کشت انواع لوبیا می‌رود (نیکانفر، 1373).
2-3- اهمیت اقتصادی لوبیا
برخی حبوبات در تجارت بین الملل افزون بر تولید روغن برای مصارف مختلف تغذیه انسان و دام استفاده می‌شوند. اهمیت آن‌ها بعد از غلات است و در ایران پس از گندم و برنج قرار دارند. اراضی تحت کشت حبوبات برای تولید دانه خوراکی حدود 10 درصد مساحت زیر کشت غلات است و میزان تولید کل آن‌ها حدود 5/3 درصد می‌باشد (مجنون حسینی، 1387). در بین حبوبات سویا، لوبیا و نخود از لحاظ سطح زیر کشت به ترتیب مقام اول تا سوم را حائز می‌شوند.
به طور کلی کشورهای هند، روسیه، فدراتیو، چین، برزیل، ترکیه، مکزیک، امریکا، کانادا، استرالیا، فرانسه، نیجریه، اتیوپی و ایران جزء کشورهای اصلی و پنج کشور کانادا، استرالیا، امریکا و چین و میانمار جزء عمده‌ترین کشورهای صادر کننده حبوبات در جهان به شمار می‌روند (جدول1-1) که در مجموع 66 درصد کل صادرات حبوبات را به خود اختصاص داده‌اند.
حبوبات به عنوان دومین منبع غذایی بشر پس از غلات عمده ترین منبع پروتئین گیاهی محسوب می‌شوند. در بین حبوبات از لحاظ سطح زیر کشت و ارزش اقتصادی مقام اول متعلق به لوبیا است.
جدول1-1- میزان درصد صادرات حبوبات در برخی از کشورهای جهان
کشور میزان صادرات(1000 تن) درصد
اروپا 520 6
استرالیا 1300 15
اکراین 90 1
ایران 100 1
آرژانتین 260 3