تحقیق درباره نمای ساختمان و فراوانی سن

در البرز حرکات خشکیزایی شدید ژوراسیک پسین انجام شده است. پس از اواسط کرتاسه و کرتاسهی بالایی، حرکات کوهزایی لارامین آغاز شده و تا امروز ادامه دارد (گانسر، 1955 و اشتوکلین، 1959).
مهمترین فازهای کوهزایی البرز در ترشیاری آغاز میشوند، به طوری که یک فاز مهم چین خوردگی اولیه در الیگوسن اتفاق میافتد. این فاز در برخی نقاط سبب غیر موازی قرار گرفتن واحدهای چینهای الیگوسن بر روی سازند کرج شده است. این حرکات در میوسن پایانی- پلیوسن نیز ادامه مییابند و سیستمهای گسلی را فعال میکنند. بیشتر محورهای دگر شکلی البرز منطبق بر محورهای گسلهای قدیمی میباشند که در اثر این حرکات فعال میشوند. با توجه به اینکه رسوبات جوانتر از میوسن پایانی- پلیوسن به برخی از گسلها محدود شدهاند، میتوان گفت که روراندگیها و بالا آمدگیهای وسیع در طی این فاز رخ دادهاند (ددوال، 1967).
پایه و اساس مورفولوژی کنونی البرز در اثر حرکات کوهزایی پاسادنین طراحی شده است. در اثر عملکرد این حرکات گسلهای مهمی مانند گسل کندوان، روراندگی مشا- قشم، ایجاد سطوح توپوگرافی نزدیک به 4000 متر، بقیهی ساختها را بریده و جوانترین گسلها را تشکیل میدهد. ارتفاعات امروزی رشته کوه البرز خیلی جوان است و در اثر حرکات ترشیاری و کواترنر شکل گرفته است.
Widget not in any sidebars

2- 2- 3- گسلهای منطقه
در منطقهی مورد بررسی، مجموعههایی از سیستمهای راندگیها و گسلهای معکوس اغلب بزرگ زاویه دیده میشوند( وحدتی- ندیم ورقه 1:100000 مرزن آباد – 1378) که مهمترین آنها به ترتیب از شمال به جنوب عبارتند از:
1- گسل خزر: این گسل در حد فاصل دشت جنوبی دریای خزر و رشته کوه البرز قرار دارد و در اصل مرز بین خزر جنوبی و البرز محسوب می‌شود. این گسل سبب ایجاد اختلاف ارتفاع بین دشت خزر و ارتفاعات شمالی البرز شده است.
2- گسل معکوس بزرگ زاویهی مرزن آباد: جهت راندگی این گسل به سمت شمال است و در شرق گسترهی مورد مطالعه قرار دارد. گسل مذکور از نوع معکوس بوده و جهت راندگی آن به سمت شمال میباشد.
3- گسل مرزن آباد در شرق گسترهی مورد مطالعه قرار دارد و انتهای قسمت غربی آن درهی رودخانهی چالوس میباشد.
4- گسل سما- مجلار: یک گسل معکوس بزرگ زاویه میباشد که در کنتاکت جنوبی گرانیتهای کلاردشت قرار دارد. جهت راندگی این گسل به سمت جنوب میباشد. روند این گسل شرقی- غربی میباشد.
رسوب گذاری رسوبات پلیوسن پایانی- پلیستوسن از سمت جنوب به گسل سما- مجلار و راندگی دشت نظیر- ناسر ختم شده است. بنابراین میتوان گفت که این گسل و برخی از گسلهای مهم در پلیوسن پایانی- پلیستوسن در اثر حرکات کوهزایی ایجاد شده اند و حوضههای رسوبی را تحت تأثیر قرار داده و محدود کردهاند. ارتفاع کنونی رسوبات پلیوسن پایانی- پلیستوسن نسبت به سطح تراز دریا در منطقهی شرق رودخانهی چالوس در حدود 1300 متر و در منطقۀ مجل- رودبارک در حدود 2000 متر میباشد، این امر بیانگر سرعت زیاد بالا آمدگی زمینها پس از رسوب گذاری رسوبات مکرر میباشد. در اطراف رودخانهی چالوس تراستهای آبرفتی نسبت به کف رودخانهی مجاور خود دارای اختلاف ارتفاعی در حدود 150 متر میباشند. این قضیه نیز بیانگر سرعت بالا آمدگی شدید زمینها میباشند.
5- گسل مکارود- دلیر یک گسل معکوس بزرگ زاویه میباشد که گسلهای متعددی نیز از آن منشعب میشوند. جهت راندگی این گسل به سمت شمال میباشد، این گسل در فاصلهی 5 کیلومتری جنوب شرق- شمال غرب مکارود واقع شده است. جهت راندگی این گسل به سمت جنوب میباشد.
با مطالعهی گسلها میتوان دریافت که جهت عمومی آنها شرقی- غربی بوده و راندگیهای اصلی رشته کوه البرز در این منطقه به سمت شمال رخ دادهاند.
از واحدهای اصلی گسترهی مورد مطالعه که مطالعات ژئوشیمیایی بر روی آنها در نظر گرفته شده، گرانیتهای کلاردشت می‌باشد که به گرانیت اکاپل نیز معروف است. براساس نقشههای زمینشناسی و مطالعات صحرایی میتوان گفت که گرانیتهای مذکور، واحدهای لیتولوژیک متعددی را قطع کردهاند. ولی با توجه به اینکه در قسمت جنوبی خود واحدهای کرتاسه و ژوراسیک را قطع کردهاند، میتوان گفت که از این واحدهای لیتولوژیک جوانتر میباشند. در کنتاکت قسمت شمالی این گرانیتها آهکهای کربونیفر قرار دارند.
مطالعات و نمونه برداریهای صحرایی انجام شده، نشان میدهد که کنتاکت این گرانیتها با سازندهای آهکی آلتراسیونهای شدیدی رخ داده و مجموعهی وسیع اسکارنی در حاشیهی این گرانیتها و مونزوگرانیتها شکل گرفته است. وجود گرانیتها سبب ایجاد یک زون سخت گردیده است که این امر نیز به نوبهی خود سبب شده است که در حرکات کوهزایی شدید ترشیاری و کواترنر سنگهای گسترهی مورد مطالعه و حاشیهی آن بیشتر از نوع گسلش تغییر شکل بدهند تا از نوع چین خوردگی، به همین دلیل گسلهای متعدد و فراوانی سنگهای گرانیتی و سازندهای رسوبی اطراف آن را قطع نمودهاند. وجود این گسلهای جوان، سبب ایجاد تزریقات متعددی شده است که به نوبهی خود زون اسکارنی و حتی گرانیتها و مونزوگرانیتهای تودهی نفوذی کلاردشت را تحت تأثیر قرار داده است و انواع آلتراسیونها را در مقیاسهای متفاوت ایجاد کرده است و بدین ترتیب کانسارها و پتانسیل‌های فلزی و غیرفلزی متعددی را از نظر زمین شناسی ایجاد کرده است.
وجود رگههای آپلیتی در داخل گرانیتها، وجود دایکهایی که زونهای آلتراسیونی را قطع میکند، شواهدی بر تزریقات متعدد همراه با حرکات تکتونیکی و گسل خوردگیهای متعددی میباشند که در منطقه رخ داده است. در برخی از محدودهها، نظیر محدودههای شمالی گرانیت آکاپل، وسعت زون اسکارنی زیاد میباشد، به طوری که به راحتی میتوان گفت یک واحد لیتولوژیک را تفکیک نمود. وسعت زون اسکارنی در منطقهی ونداربن تا ولی کلات بیش از 500 متر میباشد. در محدودههای اسکارنی حاشیهی گرانیتها پتانسیلهای متعدد فلزی سرب و روی مشاهده شده است. محدودههای اسکارنی یک واحد برجسته را از نظر مورفولوژیک نسبت به آهکها ایجاد کردهاند.
در منطقهی ونداربن آثار کانیهای فلزی پیریت، گالن به وفور در این اسکارنها قابل مشاهده است. در برخی از محدودهها آلتراسیونهای سیلیسی، کلریتی، کائولینیتی و پروپیلیتیک ایجاد شده است.(گزارش نهایی اکتشافات مقدماتی منطقه جنوب چالوس
2-2-4-معادن منطقه مورد مطالعه
الف – معدن مرمریت سبز دره سایدیم
این معدن در شمال توده نفوذی اکاپل قرار دارد و از نظر زمین شناسی جزو سازند مبارک محسوب می‌شود. این معدن دارای سنگ مرمریت مرغوبی به رنگ سبز می‌باشد که در بیرون و درون نمای ساختمان می‌تواند استفاده شود. ذخیره احتمالی این معدن 17 میلیون تن برآورد شده است. (شکل 2 -6 )

شکل 2 -6 – نمایی از معدن مرمریت سبز دره سایدیم و محل دپوی سنگهای تزئینی کلاردشت
ب – معدن چینی خاکستری و سفید دره مجل
معدن مجل درون جنگل سرسبز واقع شده است. دره مجل تقریبا عمود بر طبقات آهکی در بر گیرنده توده نفوذی قرار گرفته است. انواع سنگهای چینی مرغوب به رنگهای سفید و خاکستری ابری در این معدن موجود می‌باشد. ذخیره احتمالی این معدن 7/15 میلیون تن برآورد شده است. (شکل 2 -7 )

شکل 2 – 7-توده سینیت آلکالن مجل
ج – معدن چینی سفید بریر