تحقیق درباره ناسازگاری و مورفولوژی

تشریح دیاگرامهای عنکبوتی کمک فراوانی در بررسی محیط تکتونیکی فرایندهای ماگماتیسم مینماید. الگوهای عنکبوتی بازالتهای جزایر اقیانوسی ((OIB بیشترین غنیشدگی از عناصر ناسازگار را نشان میدهند که در نتیجهی غنی بودن گوشته منشأ از این عناصر است. بازالتهای داخل صفحات ((WPB دارای الگوی محدب شکل هستند. از مشخصههای بازالت داخل صفحات غنی شدگی آنها در عناصر Ti, Zr و تهیشدگی در میزان Yو نسبت‌های زیاد Zr/ Y است (پیرس و گیل ، 1977، پیرس و نوری ، 1979). بازالتهای پشتههای میان اقیانوسی (MORB) الگوی با اشکال نسبتاً یکنواخت دارند. ناهنجاری منفی در Ta, Nb و ناهنجاری مثبت Th از مشخصههای بازالتهای پشتههای میان اقیانوسی است (پیرس، 1983).
Widget not in any sidebars

بازالتهای ریفت قارهای (CRB) دارای فراوانی کم عناصرکمیاب و نادر خاکی بوده و الگوی محدب شکل دارند (کاکس و همکاران، 1979). شاخصترین ویژگی نمودارهای عنکبوتی بازالتهایی که در موقعیت تکتونیکی مربوط به زون فرورانش فوران یافتهاند، تهیشدگی در Ta وNb از مشخصههای مربوط به این محیطها میباشند. نمودارهای مربوط به این نوع بازالتها در مقایسه با نمودارهای عنکبوتی MORB, OIB که نسبتاً هموار میباشند، شدیداً تیز و میله مانند هستند و این امر ناشی از اضافه شدن ترکیبات سیالات زون فرورانش به گوشتهی منشأ است. یک مشخصهی مهم دیگر زون فرورانش غنی شدگی در Th نسبت به Ta است (پیرس و پیت ،1995).
بار و شعاع نسبتاً بزرگ عناصر نادرخاکی توأم با غلظت پایین آنها نشانگر تمایل اندک این عناصر به حضور در شبکهی کانیها در طی تبلور ماگمایی است. این عناصر میتوانند در برخی از کانیهای فرعی مثل آپاتیت، گارنت، اسفن تمرکز یابند. همچنین در کانیهای سنگ ساز مثل فلدسپار، پیروکسن، آمفیبول نیز میتوانند حضور داشته باشند (Green, 1999).
در پژوهش مقادیر عناصر کمیاب نسبت به مقادیر آنها در گوشتهی اولیه، کندریتN- MORB, OIB و عادیسازی شده است (شکلهای 5- 20، 5- 21 و 5- 22). هدف از نرمالیز کردن به دست آوردن الگوی مناسب در فراوانی عناصر سنگهای منطقه میباشد. شیب عمومی این نمودارها منفی است. در نگاه اولیه فروافتادگیها و قلههای بسیار مشخصی به چشم میخورد. عناصر ناسازگاری نظیر Cs, K, U, Th دارای آنومالی مثبت هستند و عناصر Ta, Nb, Tiدارای آنومالی منفی میباشند. چنین ویژگیهایی یعنی غنی شدگی از عناصر ناسازگار K, Ba, Rb, Sr, Cs, LILE, Th و تهی شدگی عناصر با پتانسیل یونی بالا HFSE در سنگهای منطقهی مورد مطالعه شاخصه کمانهای ماگمایی است. غنی شدگیK در سنگهای منطقه نشان دهندهی این است که این عنصر در مراحل انتهایی تفریق ماگمایی در سنگهای تفریق یافتهتر و اسیدی وارد کانیهایی مانند آلکال فلدسپارها میشود. از آنجا که باریم هم در اندازهی یونی مانند پتاسیم است. بنابراین دلیل فزونی آن در سنگهای اسیدی منطقه همین مطلب میتواند باشد. فراوانی این دو عنصر میتواند بیانگر دخالت پوسته قارهای در تکوین ماگمای مولد سنگهای منطقه باشد (Chappel and White, 1974). البته آلایش با پوستهی قارهای نیز ممکن است با نگه داشتن Ta, Nb و به مقدار کمتر R, Hf باعث غنی شدگی LILE, LREE شود و تاًثیر مشابهی بر الگوهای نرمالیز شده داشته باشد. آنومالی ضعیف Yدر ارتباط با منشأ ماگمای سازنده میباشد. آپاتیت و اسفن کانیهای غنی از عناصر کمیاب هستند که عمدتاً مقادیر بالای LREE را در خود متمرکز مینمایند. سریوم جزء عناصر نادر خاکی سبک است. ضریب توزیع این عناصر در مذابهای اسیدی بیشتر از مذابهای بازالتی است. آنومالی منفی سریوم و ایتریوم در شکل میتواند با تشکیل کانیهایی مانند کلینوپیروکسن، بیوتیت، زیرکن و اسفن توجیه شود (ایوارت و گریفین1994). آنومالی مثبت Eu در گرانیتهای منطقه مربوط به حضور الیگوکلاز در این سنگها و جانشینی Eu به جای Ca در ساختمان آن‌ها می‌باشد. گرانیت‌های پتاسیک اکثراً به سمت عناصر نادر متوسط (Dy) فقیر شدگی ضعیفی را نشان میدهند.
عناصر ناسازگاری نظیر Eu,Tb ,Cs, K, U, Th دارای آنومالی مثبت هستند و عناصر Ta, Nb, Ti, Ceدارای آنومالی منفی میباشند. سنگهای منطقه دارای آنومالی به شدت منفی از Ce و آنومالی شدیدا مثبت Tb دارند. چنین ویژگیهایی یعنی غنیشدگی از عناصر ناسازگار K, Ba, Rb, Sr, Cs, LILE, Th و تهی شدگی عناصر با پتانسیل یونی بالا HFSE در سنگهای منطقه مورد مطالعه شاخصه کمانهای ماگمایی است.

فصل پنجم
متالوژنی
5-1- مقدمه:
در این فصل به بررسی منطقه از نظر افتصادی پرداخته شده است.
در ابتدا نقاط برداشت نمونه‌ها از ابتدا تا انتهای مسیر برداشت در شکل و جدول مشخص گردیده است. (شکل5-1) و (جدول 5-1)

شکل 5-1 – تصویر ارتفاعی – رقومی منطقه مورد مطالعه و مسیرهای پیمایش از محل کمپ تا محدوده
جدول 5-1 – مختصات محل نقاط نمونه برداری
شماره نمونه نام محل نمونه برداری طول و عرض جغرافیایی
123 AKapol QMon-Mon N36 26 18.6 E51 03 53.9
121 Barir Marble 1 N36 25 51.7 E51 01 51.0
122 Barir Marble 2 N36 25 51.8 E51 01 50.9
118 Divchal Sy-QSy N36 24 33.4 E51 05 23.2
125 Goret Pb N36 25 29.4 E51 08 08.4
119 Larvikitic Facies N36 26 32.2 E51 02 52.4
130 Laterite N36 28 32.6 E51 06 19.8
129 Maghzdareh Pb N36 29 14.7 E51 07 36.1
5-2-مطالعات مینرالوگرافی
مطالعات انجام شده نشان میدهد در محدودههای گسلی و کنتاکت تودههای نفوذی با سازندهای آهکی آلتراسیونهای شدیدی در منطقه رخ داده است. محدودههای اسکارنی یک واحد برجسته را از نظرمورفولوژیک نسبت به آهکها ایجاد کردهاند. این سنگهای آذرین توسط دایکهای جوانی قطع شدهاند. درمجموعهی وسیع اسکارنی، تزریقات متعدد ار طریق گسلهای جوان که به نوبهی خود زون اسکارنی و حتی تودهی نفوذی کلاردشت را تحت تأثیر قرار داده است و سبب ایجاد پتانسیلهای فلزی و غیرفلزی متعددی در منطقه شده است (شکل5-4).

Share this post

Post navigation

You might be interested in...