تحقیق درباره مالیات بر ارزش افزوده و کشورهای توسعه یافته


Widget not in any sidebars

۲)مفهوم مالیات بر ارزش افزوده:
در طبقه بندی مالیاتها ، مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات غیر مستقیم بر مصرف و فروش داخلی کالاها و خدمات است ، این نوع مالیات ، چند مرحله ای و درهر یک از مراحل تولید و تکمیل تا مصرف نهایی ، بر حسب ارزش افزوده ایجاد می شود. به عبارت دیگر ، مالیات بر ارزش افزوده ، نوعی مالیات بر فروش چند مرحله ای است که خرید کالاها و خدمات واسطه ای را از پرداخت مالیات معاف می کند .
ارزش افزوده یک بنگاه از تفاوت عایدات فروش کالا یا خدمات و کل هزینه هایی که صرف خرید کالاها و خدمات واسطه ای شده است ، ناشی می شود. در مقیاس اقتصاد ملی ، تولید ناخالص ملی در واقع حاصل جمع ارزش افزوده کلیه بنگاه هاست ، زیرا کل معاملات واسطه ای مساوی با ارزش فروش نهایی است. به همین دلیل ، فروش نهایی برابر با ارزش کل دستمزد ، نرخ بهره ، سود ، اجاره ، استهلاک و سایر پرداختها به عوامل تولید در سطح ملی و مساوی تولید ناخالص ملی است .
معادله زیر نشان می دهد که در مقیاس ملی ، ارزش افزوده روی دیگر سکه تولید ناخالص ملی است.
GNP =پرداختی به عوامل تولید-فروش نهایی = (معاملات واسطه ای-کل معاملات) = ارزش افزوده . بر این اساس ، می توان گفت که مجموع ارزش افزوده تمام بنگاه های بازرگانی در هر مرحله از تولید ، نوع دیگری از تعریف تولید ناخالص ملی است . لذا مالیات بر ارزش افزوده ، برابر مالیات بر تولید ملی است . بر این اساس ، پایه مالیاتی مالیات بر ارزش افزوده برابر با کل درآمد حاصل از فروش منهای هزینه خرید عوامل تولید از سایر بنگاهها است که با خارج کردن خرید از سایر بنگاه های مالیات دهنده ، از مالیات گیری چندگانه اجتناب می شود. به عبارت دیگر ، مالیات بر کل فروش بنگاه اعمال و همزمان ، اعتبار مالیاتی برای خرید از سایر بنگاه ها به بنگاه جدید اعطا می شود . بدین معنا که مالیات پرداخت شده تولید کنندگان قبلی ، از مالیات بر فروش بنگاه کسر می گردد . بنابراین ، اعمال مالیات بر ارزش افزوده نیازمند فهرست کردن کل صورتحسابها در بنگاه است ، زیرا هر بنگاه برای دریافت اعتبار مالیاتی باید بتواند شرح مالیات پرداخت شده فروشنده قبلی را ارائه دهد . این نیاز ، خریدار را تشویق می کند که پرداخت مالیات توسط فروشنده قبلی را مورد توجه قرار دهد (سمیعی ،1389؛ص79)
2-6 زمینه پیدایش فرار مالیاتی و اجتناب مالیاتی
بطور کلی علل فرار از نظام مالیاتی را می توان به دو دسته عمده تقسیم کرد:
الف) علل مربوط به پرداخت کنندگان ب) علل مربوط به نظام مالیاتی کشور.
2-6-1 علل مربوط به پرداخت کنندگان
1.نفع پرستی مردم و ترجیح دادن منافع شخصی بر منافع اجتماعی
این مساله روشن است که انسان به دلیل حب ذات, به دنبال منافع فردی خویش است. و از آنجا که پرداخت مالیات, جدا کردن بخشی از اموال شخصی به نفع جامعه بوده, که با خصلت خود خواهی انسانی ناسازگار است. بنابراین او تلاش میکند از پرداخت آن امتناع ورزد. البته در اقتصاد اسلامی, با فرض انسان اقتصادی اسلام و جامعه اسلامی, با این مشکل مواجه نیستیم, زیرا منافع فردی انسان اقتصادی اسلام با منافع اجتماعی او عجین شده است. اسلام منافع اجتماعی را بگونه ای به منافع فردی برگردانده است. انسان معتقد به معاد, زندگی را به حیات دنیوی منحصر ندانسته و منافع را در منافع مادی خلاصه نمی کند. فرد از آنجا که خود را دوست می دارد و دارای جهانبینی اسلامی است, منافع فردی خود را در پرداخت مالیاتهای واجب میداند. این انسان عدم پرداخت دیون واجب خود به جامعه اسلامی را, موجب عقوبت در آخرت دانسته و در مقابل, پرداخت واجبات بلکه مستحبات را برای رسیدن به کمال خود ضروری میداند.
2.عدم اعتقاد به نظام مالیاتی
با مراجعه به مودیان مالیاتی, این نتیجه حاصل میشود که اکثرا اعتقادی به لزوم پرداخت مالیات وضع شده از طرف دولت ندارند. از جمله این علل, عدم توجیه مردم توسط مسئولین, تغییر قوانین مالیاتی, اعمال تبعیض در مراحل عمل و بعضا مصارف بی جا میباشد. در رابطه با اعمال تبعیض در مرحله عمل بدون مناسبت نیست. بعضی فقدان فرهنگ مالیاتی در کشور ایران را از جمله علل فرار از نظام مالیاتی ذکر کرده و یکی از علل پرداخت به موقع مالیات در کشورهای توسعه یافته را فرهنگ مالیاتی مردم میدانند. در این رابطه, اگر مالیات را عبارت از پرداخت اجباری قسمتی از دارایی یا در آمد افراد برای تامین مخارج عمومی دانسته و فرهنگ مالیاتی را عبارت از پرداخت مالیات از روی میل و با طیب نفس بدانیم, این مطلب تا حدودی پذیرفتنی است که جامعه کنونی ما فاقد فرهنگ مالیاتی است. اما علت پرداخت به موقع مالیات در کشورهای توسعه یافته, فرهنگ مالیاتی مردم نیست بلکه وجود مجازاتهای سنگین و سیستم اطلاعاتی قوی این کشورها است. این کشورها از سیستم بانکی قوی و نیرومندی برخوردارند. تقریبا همه معاملات در این کشور ها با چک صورت میپذیرد. سیستم مالیاتی در آنها بگونه ای است که کوچکترین مجازات فرار از مالیات, از بین رفتن اعتبار فردی میباشد. بنابر این شاید بتوان گفت اگر آنان در سیستم مالیاتی کشور ما قرار گیرند که اطلاعات نسبت به در آمد و ثروت افرادضعیف و راههای فرار از مالیات به وفور یافت می شود، هرگز مالیات پرداخت نمی کنند. (رجائی،1390)
3. پایین بودن فرهنگ مالیاتی
بررسی های مختلف نشان‏‎ ‎می دهد بیشتر مردم نمی‌دانند چرا مالیات می‌دهند شایع ترین زمینه های ‏پیدایش فرار مالیاتی عدم گسترش‎ ‎فرهنگ مالیاتی در جامعه است فرهنگ مالیاتی ، مجموعه ای از ‏طرز تلقی ، بینش و عکس العمل‎ ‎افراد در قبال نظام مالیاتی است. به عبارت دیگر طرز تلقی ، ‏بینش ، برداشت ، آرمان‎ ‎ها، ارزش های اجتماعی ، قوانین جاری و میزان تحصیلات و آگاهی ، ‏از جمله ‎ عواملی ‎هستند که فرهنگ مالیاتی را شکل می دهند‎. در کشور ما، قانونگذاری به راحتی انجام می شود اما اجرا و نظارت‏‎ ‎بر آن در بسیاری موارد با ‏مشکل مواجه است‎.‎ فقدان آموزش مؤدیان مالیاتی دربارهء تخصیص صحیح منابع مالیاتی دولت ،موجب نارضایتی ‏بیش‌ترو عدم تمایل آنان به پرداخت مالیات می‌شود‎.‎
‏بنابراین پایین بودن فرهنگ مالیاتی به ویژه هنگامی که به انگیزه سود جویی و سودا گری برخی افراد جامعه همراه شود. می توان نقش موثری در کاهش میزان مالیات های وصولی و افزایش فرار مالیاتی داشته باشد. بنابراین یکی از ضرورت های نظام مالیاتی مناسب اشاعه و رشد فرهنگ مالیاتی یا مردمی کردن مالیات ها است که بدون آن نظام مالیاتی از کارایی مؤثر برخوردار نخواهد بود.(وثوقی ونیک خلق ،1380)
فرهنگ مالیاتی به معنای باورها و شناخت مردم در مورد مالیات و لزوم پرداخت آن توسط آن‌هاست. هرگاه بتوانیم ضرورت دریافت مالیات از مردم را به صورت مستدل و منطقی برای آن‌ها بیان کرده، به آنان آگاهی‌های لازم را داده و برای آن‌ها به صورت شفاف توضیح دهیم که مالیات دریافتی از مردم و توسط دولت صرف چه هزینه‌هایی می‌شود و در صورت نپرداختن مالیات، ‌ دولت و مردم دچار چه مشکلاتی خواهند شد و همچنین مردم به یک باور برسند که دولت مالیات دریافتی را برای بهبود وضع جامعه و توسعهء اجتماعی و رفاه شهروندان هزینه می‌کند آنگاه می‌توان ادعا کرد که مقدمات یک فرهنگ مالیاتی خوب برای پرداخت مالیات توسط عامهء مردم به وجود آمده است.
به این منظور باید:
1- مقبولیت عامه نسبت به مفهوم مالیات یعنی باور و اعتقاد عمومی نسبت به مالیات را ایجاد و گسترش داد.
2-مردم نسبت به حکومت و شرایط سیاسی جامعه، نگاهی مثبت داشته باشند.(به عبارت دیگر حکومت، مورد پذیرش مردم باشد.)
3- یک باور دو طرفه بین دولت و مردم وجود داشته باشد.
مهم‌ترین مواردی که می‌توان در سازمان مالیاتی ایران به اجرا درآورد تا به یک فرهنگ مالیاتی نسبتا مناسب دست پیدا کرد عبارتند از:
-گنجاندن موضوع مالیات در قسمتی از کتاب‌های درسی مدارس کشور
-اطلاع‌رسانی درست و مداوم و جلب حمایت عمومی
-آموزش و مشاورهء مؤدیان مالیاتی
-ساده‌سازی قوانین
-معرفی مؤدیان نمونه در سطح ادارات کل استانی