تحقیق درباره فشار بخار آب و درجه حرارت

شکل 3-7 آندزیت‌ها b,a) تأثیر دگرسانی بر آندزیت‌های منطقه. XPL,PPL
Widget not in any sidebars

3- 4- پترو گرافی سنگهای دگرگونی
متامورفیسم فرآیند تغییرات ساختمانی و کانیشناسی سنگها در حالت جامد است. این پدیده، واکنشی است که سنگها در برابر شرایط شیمیایی و فیزیکی جدید از خود نشان میدهند که با شرایط موجود در اثنای تشکیل آنها مغایرت دارد (هوشمندزاده،1371). هوازدگی و دیاژنز معمولاً جز فرایندهای دگرگونی به شمار نمیآیند.
در منطقهی مورد مطالعه این سنگها مربوط به دگرگونی ناحیهای و مجاورتی هستند که در به شرح زیر می‌باشند:
3- 4- 1- میکا شیست
این سنگها در نمونهی دستی خاکستری بوده بافت سنگ گرانوبلاستیک تا پورفیروبلاستیک بوده و کانی پیروکسن به صورت پورفیروبلاست قابل تشخیص است.
کانیهای سازندهی سنگ شامل بیوتیت، موسکویت، کوارتز، پیروکسن است. پیروکسن اینکلوزیونهایی از کانیهای اپاک به صورت پوئی کیلوبلاست دربرگرفته است.

3- 4- 2- مرمر
رخنمون این واحد به طور پراکنده در قسمتهای مختلف دیده میشود. اکثر نمونهها از معدن بریر برداشت شدهاند. این واحد، ریختشناسی تودهای دارد و در نمونهی دستی به رنگ سفید است.
بررسیهای میکروسکوپی بافت گرانولار و لایهای را نشان میدهد. کلسیت کانی اصلی تشکیل دهندهی این سنگ است. کوارتز نیز در تعدادی از مقاطع دیده میشود. کلسیت به صورت بلورهای نیمه شکلدار وجود داشته و مرزهای سازشی را نیز نشان میدهد. برخی از این بلورها ماکلهای تغییر شکلی از نوع دسته متقاطع را نشان میدهند. بلورهای اسفن در بعض از مقاطع دیده میشود.

شکل3-9 نمایی از مرمر.PPL, XPL
3- 4- 3- اسکارن
رنگ اکثر نمونهها سفید بوده و دارای بلورهای شفاف کلسیت میباشد. آثار کانیهای فلزی از قبیل پیریت در این سنگها یافت میشود. رنگ هوازدهی این سنگ سفید متمایل به زرد بوده و دارای آغشتگی لیمونیت است. این نمونهها از زون اسکارنی واقع در شمال گرانیتها و غرب معدن اکاپل برداشته شده است. در مقطع نازک این سنگ، بافت گرانوبلاستیک مشاهده میشود. کانیهای اپیدوت، پلاژیوکلاز، اکسیدهای آهن، کلریت، بیوتیت و کوارتز در آن وجود دارند. اپیدوت موجود در سنگ بیانگر دگرگونی درجهی پایین است.
3- 5- بررسی تحولات ماگمایی
در این فصل تنوع سنگهای آذرین و اختصاصات آنها مورد مطالعه قرار داده شد. امروزه علم پتروگرافی از حالت توصیفی محض فراتر رفته و با استفاده از تکنیکهای جدید سعی میشود رهیافتی از اختصاصات پتروگرافی سنگها به پتروژنز آنها و تحولات ماگمایی که در یک منطقه آذرین رخ داده است پیدا شود. این تحولات را میتوان به دو عنوان کلی تفریق و آلایش ماگمایی بیان کرد.
به طور کلی تغییرات کانیشناسی و شیمیایی ماگماها در نتیجهی اختلاط با مواد خارجی به وجود میآیند که به آن آلایش ماگمایی میگویند (معین وزیری، 1383).
از آنجایی که بافت پرتیتی و گرانوفیری در سنگهای نفوذی منطقه فراوان دیده میشوند در زیر به شرح هر کدام از آنها پرداخته شده است:
بافت پرتیت: این بافت در فلدسپارهای آلکالن معمول بوده و بیشتر در سنگهای نفوذی منطقه مورد مطالعه دیده میشود. فلدسپار آلکالن هموژن در اثر کاهش تدریجی حرارت به صورت پرتیت و یا آنتی پرتیت (دو فاز جامد کاملاً متمایز) در میآید. به عبارت دیگر دو فلدسپار آلکالن در تحت شرایط جامد شکل می‌گیرند (شلی،1993). در این صورت فلدسپاتی که دارای مقدار درصد بیشتری است زمینهی بلور را میسازد و فلدسپاتی که دارای درصد کمتری است به صورت رگه یا لکههایی جهت یافته در داخل زمینه قرار میگیرد. این پدیدهی سرد شدن آرام و آهسته را میرساند که سبب میشود دو فازی که با هم رشد کردهاند از همدیگر جدا شوند و این حالت بستگی به ماهیت ماده و نحوهی سرد شدن دارد. اگر فاز غالب غنی از پتاسیم باشد هم رشدی حاصله را پرتیت، بر عکس اگر فاز مزبور غنی از سدیم باشد آن را آنتی پرتیت گویند. هم رشدی پرتیت حالت یکنواختی دارد به خصوص آنهایی که ریزدانه هستند (هیندمن، 1985). فراوانی پرتیت در فلدسپارهای الکالن سنگهای نفوذی منطقهی مورد مطالعه را به فشار کم بخار آب در محیط نسبت داده میشود.( تاتل و باون، 1958 )
بافت گرانوفیری: اغلب گرانیتها دارای بلورهای کوارتز و فلدسپار هستند که بطور جداگانه رشد کردهاند که این حاصل رشد آرام تقریباً تعادلی در فشار بخار آب بسیار بالا است. ولی گرانیتهایی که در نزدیکی سطح زمین و در عمق کم جایگزین میشوند و در نتیجه در فشار بخار آب پایینتر متبلور میشوند و عمل سرد شدن نیز به طور نسبتاً سریعی صورت میگیرد. در چنین شرایطی بلورها به طور جداگانه و مستقل گسترش نمییابند، بلکه رشد همزمان کوارتز و فلدسپار آلکالن باعث پدید آمدن همرشدی گرانوفیری میشود.
بافت گرانوفیری نشانهی تبلور کانیهای آن در کمترین درجه حرارت (نقطه اتکتیک) است، لذا میتوان گفت که تبلور سنگهای با این بافت در حد نزدیک به تفریق ماگمای سازنده و در مراحل آخر انجماد صورت میگیرد.( اسمیت 1974 )
بارد(1986 )بافت گرانوفیری و میرمکیت را یکی دانسته و تفکیک نمیکند بلکه هر دو بافت را تحت عنوان گرانوفیر بیان کرده است. وی این بافت را نتیجهی سرد شدن سریع یک ماگمای گرانیتی هیپوولکانیک میداند.

میکروکلین در مجاورت میرمکیت: در محلهایی که پلاژیوکلاز در اثر خرد شدن به تجمعات موزائیکی ریزی تبدیل شده باشد. عنصرk میتواند از جهات مختلف وارد ترکها شده و ترکیب پلاژیوکلاز را تعویض نماید. اگر میکروکلین این دانههای ریز را محاصره کند. یون‌های Na ,Ca امکان فرار نخواهند داشت، در نتیجه زمانی که کانی تبلور دوباره مییابد، سیلیس اضافی نسبت به اتم‌های Ca, Al میتواند ورمیکولهای کوارتزی را ساخته و دانههای کوچک را به میرمکیت تبدیل میکند. در این حالت طبق فرمول زیر میکروکلین در مجاورت میرمکیت مشاهده میشود.