تحقیق درباره عوامل مربوط به خانواده و کودکان مبتلا به ADHD


Widget not in any sidebars

1-7-14-11- تشخیص افتراقی
ابتدا باید مجوعه مزاجی فعالیت بالا و میدان توجه محدود اما در طیف نرمال برای سن کودک در نظر گرفته شود. غالباً تفکیک این خصوصیات مزاجی از علائم اساسی بیش فعالی- کمبود توجه قبل از 3 سالگی مشکل است. بیشتر به دلیل انطباق خصوصیات دستگاه اعصاب تکامل نیافته طبیعی و نشانه‌های ابتدایی اختلال یا نقص‌های دیداری – حرکتی – ادراکی که در ADHD فراوان مشاهده می‌گردد، لازم است اضطراب کودک ارزیابی شود. اضطراب ممکن است به صورت یکی از ویژگی‌های ثانوی با ADHD همراه شود و اضطراب تنها ممکن است به صورت بیش فعالی و حواس پرتی تظاهر کند.
بسیاری از کودکان مبتلا به ADHD در واکنش به ناکامی مستمر در مورد شکست در یادگیری افسردگی ثانوی و در نتیجه آن عزت نفس پایین دارند. این حالت باید از اختلال افسردگی اولیه، که بیشتر احتمال دارد با کمبود فعالیت و کناره گیری مشخص باشد تفکیک شود. مانیا و ADHD در بسیاری از خصوصیات اصلی نظیر پرحرفی، بیش فعالی و حواس پرتی شدید مشترک اند. بعلاوه در کودکان مبتلا به مانیا به نظر می‌رسد تحریک پذیری شایع تر از سرخوشی است. هرچند ممکن است مانیا و ADHD به طور همزمان وجود داشته باشند. در کودکان مبتلا به اختلال دو قطبی نوع I شدت و ضعف و نوسان نشانه‌ها بیشتر از ADHD است. مطالعات پیگیری که اخیراً در مورد کودکان واجد ملاک‌های ADHD که بعداً دچار اختلال دو قطبی شده بودند حاکی از آن است که بعضی از ویژگی‌های بالینی که در جریان ADHD روی می‌دهد پیش بینی کننده مانیا در آینده است. در پیگیری 4 ساله‌ی ADHD در کودکانی که بعداً مبتلا به اختلال دو قطبی نوع I شده اند، با وقوع توام بالای اختلالات دیگر و سابقه‌ی بیشتر خانوادگی اختلالات دو قطبی و سایر اختلالات خلقی همراه بود تا کودکان فاقد اختلال دو قطبی.
غالباً اختلال سلوک و ADHD تواماً وجود دارد و هر دو تشخیص باید گذاشته شود انواع مختلف اختلالات یادگیری نیز باید از ADHD تفکیک شود چون ممکن است بچه‌ای بدلیل یک اختلال یادگیری از خواندن و نوشتن ناتوان باشد تا بی توجهی، مع هذا ADHD غالباً با یک یا چند اختلال یادگیری از جمله اختلال در خواندن، اختلال در ریاضیات و اختلال بیان نوشتاری همراه است[52].
1-7-14-12- سیر و پیش آگهی
سیر ADHD بسیار متغیر است؛ ممکن است نشانه‌ها تا نوجوانی یا جوانی ادامه یابند، ممکن است در سن بلوغ فروکش کنند و یا ممکن است که بیش فعالی برطرف شده اما پایین بودن میدان توجه و مشکلات کنترل تکانه باقی بماند. بیش فعالی معمولاً نخستین نشانه‌ای است که از بین می‌رود و حواس پرتی آخرین نشانه‌ای است که برطرف می‌شود. در یک مطالعه پیگیری 4 ساله‌ای که اخیراً انجام شده ADHD به طور کلی حالت مستمر داشت. استمرار بیماری با وجود سابقه‌ی خانوادگی اختلال، رخدادهای منفی زندگی و توام شدن با علائم مربوط به سلوک، افسردگی و اضطراب قابل پیش بینی بود. بهبودی قبل از 12 سالگی معمولاً دیده نمی‌شود. اگر بهبودی روی دهد معمولاً بین 12 تا 20 سالگی است. بهبود ممکن است با زندگی نوجوانی پربار، زندگی سازنده در دوران بزرگ سالی، روابط بین فردی رضایت بخش، و یادگارهای معدودی از اختلال همراه باشد.لذا اکثر بیماران مبتلا به ADHD، بهبود نسبی پیدا کرده و مستعد اختلال شخصیت ضد اجتماعی، سوء مصرف مواد و اختلالات خلقی آسیب پذیر هستند. مشکلات یادگیری معمولاً در سراسر عمر ادامه می‌یابد.
در حدود 15 تا 20 درصد موارد، نشانه‌ها تا دوران بزرگ سالی تداوم می‌یابد. چنین کسانی ممکن است کاهش بیش فعالی نشان دهند، اما هم چنان تکانشی و مستعد حادثه باقی می‌مانند. هرچند پیشرفت تحصیلی و آموزشی آن‌ها کمتر از افراد غیر ADHD است ولی سابقه‌ی اشتغال اولیه آن‌ها از کسان دیگری که تحصیلات مشابه دارند متفاوت نیست.
کودکان مبتلا به این اختلال که علائم آن‌ها تا نوجوانی ادامه می‌یابد خطر ابتلا به اختلال سلوک بالا است. تقریباً 50 درصد کودکان مبتلا به اختلال سلوک در بزرگسالی شخصیت ضد اجتماعی پیدا می‌کنند.کودکان مبتلا به ADHD و اختلال سلوک همزمان در خطر ابتلا به سوء مصرف مواد نیز قرار دارند. بروز اختلال سوء مصرف مواد در نوجوانی به نظر می‌رسد با وجود اختلال سلوک رابطه دارد تا ADHD به تنهایی.
اکثر کودکان مبتلا به ADHD دچار برخی مشکلات اجتماعی هستند. آن دسته از کودکان مبتلا به ADHD که از نظر اجتماعی دچار مشکل هستند به طور قابل ملاحظه‌ای میزان بالاتری از اختلالات روانی همراه دارند و مشکلات بیشتری در مدرسه، با همسالان و اعضای خانواده پیدا می‌کنند. به طور کلی، فرجام ADHD در کودکان به نظر می‌رسد با میزان آسیب روانی پایدار همراه بخصوص اختلال سلوک، ناتوانی اجتماعی و عوامل مربوط به خانواده آشفته ارتباط دارد. بهترین نتایج ممکن است با بهبود عملکرد اجتماعی، کاهش پرخاشگری و اصلاح هرچه سریع تر شرایط خانوادگی به دست آید[52].
مروری بر مطالعات انجام شده
در مطالعه‌ای که توسط Ayelet Lahat و همکارانش در سال 2014 در کانادا در مورد ADHD ونقش هوش در نوجوانی درمیان نوجوانان متولد شده با وزن تولد کم بر روی 179 بچه با وزن تولد بسیار کم و 145 بچه با وزن نرمال انجام شد تفاوت معنی داری بین جنس ، سطح سواد مادر و سطح سواد بچه وجود نداشت.همچنین تفاوت زیادی در مورد ADHD در بین بچه‌های با وزن تولد بسیار کم و وزن نرمال دیده نشد[53].
در مطالعه‌ای که توسط Kelly M. Jonesa و همکارانش در سال 2013 در ایرلند در مورد صلاحیت اجتماعی کودکان متولد شده بسیار نارس بر روی 103 کودک وزن کم تولد و 105 کودک با وزن نرمال انجام شد کودکان با وزن تولد کم در مقایسه با همسالان با وزن نرمال خود تطابق ضعیف تر عاطفی و رفتاری داشتند. که در این کودکان مشکلات رفتاری 4/19 درصد، مشکلات عاطفی 2/28 درصد، و مشکلات تعامل اجتماعی 8/23 درصد بود[54].
در مطالعه‌ای که توسط Cynthia E. Rogers و همکارانش در سال 2013 در آمریکا در مورد تولد پیش از موعد، افسردگی مادر ، ریسک فاکتوری برای بیماریهای روانی در سنین قبل از مدرسه بر روی 306 کودک بین سن‌های 3 تا 6 سال انجام شد نتایج زیر حاصل شد : در این مطالعه بیماران را به سه گروه قبل از ترم (39n=)، ترم(78n=) و فول ترم ((n=154 تقسیم کردند که میزان ADHD در گروه قبل از ترم 4/15درصد ، ترم 5/11 درصد و در فول ترم 17 درصد بوده است[55].
در مطالعه‌ای که توسط T.H.Cak و همکارانش در سال 2012 در ترکیه در مورد پره ماچوریتی و ADHD در سن قبل از مدرسه از 226 کودک متولد شده بین 30 تا 36 هفته و بستری در NICU انجام شد 34 درصد بچه‌ها یک بیماری روان پزشکی داشتند و 21 درصد آن‌ها مبتلا به ADHD و 23 درصد این بچه‌ها دچار بیماری‌های اضطرابی و شب ادرای بودند[56].
در مطالعه‌ای که توسط Jorrit F. de Kieviet و همکارانش در سال 2012 در هلند در مورد مشکل نقص توجه در بچه‌های بسیار نارس در مقایسه با گروه کنترل هم سن خود در سنین مدرسه بر روی 66 بچه نارس و 66 بچه کنترل انجام شد نتایج زیر حاصل شد : کاهش قابل توجهی در توانایی حافظه کودکان پره ماچور دیده شد اما سن وجنس و وضعیت اجتماعی – اقتصادی در نوزادان پره ترم و ترم تفاوت واضحی نداشتند. هم چنین مشکلات رفتاری و عصبی و نقص توجه در بچه‌های پره ماچور سنین مدرسه بیشتر بوده است[57].
در مطالعه‌ای که توسط I.B. Elgen و همکارانش در سال 2012 در نروژ در مورد بیماری‌های روانی در نوجوانان با وزن تولد پایین بر روی 136 نوجوان با وزن تولد کم و 132 نوجوان با وزن تولد نرمال انجام شد نتایج زیر حاصل شد:32 درصد نوجوانان اختلال روانپزشکی داشتند در حالی که نوجوانان با وزن نرمال 10 درصد مشکل داشتند و 20 درصد نوجوانان با وزن تولد کم دچار ADHD و اضطرب بودند[58].
در مطالعه‌ای که توسط M.H. Boyle و همکارانش در سال 2011 د ر مورد سایکوپاتولوژی وزن تولد کم در نوجوانان بر روی 142 نوجوان با وزن تولد خیلی کم و 133 نوجوان با وزن تولد نرمال انجام شد نتایج زیر حاصل شد:افسردگی ، اضطراب ، شخصیت دوری گزین و اختلال توجه و تمرکز در نوجوانان با وزن تولد پایین بیشتر از نوجوانان با وزن تولد نرمال بوده است[59].
در مطالعه‌ای که توسط Elizabeth M. Westrupp و همکارانش در سال 2011 در استرالیا در مورد نتایج روانی وزن تولد کم در بزرگسالان بر روی 117 بیمار با وزن تولد کم و32 بیمار با وزن تولد نرمال انجام شد نتایج زیر حاصل شد:od ratio در بیماران افسرده 17/5 ، بیماران پارانوئید 08/4 و در بیماران با شخصیت حساس 80/3 بود[60].
در مطالعه‌ای که توسطLindstrom K. و همکارانش در سال 2011 در مورد تولد پره ترم و ADHD در سنین مدرسه بر روی 1180616 نفر که بین سالهای 1987 تا 2000 متولد شده بودند انجام شد نتایج آن به شرح زیر بود: ADHD در بچه‌های پره ترم افزایش داشت که 1/2 برابر برای سن 23 تا 28 هفته و 6/1 برابر برای سن 29 تا 32 هفته و 4/1 برابر برای سن 33 تا 34 هفته و3/1 برابر برای سن 35 تا 36 هفته و 1/ 1برابر برای سن 37 تا 38 هفته نسبت به بچه‌های متولد شده در سن 39 تا 41 هفته بود[61].
در مطالعه‌ای که توسط Kati Heinonen و همکارانش در سال 2010 در مورد علائم رفتاری ADHD در بچه‌های ترم و پره ترم که کوچک برای سن حاملگی (SGA) بودند بر روی 1535 بیمار متولد شده بین سال‌های 1985 تا 1986 انجام گرفت نتایج به شرح زیربود: در بچه‌های متولد شده با SGA میزان علائم ADHD 3 برابر بیشتر بود[62].
در مطالعه‌ای که توسط Chirstina M.Hultman و همکارانش در سال 2007 در آمریکا در مورد وزن تولد و علائم ADHDدر بچه‌ها و نوجوانان بر روی 1480 نوزاد دو قلو کم وزن در دو گروه سنی 9-8 سال و 14-13 سال انجام شد نتایج زیر حاصل شد : وزن تولد ریسک فاکتوری برای ADHD می‌باشد ولی ژنتیک تاثیری در ADHD ندارد. میزان ADHD در دو گروه سنی 9-8 سال 13 درصد و میزان ADHD در گروه سنی 14-13 سال 12 درصد بوده است [63].