تحقیق درباره رشد و توسعه اقتصادی و کارآفرینی سازمانی


Widget not in any sidebars
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
امروزه بر کسی پوشیده نیست که در دنیای پرتلاطم و متغیر، دوام و توسعه سازمان ها در گروی همسو شدن با تحولات سریع و گام نهادن در مسیر کارآفرینی می باشد. سازمان های کارآمد و موفق، سازمان هایی هستند که کارآفرینی را بعنوان جزء تفکیک ناپذیری از ویژگیها و خصایص خود دانسته و در جهت تقویت روحیه کارآفرینی سازمانی، از هیچ کوششی فروگذار نکنند. بنابراین سازمان هایی در عرصه رقابت موفق خواهند بود که خلاقیت و نوآوری را وظیفه اصلی خود بدانند (146 ،2012 ،Litzky et al). واژه کارآفرین سازمانی در سال 1985 توسط «گیفورد پینکات» از ترکیب دو واژه Intracorporate و Entrepreneur ابداع شد. او تلاش کرد راه هایی برای ایجاد کارآفرینی در درون سازمان و تبدیل سازمان ها به سازمان های کارآفرینانه ارائه کند. کارآفرینان سازمانی اشخاصی هستند که در درون سازمان های بزرگ اعمال و رفتار کارآفرینانه دارند و در همه سطوح سلسله مراتب سازمانی یافت می شوند. آنها از طریق فرآیند کارآفرینی باعث تحول در سازمان می شوند. عنصر کلیدی کارآفرینی سازمانی، نوآوری است. مطابق این نظریه، هر انسان مدیر یا غیرمدیری در درون سازمان از استعداد خلاقیت برخوردار است. خلاقیت با ساختن و یافتن فکرهای جدید و نوآوری با کاربرد آنها سر و کار دارد. نوآوری می تواند در اشکال مختلف مانند نوآوری در فرآیندها و روشها، نوآوری در محصولات یا خدمات و نوآوری در نحوه انجام امور در درون سازمان ها ظاهر شود. امروزه مفهوم کارآفرینی سازمانی به طور گسترده در تلاش برای ایجاد روحیه کارآفرینی در درون سازمان های بزرگ است (عابدی، 1381، 116-115). طی سال های اخیر، ایجاد و تاسیس مشاغل کارآفرینانه سهم عمده ای از مشاغل ایجاد شده را به خود اختصاص داده است. برخی کشورهای پیشرفته صنعتی برنامه های حمایتی گسترده ای را از کارآفرینان تدوین نموده و به اجرا گذاشته اند. هر اندازه که نقش و اهمیت کارآفرینان در رشد و توسعه اقتصادی بیشتر آشکار می شود، ضرورت شناخت زمینه های کارآفرینی بیشتر احساس می شود (زارع و دیگران، 1386، 72). کارآفرینی سازمانی یک نوع رفتار سازمانی است. رفتار سازمانی تابعی از عوامل زمینه ای و ساختاری است. برای اینکه رفتار سازمانی کارآفرینانه باشد و سازمان با رویکرد کارآفرینی به هدف های توسعه ای دست یابد، می بایست عوامل زمینه ای و ساختاری اثرگذار بر توسعه کارآفرینی سازمانی شناسایی و مدیریت شوند (یداللهی فارسی، 1384، 133-132). کارآفرینی سازمانی، شامل پرورش رفتارهای کارآفرینانه در سازمان است. سازمان ها می توانند خلاقیت و نوآوری را از طریق تشویق کارکنان برای فکرکردن توسعه بدهند و به آنها برای تعقیب برنامه هایشان، آزادی و انعطاف پذیری بدهند، بدون اینکه آنها را در باتلاق بوروکراتیک قرار دهند. از این رو کارآفرینی سازمانی به عنوان سیستم توانمندسازی افراد تلقی می گردد که خلاقیت کارکنان را به طور برنامه ریزی شده و سنجیده به کار می گیرد (280 ،2005 ،Luo et al). مسلما با توجه به پیچیده شدن سازمان ها، رشد تکنولوژی، نو و بدیع بودن علم سازمان ها، مدیران به طور روزافزون تلاش می کنند دریابند چگونه سازمان های خود را کارآفرین و خلاق سازند تا باعث رشد و موفقیت سازمان هایشان شوند، زیرا اگر ایده نو وارد سازمان نشود، رو به زوال می روند. در واقع، برای سازمان های امروز، خلاقیت و نوآوری و کارآفرینی هر کدام به مثابه پله های نردبان ترقی هستند که باید با آگاهی کامل و موفقیت طی شود (طاهری و همکاران، 1389، 46). با این تفاسیر و با عنایت به اینکه کارآفرینی سازمانی و به تبع آن سازمانهای کارآفرین، از مهمترین عوامل پیشرفت کشورهای امروزی محسوب می شوند و نیز با توجه به نیاز فعلی کشور برای پیشرفت و توسعه و رسیدن به جایگاه واقعی، کارآفرینی سازمانی می تواند کشور را در رسیدن به این مهم یاری رساند (فراهانی و همکاران، 1390، 43-42). بنابراین شناسایی عوامل موثر بر تمایل به کارآفرینی سازمانی می تواند بسیار حائز اهمیت باشد.
1-4 اهداف تحقیق
1-4-1 هدف اصلی:
هدف اصلی تحقیق حاضر، سنجش تاثیر عوامل موثر بر تمایل به کارآفرینی سازمانی در بانک های خصوصی شهرستان رشت (شامل بانکهای صادرات ایران، ملت، قوامین، پارسیان، پاسارگاد و بانک تجارت) می باشد.
1-4-2 اهداف فرعی:
– سنجش تاثیر انگیزش بر نگرش
– سنجش تاثیر مهارت های فردی بر نگرش
– سنجش تاثیر حمایت های محیطی ادراک شده بر کنترل رفتاری ادراک شده
– سنجش تاثیر پویایی محیطی ادراک شده بر کنترل رفتاری ادراک شده
– سنجش تاثیر نگرش بر تمایل به کارآفرینی سازمانی
– سنجش تاثیر هنجارهای ذهنی بر تمایل به کارآفرینی سازمانی
– سنجش تاثیر کنترل رفتاری ادراک شده بر تمایل به کارآفرینی سازمانی
1-4-3 هدف کاربردی:
کمک به مدیران سازمان ها به ویژه مدیران بانک های خصوصی به منظور طراحی سیستم ها و استراتژی های مناسب برای تقویت و توسعه فعالیت های نوآورانه و کارآفرینانه در سازمان، با استفاده از نتایج تحقیق.
1-5 چارچوب نظری
هر تحقیق به یک چارچوب نظری نیاز دارد. چارچوب نظری مبنایی است که تمام تحقیق بر روی آن قرار داده میشود و یک شبکه منطقی، توسعه یافته، توصیف شده و کامل بین متغیرهایی است که از طریق فرآیندهایی مانند مصاحبه، مشاهده و بررسی ادبیات و موضوع فراهم میشود (خاکی، 1382، 163). در نتیجه، پس از شناسایی متغیرهای مناسب باید شبکه ای از روابط میان متغیرها تدوین شود تا بتوان فرضیه های مرتبط با آن را پدید آورد و سپس آزمود. با این تفاسیر، مدل مفهومی تحقیق حاضر، برگرفته از مدل طراحی و ارائه شده در تحقیق «فینی و همکاران» (2012) به شکل زیر می باشد. 8 متغیر این تحقیق عبارتند از: انگیزش، مهارت های فردی، حمایت محیطی ادراک شده، پویایی محیطی ادراک شده، نگرش، هنجارهای ذهنی، کنترل رفتاری ادراک شده و کارآفرینی سازمانی. انگیزش را تمایل به سطوح بالایی از تلاش جهت دستیابی به اهداف سازمانی تعریف می کند، به شرط آنکه تلاش، توانایی برآوردن برخی نیازهای شخص را داشته باشد (1258 ،2002 ،Franco et al). موضوع انگیزش، نقش محوری در حیطه مدیریت، به لحاظ عملی و نظری، ایفا می کند. مدیران انگیزش را بخشی جداناپذیر از معادله عملکرد در تمامی سطوح می دانند، در حالی که پژوهشگران سازمانی آنرا سنگ بنای بنیادین در توسعه نظریات سودمند در رابطه با فعالیت های مدیریتی اثربخش تلقی می کنند (419 ،2005 ،Lynch et al). ضمنا مهارت های فردی کارکنان نیز شامل کنترل و نظم درونی، نوآوری، ریسک پذیری، توانایی اداره تغییر، تغییر محوری، پافشاری، رهبری دوراندیشی. ضمنا مهارت های مدیریتی کارآفرینان شامل برنامه ریزی و تعیین اهداف، تصمیم گیری، روابط انسانی، مهارت های مالی و حسابداری، مذاکره، توسعه است (هیستریچ، 1383). همچنین عوامل محیطی‌ نیز می توانند فعالیت‌های کارآفرینی را تسهیل کنند یا مانع ایجاد آنها شوند و آنها نقش مهمی‌در ایجاد قصد یک فرد برای تاسیس یک کسب و کار جدید ایفا می‌‌کنند (62 ،2004 ،Kristiansen and Indarti). بسیاری از پژوهشگران پیشنهاد می کنند که در مطالعات قصد کارآفرینانه باید به جای محیط واقعی‌، تصورات فرد از محیط مورد مطالعه قرار گیرد، زیرا انتظار می رود که تصوّرات فرد از محیط بیشتر از محیط واقعی‌ بر قصد کارآفرینانه تاثیر گذار باشد. یک فرد بر اساس تصوّرات و برداشت شخصی‌خود درباره محیط پیرامون، می تواند تصمیم بگیرد که آیا یک کسب و کار جدید را شروع نماید یا خیر (237 ،2005 ،Arenius and Minniti). از جمله عوامل محیطی ‌مهم، موانع ادراک شده و حمایت‌های ادراک شده می باشند. بر حسب حمایت ادراک شده، اگر افراد تصور کنند که محیط کسب و کار مناسب است، ممکن است آنها مایل به ورود در فعالیت‌های کار آفرینی باشند. همچنین حمایت خویشاوندان یکی ‌از عوامل محیطی ‌مهم می‌‌باشد. مطالعات نشان می دهند که حمایت از طرف اعضای خانواده، آشنایان و دوستان با توسعه کارآفرینی ارتباط دارد و در شکل دادن نگرش مثبت نسبت به یک کسب و کار بخصوص بسیار مهم می‌‌باشد (56 ،2009 ، Ismail et al). از سوی دیگر، قابلیت های پویا برای سازمانها این امکان را فراهم می آورند تا بر این تغییرات مداوم تاثیرگذار باشند. محیط های پویا و زنده موجب پرورش و بروز استعدادها، توانایی ها، مهارت ها و فرصت هایی می شوند که ممکن است تاکنون ایجاد نشده باشد. این امر از طریق تحت تاثیر قرار گرفتن کارآفرینی از پدیده های درون و بیرون سازمانی حاصل می شود (130 ،2011 ،Todorovic et al). همچنین افراد نگرشی مثبت به کسی و کارهایی دارند که افراد دیگر آن کسب و کارها را مهم ارزیابی می کنند. پیشینه خانواده، قرار گرفتن در معرض کسب و کار دیگران و تجربهی قبلی در زمینهی کارآفرینی در نگرش افراد نسبت به توسعه کارآفرینی تأثیرگذار خواهد بود. لذا هر اندازه افراد نگرش مثبت نسبت به فعالیت های کارآفرینانه داشته باشند، بدون تردید کارآفرینی را به عنوان امری شدنی و امکان پذیر درک کرده و احتمال موفقیت آن ها بیشتر می گردد (1092 ،2007 ،Carr and Sequira). یک مدیریت و برنامه‏ریزی شایسته و درست در خصوص کارآفرینی نیاز به داشتن نگرش صحیح و مثبت در این زمینه است تا رفتار افراد را در این جهت تحت تاثیر قرار دهد (صمدی و شیرزادی، 1386). کنترل رفتاری ادراک شده همان عقاید افراد در چگونگی تسهیل کردن خلق ارزش از طریق تعامل نوآورانه، فعالیت های مخاطره پذیر و اقدامات فعال در محیط سازمانی در نظر گرفته می شود (Fini et al, 2012). ضمنا هنجارهای ذهنی در قالب فرهنگ جامعه جای می گیرد. فرهنگ یک جامعه را مجموعه ای عمده از افکار و فعالیت ها، ارزش ها و باورهای مشترک تعریف می کنند (44 ، 2010 ،Karimi et al ). این رویکرد، کارآفرینی را به زمینه فرهنگی اجتماعی مرتبط می کند و به فرهنگ به عنوان عامل تعیین کننده کارآفرینی می نگرد و برای رشد کارآفرین در یک جامعه، تناسب بین سازه های ایدئولوژیکی و رفتار اقتصادی را ضروری می داند. در مجموع، ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎى ذﻫﻨﻰ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻓﺮد، اﻓﺮاد و ﯾﺎ ﮔﺮوﻫﻬﺎى ﺧﺎص ﺗﻮﺻﯿﻒ ﻣﻰﺷﻮد ﮐﻪ اﯾﻦ ﻋﻘﺎﯾﺪ رﻓﺘﺎرﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ اﻓﺮاد ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎ ﻧﺒﺎﯾـد اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ را ﻣـﺸﺨﺺ ﻣـﻰ ﮐﻨـﺪ. ﺑﻨـﺎﺑﺮاﯾـﻦ ﺑـﻪوﺳـﯿﻠﻪ ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﺷﺪن روى ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎى ذﻫﻨﻰ ﯾﻌﻨﻰ اﺛﺮ اﻓـﺮاد ﺗﺎﺛﯿﺮﮔـﺬار ﯾﺎ اﻓﺮاد ﻣﺎﻓﻮق ﺑﺮ اﻓﺮاد ﺗﺤـﺖ ﻧﻈـﺮ در ﺳـﺎزﻣﺎن ﻣـﯽﺗـﻮان ﺟـﻮ ﺳﺎزﻣﺎن را ﺑﺮرﺳـﯽ ﮐﺮد (511 ، 2003 ،Licht and Siegel).