تحقیق درباره راه اندازی کسب و کار و مدیریت منابع انسانی


Widget not in any sidebars

شکل 2-7- عوامل موثر بر تمایل به کارآفرینی سازمانی
2-11-1- انگیزش
انگیزش از کلمه لاتین «مووِرِ،movere» گرفته شده است. انگیزش یک فرآیند زنجیره ای است که با احساس نیاز شروع می شود، سپس خواست را بدنبال می آورد و موجب تنش و کشش می شود و در پیامد آن، اقدام برای نیل به هدف صورت می گیرد و سرانجام خواست ارضا می شود. وقتی می گوییم مدیر در کارکنان انگیزش ایجاد می کند، یعنی اقدامی را به عمل می آورد که امیدوار است خواست ها و نیازهای کارکنان را ارضا کند تا به میل او رفتار و عمل کنند (129 ،2011 ،Todorovic et al). رابینز انگیزش را تمایل به سطوح بالایی از تلاش جهت دستیابی به اهداف سازمانی تعریف می کند، به شرط آنکه تلاش، توانایی برآوردن برخی نیازهای شخص را داشته باشد. پیندر نیز انگیزش را مجموعه ای از نیروهای انرژی بخش می داند که از درون و ورای وجود شخص نشات می گیرند و آغازگر رفتار مربوز به کار و تعیین کننده شدت، جهت، شکل و مداومت آن می باشند. بنابراین انگیزش فرآیندی روانشناختی و حاصل تعامل بین فرد و محیط است (1258 ،2002 ،Franco et al). اهمیت انگیزش در محیط کار، در معادله ای که بیش از نیم قرن پیش توسط مایر انتشار یافت، مشخص شد: «انگیزش ضربدر توانایی، مساوی است با عملکرد شغلی». این معادله بوضوح نشان می دهد که چرا موضوع انگیزش از مبانی حیطه های مدیریت منابع انسانی، رفتار سازمانی و روانشناسی صنعتی و سازمانی به حساب می آید (2007 ،Latham). موضوع انگیزش، نقش محوری در حیطه مدیریت، به لحاظ عملی و نظری، ایفا می کند. مدیران انگیزش را بخشی جداناپذیر از معادله عملکرد در تمامی سطوح می دانند، در حالی که پژوهشگران سازمانی آنرا سنگ بنای بنیادین در توسعه نظریات سودمند در رابطه با فعالیت های مدیریتی اثربخش تلقی می کنند (419 ،2005 ،Lynch et al).
2-11-2- مهارت های فردی
یکی از سوال‌هایی که همواره مطرح می‌شود این است که چه اشخاصی از نظر شخصیتی کارآفرینان موفق‌تری خواهند بود. به زبان دیگر چرا در یک موقعیت مشابه و با یک ایده مشابه و با سطح دانش برابر، یک نفر موفق می‌شود و نفر دیگر موفق نمی‌شود؟ اگر چه مطالعات زیادی برای پاسخ به این پرسش انجام شده است ولی واقعا پاسخ یکسان و مشخصی به این سوال وجود ندارد و تنها آیتم هایی برای پی بردن به مهارت های فردی ذکر شده اند که عبارتند از: کنترل و نظم درونی، نوآوری، ریسک پذیری، توانایی اداره تغییر، تغییر محوری، پافشاری، رهبری دوراندیشی. ضمنا مهارت های مدیریتی کارآفرینان شامل برنامه ریزی و تعیین اهداف، تصمیم گیری، روابط انسانی، مهارت های مالی و حسابداری، مذاکره، توسعه می باشند (هیستریچ، 1383).
2-11-3- حمایت محیطی ادراک شده
هم عوامل محیطی ‌کلان (همانند بازار و سیاستهای دولت) و هم عوامل محیطی‌ خرد (مثل دانشگاه) برای ایجاد کسب و کار جدید بسیار مهم هستند. عوامل محیطی‌ می توانند فعالیت‌های کارآفرینی را تسهیل کنند یا مانع ایجاد آنها شوند و آنها نقش مهمی‌در ایجاد قصد یک فرد برای تاسیس یک کسب و کار جدید ایفا می‌‌کنند (62 ،2004 ،Kristiansen and Indarti). بسیاری از پژوهشگران پیشنهاد می کنند که در مطالعات قصد کارآفرینانه باید به جای محیط واقعی‌، تصورات فرد از محیط مورد مطالعه قرار گیرد، زیرا انتظار می رود که تصوّرات فرد از محیط بیشتر از محیط واقعی‌ بر قصد کارآفرینانه تاثیر گذار باشد. یک فرد بر اساس تصوّرات و برداشت شخصی‌خود درباره محیط پیرامون، می تواند تصمیم بگیرد که آیا یک کسب و کار جدید را شروع نماید یا خیر (237 ،2005 ،Arenius and Minniti). از جمله عوامل محیطی ‌مهم، موانع ادراک شده و حمایت‌های ادراک شده می باشند. بر حسب حمایت ادراک شده، اگر افراد تصور کنند که محیط کسب و کار مناسب است، ممکن است آنها مایل به ورود در فعالیت‌های کار آفرینی باشند. این فرایند به عنوان “اثر تحریک کننده” معروف است. مثلا یک محیط دانشگاهی حمایت کننده به گونه‌ای قصد دانشجویان را برای کارآفرین شدن تحریک می‌کند و آنها را به سوی تدوین و اجرای طرح‌های کارآفرینی تشویق می‌کند. وقتی‌دانشجویان تصور کنند که محیط – از جمله محیط دانشگاه و شرایط اقتصادی و سیاسی- از فعالیت‌های کارآفرینانه حمایت میکند، آنها بیشتر احتمال دارد که اقدام به ایجاد کسب و کار کنند. از طرف دیگر، وقتی‌ آنها محیط را برای کارآفرینی نامساعد تصور میکنند (مثلا شرایط گرفتن وام و اعتبارات بسیار محدود کننده و مشکل باشد و یا موانع بسیار زیادی برای ورود به بازار وجود داشته باشد یا مراحل تاسیس یک شرکت بسیار زمان گیر و بروکراتیک باشد)، آنها علیرغم نگرش مثبتشان به کارآفرینی تمایل کمتری برای ایجاد کسب و کار جدید دارند (276 ،2009 ،Schwarz et al). همچنین حمایت خویشاوندان یکی ‌از عوامل محیطی ‌مهم می‌‌باشد. مطالعات نشان می دهند که حمایت از طرف اعضای خانواده، آشنایان و دوستان با توسعه کارآفرینی ارتباط دارد و در شکل دادن نگرش مثبت نسبت به یک کسب و کار بخصوص بسیار مهم می‌‌باشد (56 ،2009 ، Ismail et al).
2-11-4- پویایی محیطی ادراک شده
در شرایط تغییر محیط خارجی به منظور تثبیت برتری رقابتی، سازمان باید به تجدید منابع با ارزش خود بپردازد. قابلیتهای پویا برای سازمانها این امکان را فراهم می آورند تا بر این تغییرات مداوم تاثیرگذار باشند. محیط های پویا و زنده موجب پرورش و بروز استعدادها، توانایی ها، مهارت ها و فرصت هایی می شوند که ممکن است تاکنون ایجاد نشده باشد. این امر از طریق تحت تاثیر قرار گرفتن کارآفرینی از پدیده های درون و بیرون سازمانی حاصل می شود (130 ،2011 ،Todorovic et al).
2-11-5- نگرش
در تعریف نگرش چنین آمده است که نگرش، تمایل به عکس‏العمل یا پاسخ به یک رفتار مناسب و یا نامناسب است (2005 ،noel). نگرش عبارت است از حالتی روانی و روانشناسانه عصبی مبتنی بر تجربه است که تاثیری پویا بر فرد اعمال می‏کند و او را آماده واکنش نشان دادن به شیوه‏های ویژه در برابر برخی اشیا و وضعیت‏ها می‏کند (خاکی، 1380). نگرش، وضعیتی به پاسخ مساعد یا نامساعد به یک شی، شخص، نهاد یا یک رویداد است و از اولین عامل تعیین کننده نیات کارآفرینانه به شمار میآید (188 ،1991 ،Ajzen). به بیان دیگر، نگرش عبارتست از درجهای که شخص، رفتار مطلوب یا غیر مطلوب مورد نظر را از دیدگاه خود ارزیابی می کند. استفاده از این فاکتور در نیات کارآفرینانه به صورتی است که از دیدگاه فرد، تا چه اندازه راه اندازی کسب و کار جالب بنظر می رسد که مؤید تأثیر نگرش بر نیت به شروع یک کسب و کار کارآفرینانه می باشد. به طور کلی، افراد نگرشی مثبت به کسی و کارهایی دارند که افراد دیگر آن کسب و کارها را مهم ارزیابی می کنند. پیشینه خانواده، قرار گرفتن در معرض کسب و کار دیگران و تجربهی قبلی در زمینهی کارآفرینی در نگرش افراد نسبت به توسعهی کارآفرینی تأثیرگذار خواهد بود. لذا هر اندازه افراد نگرش مثبت نسبت به فعالیت های کارآفرینانه داشته باشند، بدون تردید کارآفرینی را به عنوان امری شدنی و امکان پذیر درک کرده و احتمال موفقیت آن ها بیشتر می گردد (1092 ،2007 ،Carr and Sequira). درباره علل کارآفرینی می‏توان به سه رویکرد متفاوت در این زمینه اشاره کرد: رویکرد شخصیتی، رویکرد جمعیت ‏شناختی و رویکرد نگرشی، که در این بین رویکرد نگرشی از دو رویکرد دیگر جامع‏تر است. بر اساس این رویکرد آنچه در کارآفرینی قابل بحث است موضوع نگرش‏هاست و احتمال این‏که فرد و با یک سلسله نگرش‏های خاص به سمت کارآفرینی متمایل شود زیاد است. بنابراین، یک مدیریت و برنامه‏ریزی شایسته و درست در خصوص کارآفرینی نیاز به داشتن نگرش صحیح و مثبت در این زمینه است تا رفتار افراد را در این جهت تحت تاثیر قرار دهد (صمدی و شیرزادی، 1386).
2-11-6- هنجارهای ذهنی
هنجارهای ذهنی، منعکس کننده فشار اجتماعی است که شخص برای انجام دادن یک رفتار خاص، احساس می کند. بعبارت دیگر، شخص در رفتارش گروهی را به عنوان مرجع در نظر گرفته و رفتار خود را با نیازهای آنان تنظیم می کند (707 ، 2006 ،Fayolle et al ). هنجارهای ذهنی در قالب فرهنگ جامعه جای می گیرد. فرهنگ یک جامعه را مجموعه ای عمده از افکار و فعالیت ها، ارزش ها و باورهای مشترک تعریف می کنند (44 ، 2010 ،Karimi et al ). این رویکرد، کارآفرینی را به زمینه فرهنگی اجتماعی مرتبط می کند و به فرهنگ به عنوان عامل تعیین کننده کارآفرینی می نگرد و برای رشد کارآفرین در یک جامعه، تناسب بین سازه های ایدئولوژیکی و رفتار اقتصادی را ضروری می داند. در مجموع، ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎى ذﻫﻨﻰ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻓﺮد، اﻓﺮاد و ﯾﺎ ﮔﺮوﻫﻬﺎى ﺧﺎص ﺗﻮﺻﯿﻒ ﻣﻰﺷﻮد ﮐﻪ اﯾﻦ ﻋﻘﺎﯾﺪ رﻓﺘﺎرﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ اﻓﺮاد ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎ ﻧﺒﺎﯾـد اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ را ﻣـﺸﺨﺺ ﻣـﻰ ﮐﻨـﺪ. ﺑﻨـﺎﺑﺮاﯾـﻦ ﺑـﻪوﺳـﯿﻠﻪ ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﺷﺪن روى ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎى ذﻫﻨﻰ ﯾﻌﻨﻰ اﺛﺮ اﻓـﺮاد ﺗﺎﺛﯿﺮﮔـﺬار ﯾﺎ اﻓﺮاد ﻣﺎﻓﻮق ﺑﺮ اﻓﺮاد ﺗﺤـﺖ ﻧﻈـﺮ در ﺳـﺎزﻣﺎن ﻣـﯽﺗـﻮان ﺟـﻮ ﺳﺎزﻣﺎن را ﺑﺮرﺳـﯽ ﮐﺮد (511 ، 2003 ،Licht and Siegel).
2-11-7- کنترل رفتاری ادراک شده
کنترل رفتاری ادراک شده همان عقاید افراد در چگونگی تسهیل کردن خلق ارزش از طریق تعامل نوآورانه، فعالیت های مخاطره پذیر و اقدامات فعال در محیط سازمانی در نظر گرفته می شود (Fini et al, 2012).
2-12- پیشینه تحقیق