تحقیق درباره البرز مرکزی و رسوب گذاری


Widget not in any sidebars

سازند روته یا آهک روته سازندی است که مقطع تیپ آن در درهی جاجرود مطالعه شده است. این سازند شامل 6 واحد لیتولوژیکی است که مجموع ضخامت آن حدود 230 متر اندازهگیری شده است. به طور کلی سازند روته از آهکهای خاکستری تا تیره چرتدار تشکیل شده که در بین آنها تناوبی از لایههای نازک مارنی نیز وجود دارد، کارتیه ضخامت این سازند را در منطقهی غرب کلاردشت 500 متر ذکر نموده است. (شکل 2-2 )

شکل 2-2 – توالی لایه‌های آهکی و لاتریتی سازند روته در منطقه رودبارک
ژ – سازند شمشک:
این سازند در مقطع تیپ از چهار بخش تشکیل شده است.
1- بخش ماسه سنگ زیرین: این بخش تناوبی از ماسه سنگهای کوارتزی دانه ریز تا متوسط دانه و شیلهای ورقهای نازک و شیل‌های کربناته میباشد.
2- بخش ذغال دار زیرین: این بخش از سیلت، سیلت رسی با میان لایههای فراوانی از ذغال میباشد.
3- بخش ماسه سنگ بالایی: این بخش از ماسه سنگ دانه متوسط و شیل تشکیل گردیده است.
4- بخش ذغال دار بالایی: از شیلهای رسی با لایههای ذغالدار در قسمت زیرین و سیلتستونها و شیلهای مارنی در قسمت بالایی است.
گسترش این سازند در البرز مرکزی بسیار زیاد میباشد، در مناطق مورد مطالعه مساحت قابل ملاحظهای توسط این رسوبات پوشیده شده است. لیتولوژی این سازند بیشتر از شیل و ماسه سنگ تیره رنگ همراه با آثار گیاهی ذغال دار تشکیل شده است. سن این سازند ژوراسیک پیشین (رسین- لیاس) میباشد.
نکتهی قابل توجه در مورد این سازند، حضور یک لایه گدازههای بازیک با بافت بادامی ملافیری است
ه – سازند لار:
سن این سازند ژوراسیک بالایی است و از نظر لیتولوژی سازند مورد اشاره شامل آهکهای ماسیو و متراکم دانهریز به رنگهای خاکستری تیره است. کنتاکت زیرین این سازند به صورت تدریجی با رسوبات سازند دلیچای است. بر روی نهشتههای سازند لار، به طور ناپیوسته سازندهای آهکی کرتاسه مثل سازند تیز کوه قرار گرفتهاند. ضخامت این سازند در باختر مرزن آباد چند دهمتر میباشد.
ی – سازند چالوس:
سازند چالوس با ضخامت 1800 متر دارای پنج عضو می‌باشد (کارتیه 1971):
1- سنگهای آتشفشانی کرتاسۀ زیرین (عضو یک سازند چالوس):
بر روی سازند لار، سنگهای آتشفشانی کرتاسهی زیرین به ضخامت 490 متر در خاور میانه نمایان شده و در برگیرندهی سنگهای آتشفشانی پورفیری، دیاباز پورفیری، گدازههای آمیگدالوئیدی، ولکانیتهای آگلومرائی با سیمان آهکی- ماسهای، شیلهای سیلتی قرمز، لایههای نازک سنگ آهک ماسهای، درون لایههای ماسه ای- سیلتی است. کاریته سن هوتریوین- بارمین بالایی را برای آنها در نظر گرفته است و به نظر میرسد که اغلب در شرایط نزدیک به ساحل تشکیل شدهاند. از جنوب روستای تویر و در محدودهی روستاهای کوتیر، مرس، مکار و کنس دره، رخسارههایی کم و بیش مشابه و با ضخامتی به مراتب بیشتر، حداقل 1000 تا 1500 متر، رخنمون دارد (وحدتی- ندیم، 1378) و در نمونههای مربوطه، آلکالی بازالت و بازالت اسپیلیتی هم تشخیص داده شده است. به خاطر رسوبگذاری یک افق عدسی شکل از سنگ آهکهای نئوکومین با ضخامت حدود 30 متر در شرق و 50 متر در باختر روستای تلی، در میانههای آن، به جز مشخص شدن محدودهی سنی این واحد، امکان تفکیک آن به دو زیر واحد تحتانی و زیر واحد رویی وجود داشته است (وحدتی- ندیم، 1378).
2- سازند تیزکوه (عضو دوم سازند چالوس):
مقطع تیپ سازند تیزکوه در غرب روستای پلور در حاشیهی جادهی فیروز کوه مطالعه شده است. لیتولوژی این سازند در قسمت قاعده از آهکهای تخریبی زرد رنگ با اینترکالیشنهای کنگلومرائی و در بخشهای بالاتر، از آهک ریز دانهی ضخیم لایهی فسیلدار تشکیل شده است. در مقطع تیپ، سازند تیزکوه با دگرشیبی فرسایشی بر روی آهکهای لار قرار دارد. کنتاکت بالایی با نهشتههای کرتاسهی بالایی نیز دگرشیب است. سن سازند تیزکوه براساس مطالعات فسیلشناسی آپسین تا آلبین تشخیص داده شده است.
3- سنگهای آتشفشانی کرتاسهی بالایی (عضوهای سوم و پنجم سازند چالوس):
کارتیه (1971) در برش مکارودبار، ضخامت 80 متر را برای عضو سوم، پدید آمده از ولکانیتهای تیره و پیروکلستیکی، ماسهی توفی سبز با قطعات آهکی، دیاباز سیاه رنگ و لایههای سیلتی قرمز، دیاباز پورفیری سیاه به شدت هوازده در نظر گرفته است. وی در برخی نقاط منطقهاش، به خاطر وجود افق سنگ آهکی عدسی شکل عضو چهارم در برش مکارودبار از 30 متر سنگ آهک ماسهای، شیلهای ماسهای، سنگ آهکهای فشردهی سیلیسی و مارن تشکیل شده است. در برش الگو (در ورقۀ چالوس)، ضخامت عضو چهارم تا 70 متر هم میرسد.
عضو پنجم سازند چالوس در برش مکارودبار 510 متر ضخامت دارد و تشکیل شده از دیاباز پورفیری، ماسهی آتشفشانی سبز رنگ همراه با قطعات خرد شدهی آهکی، توفیتهای ماسهای و آگلومرای بیشتر سبز رنگ با درون لایههایی از قلوه سنگهای آهکی با اندازههای متفاوت، آگلومراهای ریز تا متوسط دانه بنفش تا مایل به قرمز، گدازه-های کم ضخامت، ولکانیتهای متراکم و تیره، گاهی قطعات خرد شدهی آهکی و تناوب ولکانیتهای سخت بنفش تیره متناوب آگلومراهای سبز و قرمز، مختلط ماسهای ریز متشکل از توفیتهای سبز- آبی و توفیتهای نخودی رنگ با صدفهای گوناگون، در برش مکارودبار، بر روی این واحد آتشفشانی، سنگ آهکها و مارنهای گلوبوترونکانادار با ضخامت 317 متر جای گرفته است. چنین مینماید که سنگهای آتشفشانی کرتاسهی بالایی نیز اغلب در شرایط نزدیک به ساحل پدیدار شدهاند.
از باختر کنس دره تا فشکور، شمال بیجه نو و شمال ناتر، مجموعهای ضخیم از سنگهای آتشفشانی کرتاسهی بالا بر روی سازند تیزکوه دیده میشود. ضخامتی بیش از 100 متر برآورد شده و به خاطر رسوب گذاری یک افق عدسی شکل 15 تا 20 متری از سنگ آهکهای مارنی و سنگ آهک فسیلدار در میانههای آنها، سوای مشخص شدن محدودهی سنی سنگهای مربوطه، امکان تقسیم آنها به دو زیر واحد زیرین و زیر واحد فوقانی وجود داشته است (وحدتی- ندیم، 1378). در بررسیهای میکروسکوپی در پنج نمونهی مربوطه توسط ف. کشانی، ز. س
هرابی، فسیلهای یافت شده به سن سنومانین تا کونیاسین تشخیص داده شدهاند.
و – سنگهای دگرگونهی ناحیهی علم کوه (مجموعۀ دگرگونی بریر)
در البرز مرکزی، نفوذ باتولیت گرانیتی علم کوه و باتولیت کوارتز مونزونیتی آکاپل، سبب دگرگونی مجاورتی سنگهای پیرامون خود شدهاند. (شکل 2 -3 ) سنگهای کهنتر از سازند مبارک (کربونیفر) و شاید با احتمال مقداری جیرود (دونین پسین)، در مجاور تودههای نفوذی شناخته نشدهاند. در کمپلکس بریر، مجموعههای بزرگ مرمر سفید، همان دولومیتهای سازند الیکا بودهاند؛ مرمرهای متمایل به آبی- سبز روشن سازند مبارک با قاعدهی کوارتز و شیستهای لکه دار فلوگوپیت- سریسیت- آلبیت دار (از سنگ مادر سیلت سنگها و گریوکها)، همان سازند شمشک بودهاند و سرانجام توفهای دگرگونه، هورنفلسهای بازی (گرین شیست) و تناوبهای توف و هورنفلسهای بازی، در واقع ردیفهای آتشفشانی خاکستری روشن نیز دیده میشود. به سوی خاور به تدریج از شدت دگرگونه شدن این ردیفهای آتشفشانی کاسته شده و در شمال ناتر، درون لایههای سنگ آهکهایی هنوز کم متبلور، دارای فسیلهای قابل تعیین سن بودهاند (وحدتی- ندیم، 1378).

این مطلب را هم بخوانید :  راه های ارتقای تاب آوری