تحقیق با موضوع تصویرسازی ذهنی و القای خلق مثبت


Widget not in any sidebars
خلق و هیجان به چند دلیل با یکدیگر تفاوت دارند. اولا هیجان از موقعیت‌های مهم زندگی و از ارزیابی‌های اهمیت آنها برای سلامتی ما به وجود می‌آید، مانند هیجان غم و اندوه که از مواجهه با یک موقعیت فقدان و جدایی یا سوگ در شرایط زندگی حاصل می‌شود. اما خلق از فرآیند‌هایی به وجود می‌آید که مبهم و اغلب ناشناخته هستند، مانند خلق افسرده که لزوما دلیل خاصی را برای آن نمی‌توان بیان کرد.
ثانیا هیجان در نتیجه رویدادهای کم دوام چند ثانیه‌ای یا شاید چند دقیقه‌ای ناشی می‌شود، در صورتی که خلق از رویدادهای ذهنی چند ساعته یا شاید چند روزه ناشی می‌شود. بنابراین، خلق بادوام‌تر از هیجان است.
ثالثا هیجان بر رفتار اثر می‌گذارد و اعمال خاصی را هدایت می‌کند، حال آنکه خلق بر شناخت تاثیر گذاشته و آنچه را که فرد درباره‌اش فکر می‌کند هدایت می‌کند(فریدجا،1993).
در خصوص تأثیر خلق بر شناخت، بک(1988) این فرضیه را ارائه می دهد که طرحواره های شناختی زمینه هایی را برای افسرده سازی افکار، خاطرات، امیدها و ارزیابی ها فراهم می کند. او اظهار می دارد که حضور دایم افکار ناخوشایند، باعث حفظ و باقی ماندن خلق افسرده می شود و دسترسی به افکار منفی سرعت بیشتری به خود می گیرد. تیزدل، تیلر و فورگاتی(1980)، روش ولتن(1968) را بکار بردند، روش القای خلق مثبت یا منفی در افراد، که از آنان خواسته شد یک خاطره خوشایند و ناخوشایند را به یاد آورند. در افراد با خلق منفی مدت زمان بازیابی خاطرات خوشایند نسبت به افراد با خلق مثبت طولانی تر بود بر همین مبنا آنان به این نتیجه رسیدند که قابلیت دسترسی به شناخت های مثبت در بیماران افسرده نیز کاهش می یابد. بدنبال این مطالعه، آنان دریافتند القای خلق مثبت باعث افزایش احتمال یادآوری خاطرات خوشایند و کاهش احتمال یادآوری خاطرات نا خوشایند می گردد. به همین ترتیب القای خلق منفی نتایج عکس را به همراه دارد(تیزدل، تیلر و فوگارتی،1980).
مشابه همین یافته ها را باور(1981) نیز گزارش کرد، وی از طریق هیپنوتیزم به آزمودنی ها حالت شادکامی یا غمگینی را القا کرده بود. در حالت هیپنوتیزم، از آزمودنی ها خواسته شد یکی از وقایع دفتر خاطرات خود را که قبل از واقعه القای خلق امروز نوشته اند را بیاد آورند. در ابتدا احتمال یادآوری وقایع ناخوشایند بواسطه خلق افسرده افزایش یافته بود در صورتی که وقایع خوشایند در مدت خلق شاد بیشتر به خاطر می آمدند.
12-2 روش های القای خلق
1-12-2 تقسیم بندی ثایر از روش های القای خلق
در پژوهش های روان شناختی، روش های گوناگونی به منظور القای خلق استفاده می شود. ثایر (1989) روش های دستکاری و القای خلق را به 4 طبقه اصلی تقسیم نمود:
روش های تلقین به خود و هیپنوتیزم: پر کاربردترین روش در پژوهش های کلاسیک خلق، روش تلقین به خود است. در این روش که توسط ولتن ابداع شده است، آزمودنی ها با صدای بلند زنجیره ای از جملات را به منظور ایجاد افسردگی، وجد یا خلق خنثی برای خود می خوانند. به نوعی این روش القا، مشابه تلقین های هیپنوتیک است. به طور کلی در این روش ها افکار و شناخت های فرد، هیجان های اورا تحت تاثیر قرار می دهند.
القای خلق توسط موسیقی و فیلم: در این گونه روش ها از موسیقی و قطعه های تصویری با موضوع های هیجانی استفاده می شود. لازم به ذکر است که ثایر در تقسیم بندی خود استفاده از چهره ها و تصویر سازی ذهنی را به منظور القای خلق نیاورده است اما امروزه می توان این روش ها را در طبقه فیلم و موسیقی قرار داد(دوستکام و همکاران،1389).
روش های القای خلق در محیط طبیعی: ویژگی عمده این روش ها این است که آزمودنی از هدف آزمون آگاه نیست و در شرایط طبیعی و روزمره مورد مطالعه قرار می گیرد.
القای خلق توسط دارو، تمرین و استرس: در این روش ها از استرس زاها مانند سر و صدا، شوک برقی، امتحان و حملات کلامی برای ایجاد استرس، ترس و دیگر حالت های خلقی منفی استفاده می شود. اگر چه تغییر خلق توسط داروها نیز ایجاد می شود، اما امروزه دیگر به دلیل لزوم رعایت اصول اخلاقی در پژوهش ها به کار نمی روند(ثایر،1989).
2-12-2 تقسیم بندی وسرمن(1966) از روش های القای خلق
روش والتن یا جملات مثبت: مبانی نظری این گونه روش‌ها را می توان در نظریه عقلانی – عاطفی الیس ، روش شناختی بک و روش های القای خُلق، جستجو کرد. اولین روشی که برای القای خُلق مثبت به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته، توسط والتن ابداع شد. در روش وی از آزمودنی ها خواسته می شود جملاتی را به طور آرام بخوانند و سپس با صدای بلند فهرستی از جملاتی نظیر ” من واقعاً احساس خوبی دارم” را بارها تکرار کنند. در یک تحقیق (ولتن، 1968) شرایطی را ایجاد کرد که طی آن شصت کارت به منظور القای خُلق را به آزمودنی‌ها نشان می‌داد و از آن‌ها می خواست تا حسی را که جملات القاء می کنند را در خود به وجود آورند. در این آزمایش مشخص شد که آزمودنی‌هایی که کارت‌ها را خوانده بودند در قیاس با آن‌هایی که کارت ‌هایی خنثی دریافت کرده بودند بیشتر افسرده یا شاد بودند؛ یعنی فقط وقتی جملات والتن استفاده می‌شد تاثیرات واقعی دستکاری خُلق اتفاق می افتاد. در مطالعه ای که فینگن و سلیگمن(2002) انجام دادند متذکر شدند که اولاً خواندن کارت‌های والتن باعث تغییر خُلق می شود، ثانیاً آزمودنی‌ها به تجارب شخصی ای فکر کنند که همان خُلق تاکید شده در کارت‌ها را نشان می‌دهد و این خاطرات در واقع خُلق را به وجود می آورند. ثالثاً ممکن است آزمودنی‌ها
حالت خُلقی را بازی کنند که در نهایت منجر به ایجاد آن خُلق در ایشان می شود.
فیلم یا داستان مهییج:.دراین روش یک فیلم هیجان بر انگیز برای آزمودنی ها نمایش داده می شود، یا از آن خواسته می شود یک ‏داستان هیجان برانگیز مطالعه کنند. همچنین در برخی از شرایط از آنان خواسته می شود در حین تماشا فیلم یا مطالعه داستان درگیر موضوع شوند و سعی کنند خود را در حالت هیجانی قهرمان، یا قهرمانان داستان قرار دهند. این القا میزان تاثیر فیلم یا داستان را در ایجاد خلق شاد از%۵٣ به % ٧٣ افزایش داده است. فیلم هایی که برای آزمودنی ها نمایش داد می شود معمولآ حاوی چند سکانس بسیار خنده دار کمدی و سرگرم کننده است(وسرمن،1966).
موسیقی: در این روش از موسیقی و قطعه های تصویری با موضوع های هیجانی استفاده می شود.
هدیه دادن: یکی دیگر از روش های اثر بخش ایجاد خلق مثبت‌ هدیه است. به ویژه دادن غیر منتظره یک هدیه، اعم از یک بسته شکلات، یک نوشابه یا یک سکه می تواند تا میزان 38 % ایجاد شادی کند(وسرمن،1966).
خیال پردازی یا تصویر سازی ذهنی: تصویر سازی ذهنی یعنی اندیشیدن به یک موضوع خاص، متمرکز کردن فکر روی آن موضوع با هدفی خاص، استفاده از تمام حواس برای بازآفرینی یک تجربه و دیدن چنین تصویری با ذهن. تصاویر به دو شکل در ذهن صورت می گیرند. اول آنکه تصویری که در ذهن ساخته می شود واقعیتی است موجود در جهان و دوم تصویری بدیع که در جهان وجود خارجی ندارد ولی ما بر اساس تجربه و برداشت شخصی خود خلق می کنیم. نکته بسیار مهمی که باید دانست این است که تصویرسازی ذهنی براساس خلاقیت است و نه براساس هوش. این روش برای تمام افراد و تمام سنین موثر است و کاربرد دارد. شاید بتوان این تعریف را به عنوان ساده ترین بیان در مورد تصویرسازی ذهنی ارایه داد، دیدن چیزی با چشم ذهن(تیزدل و راسل، 1983).
بازخورد:در این روش به آزمودنی ها گفته می شود که عملکرد آنان در یک آزمون یا در یک تکلیف مطلوب و رضایت بخش بوده است. مثلا، اراثه باز خورد مثبت پیرامون یک امتحان یا یک فعالیت موفقیت آمیز می تواند فرد را به وجد بیاورد(وسرمن،1966).
تعامل اجتماعی:روش ‏تعامل اجتماعی نیز به این ترتیب اجرا می شود که شرایط به گونه ای تدبیر می شود که آزمودنی به یک فرد نیازمند کمک مالی می کنند. بررسی ها نشان داده است که سهم این روش در ایجادخلق مثبت حدود 27% است(همان منبع).
بیان چهره ای:در این روش از آزمودنی ها خواسته می شود تا حالات چهره ای خود را بر اساس هیجانات مثبت مشخص سازند. مشخص شده است که روش بیان چهره ای در ایجاد نشاط موثر است، اما اثر آن کمتر از سایر روش ها است(وسرمن،1966).
روش‌های مزبور، شیوه‌های ساده و نیز دارای پشوانه پژوهشی محکم بوده و در موقعیت‌های آموزشی و آزمایشگاهی به کار برده شده‌اند. مبانی تئوریک روش‌های القای خُلق بر این مفروضه استوار است که فکر، احساس و رفتار مرتبط با یکدیگر می‌باشند. فینگن و سلمگین(2002) و وسرمن(1996) از جمله مطالعاتی است که در این راستا صورت پذیرفته است.