تحقیق با موضوع برنامه های آموزشی و روان شناسی مثبت

1-5 مقدمه
پژوهش حاضر به بررسی اثر القای خلق مثبت بر افزایش امید در بین دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان در سال تحصیلی 93-1392پرداخت. برای نیل به هدفهای تحقیق، عمدهترین سوالات و فرضیههایی که در این پژوهش مورد آزمون قرار گرفته است عبارت است از:
Widget not in any sidebars

القای خلق مثبت باعث افزایش امید در دانشجویان می‌شود.
تأثیرپذیری امید دختران نسبت به پسران ازروش های القای خلق مثبت بیشتر است.
لذا به منظور آزمون این فرضیهها، پس از انجام مطالعه مقدماتی، در مرحله اجرا برای انتخاب گروه نمونه؛ پرسشنامههای پژوهشی بین 480 نفر از دانشجویان توزیع شد و پس از جمعآوری و تجزیه و تحلیل، افرادی که نمره امید آنها پایین بود جدا شده و از بین آنها 60 نفر به صورت تصادفی انتخاب و سپس به روش تصادفی ساده در چهار گروه مورد مطالعه (آزمایش A,B و کنترل A,B) جایگزین شدند. ابتدا از هر دو گروه آزمایش و گروه کنترل پیشآزمون (آزمون امید اسنایدر، پیوست شماره 1) گرفته شد؛ سپس به گروه آزمایش A تصویرسازی ذهنی طی 6 جلسه و به گروه آزمایش B جملات مثبت آموزش داده شده و پس از اتمام آموزش، از هر 4 گروه کنترل A,B و آزمایشA,B پسآزمون (آزمون امید اسنایدر) گرفته شد.
پس از آن داده های بدست آمده از آزمونها استخراج و با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون های آماری مناسب با سطح سنجش متغیرها و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. این نتایج که در دو قسمت توصیفی و تحلیلی در فصل چهارم ارائه شد؛ در این فصل مورد بحث قرار خواهد گرفت.
2-5 بحث و نتیجه گیری
در بررسی فرضیه اول که القای خلق مثبت باعث افزایش امید در دانشجویان می‌شود؛ نتایج این تحقیق حاکی از آن است که اثر القای خلق مثبت به شیوه خواندن جملات مثبت و تصویر سازی ذهنی مثبت منجر به افزایش میزان امید به آینده در دانشجویان شده است. که این یافته ها، بسیار نویدبخش بوده و نشان دهنده ارزش بالقوه برنامه های آموزشی مبتنی بر روان شناسی مثبت بطور عام و افزایش امید به طور ویژه است. این یافته ها با نتایج پژوهش های چیونزو همکاران(2001)، هنکینز(2004)، هو و همکاران(2009)، ونگ و لیم(2009)، آلبرتو و جوینر(2008)، وندرولدن و همکاران(2006)، لی(2006)، ترنزو و پینتو(2003)، کاترین(2001)، تراسی(2001)، اشپیگل، بلوم و گوتهی(1997)، تیلر و براون(1994)، تیزدل و راسل(1983)، اسنایدر و همکاران(1997)، اسنایدر و همکاران(1996)، اسنایدر و همکاران(2000)، اسنایدر و لوپز(2005)، ریچارد و ویتاکر (1990)، شنون و اتویل (2000)، سیاروچی(1383)، رز(2001)، کنت، یون و تاتیا(2003) آمبادی و گری(2002)، فقیهی و عابدی(1389)، اسدالهی(1386)، خدایاری فرد و همکاران(1386)، رفیعی نیا، آزاد فلاح، فتحی آشتیانی، رسول زاده طباطبائی(1386)، موحد(1382)، یعقوبی و محققی(1390) و نیک رو(1389) همسو بوده و با آنها همخوانی دارد.
بنابراین تبیینی که در این رابطه میتوان نوشت این است که از آنجایی که آموزش خلق مثبت به افراد کمک می‌کند تا از طریق اندیشیدن در معانی و مضامین، علاوه بر تقویت خوش‌بینی، با شناسایی نقاط قوت و توانمندی‌‌های خویش، بتوانند امیدواری بیشتری کسب نمایند و بر این اساس، چشم انداز خوش بینانه‌تری از آینده خود داشته باشند. دیدن آیند‌ه‌ای روشن می‌تواند قدرت تحمل مشکلات را افزایش داده و تلاش افراد را برای دستیابی به اهداف، مضاعف نماید.
توجه به نقاط قوت و تجارب خوب و شیرین گذشته، احتمال بروز برداشت‌‌های شخصی مثبت‌تر را از خویش افزایش می‌دهد. همین امر ‌موجب می‌شود که افراد قادر به پذیرش مسئولیت بیشتر در قبال اعتبار و ارزش خود شوند و به درک کامل و بهتری از خویشتن نایل آیند. شیوه ی مثبت نگری به گونه‌ای است که سبب می‌شود فرد وضعیت خود را با برداشت‌‌های شخصی مثبت‌تر تشریح کند. به ویژه زمانی که از فرد خواسته می‌شود اعتبار هریک از نقاط قوت خویش را با ارائه ی دو معیار به اثبات برساند؛ اولین معیار عبارت است از ارائه شواهدی دال بر وجود شباهت‌ها و همانندی ها؛ از فرد خواسته می‌شود تا حداقل سه تجربه ی خوب خود را ذکر کند که در آن‌ها نقاط قوت مورد بحث، عامل اساسی بروز آن حادثه خوب بوده است. دومین معیار این است که شخص به روشنی بتواند علت رجحان مشخصی را برای استفاده از آن نقاط قوت خاص در آن شرایط و حوادث ذکر کند. وقتی افراد گروه به بررسی تعدادی از حوادث مشابه و تجارب خوب خود می‌پردازند و قدرت بیان و توجیه این تجارب را پیدا می‌کنند(یعنی می‌توانند برداشت‌‌های شخصی خود را از خویشتن تبیین کنند و علت تمایز این تجارب از تجربه‌‌های دیگر را توجیه کنند)، همگام با افزایش تعداد تجارب خوب، نظام برداشت‌‌های شخصی آنان گسترش و تعمیم می‌یابد. از این پس، قادر به توصیف و تشریح خویشتن به گونه‌ای مثبت‌تر خواهند بود.
تیلر و همکاران(2000) در این زمینه بیان می‌کنند که، اگر ادراکات عادی انسان با یک مفهوم مثبت از خود و از کنترل شخصی و یک دیدگاه خوش‌بینانه، حتی کاذب در مورد آینده همراه شود، نه تنها در اداره ی زندگی، بلکه در کنارآمدن با حوادث بسیار استرس زا و تهدید کننده ی زندگی، مانند مرگ همسر و طلاق، به افراد کمک می‌کند.
سلیگمن(1998) نیز معتقد است آموختن این‌که پس از هر شکست، چگونه مسیر افکار خود را به سمت خوش بینی سوق دهیم، مهارتی دائمی به ما می‌دهد که بتوان بر افسردگی و ناامیدی غلبه نماییم. همچنین ما را یاری می‌‌کند که از سلامت بیشتری برخوردار باشیم. این مهارت در حل مشکلات، غلبه بر یأس و ناامیدی، بهبود بیماری ها، سلامت روانی و جسمانی انسان مؤثر است.
پیترسن(2000) نیز بیان می‌دارد که خوش‌بینی با خلق مثبت و اخلاق خوب رابطه دارد. خوش بینی با پشتکار، شهرت عمومی، موفقیت تحصیلی، ورزشی، نظامی، شغلی، سیاسی و خانوادگی، سلامت و حتی طول عمر و فقدان ضربه‌‌های عاطفی رابطه مثبت نشان داده است.
در راستای آزمون فرضیه دوم پژوهش که مبنی بر این است که:
تأثیرپذیری امید دختران نسبت به پسران ازروش های القای خلق مثبت بیشتر است؛ نتایج نشان داد که با وجود اینکه میزان تأثیر القاء خلق مثبت به روش تصویرسازی ذهنی بر افزایش امید، در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنیداری ندارد اما میزان تأثیر القاء خلق مثبت به روش خواندن جملات مثبت، بر افزایش امید، در دانشجویان دختر به طور معنیداری بیشتر از دانشجویان پسر است که این نتایج با نتایج پژوهشهای اسدالهی(1386) و شیرین زاده(1385) همسو میباشد ولی با نتایج تحقیق هاشمی و همکاران(1390) همسو نیست.
بنابراین تبیینی که در این رابطه میتوان بیان کرد این است که بیان تجارب «مثبت» و «خوب» خود و دریافت بازخورد سایر اعضای گروه، از قوی‌ترین مراحل روش مثبت نگری در شناخت توانایی‌‌های قابل اتکاست. از آنجایی که بین تواناییهای دو گروه مردان و زنان به صورت خدادادی و ژنتیکی تفاوت وجود دارد زنان استعدادهایی دارند که سبب تسهیل ارتباط آنان با دیگران می شوند(روژه،1370)، از نظر روانی و جسمانی زودتر از مردان به بلوغ می رسند، مهارت های کلامی و به ویژه سیالی کلامی در آنان بیشتر و بهتر است(هاید،1377)، به مراقبت و توجه از دیگران تمایل نشان می دهند و توانایی زیباشناسی آن ها نسبت به مردان بیشتر است(بنوات،1377). از این رو تصور می شود که این تفاوت در القای خلق مثبت به روش خواندن جملات مثبت سرچشمه گرفته از این تفاوتها بوده باشد.
بنابراین می توان گفت که امید، سازه ای است که در روان شناسی مثبت به عنوان یک مفهوم پایه شناخته می شود و در صورت افزایش آن، یک سپر محافظتی قوی شناختی – انگیزشی در برابر خلق پایین ایجاد می شود که خود به افزایش سلامت روانی منجر می شود. دانشجویان هم که در حساس ترین مراحل زندگی به سر می برند و با دغدغه هایی چون دوری از خانواده، تأمین مخارج، درگیری های هیجانی- عاطفی، آینده شغلی و… درگیر هستند، نیازمند داشتن این سپر محافظتی می باشند. از طرف دیگر، تدوین یک برنامه که بتوان با آن امید را افزایش داد، یک اصل اساسی در آموزش است. در این پژوهش نشان داده شد که اولا می توان برای امید یک برنامه آموزشی طراحی کرد و ثانیا یک روش دقیق و برنامه مدار باعث تغییر در عناصر آن می شود.
3-5 محدودیتهای پژوهش
عمدهترین محدودیتهای این پژوهش عبارتند از:
از جمله محدودیتهای اجرایی این پژوهش این است که جامعه آماری پژوهش محدود به دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان در سال 93-1392 میباشد و دانشجویان دانشگاههای دیگر را دربر نمیگیرد.
جامعه آماری پژوهش محدود به دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه بوعلی سینا همدان در سال 93-1392 میباشد و دانشجویان مقاطع بالاتر دیگر را دربر نمیگیرد.
از دیگر محدودیتهای پژوهش این میباشد که تنها از آزمون امید اسنایدر برای سنجش میزان امید استفاده شده است.