بررسی میزان توجه برنامه های درسی دوره پیش از دبستان به رشد شخصیت اجتماعی و عاطفی کودکان از دیدگاه مربیان و والدین ناحیه ۴ در سال تحصیلی ۹۲-۹۱- قسمت ۵

ویژگی نوآموزان دوره پیش دبستانی
سنین سه تا شش سالگی (دوره دوم کودکی)، دوره کودکستانی یا پیش دبستانی نامگذاری می شود درواقع در این دوره است که شخصیت کودک شکل می گیرد. کودک بسیار پرتحرک و پرجنب و جوش است به بازی علاقه فراوان دارد و بدان وسیله احساساتش را بروز داده به شناخت محیط می پردازد کودک نسبت به محیط کنجکاو و به همکاری با دیگران علاقه مند است و تکلم و توانایی های ذهنی او رشد سریع دارند در این دوره همانندسازی با والدین انجام می گیرد، فراخود یا وجدان ظاهر می شود و بروز رفتارهای دفاعی برای مقابله با موقعیتهای اضطراب آور و مخاطره انگیز آغاز می گردد و برای شناخت خصوصیات کودکان پیش دبستانی که برای برنامه ریزان، مدیران ومربیان ضرورت دارد جنبه های گوناگون رشد آنان را بررسی می کنیم:

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

 

  1. رشد جسمانی

 

پسران در سه سالگی تقریباً ۹۵ سانتیمتر قد و پانزده کیلوگرم وزن دارند و دختران اندکی کوتاهتر و سبکتر از پسران هستند. دختران در پنج سالگی ۱۰۸ سانتی متر قد و بیست کیلوگرم وزن دارند و پسران کمی بلندتر و سنگینتر از آنان هستند. سرعت افزایش قد و وزن در چهار سالگی کمتر از سه سالگی و در پنج سالگی کمتر از چهارسالگی است. در این دوره رشد، بالاتنه و دور سر بتدریج کند می شود و دختران بیشتر بافت چربی و پسران بافت ماهیچه ای دارند. در شش سالگی، پاها رشد سریع دارند و قامت کودک کشیده می شود. استخوانها و عضلات و دستگاه عصبی کودک در این دوره بیشتر رشد می کند و استخوانها سفت تر شده، بر حجم و اندازه آنها افزوده می شود تا سن سه سالگی تقریباً تمام دندانهای شیری می رویند و کودک می تواند از غذاهای بزرگسالان استفاده کند. در پایان این دوره کودک یک یا دو دندان دائمی در جلوی دهان دارد. از چهار سالگی بر سرعت رشد عضلات افزوده می شود به طوری که حدود ۷۵ درصد افزایش وزن کودک در پنج سالگی به رشد عضلاتش مربوط می شود. عضلات درشت تر زودتر از عضلات ریزتر رشد می کنند. رشد عضلانی به عواملی نظیر وراثت سلامتی، تغذیه، خواب و استراحت و میزان فعالیت کودک بستگی دارد. رشد عضلانی، کودک را بتدریج برای انجام دادن اعمال پیچیده آماده می سازد. در این دوره، تنفس کودک کندتر، ولی عمیق تر می شود ضربان قلب منظم تر می گردد، فشار خون به طور ثابت افزایش می یابد و نظام عصبی بسرعت رشد می کند در سه سالگی مغز کودک ۷۵ درصد و در شش سالگی نود درصد وزن زمان بزرگسالی را دارد. در این دوره کودک بتدریج در برابر بیماریهای عفونی مقاومتر می شود و در برابر عفونتها، درجه حرارت بدن کودک نوسان کمتری پیدا می کند و کنترل ادرار بخوبی انجام می شود.
رشد حسی ـ حرکتی
حواس کودک در سه سالگی فعال است و او را در دریافت و تفسیر محرکها یاری می دهد. رشد عصبی‌ـ عضلانی موجب تحرک کودک در زمینه های متعدد می شود و سپس تمرین و تکرار، حرکات را بهبود می بخشد. کودک در دو سالگی با دقت و ظرافت بیشتری راه می رود، می دود به آسانی دور خود می چرخد، بدون کمک دیگران از پله ها پایین و بالا می رود. از بلندی می پرد و مدتی می تواند روی یک پا بایستد. کودک در سه سالگی می تواند مکعبهای چوبی را روی هم قرار دهد و یک ورق کاغذ را به طور افقی و عمودی تا کند. کودک سه ساله، محرکها را به صورت کل دریافت می کند و تشخیص بالا و پایین و چپ و راست است برایش مشکل است. از این رو نمی تواند تفاوت بین دو مثلث را که قاعده یکی بالا و دیگری پایین باشد تشخیص دهد. در چهار سالگی می تواند یک ضربدر یا دایره روی کاغذ بکشد. کودک پنج ساله می تواند خطوط مستقیم را در تمام جهات بر روی کاغذ بکشد و به طور مشخص تصویر یک آدم را رسم کند و فاصله و وزن اشیاء را تقریباً حدس بزند. برخی کودکان پنج ساله، تفاوت بین حروف وارونه و عادی را بدرستی نمی تواند مشخص کنند در حدود شش سالگی کودک توانایی توپ بازی و پرتاب توپ را که به مهارتهای مختلف بینایی و حرکتی نیاز دارد به دست می آورد. به دلیل عدم احساس خستگی از تکرار عمل و نیز انعطاف پذیری بدن، این دوره مهمترین زمان برای آموزش مهارتهای حرکتی نظیر نشانه زدن مو، کشیدن تصاویر و خطوط، پریدن از بلندی، ایستادن روی یک پا، چرخیدن دور خود و تا زدن و قیچی کردن کاغذ معرفی شده است. هر چه سن کودک به انتهای این دوره نزدیکتر شود. علاقه او به بازی کردن با همسالان بیشتر شده بازیهایش حالت اجتماعی به خود می گیرد. همچنین در این دوره، بازیهای دختران و پسران از یکدیگر تفکیک می شود. پسران بازیهای دشوار و دختران بازیهای ساکت و آرام را ترجیح می دهند.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
رشد ذهنی
رشد ذهنی که به سازگاری کودک با محیط کمک می کند با تکلم، حافظه ادراک، استدلال و حل مسأله همراه است. پیاژه هوش را کیفیتی می داند که سبب سازگاری فرد با محیط می شود و به فکر و اندیشه سازمان می دهد. سازگاری دو جنبه تلفیق و تطابق دارد. بوسیله تلفیق، کودک مشاهداتش را با معلومات و درک خودش از موقعیت ارتباط می دهد و گاهی نیز اطلاعات و یافته های جدید را به گونه ای تغییر می دهد تا بتواند آنها را جزئی از سازمان ذهنی خود بکند. کودک از طریق تطابق، سازمان ذهنی اش را با وضعیت محیطی هماهنگ می سازد، یا آنکه محیط را طوری سازمان می دهد که با ساخت ذهنی او همراه و همگام باشد. به نظریه پیاژه رشد ذهنی در این دوره در مرحله پیش عملیاتی قرار دارد که به دو مرحله پیش ادراکی (پیش مفهومی) و تفکر شهودی تقسیم می شود. در مرحله پیش مفهومی که سنین دو تا چهار سالگی را در برمی گیرد ـ مفاهیم ذهنی کودکان به معنی واقعی کلمه مفهوم نیستند و جامعیت ندارند زیرا هنوز کودک به مفهوم طبقات کلی دست نیافته است. خودمحوری و جاندار انگاری اشیاء در این مرحله بین کودکان شایع است و کودک از طریق سمبولها با اشیاء و امور ارتباط برقرار می سازد، برای نمونه، دختر دو تا چهار ساله که با عروسکش بازی می کند گویی در دنیای واقعی با آن در ارتباط است. در مرحله تفکر شهودی ـ که چهار تا هفت سالگی را در برمی گیرد تفکر کودک بیشتر جنبه ادراکی دارد و بر شکل ظاهری امور مبتنی است کودک گر چه می تواند به حل مسأله بپردازد نمی تواند دلایل آن را توضیح دهد. کودک در این مرحله از رشد ذهنی بر جنبه های مشخص امور تکیه می کند و استدلالش بازگشت ناپذیر است. کودک علی رغم رشد نسبی تفکر و مفهوم سازی، به تماس عینی با اشیاء نیاز دارد و مفاهیم ذهنی او تا حدود بسیاری به آنچه می بیند وابسته است. کودک در سه تا شش سالگی در یادگیری کلمات و ساختن جملات به سرعت پیشرفت می کند و می تواند چندین جمله را پشت سر هم بیان کند و کاربرد صحیح اسامی، صفات، افعال و قیود را در جمله بدون آموزش مستقیم و از طریق ارتباط با اطرافیان بتدریج یاد می گیرد در این زمان، تکرار کلمات بین کودکان رواج دارد و در پسران بیش از دختران شایع است. کودک چهار ساله یک کلمه را برای تشریح و طبقه بندی دسته ای از اشیاء و مفاهیم به کار می برد برای مثال کلمه اتومبیل را برای معرفی تمام وسایل حمل و نقل به کار می برد.
رشد عاطفی:
در این دوره کودک نه مانند دوره اول کودکی احساساتی است و نه مانند بزرگسالان می تواند عواطفش را کنترل کند او از نظر عاطفی به بزرگسالان آشنا وابسته است و حالت عاطفی متغیر و ناپایداری دارد ودر پنج سالگی سازگارتر است و در رفتارش آرامش و تعادل بیشتری مشاهده می شود در کودکان پیش دبستانی، اضطراب، ترس، حسادت و ناکامی شایع است. عوامل متعدد از جمله ممانعت از بروز پرخاشگری، تولد برادر یا خواهر و طرد شدن توسط والدین یا دوستان موجب اضطراب او می شود کودک که می خواهد خود را از اضطراب و احساسات ناخوشایند حاصل از آن برهاند. هنگام مواجهه با موقعیت اضطراب آور از مکانیسمهای دفاعی متعددی استفاده می کند از مکانیسمهای دفاعی شایع بین کودکان پیش دبستانی می توان احتراز از موقعیت اضطراب آور و بازگشت به رفتارهای دوره اول کودکی را نام برد. ترس، یکی از عواطف کودکان پیش دبستانی است که آموخته می شود وجود مقدار معینی از ترس برای حفظ سلامتی کودک لازم است تا او را از خطرهای احتمالی به دور نگه دارد. کودک در موقعیتهای ترس آور به اعمالی نظیر گریه و جیغ زدن فرار و شکایت متوسل می شود ترس کودکان پیش دبستانی قابل پیش بینی نیست و شیوه های مقابله با آن متفاوت است. محرکی ممکن است کودکی را بشدت بترساند در حالی که همان محرک در کودک دیگر ممکن است ترسی ایجاد کند. کودک پیش دبستانی بسیاری از ترسها را از مادر می آموزد و ترسهای مشترک بین کودک و مادر به درمان نسبتاً طولانی نیاز دارد.
حسادت یکی دیگر از عواطف کودکان پیش دبستانی است که از محرومیت و اضطراب ناشی می شود حسادت، واکنش کودک نسبت به عوامل مزاحم و محرومیت زاست. کودک می ترسد مبادا محبت و توجه والدین را از دست دهد چنانچه با حسادت کودک به طریق مناسبی برخورد نشود و ادامه و شدت یابد سازگاری او مختل می شود.
پرخاشگری، بازگشت به رفتارهای کودکانه، اجتناب از مادر و دیگر اعضای خانواده و سرکوبی از جمله واکنشهای کودکان حسود محسوب می شود که برای کاهش حسادت در کودکان توجه بیشتر والدین و روابط خانوادگی مطلوب نیاز هست. پرخاشگری که بر اثر عدم توانایی کودک در کنترل خود پدید می آید ممکن است وسیله ای یا خصمانه باشد در پرخاشگری وسیله ای کودک با توسل به رفتارهای پرخاشگرانه اسباب بازی یا شیء مورد نظرش را از دیگران می گیرد. در پرخاشگری خصمانه، کودک با اعمال پرخاشگرانه قصد آسیب رسانی و صدمه زدن به دیگران دارد با افزایش سن کودک، فراوانی پرخاشگری وسیله ای کاهش می یابد و پرخاشگری خصمانه نسبتاً رواج بیشتری پیدا می کند چرا که کودکان پرخاشگر معمولاً به خانواده های پرخاشگر تعلق دارند (شفیع آبادی، ۱۳۸۵).
رشد اجتماعی
کودک بتدریج از طریق ارتباط با دیگران بر مهارتهای اجتماعی خود می افزاید در این دوره، دوستان و همبازیها تأثیر بسزایی در رشد اجتماعی کودک دارند و بر اثر آمیزش با همسالان در کودکستان و کوچه بتدریج پی می برد که برخی از آموخته هایش مناسب و مقبول نیست و باید تغییر یابد. اگر کودکستان از امکانات کافی برخوردار باشد مهارتهای اجتماعی کودک را افزایش می دهد او در آنجا به یادگیری و تجربه می پردازد و روش های ارتباط با دیگران را می آموزد و به نقاط قوت و ضعف خود پی می برد کودکستان باید بر قوه ابتکار و اعتماد به نفس کودک بیفزاید و مهارتهای اجتماعی او را گسترش دهد و رفتارهای نامناسب او را اصلاح کند. کودکان پیش دبستانی بیشتر با همجنسهای خود دوست می شوند و در گزینش همبازی، تشابهات جسمانی و خانوادگی و سنی را در نظر می گیرند روال انتخاب دوست بتدریج دگرگون شده، دوستیهای موقتی و زودگذر بتدریج به دوستیهای عمیق و پایدار در دوره های بعد مبدل می شود. کودک پیش دبستانی، وابستگی شدیدی به اعضای خانواده دارد. کودک برای حل مشکلات، از والدین کمک می طلبد و برای انجام دادن و ادامه کارها به اطمینان و تسلی آنان نیازمند است و همواره دوست دارد همراه والدین باشد مادر، کودک را به کسب استقلال تشویق کرده وا نتظار دارد که کارهای شخصی اش را خود بکند. کنترل پرخاشگری و رقابت صحیح با دیگران از علائم رشد اجتماعی محسوب می شود رقابت کودکان با یکدیگر متفاوت است برخی بشدت رقابت می کنند و عده ای رقابت را دوست ندارند کودک نیل به برتری و غلبه بر دیگران را در خانواده می‌آموزد و رفتارهایی که در این جهت باشد بوسیله والدین تقویت می‌شود کودکانی که با خواهران و برادران خود رفتار مناسبی دارند با دیگران کمتر به رقابت نامناسب می‌پردازند (همان منبع).
همانند سازی که بدان وسیله کودک رفتار فرد یا افراد مورد علاقه خود را الگو قرار می دهد در رشد اجتماعی او بسیار اهمیت دارد برای ایجاد همانندسازی خواست کودک و نیز تقویت رفتارهای مطلوب او توسط اطرافیان ضرورت دارد کودک از رفتار والدین تقویت می کند و چون تشویق می شود بتدریج به انجام دادن آن خو می گیرد به نظر روان کاوان کودک در همانندسازی با والدین با عقده اودیپ و اکثراً مواجه می شود در پسرها عقده اودیپ حاصل می شود که زاییده تمایل او به جلب توجه و محبت مادر و حسادت به پدر است در دخترها اکثراً پدید می آید که در آن دختر در صدد جلب توجه و محبت پدر بر می آید و از مادر دور می شود حل عقده اودیپ در تکوین شخصیت نقش مهمی دارد و اگر به طریق مناسبی با آن برخورد نشود ‌آثار نامطلوبش دردوره نوجوانی و بزرگسالی بروز خواهد کرد. کودک سه ساله میل به مشارکت و همکاری دارد به بازی علاقه مند است و با کودکان کوچکتر از خودش با مهربانی رفتار می کند در چهار سالگی با دوستانش روابط اجتماعی متقابل برقرار می سازد و به بازیهای گروهی علاقه مند می شود از دستورات والدین و بزرگترها سرپیچی می کند و به مخالفت با آنان برمی خیزد. کودک شش ساله توقعات و انتظارات بسیاری از اطرافیان دارد و خواستار احترام از جانب دیگران است همچون گذشته از انجام دادن دستورات دیگران سرباز می زند و لجوج و سرسخت است.
رشد اخلاقی
چون کودک پیش دبستانی با توجه به میزان رشد ذهنی، امور را براساس پیامدها و نتایج تفسیر می کند تشویق و تنبیه در تنظیم رفتار اخلاقی اونقش مهمی دارد یعنی کودکان پیش دبستانی، اعمال خود را بر پایه اجتناب از مجازات و دستیابی به پاداش انجام می دهند همچنین کودک به علت ضعف حافظه، علی رغم تذکر والدین به کارهای نادرست گذشته ادامه می دهد در این سن نافرمانی کودک باید بیشتر یک فراموشی کودکانه تلقی شود رفتار والدین، اولین الگوی اخلاقی برای کودکان است آموزش عملی دستورات اخلاقی پسندیده به کودک و بازداشتن مناسب او از ارتکاب کارهای ناپسند در رشد اخلاقی کودک پیش دبستانی حائز اهمیت است کودک باید بتدریج بیاموزد که راستگو و امین باشد (همان منبع).
مهمترین هدفهای آموزش در دوران اولیه کودکی
هدفهای آموزشی در زمینه های زیر را می توان در تنظیم برنامه درسی خردسالان منظور کرد:
اجتماعی شدن
دستیابی به ارزشها
کسب صلاحیت فکری
یادگیری نظامهای زبانی
یادگیری راه های بیان خود
زیبایی شناسی
یادگیری مهارتهای جسمانی
کسب خودمختاری شخصی
اجتماعی شدن:
در جامعه ما خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی مطرح است در امر اجتماعی کردن کودک در هر کاری، از تعلیم آداب توالت رفتن گرفته تا آموزش شیوه غذا خوردن، لباس پوشیدن و ایجاد رابطه با دیگران، در وهله اول والدین مسؤل هستند. در جامعه ای به گوناگون و پیچیدگی جامعه ما که در آن کودکان ناگزیر از داشتن تماس با گروه های اجتماعی گوناگون می باشند باید خانواده را در راه به انجام رساندن این امر مهم یاری کنیم مدرسه، همراه با دیگر مؤسسات باید در هر چه بیشتر اجتماعی کردن کودکان با خانواده مشارکت داشته باشد معلمان می توانند مهارتهای کودک را در جهت کار با گروه های مختلف و زندگی در میان محیط های اجتماعی گوناگون پرورش دهند آنان می توانند به کودک کمک کنند تا قوانین و مقررات مربوط به رفتار در محیط های مختلف و نیز نحوه ایجاد ارتباط با مسؤلان مشاغل مختلف را بیاموزند. درواقع کودک در محیط رسمی آموزشی موقعیت خود را به عنوان یک فرد مستحکم می سازد که این سبب اجتماعی شدن او می گردد البته کودک در سالهای اول زندگی بصورت فردی کاملاً اجتماعی شده در نمی‌آید طی سالها با موقعیتهای تازه بیشتری آشنا می شود و بر اعمال و روابط بیشتری تسلط پیدا می کند مهد کودک، کودکستان و سالهای دبستانی می‌توانند برای کودک بصورت خط حائلی در آیند که او را در راه رسیدن به دنیای بزرگ خارج از محیط خانواده یاری دهند آنها همچنین می توانند به کودک کمک کنند تا راه و رسم رفتار متقابل اجتماعی را فرا گیرد چرا که این رفتار هنگام بروز قابل انتقال به موقعیت جدید می باشد (اسپادک، ۱۳۸۳).
دستیابی به ارزشها
هنگامی که کودک خردسال وارد روند آموزش رسمی می گردد فردی خودمحور (Self- centered) است. نظام انگیزشی کودک عبارت است از: برخورد با نیازها و خواسته های ضروری خود او و پاسخ به درخواستهای والدینش لازم است این نظام آنچنان گستردگی پیدا کند که موجب گرایش کودک به درک اندیشه و احساس دیگران شود او باید نظام ارزشی فرهنگ بزرگسالان را نیز جذب کند. مدرسه نظام ارزشی و پاداشی خاص خود دارد. کودک خردسال باید این مسأله را بیاموزد که چیزهایی را مهم بشمارد که مدرسه و معلمانش به آنها اهمیت می دهند گر چه بیشتر چیزهایی که کودک در دبستان می آموزد در آینده برایش اهمیت دارد ولی چنین به نظر می رسد که کودکان پنج یا شش ساله به این مسأله توجه چندانی ندارند ارج نهادن به موفقیت در فعالیتهای مدرسه نوعی ویژگی عالمانه محسوب می شود به رغم آنکه کودک ممکن است قبل از ورود به مدرسه با نحوه این ارج نهادن آشنا شده باشد معلم نمی تواند مبنا را بر چنین تصوری بگذارد. گاه کودک نظامهای انگیزشی را از طریق الگو قرار دادن رفتار اطرافیان می آموزد در مواردی دیگر شاید معلمان بخواهند برنامه های تنظیم شده ای را ارائه دهند تا از طریق آن کودک به نظامهای انگیزشی مورد قبول نزدیک شود.
کسب صلاحیت فکری
یکی از اساسی ترین هدفهای آموزش و پرورش در همه سطوح یاری افراد در ایجاد ارتباطی هوشمندانه با محیط اطراف خود می باشد لازمه این امر آن است که فرد به برخی اطلاعات درباره جهان هستی دسترسی داشته باشد و نیز در راه به انجام رساندن این اطلاعات و سازمان دادن آنها به شکلی مناسب دارای مهارتهایی باشد تا بتوان به نتیجه ای کلی برسد و اطلاعات جدید را به صورت یک نظام دانش قابل رشد شکل دهد. این امر به معنی فرا رفتن از پرورش ادراکی (Perceptual training) یا آموزش حسی (Sensory education) است تا کودک به مدد آن معنی و مفهوم احساسها را تشخیص دهد کودک جهان را درک می کند او باید بداند چه جنبه هایی از درک وی مهم و قابل توجه و چه جنبه هایی بی اهمیت هستند و باید از ذهن زدوده شوند فقط از طریق بذل توجه خاص است که کودک می تواند اطلاعات لازم را از انبوه اطلاعات در هم و برهم استخراج کند او می آموزد که چیزهایی مشخص دارای خصوصیاتی مشترک هستند و این چیزهای مشخص می توانند به سبب هدفهایی خاص دسته بندی شوند چنین دسته بندی ها یا مفاهیمی به کودک این اجازه را می دهند تا با نظریات مختلف به گونه ای مؤثرتر و با پدیده های جدید و قابل انطباق با طبقه بندی های موجود، با حالتی آماده تر در تماس باشد و سیستم تصور کودک را باید با روش سازمان دادن دانش درجامعه ارتباط داد و کودک باید مهارتهای مربوط به مقایسه نظریات خویش با عقاید دیگران را بیاموزد. یادگیری این مهارتها برای ساختن نظام دانش پایه ای کودک ضروری است و اساس یادگیری بعدی را تشکیل می دهد کودک باید نحوه یادگیری در مدرسه را همچون استنباط مفاهیم دنیای خارج فرا گیرد آنچه که بیشتر لازم است کودک درباره رفتار مناسب آموزش در مدرسه بدانند از طریق فرایند اجتماعی شدن به دست می‌آید کودک باید برای تنظیم سیستم آگاهی خویش به ادراکات خود نظم دهد و به طریقی آنها را به صورت زبانی در آورد.
یادگیری نظامهای زبانی
بسیاری از کودکان قبل از ورود به مدرسه بر ساختارهای اساسی زبان مادری تسلط پیدا کرده اند و توانایی ادا کردن و شنیدن لغات بسیار زیادی را به دست آورده اند اما سایر کودکان از عهده این کاربر نمی آیند لازم است مدرسه از ابتدای امر، نیازهای کودکان در زمینه یادگیری زبان را تشخیص دهد و آنان را در راه آموختن این نظام و نیز در راه گسرتش مهارتهای زبانی افراد صلاحیتدار تر یاری کند. شاید برای این کار نیاز به آموزش گویشهای مختلف استاندارد به بعضی از کودکان احساس شود و یا کمک به کودکان درباره به کار بردن زبان برای بیان خود ضروری به نظرمی رسد در حالی که اکثر تجارب اولیه گفتاری بیشتر به زبان محاوره ای مربوط است زبان مکتوب نیز در برنامه آموزشی از اهمیت روزافزونی برخوردار است ولی حتی نوشتن نیز دیگر تنها وسیله ثبت زبان نیست و از همین رو کودکان در مراحل نخستین مدرسه برای ضبط زبان محتاج به دانش تجربیاتی درباره شیوه های مکانیکی آن هستند.
یادگیری راه های بیان خود
کودکان خردسال در حال عادی تا حد زیادی قادر به بیان خود می باشند گر چه زبان یکی از عمده ترین وسیله های بیان است تنها وسیله قابل استفاده برای کودکان محسوب نمی شود هنر و کادرستی، موسیقی و تحرک راه های دیگر بیان خود به شمار می آیند. کودکان باید مهارتهای اساسی را درکاربرد این واسطه ها بیاموزند تا بتوانند نیات خود را به انجام برسانند و نیز خودآگاهی و درک خود را تا حدی افزایش دهند در زمینه بیان خود علاوه بر محتوای یاد شده توانایی ایجاد نیز حائز اهمیت است.
زیبایی شناسی
بیان احساس از طریق هنر و موسیقی چیزیست و آموختن درک خلاقیت دیگران کاملاً چیزی دیگر و هر دو را به پرورش نوعی احساس زیبایی نیاز است درک زیبایی یک مقوله فرهنگی محسوب می شود و کودکان آن را از راه های گوناگون یاد می گیرند زیبایی شناسی باید بخشی از هر برنامه کودکان خردسال را تشکیل دهد و به گونه ای ارائه شود تا کودکان بتوانند به معیارهای خاص خود در مورد زیبایی و به راه های قضاوت درباره آن برسند.
یادگیری مهارتهای جسمانی
آموزش یک رشته مهارتهای جسمانی باید بخشی از برنامه مهدکودکها و کودکستانها را تشکیل دهد این مهارتها عبارتند از انجام حرکتهای عضلات بزرگ که در فعالیتهایی چون دویدن، کوهنوردی یا سوار شدن بر وسایل چرخ دار دیده می شود داشتن مهارتهایی در انجام اعمال عضلات کوچک که آن نیز دارای اهمیت است استفاده از قیچی و مدادرنگی در ایجاد بسیاری از مهارتهای لازم نوشتن و خواندن مؤثر است. داشتن مهارتهای بنیادی در اجرای حرکات و حفظ تعادل برای موفقیتهای علمی و رشد جسمانی اهمیت دارد.
کسب خودمختاری شخصی:
این هدف تا حد زیادی تمام هدفهای دیگری را که قبلاً بیان شدند شامل می شود کودک باید برای نیل به خودمختاری شخصی لیاقت خویش را افزایش دهد و به پرورش نوعی حس استقلال در عمل و گسترش مجموعه ای از ارزشها بپردازد و اعمال خود را براساس آنها بنا نهد. لیاقت در سالهای اول کودکی همان توانایی مراقبت از خود به حساب می آید حتی مهارتهایی چون پوشیدن و درآوردن لباس به رغم آنکه مهارتهایی ابتدایی هستند برای کودک دارای اهمیت می باشند بعدها توانایی نوشتن و خواندن و داشتن قضاوت منطقی لازمه های وجود لیاقت خواهند بود. هرقدر شایستگی کودک زیاد می شود به همان نسبت اعمال وی وابستگی کمتری به خواسته ها و تقاضاهای اطرافیان بزرگسالش پیدا می کند و این اعمال بیشتر تابع تصمیمات شخصی وی می شوند مجموعه ارزشهایی که در بروز رفتارهای مثبت در کودک مؤثرند از اهمیت خاصی برخوردارند ضمن آن که کودک همچنان بصورت عضوی سودمند از یک گروه اجتماعی، خواه کلاس خواه فرهنگ باقی می ماند نظام ارزش نهفته در باطن او سبب می شود تا وی اعمال مستقلتری را انجام دهد (همان منبع).
برنامه درسی مراکز پیش دبستانی:
کارکرد برنامه درسی مراکز پیش دبستانی یا به عبارت بهتر دوره پیش دبستانی بوسیله دو عامل اساسی تعیین می شود از یکسو میلیون ها کودک مدرسه رو در کشور وجود دارد کودکانی با پتانسیل بسیار زیادی برای زندگی در جامعه اما متفاوت از نظر توانایی و ظرفیت یادگیری از سویی دیگر در جامعه مسائل بیشماری وجود دارند و باید برای بهبود و غنی تر کردن زندگی انسانها کارهایی انجام می گردند لذا برنامه درسی دوره پیش دبستان شامل تجاربی است که کودکان از طریق آن به خودشکوفایی می رسند و در همان زمان یاد می گیرند در ساختن جامعه خوب کشور خوب وبرای بهتر زیستن همگان مشارکت کنند که در این میان توجه به برنامه ریزی محتوای درسی و آموزش در مراکز قبل از دبستان ضروری است.
موارد مهم در برنامه ریزی محتوای آموزش در مراکز پیش دبستان:

 

 

    1. توجه به انرژی و وقت: همانطور که می دانید این کودکان پرجنب و جوش و به ظاهر پرانرژی زمانی که در یک جامعه محدودباشند و بخواهند به سخنان مربی گوش فرا دهند یا به فعالیت جدی (نه بازی) بپردازند حوصله شان کم می شود علاوه بر آن مدت زمانی که کودکان می توانند با تمام وجود و با بهره گرفتن از همه حواس با مربی باشند بسیار محدود است و تنها می توانند به طور مستمر بین ۱۰ الی ۱۵ دقیقه به گفته ها و فعالیتهای هدایت شده مربی توجه داشته به فعالیت بپردازند بنابراین در برنامه ریزی باید به انرژی و مدت زمان توجه کودکان از سویی و شرایط زمانی و مدت زمان آموزش از سوی دیگر توجه داشته باشیم.

 

    1. توجه به نیازمندیهای فردی و گروهی: اصولاً نیازمندیهای کودک محدود و مشخص است و ما باید این نیازها را تشخیص دهیم و لذا برنامه ها در جهتی باید حرکت کند که این نیازها را برآورده سازد نه بیشتر، یعنی ما در حقیقت نمی خواهیم اطلاعات خود را به کودکان منتقل کنیم بلکه تنها می خواهیم در مورد پرسشهای آنان پاسخگو باشیم پس در برنامه ریزی باید به این تواناییها و نیازها توجه داشته باشیم بچه از حدود سه سالگی وقتی در کنار هم قرار می گیرند بعد اجتماعی شخصیتشان رشد می کند و دوست دارند با هم باشند و با همه بازی کنند درا ین شرایط برنامه ریز باید توجه داشته باشد که در برنامه هایشان فعالیتهایی را بگنجد که امکان فعالیتهای گروهی بیشتری را برای کودک فراهم کند شرایط زمانی و مکانی نکته مهم دیگری است که باید در برنامه ریزی در نظر برنامه ریز باشد ما نمی توانیم مفاهیم را بدون توجه به مکان و زمان برنامه ریزی کنیم زیرا کودکان توانایی ندارند که مطالب را بفهمند بدون آن که در آن زمینه تجربه ای داشته باشند مثلاً برای کودکان سواحل خلیج فارس صحبت از جنگلهای انبوه شمال و برفهای سنگین غرب تا حدودی بی معنی است.

 

  1. ایجاد محیط مناسب: محتوای برنامه باید به سوی این هدف یعنی فراهم آوردن محیطی مناسب گرایش داشته باشند برنامه و محتوای آموزش در قبل از دبستان باید با توجه به همه جنبه های جسمی، ذهنی، عاطفی، اجتماعی کودکان برنامه ریزی شود. ارائه محتوایی نامناسب حتی اگر کمتر از ظرفیت و توانایی کودکان طراحی شود بدون شک سبب خستگی خواهد شد و کار را به تکرار می کشاند و بی علاقگی و خستگی زودرس به دنبال خواهد داشت. بنابراین در این زمینه باید بسیار دقیق بود و محتوای برنامه را چنان پیش بینی کرد که با خصوصیات و توانایی های آن مقطع سنی هماهنگی داشته باشد (ندیمی، ۱۳۸۰).

 

جهت گیری هدفها در دوره پیش دبستانی:
اهداف یکی از مهمترین عناصر برنامه درسی هستند معمولاً آنچه از فراگیران انتظار می رود یاد بگیرند بصورت هدف بیان می شوند هدفهای اصلی و اساسی دوره پیش دبستان در ۵ گروه به شرح زیر بیان می شود:

 

 

    1. به رشد و شکوفایی کودک باید فارغ از هر گونه قید و بند و هدف گیری خاصی از جمله قید آماده شدن برای ورود به دبستان توجه نمود (کسب مهارت در خواندن، نوشتن، حساب کردن بصورت مقدماتی)دانشگاه ها و مؤسسات تحقیقاتی بیشتر در این جهت حرکت می کنند و سعی دارند راه ها و روش هایی پیدا کنند که استعدادها و توانایی های ذاتی کودک را آشکار و تقویت کند یعنی آنچه بالقوه وجود دارد به فعل درآورند در این هدف آنچه مد نظر است کودک است و توجهی به ضرورتهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی نمی شود یا بسیار کم به آنها پرداخته می شود.

 

    1. آماده شدن برای ورود به دبستان: وقتی چنین هدفی مد نظر باشد عملاً مرحله پیش از دبستان تابع برنامه ریزیها و هدف گیریهای دبستان می شود و تمام توجه و فعالیتها بر این امر متمرکز می گردد که از کودک دانش آموز موفق ساخته شود.

 

    1. پایه گذاری ارزشهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی در کودک در این هدف نظام اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و تربیتی جامعه تعیین کننده برنامه ها و فعالیتهاست.

 

    1. جایگزینی ما در همه اوقاتی که به نیروی کار او در جامعه نیاز است: جامعه به نیروی کار زنان و مادران در شهر و روستا در کارخانه و مزرعه در امور تولیدی و خدماتی نیاز دارد بنابراین لازم است به مادرانی که کودکان خردسال دارند کمک شود در اینجا منظور فقط نگهداری و پرستاری نیست بلکه می تواند بهترین جایگزین باشد یعنی توجه به همه جوانب پرورش جسمی، ذهنی، عاطفی.

 

  1. شکستن دور باطل فقر، بیسوادی، عقب ماندگی … (همان منبع)

 

اهداف آموزشی و پرورشی دوره پیش دبستانی
براساس طرح نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران ۱۳۶۷ و در جهت اهداف کلی نظام، اهداف دوره پیش دبستانی در سه سطح شناختی عاطفی، روانی، حرکتی از طرف کمیسیون پیش دبستانی و دبستان به شرح ذیل تعیین و اعلام شده است:
اهداف شناختی:

 

 

    1. پرورش عادات مفید در کودک

 

    1. پرورش توان کودک برای گفتن عقاید و احساسات خود بطور صحیح و روشن

 

    1. دادن اطلاعات بهداشتی و ایمنی

 

    1. دادن اطلاعات لازم در زمینه واجبات دینی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *