اضطراب مرگ

 

 

مرگ همیشه همراه انسان بوده و خواهد بود؛ از این رو که بخشی از زندگی اوست و پیوسته ذهن او را به خود مشغول کرده، و به دنبال پاسخی برای پرسش­هایی دربارۀ مرگ است. دین اسلام با تکیه بر زندگی جاودان اخروی، مرگ را با تعبیر های وجودی معرفی کرده و با تحلیل معقول پدیدۀ مرگ، نه تنها اثر منفی آن را زایل، بلکه می­کوشد در آن جذابیت نیز ایجاد کند؛ اما با وجود این، واکنش بیشتر افراد به آن مثبت نبوده است، بشر بدین دلیل که نمی­تواند بر مرگ چیره شود، به فکر می­افتد که به آن نیاندیشند تا شادکام شود،  برخی نیز اندیشیدن دربارۀ مرگ را علت اصلی ترس از آن می­دانند؛  بنابراین،  هرگونه اندیشه، مطالعه و صحبت دربارۀ مرگ را به حداقل می­رسانند؛ اما،  در واقع انکار مرگ افزون بر اینکه نتوانسته است جلوی احساس­های منفی مرگ را بگیرد، آثار منفی نیز به جای گذاشته است؛ چرا که،  عقب راندن مرگ از شمار مسائل زندگی، مداومت در تجاهل به جنبه­ های واقعی آن است و این خود رنج و ترس همراه با واقعیات را تشدید می کند. هر چه انسان از مرگ بیشتر بترسد، کمتر آن را می شناسد و هر چه کمتر دربارۀ آن بپرسد، بیشتر می­ترسد،           بی­اعتنایی به مرگ آرامشی برای زیستن ایجاد نمی­کند؛ بلکه فرد را در وضعیت ناراحتی، که بین بی تشویشی و اغتشاش نوسان دارد قرار می­دهد؛  پس باید گفت مسئله انسان، شکل­ گیری فراموشی دربارۀ مرگ نیست،  بلکه آن را هشیارانه در خدمت زندگی در آوردن است (منصور، ۱۳۸۸) . فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.
اضطراب نیز یکی از عمده مسائل و مشکلاتی است که در بین افراد به وفور دیده می شود. اضطراب،  واکنشی است در برابر خطری نامعلوم، مبهم و منشأ آن،  ناخودآگاه و غیر قابل مهار است که عوامل متعددی آن را ایجاد می کنند. در این میان، انواع خاصی از اضطراب، بر اساس منشأ آن، شناخته و نامگذاری شده ­اند که اضطراب مرگ یکی از مهمترین آنهاست. اضطراب مرگ مفهومی چند بعدی دارد و اغلب به عنوان ترس از مردن خود و دیگران تعریف  می شود. اضطراب مرگ،  شامل پیش بینی مرگ خود و ترس از فرآیند مرگ و مردن در مورد افراد مهم زندگی است (گری[۱]، ۲۰۰۲). این اضطراب نوعی از اضطراب است که انسان­های زنده آن را تجربه می­ کنند و می ­تواند سلامتی وجودی فردی و مخصوصاً کارکرد سلامت روانی را تحت تأثیر قرار دهد.

 

اگر چه مرگ یک واقعیت بیولوژیکی و روان­شناختی می­باشد؛ اما،  اندیشیدن به مرگ ترسناک بوده و اغلب مردم ترجیح می­ دهند به آن فکر نکنند. از آنجایی که مرگ هرگز تجربه نشده، همه به نوعی در مورد آن دچار اضطراب هستند، ولی هرکس بنا بر عوامل معینی درجات مختلفی از اضطراب مرگ را تجربه می­ کند؛  بنابراین ، اضطراب مرگ به عنوان یک ترس غیر­عادی و بزرگ از مرگ،  همراه با احساساتی از وحشت از مرگ یا دلهره هنگام فکر به فرآیند مردن یا چیزهایی که پس از مرگ رخ می­ دهند، تعریف می­شود (رایس، ۲۰۰۹).
این نوع  از اضطراب، احساسی از نداشتن زندگی خوشایند در زندگی می­باشد و فردی که از این اضطراب رنج می­برد، زندگی برای او لذت بخش نبوده و احساس بی­معنی بودن می­ کند (فروم[۲]، ۱۹۷۶ به نقل از علی اکبری دهکردی، ۱۳۹۰).

شدت این اضطراب گاهی تا حدی فلج کننده می­شود که شخص هر لحظه­ که می­گذرد، از این موضوع که به مرگ نزدیک­تر می­شود، نگرانی اش بیشتر می­شود ؛ حتی دیدن یک فیلم قدیمی که بازیگران آن مرده­­اند، تا چند روز  او را  مضطرب می­ کند (یالوم[۳]، ۲۰۰۸) .

اضطراب مرگ صرفاً یک اضطراب دور دست نیست که در پایان راه به انتظار ما نشسته باشد، اضطراب نهفته­ای است که به نهانگاه­های احساس رخنه می­ کند تا جایی که گویی طعم مرگ را در همه چیز می­چشیم. در اواخر بزرگسالی، سالخوردگان به مرگ اندیشند و درباره آن صحبت می­ کنند، آن­ها از تغییرات جسمانی، میزان بالای بیماری و معلولیت و از دست دادن خویشاوندان و دوستان، شواهد بیشتری برای مرگ به دست می­آورند، با توجه به اینکه، تجربه کردن مقداری اضطراب درباره مرگ طبیعی است؛ اما، مانند سایر ترس­ها،  چنان چه این اضطراب خیلی شدید باشد سازگاری کارآمد را تضعیف می­ کند (برک، ۲۰۰۱؛ ترجه سید محمدی، ۱۳۸۷).

اضطراب مرگ می تواند نگرش منفی در مورد پیری را افزایش دهد و حتی منجر به اضطراب و ترس از پیری شود. نتایج تحقیقات نشان دادند که این اضطراب با نگرانی، ناراحتی، احساس عدم امنیت و تنش همراه است (عبدالخالق[۴]، ۲۰۰۵؛ لتو و استین ۲۰۰۹)، که می ­تواند موجب اختلال در عملکرد فرد شود.

 

 

۴-۲- تعاریف اضطراب مرگ

 

  • اضطراب مرگ اصطلاحی است که برای تصور کردن و برداشتی که از آگاهی از مرگ حاصل می­شود به کار می­رود (عبدالخالق، ۲۰۰۵ ) .
  • اضطراب مرگ به طور معمول اضطرابی است که فرد در پیش بینی حالتی است که وجود ندارد تجربه    می­ کند (تامر، السیون و ونگ[۵]، ۲۰۰۸ ).
  • اضطراب مرگ به عنوان یک ترس غیر عادی و بزرگ از مرگ که همراه با احساساتی؛ همچون، وحشت از مرگ یا دلهره به هنگام فکر کردن به فرآیند  مردن یا چیزهایی که پس از مردن رخ  می­دهد، تعریف می­شود (رایس، ۲۰۰۹) .
  • ریچاردسون، برمن و پیوارسکی[۶](۱۹۸۰)، اضطراب مرگ را به عنوان احساسی منفی که یک فرد درباره مرگ و مردن تجربه می کند، تعریف می­ کنند (ون[۷]، ۲۰۱۰) .
  • راهنمای طبقه بندی نتایج پرستاری،اضطراب مرگ را  احساس مبهم و مضطربانه­ای از ترس و یا     ناراحتی­های ایجاد شده، توسط ادراکات از یک تهدید واقعی و یا خیالی نسبت به هستی فرد، تعریف می­ کند (مورهد و همکاران[۸]، ۲۰۰۸).
  • یالوم (۱۹۸۰، به نقل از لتو و استین، ۲۰۰۹)،اضطراب و ترس در مورد مرگ را مترادف می­داند، و اضطراب مرگ را به این صورت تعریف می­ کند:  اضطراب مرگ، ترس از مرگ است که در ناخودآگاه جای دارد، ترسی است که در اوایل زندگی و قبل از رشد تصور دقیق،  شکل گرفته، ترسی است وحشتناک و نیمه تمام، که در خارج از زمان و تصور وجود دارد.

بر اساس دیدگاه های بالا  اضطراب مرگ سازه­ای چند بعدی است که با ترس و اضطرابی که با پیش بینی و آگاهی از واقعیت مرگ و مردن است، در انسان روی می­دهد و شامل عنصر احساسی، شناختی و انگیزشی است که با توجه به مراحل رشد و رخداد­های فرهنگی اجتماعی زندگی، متفاوت است ( کریمی وکیل، ۱۳۹۱).

  1. ۱٫ Gire, J.
  2. ۱٫ Fromm, E.S.
  3. ۲٫ Yalom, I.D.
  4. ۳٫ Abdel-Khalek, A. M.
  5. ۱٫ Tomer, A. Eliason, G & Wong, P.
  6. ۲٫ Richardson, V. Berman, S.J &  Piwowarski, M.
  7. ۳٫ Wen, Y.
  8. ۴٫ Moorhead, S. Johnson, M. Mass, M .L & Swanson, E.