احساس مسئولیت و برنامه‌ریزی

اما با توجه به این نتایج آزمودنی‌های گروه شغلی معلمان در بعد پاداش وابستگی نمرات بیشتری نسبت به گروه شغلی پرستاران داشتند.
Widget not in any sidebars

مردان در گروه پرستاران دارای نمرات بیشتری نسبت به مردان در گروه معلمان بودند.
زنان در گروه معلمان دارای نمرات بیشتری نسبت به زنان در گروه پرستاران بودند.
از آنجایی که تفاوت‌های فردی در تداوم پاسخ پس از قطع پاداش را پاداش‌وابستگی می‌نامند می‌توان به عنوان یک تبیین چنین مطرح نمود که در محیط شغلی معلمان، ارتباط، رویارویی و برخورد، روند یادگیری و پیشرفت درسی و حتی گاهاً آموزش‌های رفتاری به دانش‌آموزان مشخص و نسبتاً ثابت در طی یک سال تحصیلی صورت می‌گیرد. ثابت بودن این اشخاص در طی زمانی مشخص و نسبتاً دراز مدت را می‌توان یکی علل بالاتر بودن نمرات بعد پاداش وابستگی در گروه شغلی معلمان نسبت به پرستاران عنوان نمود، البته همانطور که عنوان گردیده بازهم نتایج در مردان و زنان هر دو گروه شغلی متفاوت بوده با این همه با توجه به زمان کوتاه‌تر مواجهه و برخورد پرستاران با بیماران و قطع این ارتباط پس ز طی دوره درمان و حتی طی مدت زمان درمان به دلیل تغییر شیفت‌های کاری و ساعات کمتر رو در رویی پرستارـ بیمار می‌توان این تفاوت جزئی در کسب نمرات بالاتر گروه شغلی معلمان را به این مسئله نسبت داد.
با توجه به نتایج جدول 7ـ4 بخش مربوط به بعد پشتکار که مرتبط به فرضیه چهارم پژوهش بود دریافتیم که بین گروه‌های شغلی پرستاران و معلمان در بعد پشتکار از لحاظ آماری تفاوت معنادار نمی‌باشد.
اما با توجه به این نتایج آزمودنی‌های گروه شغلی پرستاران در بعد پشتکار نمرات بیشتری نسبت به گروه شغلی معلمان داشتند.
مردان و زنان در گروه پرستاران دارای نمرات بیشتری نسبت به مردان و زنان در گروه معلمان بودند.
با توجه به این که بعد پشتکار جزء ویژگی‌های سرشت می‌باشد می‌توان چنین تبیین نمود که روند قبولی و ورود به دانشگاه در رشته پرستاری، سال‌های تحصیل، سختی کار و تداخل شغل و زندگی در کنار تفاوت ساعات کاری پرستاران و شیفت‌های کاری مستلزم وجود پشتکار و پایداری در افرادی است که به شغل پرستاری روی آورده‌اند بنابراین به دلیل سرشتی بودن این بعد افرادی با ویژگی‌های خاصی به این شغل وارد گردیده و یا قادر به ادامه و ماندگاری در شغل خود گردیده‌اند.
با توجه به نتایج جدول 7ـ4 بخش مربوط به بعد خودراهبری، مرتبط به فرضیه پنجم پژوهش دریافتیم بین گروه‌های شغلی پرستاران و معلمان در بعد خودراهبری از لحاظ آماری تفاوت معنادار نمی‌باشد.
اما با توجه به این نتایج آزمودنی‌های گروه شغلی معلمان در بعد خودراهبری نمرات بیشتری نسبت به گروه شغلی پرستاران داشتند.
مردان در گروه پرستاران دارای نمرات بیشتری نسبت به مردان در گروه معلمان بودند.
زنان در گروه معلمان دارای نمرات بیشتری نسبت به زنان در گروه پرستاران بودند.
با توجه به این که بعد خودراهبری جزء ویژگی‌های منش می‌باشد به دلیل جایگاه و موقعیت اجتماعی و فرهنگی که شغل معلمی در کشور دارد معلمان از احترام، عزت و تأثیر‌بخشی برخوردار بوده و بنابراین با وجود این که این تفاوت میان دو شغل به لحاظ آماری معنادار نبوده لیکن از نمرات بالاتری برخوردار گردیده‌اند. اما چنانچه می‌بینیم مردان در گروه معلمان نسبت به مردان در گروه پرستاران نمرات کمتری کسب نمودند و این مسئله را می‌توان با توجه به میزان حقوق و درآمد معلمان و حتی نوع نگرش افراد جامعه به این که شغل معلمی، شغل مناسب‌تر برای زنان و تأثیر پایین بودن دستمزد و درآمد جهت تأمین رفاه و زندگی برای معلمان مرد نسبت داد.
با توجه به نتایج جدول 7ـ4 بخش مربوط به بعد همکاری که مرتبط با فرضیه ششم پژوهش بود دریافتیم بین گروه‌های شغلی پرستاران و معلمان در بعد همکاری از لحاظ آماری تفاوت معنادار نمی‌باشد.
اما با توجه به این نتایج آزمودنی‌های گروه شغلی معلمان در بعد همکاری نمرات بیشتری نسبت به گروه شغلی پرستاران داشتند.
مردان در گروه پرستاران دارای نمرات بیشتری نسبت به مردان در گروه معلمان بودند.
زنان در گروه معلمان دارای نمرات بیشتری نسبت به زنان در گروه پرستاران بودند.
بعد همکاری بر پایه‌ی پنداشت از خویشتن به عنوان بخشی از جهان انسانی و جامعه قرار دارد که از آن حس اجتماعی، رحم و شفقت، وجدان و تمایل به انجام امور خیریه مشتق می‌شود و افراد با همکاری بالا همدل، مهربان و حمایت کننده شناخته می‌شوند. در راستای تبیین این مطلب می‌توان به جایگاه و پیشینه‌های ماندگار در ذهن و خاطرات افراد نسبت به معلم و پشتوانه‌های دینی و مذهبی در این رابطه اشاره نمود و این موارد می‌تواند بر روی افراد شاغل در این شغل تأثیر خود را گذاشته باشد.
از سوی دیگر احساس مسئولیتی که پرستاران به دلیل ارتباط این حرفه با سلامت و جان بیماران بر دوش خود احساس می‌کنند و نظمی که در راستای درمان لازم است، برنامه‌ریزی و تقسیم و تفکیک مسئولیت بیشتری را می‌طلبد و خستگی و ساعات کار مزید بر علت است و این‌ها می‌توانند دلایلی برای تفاوت جزئی نمرات همکاری در دو گروه باشد.
با توجه به نتایج جدول 7ـ4 بخش مربوط به بعد خودفراروی مرتبط به فرضیه هفتم پژوهش، دریافتیم بین گروه‌های شغلی پرستاران و معلمان در بعد خودفراروی از لحاظ آماری تفاوت معنادار نمی‌باشد.
اما با توجه به این نتایج آزمودنی‌های گروه شغلی معلمان در بعد خودفراروی نمرات بیشتری نسبت به گروه شغلی پرستاران داشتند.
مردان و زنان در گروه معلمان دارای نمرات بیشتری نسبت به مردان و زنان در گروه پرستاران بودند.