علمی : تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ۱۷

در تقسیم بندی دیگر روش های قیمت گذاری را می توان به دو صورت روش های مستقیم و غیرمستقیم نام گذاری کرد. از روش های غیر مستقیم می توان به روش قیمت گذاری کیفی (روش هدانیک[۲۹]) و از روش های مستقیم می توان به روش های مربوط به تابع تولید یا تابع هزینه اشاره کرد.
۲-۷-۲-۱- روش قیمت گذاری هدانیک
روش قیمت گذاری هدانیک از قیمت یک کالا برای ارزش گذاری ویژگی های آن کالا، که در بازار به شکل رسمی معامله نمی شود، استفاده می کند. این تکنیک برای برآورد ارزش مکان های تفریحی و گردش گری، کیفیت آب و هوا و مانند آن ها استفاده می شود (باتیسک[۳۰]، ۲۰۰۷). این روش بر پایه ی ارتباط میان قیمت مشاهده شده ی کالاهای مختلف و تعدادی از ویژگی های و صفات مرتبط با این کالاهای تولید شده پایه ریزی شده است. این مدل بیان می کند که می توان کالا را بر اساس مطلوبیت حاصل از ویژگی هایش قیمت گذاری نمود. ضرایب هدانیک، قیمت های ضمنی ویژگی های کالا است. به تعبیر دیگر این قیمت ها میزان اهمیت ویژگی های موجود در کالاها را نشان می دهد.
مدل هدانیک برای قیمت، از تئوری مصرف لانکستر[۳۱] در سال ۱۹۶۶ و رزن[۳۲] در سال ۱۹۷۴ به دست آمده است و نشان می دهد که یک کالا مجموعه ای از تعداد زیاد ویژگی های مختلف است که این ویژگی ها، در ترکیب با هم، بر مطلوبیت مصرف کننده تاثیر گذار است (چین[۳۳]، ۲۰۰۳). حال اگر دو کالا ویژگی های یکسانی داشته باشند، قیمت های یکسانی نیز خواهند داشت. اگر مقدار یکی از ویژگی ها، در یکی از این کالا افزایش یابد قیمت پرداختی هم برای این کالا افزایش می یابد.
حال به دلیل محدودیت هایی که در تعیین ارزش بازاری کالاهایی مثل زمین و آب وجود دارد، از روش هدانیک برای تعیین ارزش زمین های کشاورزی آبی و دیم استفاده می شود تا بتوانیم به شکل نامستقیم قیمت آب را از قیمت زمین استخراج کنیم. این روش بیان می کند که دست کم قیمتی که فروشنده (عرضه کننده) حاضر است در قبال فروش یا اجاره زمین و آب خود دریافت کند چقدر است.
۲-۷-۲-۲- روش مستقیم
استفاده از روش تابع تولید یا تابع هزینه نیز در این دستهبندی قرار میگیرد. در این روش ابتدا به حداکثر سازی تابع سود با توجه به قید هزینه و یا حداقل سازی تابع هزینه با توجه به قید تابع تولید پرداخته می شود تا تابع تقاضای نهاده استخراج شود سپس با توجه به تابع تقاضای نهاده و معیار ارزش تولید نهایی نهاده ارزش اقتصادی نهاده تعیین می شود. روش مستقیم برای قیمت گذاری آب همان روش پارامتری است که در بالا به تفصیل توضیح داده شده است.
۲-۷-۳- روش های تجربی قیمت گذاری آب در ایران
یکی از چالش های مهم در مدیریت منابع آب کشاورزی نحوه تعیین و دریافت آب بها از مصرف کنندگان (بهره برداران و تولید کنندگان محصولات کشاورزی) می باشد. شیوه های مختلفی برای این کار وجود دارد که بسته به شرایط و محدودیت های هر منطقه، روش های آبیاری و ابزار و تاسیسات کنترل کننده و اندازه گیری مقدار آب تحویلی از آن ها استفاده می شود. در این قسمت به تشریح برخی از معمول ترین این شیوه ها که در مناطق مختلف مورد استفاده قرار گرفته و در تحقیقات و مطالعات مربوط به قیمت گذاری آب چه در داخل کشور و چه در خارج به آن ها اشاره شده است، پرداخته می شود. شیوه های اخذ آب بها در دو روش کلی حجمی و غیر حجمی تقسیم بندی می شوند.
۲-۷-۳-۱- روش های حجمی
۲-۷-۳-۱-۱- روش حجمی تک نرخی
در این روش اخذ آب بها در قبال تحویل حجمی آب صورت می گیرد. برای اعمال این روش می بایستی حجم آب مصرف شده توسط کشاورز برآورد گردد. این کار نیز نیازمند به کار گیری امکانات و تجهیزات اندازه گیری دقیق حجم آب و محاسبه ی دقیق هزینه های تولید و انتقال آب می باشد. در این حالت نیاز به یک مرکز قوی کنترل کننده وجود دارد که مقادیر تحویلی و مصرف شده را کنترل کند و بر اساس آن آب بها را دریافت کند. در کشور ما سازمان آب نقش این مرکز را ایفا می کند. هر چند این روش مناسب ترین روش اخذ آب بها می باشد ولیکن هزینه ی بسیار زیاد نصب دستگاه های اندازه گیری و امکان تخریب و دستکاری در آن ها به خصوص در شبکه های روباز از مشکلات اجرای این روش می باشد. البته در مناطقی که نیروی انسانی فراوان و ارزان است، می توان از دستگاه های ساده تر که نیاز به قرائت مستمر دارد، استفاده کرد و با استخدام یک نفر برای هر چند تا دستگاه مشکل را تا حدی برطرف ساخت. ایجاد تشکل های محلی و کارامد آب بران و سپردن این مسئولیت به آنان از راهکارهای نوین و مناسب در این زمینه محسوب می شود.
در این روش اگر جریان آب به دلایلی ثابت باشد با اندازه گیری زمان جربان آب می توان حجم آب مصرف شده را تعیین کرد. در این حالت اطلاعات کمتری مورد نیاز است و می تواند در پروژه های آبیاری کوچک با تعداد استفاده کنندگان کمتر هر روز مورد استفاده قرار گیرد. اگر حجم آب تحویلی از طریق منبع آب هر ساعت رو به کاهش باشد، آن گاه قیمت موثر هر واحد آب به طور نسبی افزایش می یابد. مثال هایی از این نوع روش دریافت را می توان در ماهاراشترا[۳۴] (هندوستان)، مراکش، اسپانیا و کلمبیا نام برد (استر و همکاران، ۱۹۹۷).
۲-۷-۳-۱-۲- روش حجمی دو نرخی[۳۵] (چند نرخی)
تقاضا برای آب در تمام فصول سال یکسان نیست. از این رو تعیین قیمت یکنواخت برای تمام فصول منطق اقتصادی ندارد. در این گونه موارد روش حجمی دو نرخی به جای روش یک نرخی به کار می رود. در روش چند نرخی، نرخ های آب در مواقعی که حجم آب کشاورزی مصرف شده از یک آستانه تجاوز نماید، تغییر می کند. در این روش علاوه بر اخذ آب بها آب بر اساس حجم مصرف شده و به منظور پوشش هزینه های ثابت سرمایه گذاری در بلند مدت مبلغ ثابتی نیز سالانه از هر بهره بردار به صورت حق اشتراک[۳۶] دریافت می شود (لوفنت و تیلور، ۱۹۹۴). در کشورهای ترکیه . اسپانیا این روش قیمت گذاری آب مورد استفاده می باشد (محمدی نژاد، ۱۳۸۰).
۲-۷-۳-۲- روش های دریافت غیر حجمی
در مواردی که دریافت آب بها بر اساس روش های حجمی با مشکل مواجه است از روش های غیر حجمی[۳۷] برای این کار بهره می گیرند. مجموعه ای از روش های دریافت آب بها در این گروه قرار دارند که شامل موارد ذیل می باشد: دریافت آب بها بر حسب درصدی از محصول تولیدی[۳۸]، دریافت بر اساس سطح زیر کشت[۳۹]، دریافت بر حسب مصرف سایر نهاده ها و دریافت بر اساس حق مرغوبیت اشاره کرد.
۲-۷-۳-۲-۱- اخذ آب بها بر اساس مقدار تولید
در این روش آب بهای آب به صورت کالایی (محصول تولید شده) به دو شکل ثابت یا درصدی تعیین و دریافت می شود:
کشاورزان ملزم به پرداخت مقدار ثابتی از تولید در واحد سطح می باشند. مثلا کشاورزان متعهد می شوند ۱۰ کیلوگرم شلتوک به ازای هر هکتار سطح زیر کشت برنج که از آب استفاده می کنند پرداخت نمایند.
کشاورزان ملزم به پرداخت درصدی از کل محصول تولیدی می باشند. مثلا ۶درصد از کل تولید شلتوک را در مقابل مصرف آب در تولید برنج می پردازند.
دریافت آب بها بر اساس روش اول می تواند موجب دقت بیشتر در مصرف بهینه ی آب و سایر نهاده ها شود، زیرا اگر به دلیل سوء مدیریت و کم توجهی در مصرف مناسب نهاده ها و از جمله آب تولید کاهش یابد، کشاورز همچنان موظف به تحویل مقدار معین محصول به عنوان بهای آب خواهد بود و از این بابت هزینه ی مضاعفی را تحمل خواهد کرد. برعکس، اگر تلاش کند با اعمال مدیریت بهتر تولید را افزایش دهد، در واقع سهم هزینه ی آب از قیمت تمام شده کاسته و سود خود را افزایش خواهد داد. به علاوه، در این حالت کشاورز از مصرف آب در تولید محصولاتی که خطر کاهش تولید آن ها به دلایل غیر مدیریتی از جمله مناسب نبودن شرایط آب و هوایی و در نتیجه مناسب نبودن محصول برای کشت در آن مکان وجود دارد خودداری خواهر کرد که این امر موجب مصرف بهینه آب با هدایت غیر مستقیم الگوی کشت به سمت الگوی مناسب خواهد شد. علاوه بر این، در استفاده از این روش نیازی نیست که همه ساله برآوردی از میزان تولید کشاورزان صورت گیرد تا بر اساس آن سهمیه فروشنده آب مشخص گردد. لذا، از این بابت هم هزینه کمتری بر عرضه کننده آب تحمیل می شود. بنابراین از دیدگاه مدیریت منابع آب و از جهت هزینه جمع آوری اطلاعات این روش، یک شیوه ی کارآمدتری محسوب می شود. به علاوه، در این روش خطر مخاطرات اخلاقی[۴۰] که در اغلب قراردادهای دو جانبه به وقوع می پیوندد با تعیین مقدار ثابت از محصول به عنوان آب بها از بین می رود.
در حالی که روش اول دارای مزایایی از دیدگاه مدیریت منابع آب است، لیکن استفاده از روش دریافت آب بها به صورت درصدی از کل محصول (روش دوم) برای تولید کنندگان مناسب تر است. زیرا، در این روش در سال هایی که میزان تولید کمتر است کشاورزان هم بهای کمتری پرداخت می کنند و بر عکس ، در سال هایی که تولید زیاد است، هزینه ی بیشتری در قالب تحویل محصول بیشتر را نیز می پردازند. بدین ترتیب مبلغ آب بها بر حسب مقدار تولید تعدیل شده و از این بابت فشاری بر کشاورزان وارد نمی شود و فروشنده آب هم در افزایش و کاهش تولید سهیم می گردد. علاوه بر این، این شیوه زمینه را برای تعیین آب بها بر مبنای ارزش تولید نهایی در مصرف هر یک از محصولات فراهم می نماید. به عبارت دیگر، با توجه به این که ارزش آب بر حسب درصدی از مقدار محصول تولید شده و به تفکیک هر محصول محاسبه می شود لذا، چنان چه در تعیین درصد محصول به عنوان آب بها، ارزش تولید نهایی آب مبنا قرار گیرد این روش بر اصول اقتصادی تعیین بهای آب نیز منطبق خواهد بود. اشکال این روش این است که کشاورز بهای مضاعفی برای سوء مدیریت خود در مصرف‌آب و سایر نهاده ها نمی پردازد. علاوه بر این، همه ساله می بایست برآوردی از میزان تولید کشاورزان صورت گیرد تا سهم عرضه کننده آب معلوم شود. در همین جاست که خطر بروز مخاطرات اخلاقی نیز وجود دارد. البته یک اشکال کلی در هر دو مورد وجود دارد و آن اینست که چون به طور مستقیم و روشن قیمتی برای هر مترمکعب آب تعیین نمی شود که علامتی برای کشاورز در میزان مصرف آب باشد، ممکن است آب کشاورزی جایگزین مصرف سایر نهاده های تولیدی شده و به تخصیص غیر بهینه آن منجر شود.
به طور کلی، روش اخذ آب بها بر اساس مقدار تولید در مناطقی که اندازه گیری حجم آب مصرفی غیر ممکن و یا پرهزینه است، روشی مناسب است. البته با توجه به توضیحاتی که گذشت، برای استفاده از این روش داشتن اطلاعات درست در مورد محصولاتی که از آب استفاده می کنند ضروری است. به علاوه، همه ساله می بایست سهم فروشنده آب از محصول تولیدی جمع آوری شود که کاری هزینه بر می باشد. در مواردی که تعدد محصولات کشت شده در منطقه تحت پوشش منبع آب است و اطلاعات مربوط به محصول برداشت شده به راحتی قابل دسترس است استفاده از این روش مناسب است و موجب صرفه جویی در هزینه های مبادله[۴۱] می شود.
۲-۷-۳-۲-۲- اخذ آب بها بر اساس سطح زیر کشت
در این روش کشاورزان مبلغ ثابتی را برای هر هکتار زمین زیر کشت، به ازای حجم مشخص آب تحویلی توسط سازمان توزیع کننده آب می پردازند. به عبارت دیگر ارزش آب مصرفی بر حسب سطح زیر کشت معادل سازی می شود و مطابق آن کشاورزان آب بها را بر حسب سطح زیر کشت می پردازند. در این مورد حقابه های دریافتی با توجه به نوع محصول آبی کشت شده، روش آبیاری، فصل رشد گیاه و عوامل دیگر تعیین می شود. این روش با در اختیار داشتن اطلاعات مربوط به اندازه ی مزرعه و سطح زیر کشت هر محصول (در حالت تفاوت در حقابه های محصولات مختلف) به سهولت و با هزینه ی کم و بدون نیاز به اندازه گیری حجم مصرفی قابل اجرا است و سازمان توزیع کننده آب می تواند با اعمال حقابه های متفاوت برای محصولات مختلف، کشاورزان را به تغییر الگوی کشت به سوی کشت محصولات معین (مثلاً مقاوم در برابر خشکی) و ایجاد انگیزه لازم برای کشت محصولات به صورت دیم در صورت امکان پذیر بودن آن و در نتیجه کاهش تقاضا برای آب کشاورزی ترغیب نماید.
در این روش چون هزینه ی ثابتی بر اساس سطح زیر کشت اخذ می شود، لذا ممکن است توجهی به میزان آب مصرفی نشده و در نتیجه موجبات تلفات زیاد آب و کاهش بازدهی آبیاری شود.
۲-۷-۳-۲-۳- قیمت گذاری بر اساس حق مرغوبیت[۴۲]
این روش یک رهیافت کیفی در قیمت گذاری آب آبیاری می باشد. در این روش برآوردی از ارزش ضمنی آب آبیاری بر اساس افزایش ارزش زمین به خاطر وجود آب به دست می آید و معادل آن به عنوان ارزش آب یا آب بها منظور می گردد. در این روش تفاوت ارزش و یا اجاره زمین آبی با زمین دیم در یک منطقه به عنوان برآوردی از ارزش آب که در قیمت و یا اجاره زمین تاثیر می گذارد، به حساب می آید. با تقسیم اختلاف ارزش فوق بر مقدار آب (حق آبه) زمین آبی تقریبی از ارزش هر واحد آب به دست می آید.
از بررسی شیوه های مختلف اخذ آب بها چنین بر می آید که هر کدام از این روش ها در شرایط خاصی قابل استفاده هستند. از میان روش های یاد شده در مواقعی که تاسیسات و امکانات اندازه گیری حجم آب وجود داشته باشد روش تحویل حجمی مناسب تر از بقیه خواهد بود. زیرا در این روش کشاورزان آب تحویلی را بر اساس اولویت به بهترین و با ارزش ترین مورد مصرف آن تخصیص می دهند. بدین ترتیب آب بر اساس بیشترین بازدهی در میان فعالیت های مختلف تخصیص می یابد. کاربرد این روش در شبکه های آبیاری مدرن از جمله شبکه آبیاری مورد مطالعه حاضر که تجهیزات اندازه گیری حجم آب تحویلی وجود دارد، امکان پذیر است. اما در مواقعی که امکان اندازه گیری حجم آب مصرفی وجود ندارد روش اخذ آب بها بر اساس درصدی از محصول تولید شده به شرط آن که ارزش تولید نهایی آب مبنای تعیین درصد محصول به عنوان آب بها باشد و به سهولت دسترسی به اطلاعات تولیدی کشاورزان امکان پذیر باشد مناسب تر می باشد. در این حالت، در صورت نوسان قیمت محصولات میزان آب بها نیز به نسبت قیمت محصول تعدیل می شود. بنابراین، در مواقعی که قیمت گذاری آب بر اساس نوع محصول مورد نظر باشد و همچنین در زمانی که قیمت محصولات نوسان زیادی داشته باشند اخذ آب بها بر حسب درصدی از محصول مناسب تر از بقیه روش های غیر حجمی خواهد بود. از نظر سهولت در دریافت آب ها، روش دریافت بر اساس سطح زیر کشت به صورت ثابت مناسب تر از سایر روش های ذکر شده می باشد.
۲-۸- مبانی نظری تقاضا برای نهاده آب
متقاضیان آب در بخش کشاورزی تولید کنندگان محصولات در این بخش اند که آب را به عنوان یک نهاده در کنار سایر نهاده ها برای تولید محصولات به کار می گیرند. از این رو تقاضای کشاورزان برای آب از تقاضا برای محصولات تولیدی مربوطه سرچشمه می گیرد و میزان آن تحت تاثیر قیمت کالا و تکنولوژی تولید محصول تعیین می شود. به همین دلیل ادبیات اقتصادی تقاضا برای آب و به طور کلی تقاضا برای نهاده های تولید را تقاضای مشتق شده می نامند.
فرض کنید یک واحد تولیدی مثلا یک مزرعه مقدار Y کیلوگرم محصول را با به کار گیری یک مجموعه از نهاده های x() و از جمله نهاده آب تولید می کند و فرض کنید برای این واحد تولیدی تکنولوژی تولید در قالب یک تابع تولید به شرح زیر نمایش داده شود:

(۲-۱۷)
دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

دسترسی به منابع مقالات : تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ۱۶

در روابط فوق، و به ترتیب مقدار بهینه مصرف نهاده متغیر و قیمت آن نهاده می باشد. و به ترتیب تابع عرضه محصول و قیمت آن می باشد و ارزش اقتصادی نهاده شبه ثابت (آب) می باشد. بنابراین، با مشخص کردن تابع سود برای هر یک از محصولات مورد نظر و برآورد آن می توان قیمت اقتصادی آب را از رابطه بالا محاسبه نمود.
۲-۷-۱-۲-۳- برآورد ارزش اقتصادی آب با استفاده از تابع هزینه مقید
ثابت بودن بعضی نهاده های تولیدی در کوتاه مدت موجب می شود امکان مصرف آن ها در سطح بهینه بدون تحمل هزینه اضافی وجود نداشته باشد. در این حالت تولید کنندگان با یک محدودیت مهم در تصمیمات مربوط به حداقل ساختن هزینه تولید در کوتاه مدت مواجه می گردند.
این مساله با استفاده از شکل (۲-۱) نشان داده شده است. این شکل ایده زیر بنایی تعیین ارزش اقتصادی یک نهاده شبه ثابت را از تابع هزینه مقید نشان می دهد.

شکل ۲-۱- تاثیر تغییر در قید مقدار نهاده شبه ثابت بر کاهش هزینه.

در شکل (۲-۱) منحنی هم مقدار تولید مکان هندسی نقاط حداکثر تولید را در ترکیبات مختلف مصرف نهاده متغیر X و نهاده شبه ثابت Z نشان می دهد. مطابق این نمودار اگر مقدار مصرف نهاده شبه ثابت اولیه در دسترس Z1 باشد تولید کننده در نقطه A بر روی منحنی همسان تولید کرده و به اندازه Xواحد نهاده متغیر مصرف می نماید. اگر نقطه A نقطه بهینه تولید با توجه به تکنولوژی موجود و محدودیت بودجه (اعتبار) باشد مقادیر OX1 و OZ1 مقادیر بهینه مصرف خواهند بود و هزینه تولید در نقطه A حداقل خواهد شد. لیکن به جای A نقطه B مقدار بهینه تولید و در نتیجه نقطه ترکیب نهاده ها برای حداقل هزینه باشد و محدودیت مقدار Z در حد Z1 مانع از دستیابی به نقطه B شود آن گاه با افزایش Z از Z1 به Z2 انتظار می رود هزینه تولید کاهش یابد. به عبارت دیگر، حرکت از نقطه غیر بهینه A به نقطه بهینه B در پی رها سازی محدودیت نهاده شبه ثابت Z موجب کاهش هزینه خواهد شد. این کاهش هزینه در روش تابع هزینه مقید به عنوان ارزش اقتصادی (قیمت سایه ای) نهاده شبه ثابت تلقی می شود.
بر اساس تعریف تابع هزینه مقید به قرار زیر است:

(۲-۱۵)

که در آن، f رابطه تبعی تابع هزینه، C هزینه تولید، r بردار قیمت نهاده های متغیر، Q مقدار محصول تولیدی و Z بردار مقادیر مصرف نهاده های شبه ثابت (در این جا آب) می باشند.
بنا بر اصل شفارد چنان چه از تابع هزینه نسبت به قیمت هر نهاده متغیر مشتق جزئی گرفته شود تابع تقاضا برای آن نهاده به دست می آید و چنان چه نسبت به نهاده شبه ثابت ( آب) مشتق جزئی گرفته شود منفی آن معادل ارزش اقتصادی نهاده شبه ثابت (آب) مزبور می باشد. یعنی اگر Vz ارزش اقتصادی نهاده آب باشد، به صورت زیر محاسبه می شود:

(۲-۱۶)

به عبارت دیگر، رابطه فوق نشان می دهد که اگر مقدار مصرف نهاده شبه ثابت (آب) به اندازه یک واحد اضافه شود، هزینه متغیر تولید چقدر کاهش می یابد. این مقدار کاهش هزینه همان ارزش اقتصادی است که با کاهش محدودیت نهاده آب ایجاد می شود. لذا تولید کنندگان مایل خواهند بود به همین میزان برای هر واحد نهاده آب قیمت پرداخت کنند.
۲-۷-۲- روش های مستقیم و غیر مستقیم

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ۱۵

در این رابطه، ارزش تولید کرانه ای (ارزش اقتصادی) آب ارسالی در محل منبع اصلی (سد) است.
برای تخمین ارزش (قیمت) آب در رویکرد تابع تولید و پس از برآورد تابع برای هر یک از محصولات به سه طریق می توان عمل نمود:
برآورد ارزش اقتصادی آب مصرفی در یک محصول برای تولید کنندگان مختلف محصول با استفاده از رابطه (۲-۷) در میانگین مصرف سایر نهاده ها،
برآورد ارزش اقتصادی آب مصرفی در یک محصول برای هر یک از تولید کنندگان مختلف (با استفاده از رابطه (۲-۷) و محاسبه ی یک میانگین قیمت.
محاسبه ی ارزش اقتصادی آب برای مصرف کنندگان کارآمد و مصرف کنندگان ناکارآمد به صورت جداگانه و تعیین قیمت آب بر اساس ارزش اقتصادی این نهاده برای گروه کارآمد.
طبعاً روش سوم در قیمت گذاری آب مصرف این نهاده را برای تولید کنندگان کارآمد محصولات مقرون به صرفه می نماید و دیگر تولیدکنندگان را نیز تشویق به افزایش کارایی در مصرف سایر نهاده ها می کند. بنابراین چنان چه افزایش بهره وری آب مورد توجه باشد رویکرد سوم مناسب ترین خواهد بود.
برای تعیین ارزش اقتصادی آب به روش سوم ابتدا می بایست تابع تولید مرزی برآورد شود و کارایی زارعین مصرف کننده آب تعیین گردد. سپس با به کار گیری رابطه (۲-۷) ارزش اقتصادی آب در سطح مصرف سایر نهاده ها برای زارعین با کارایی های مختلف محاسبه گردد و ارزش به دست آمده برای کارآمدترین زارع ملاک قیمت گذاری قرار گیرد. در این راستا می توان از تابع تولید برآورد شده (۲-۴) استفاده نموده و تابع تولید مرزی را به روش حداقل مربعات تصحیح شده[۲۷] برآورد کرد.
بر ای برآورد تابع تولید مرزی به روش COLS جمله عرض از مبدا حاصل از تابع تولید (۲-۴) طوری تصحیح می شود که هیچ یک از مشاهدات در بالای تابع مرزی قرار نگیرد. در حقیقت معادله رگرسیون (۲-۴) به اندازه ای به سمت بالا منتقل می شود که هیچ یک از جملات اخلال مثبت نباشند. این کار با جمع کردن جمله عرض از مبدا تابع تولید (۲-۴) با بزرگترین جمله خطای مثبت انجام پذیر است (ریچموند[۲۸]، ۱۹۷۵). با برآورد تابع تولید مرزی و محاسبه نسبت مقدار تولید حاصل از برآوردهای OLS به مقدار تولید حاصل از برآوردهای COLS کارایی کشاورزان به دست می اید. در این روش برای محاسبه ی کارایی مقدار تولید هر کشاورز نسبت به مقدار تولید زارع کاراتر (زارعی که بیشترین مقدار تولید را از مقدار مشخصی از نهاده ها به دست آورده است) سنجیده می شود. پس از آن ارزش آب برای کاراترین و ناکاراترین زارع نیز مشخص می شود.
۲-۷-۱-۲-۲- برآورد ارزش اقتصادی آب با استفاده از تابع سود مقید
از دیدگاه نظریه های اقتصاد تولید ارزش اقتصادی (ارزش کرانه ای) هر واحد نهاده ثابت یا شبه ثابت (در این جا آب) برابر با مقدار سودی است که با افزودن یک واحد بر نهاده ثابت به سود کل اضافه می شود (چمبرز، ۱۹۸۸). بر همین اساس به جای برآورد تابع تولید و محاسبه ی ارزش تولید نهایی نهاده مورد نظر به عنوان ارزش اقتصادی این نهاده به طور مستقیم می توان تابع سود مقید را برآورد کرد و تاثیر تغییر در مقدار مصرف نهاده ثابت و یا شبه ثابت (آب) را بر سود بنگاه محاسبه نمود.
رابطه (۲-۱۲) سود بنگاه یا واحد تولیدی در کوتاه مدت را که حاصل تفاضل هزینه نهاده های متغیر از ارزش محصول تولیدی می باشد نشان می دهد:

(۲-۱۲)

که در آن سود واحد تولیدی، بردار قیمت های محصولات تولیدی، بردار قیمت های نهاده های متغیر و بردار مقادیر مصرف نهاده های شبه ثابت می باشد.
با حداکثر سازی رابطه سود مقید به صورت رابطه ضمنی (۲-۱۳) به دست می آید:

(۲-۱۳)

در رابطه فوق، سود تابعی از قیمت های نهاده ها و محصول و همچنین مقدار نهاده شبه ثابت می باشد. بنابر اصل هاتلینگ چنان چه از تابع سود مقید نسبت به قیمت های محصول و نهاده ها مشتق جزئی گرفته شود و به ترتیب توابع عرضه محصول و تقاضای نهاده ها حاصل می شود. به علاوه چنان چه از تابع سود مقید نسبت به مقدار مصرف نهاده شبه ثابت مشتق جزئی گرفته شود ارزش اقتصادی نهاده شبه ثابت به دست می آید (چمبرز، ۱۹۸۸)، یعنی:

(۲-۱۴)
منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

سامانه پژوهشی – تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت …

از رابطه (۲-۷) مشخص است که ارزش اقتصادی آب متاثر از تولید نهایی آن می باشد. با توجه به ارتباط متقابل فنی بین نهاده ها در جریان تولید که توسط توابع تولید انعطاف پذیر مانند ترانسلوگ، لئونتیف و درجه دوم تعمیم یافته قابل نمایش می باشد، تولید نهایی نهاده آب علاوه بر اینکه تابع مقدار مصرف خود آب می باشد تابعی از سطوح مصرف نهاده های دیگر نیز هست، بنابراین ارزش اقتصادی برآورد شده از طریق آن نیز تابعی از میزان مصرف دیگر نهاده های لحاظ شده در جریان تولید خواهد بود. بر همین اساس ارزش اقتصادی آب در سطوح مختلف مصرف سایر نهاده ها قابل برآورد می باشد. برای محاسبه ی یک قیمت واحد برای نهاده آب، ارزش اقتصادی آن در میانگین مصرف سایر عوامل تعیین می شود. به عبارت دیگر قیمت سایه ای آب برای یک واحد تولیدی که سایر نهاده ها را در سطح متوسط مصرف مشاهدات مورد مطالعه مصرف می نماید محاسبه می شود. این قیمت نشان دهنده حداکثر ارزشی است که چنین واحد تولیدی مایل به پرداخت آن برای مصرف آخرین واحد آب می باشد.
با برآورد تابع تولید برای هر یک از محصولات مورد نظر علاوه بر محاسبه ی ارزش اقتصادی آب، عکس العمل تولید محصولات کشاورزی به تغییر در قیمت مقدار آب نیز به صورت زیر قابل اندازه گیری است:

(۲-۸)

در رابطه فوق، کشش تولیدی آب می باشد که آن نیز تابعی از میزان مصرف خود آب و دیگر نهاده های به کار رفته در جریان تولید می باشد. این رابطه نشان می دهد که اگر مقدار مصرف آب یک درصد افزایش داده شود مقدار تولید چند درصد افزایش می یابد. با توجه به این که ارزش کرانه ای تولید آب معادل قیمت هر واحد از این نهاده است و تولید کرانه ای (نهایی) آب یکی از دو جزء تشکیل دهنده ی ارزش کرانه ای آب است، لذا هر قدر تولید نهایی آب در محصولی بیشتر باشد (با ثابت بودن قیمت های محصول) تولید کننده کشاورزی (مصرف کننده آب) حاضر خواهد بود بهای بیشتری را برای آب بپردازد.
در رابطه (۲-۷)، ارزش اقتصادی آب در سر مزرعه را نشان می دهد. با توجه به وجود تلفات آب در شبکه های آبیاری چنان چه بخواهد قیمت آب را در ابتدا کانال محاسبه شود، قیمت یاد شده می بایست تعدیل شود. این عمل با در دست داشتن میزان راندمان انتقال برای هر نقطه از شبکه قابل انجام می باشد. اگر خروجی منبع یا دهانه سد به عنوان محل مبنا برای تعیین قیمت آب قرار داده شود به صورتی که درذیل توضیح داده می شود، می توان ارزش اقتصادی آب در دهانه سد یا منبع را برآورد نمود (چاکراورتی و رماست[۲۶]، ۱۹۹۱):
اگر q حجم آب تحویلی در سر مزرعه، Q حجم آب ارسالی از منبع اصلی و h راندمان انتقال کانال های آب باشد حجم آب تحویلی در سر مزرعه از رابطه (۲-۹) به دست می آید:

(۲-۹)

اکنون با استفاده از تابع تولید ارزش تولید کرانه ای آب کشاورزی در سر مزرعه از رابطه زیر قابل برآورد است:

(۲-۱۰)

که در آن، ارزش تولید کرانه ای آب در سر مزرعه، P قیمت محصول و تولید کرانه ای محصول می باشد، آنگاه ارزش تولید کرانه ای (ارزش اقتصادی) آب در محل دهانه سد از رابطه زیر به دست می آید:

(۲-۱۱)
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ۱۳

در روش های پارامتری با استفاده از تکنیک های اقتصاد سنجی یک تابع تولید، سود و یا هزینه که نشان دهنده ساختار تولید محصولات مورد مطالعه باشد برآورد می شود. سپس با استفاده از پارامترهای برآورد شده ارزش اقتصادی آب تعیین می گردد. بر این اساس در روش های پارامتری برآورد ارزش اقتصادی آب مبتنی بر برآورد پارامترهای الگوهای اقتصاد سنجی می باشد.
کاربرد روش های پارامتری در تعیین ارزش اقتصادی آب دارای مزایایی است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد. اولاً در روش های پارامتری امکان آزمون آماری پارامترهای برآورد شده الگو های اقتصاد سنجی که مبنای تعیین ارزش اقتصادی آب است فراهم می باشد. لذا ارزش به دست آمده برای آب با اطمینان بیشتری مورد توجه قرار می گیرد. ثانیا برای استفاده از روش های پارامتری نیازی به تعیین سقف محدودیت آب و نوع منبع تامین آب نمی باشد. به عبارت دیگر در شرایطی که امکان تعیین حداکثر آب قابل دسترسی به تفکیک هر یک از منابع شامل آب سد و آب استحصالی از چاه ها وجود نداشته باشد روش پارامتری راه مناسب و عملی تری برای برآورد ارزش آب می باشد.
از طرف دیگر استفاده از الگوهای اقتصاد سنجی امکان بهره گیری از توابع مختلف به ویژه توابع انعطاف پذیر را بهتر و راحت تر از روش های غیر پارامتری فراهم می نماید. در رویکرد پارامتری محاسبه ارزش اقتصادی آب دو روش استفاده از تابع تولید و توابع سود و هزینه مطرح می باشد که در ذیل نحوه عمل در هر مورد ارائه می شود.
۲-۷-۱-۲-۱- برآورد ارزش اقتصادی آب با استفاده از تابع تولید
بر طبق نظریه های تولید مقدار تولید یک محصول تابعی از مقدار مصرف نهادهای مختلفی است که می توان آن ها را در قالب یک تابع تولید به صورت زیر بیان نمود:

(۲-۴)

در رابطه فوق، میزان تولید، f رابطه تبعی، بردار نهاده های متغیر و بردار نهاده های ثابت یا شبه ثابت را نشان می دهند.
میزان مشارکت و نقش هر نهاده در جریان تولید به وسیله ی تولید کرانه ای (MP) آن بیان می شود. هر قدر با افزایش یک واحد از یک نهاده محصول بیشتری به دست آید، آن نهاده با اهمیت تر محسوب می شود. بر همین اساس ارزش کرانه ای هر نهاده که در جریان تولید خلق می شود به عنوان ارزش اقتصادی یا قیمت سایه ای آن نهاده تلقی می شود. اصل استفاده بهینه از عوامل تولید نیز حکم می کند که از هر نهاده تا آن جایی استفاده شود که ارزشی که هر واحد آن (آخرین واحد) در جریان تولید ایجاد می کند برابر با قیمت پرداختی به آن باشد (چمبرز[۲۵]، ۱۹۸۸)، یعنی:

(۲-۵)

که در آن، P قیمت محصول، قیمت نهاده و تولید نهایی نهاده iام است.
از نقطه نظر ریاضی تولید نهایی هر نهاده از طریق مشتق گیری تابع تولید (۲-۴) نسبت به نهاده مورد نظر حاصل می شود. برای مثال، تولید نهایی نهاده iام از رابطه زیر حاصل می شود:

(۲-۶)

در رابطه فوق، تولید نهایی نهاده iام می باشد.
توضیحات فوق بیانگر آن است که با برآورد تابع تولید برای هر محصول می توان برآوردی از تولید نهایی هر نهاده را به دست آورد که چنان چه در قیمت محصول مربوطه ضرب شود برآوردی از ارزش نهایی تولید که برابر با ارزش اقتصادی نهاده مورد نظر است حاصل می شود. بنابراین، چنان چه مقدار نهاده شبه ثابت آب را با W نشان داده و ارزش اقتصادی آن را نامیده، آنگاه از رابطه ی زیر قابل محاسبه است.

(۲-۷)
دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ۱۲

در روش های غیرپارامتری ارزش اقتصادی آب کشاورزی با استفاده از تکنیک های ریاضی و محاسباتی در چارچوب نظریه های اقتصادی برآورد می شود. روش های غیر پارامتری بر مبنای محاسبات حسابداری و بودجه بندی مزرعه ای و یا تکنیک های ریاضی مانند برنامه ریزی خطی است که در آن ها با تعیین یک تابع هدف که نسبت به تعدادی قید حداکثر و یا حداقل می شود استوار هستند. روش های غیر پارامتری تعیین ارزش اقتصادی آب خود به انواع زیر تقسیم می شود.
الف- روش نرخ گذاری حاشیه ای
در این روش به منظور تعیین ارزش اقتصادی آب ابتدا هزینه تمام نهاده های تولیدی به چر نهاده آب محاسبه و از ارزش کل تولید کسر می شود. هزینه نهاده ها از مجموع حاصل ضرب مصرف هر نهاده در ارزش تولید نهایی هر کدام به دست می آید. ارزش کل تولید از حاصل ضرب قیمت محصول یا محصولات در مقادیر آن ها حاصل می شود. آن گاه ارزش باقیمانده بر مقدار مصرف نهاده ی آب (حجم آب مصرفی) تقسیم می شود تا برآوردی از قیمت هر واحد نهاده آب به دست آید. با توجه به این تعریف رابطه زیر نحوه تعیین نرخ آب با روش نرخ گذاری حاشیه ای را بیان می کند:

(۲-۱)

در روابط فوق، TVP ارزش کل محصول تولیدی و MVPارزش تولید نهایی نهاده iام، Xi مقدار مصرف نهاده iام، MVPw و W به ترتیب ارزش تولید نهایی و مقدار مصرف آب در تولید محصول، V ارزش کل آب مصرفی، Pنیز ارزش هر واحد نهاده آب را نشان می دهد. همچنین، N تعداد نهاده های به کار گرفته شده غیر از آب در تولید محصول است.
در روش قیمت گذاری حاشیه ای فرض بر وجود بازار رقابت کامل برای کلیه نهاده ها به جز نهاده آب می باشد و در آن قیمت کلیه نهاده های تولیدی به جز آب برابر ارزش تولید نهایی آن در نظر گرفته می شود. از طرف دیگر شرط همگنی و بازده ثابت نسبت به مقیاس بر ساختار تولید محصول حاکم است. بنابراین نظریه اولر در خصوص توابع همگن در این جا نیز حاکم می باشد به طوری که هر نهاده تولیدی سهم خود را از ارزش کل تولید به گونه ای دریافت می دارد که کل تولید بین نهاده های مختلف توزیع می گردد. گرچه قیود فوق شروطی هستند که احتمال نقض آن ها در دنیای واقع وجود دارد، لیکن از این روش می توان برآوردی از ارزش آب را در تولید یک محصول و یا مجموعه ای از محصولات به دست آورد.
ب- روش بودجه بندی
یکی دیگر از روش های غیر پارامتری تعیین ارزش آب روش بودجه بندی می باشد. در این روش ارزش خالص محصول به ازای هر واحد آب مصرف شده محاسبه می گردد و به عنوان ارزش آب محسوب می شود. در این روش تخمین ارزش آب بدین گونه است که برای هر ناحیه در دو حالت با پروژه و بدون پروژه بودجه بندی تولید صورت می گیرد. به عبارت دیگر درآمد ها و هزینه های تولیدی در هر یک از دو حالت محاسبه می شود. در بخش درآمد ها ارزش عملکرد مورد انتظار محصول تولیدی بدون پروژه (کشت دیم) و با پروژه (کشت آبی) محاسبه می شود و تفاوت بین درآمد ها در دو حالت برآورد می گردد. در بخش هزینه ها کلیه هزینه ها به جز هزینه ی آب محاسبه می شود. در هر مورد درآمد خالص از کسر هزینه های مربوطه از درآمدها (ارزش کل محصول) به دست آورده می شود. پس درآمد خالص حاصل از مصرف آب از تفاوت درآمدهای خالص در دو حالت با و بدون پروژه به دست می آید. در نهایت درآمد خالص محاسبه شده از این طریق بر میزان آب مصرف شده برای تولید محصولات تقسیم شده و نتیجه به عنوان ارزش آب از دیدگاه مصرف کننده آب یعنی تولید کننده محصولات مربوطه منظور می گردد.
با به کارگیری روش فوق و محاسبه ارزش اقتصادی آب برای هر یک از محصولا کشت شده و با در نظر گرفتن الگوی کشت هر منطقه، می توان متوسط وزنی ارزش اقتصادی آب (آب بها) را برای هر یک از نواحی تحت پوشش طرح برآورد نمود. در این روش سهم هر یک از محصولات از مجموع سطح زیر کشت منطقه به عنوان وزن محسوب می شود.
ج- روش برنامه ریزی خطی
برنامه ریزی خطی از دیگر روش های غیر پارامتری است که با استفاده از آن می توان ارزش اقتصادی (قیمت سایه ای) آب کشاورزی را به دست آورد. در این روش یک تابع هدف تبیین می شود که نسبت به محدودیت حجم آب قابل دسترس در کنار محدودیت های دیگر حداکثر می گردد. به عبارت دیگر یک مدل برنامه ریزی خطی تبیین می گردد که در آن سود ناخالص (بازده برنامه ای) حاصل از فعالیت های مختلف زراعی و باغی به عنوان هدف برنامه نسبت به قیودی از جمله محدودیت حجم آب حداکثر شود. در این روش با تغییر قیمت آب، تغییر در مقدار آب مصرف شده برآورد می گردد و در نتیجه یک رابطه قیمت- مقدار برای آب کشاورزی منطبق با الگوهای مختلف کشت بهینه حاصل می شود. از آن جا که در این روش تغییرات جزئی در قیمت آب منجر به تغییر در مقدار تقاضا (مصرف) آب نمی گردد و بیان دیگر در دامنه ای از تغییرات قیمت مقدار تقاضا برای آب ثابت می ماند لذا رابطه قیمت- مقدار یا تابع تقاضای آب شکل پله ای به خود می گیرد. نحوه دستیابی یه قیمت نهاده آب و برآورد تقاضا برای این نهاده به صورت ذیل خلاصه می گردد.
ابتدا تابع هدف به صورت ذیل تبیین می شود:

(۲-۲)

سپس قیودی که در چارچوب آن تابع فوق قابل تامین است به شکل زیر مشخص می شود:

(۲-۳)

در الگوی فوق، تعداد نهاده های مصرف شده در تولید را نشان می دهد. در الگوی اجزا روابط به شرح ذیل می باشد:
برای تعیین قیمت سایه ای آب کشاورزی الگوی تبیین شده فوق با قیمت های فعلی (رایج) آب و محدودیت حداکثر آب قابل دسترس حل می گردد. فرض کنید در قیمت رایج همه آب قابل دسترس مصرف شود. آن گاه قیمت آب به تدریج افزایش داده می شود تا به نقطه ای برسد که از آن مرحله به بعد بخشی از آب مصرف نشود. به عبارت دیگر مقدار عرضه یا منبع بیشتر از مقدار تقاضا گردد. قیمتی که در این نقطه به دست می آید به عنوان قیمت سایه ای (قیمت ذاتی) آب تلقی می گردد. این قیمت، ارزش آب را برای سطح معینی از مصرف آب نشان می دهد. لذا یک نقطه بر روی منحنی تقاضای آب می باشد.
۲-۷-۱-۲- روش های پارامتری (اقتصاد سنجی)

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

مقاله علمی با منبع : تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ۱۰

یکی از سیاست هایی که در تحقیقات مختلف در کشورهایی که با مشکل کمبود آب مواجه اند مورد بررسی قرار گرفته، قیمت گذاری آب است تا از این رو بتوانند الگوهای پاسخ مناسب را در استفاده از آب در بخش کشاورزی تعیین کنند (ویلچنز[۲۱]، ۱۹۹۱). اگرچه قیمت گذاری آب یک تقاضای محیط زیستی است، اما استدلالی که این ابزار بر اساس آن پایه گذاری شده صرفا اقتصادی است. در این باره فرض بر آن است که کشاورزان مطابق با نظریه های کلاسیک اقتصادی، در پاسخ به قیمت گذاری های آب پاسخ های مثبت (کاهش مصرف آب) می دهند که این امر با شیب منفی منحنی های تقاضا در مقابل قیمت، قابل مشاهده است. آبی که بدین وسیله می تواند ذخیره شود مطابق با اولویت بندی های مورد نظر در منطقه، صرف توزیع مجدد برای سایر مصارف، یا باقی ماندن در رودخانه و غیره می شود (وارلا-اورتگا و همکاران[۲۲]، ۱۹۹۸). هرچند که در تحقیقات مختلف به این نکته اشاره شده که قیمت های بالاتر آب پذیرش تکنولوژی های ذخیره آب را به دنبال خواهد داشت با این حال فاکتورهای دیگری مانند ساختار سازمانی، قانونی، شرایط اقتصادی و منطقه ای، پتانسیل تنوع کشت در یک ناحیه معین، حجم تخصیص آب، ریسک موجود در تحویل آب، کیفیت آب و غیره وجود دارند که باید در ملاحظات مربوط به قیمت گذاری آب لحاظ شوند.
در راستای قیمت گذاری آب، علی رغم وجود دشواری های قانونی، شبهه ای که باقی می ماند آن است که آیا این قیمت های آبی متمرکز اثربخش بوده و توانسته صرفه جویی های مورد نظر را ایجاد نماید؟ پاسخ این سوال را می توان در تحقیقات روگرز و دیگران جست و جو کرد که کاهش تقاضا، تخصیص موثر منابع و افزایش عرضه آب را از آثار سیاست قیمت گذاری صحیح آب دانسته اند که مورد پذیرش عموم واقع شده است. این افراد نشان دادند که اگر منابع به شیوه ای مدیریت شوند که مولفه های اقتصادی، محیطی و حقوقی به طور جامع دیده شود افزایش قیمت منبع باعث ارتقای عدالت، کارایی و پایداری منبع خواهد شد.
در جداول زیر، نمونه هایی از آثار معروف و همچنین آثار کمتر شناخته شده سیاست قیمت گذاری آب آمده است.

جدول ۲-۱- آثار معروف سیاست افزایش قیمت آب.
آثار معروف افزایش قیمت آب نحوه نیل به هدف
کاهش تقاضای آب ارزان شدن جانشین ها
قابلیت مدیریت مالی ذخیره آب
تغییر در اولویت های مصرف
افزایش عرضه آب قابلیت مدیریت مالی برای اجرای پروژه های حاشیه ای
ایجاد انگیزه های اقتصادی برای کاهش هدر رفتن آب
تسهیل تخصیص مجدد آب بین بخش ها از بخش کشاورزی به بخش های صنعتی و خانگی
از مصارف خارج رودخانه به مصارف داخل رودخانه
مأخذ: روگرز و همکاران[۲۳]، ۲۰۰۲٫
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

فایل – تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ۹

در این فصل جایگاه آب و راندمان مصرف آب در بخش کشاورزی را بیان کرده و سپس به معرفی بازار آب و خصوصیات آن و تفاوت آن با سایر بازارها می پردازیم. در ادامه مدیریت تقاضای آب را توضیح داده و ابزارهای آن معرفی می کنیم. پس از آن قیمت گذاری آب و اثرات آن بر مصرف آب و روش های قیمت گذاری آب را مطرح می کنیم. در بخش دوم این فصل به برخی مطالعات داخلی و خارجی انجام شده در این زمینه اشاره می کنیم.
۲-۲- نقش آب در کشاورزی
یکی از عوامل اصلی و محدودکننده توسعه بخش کشاورزی ایران نهاده آب می باشد. در صورتی که محدودیت آب وجود نداشت ۳۰ تا ۵۰ میلیون هکتار از اراضی کشور قابل کشت و زرع می بودبخش آب یکی از بخش های زیربنایی و اساسی کشور می باشد که می تواند به عنوان موتور رشد در اقتصاد عمل کند و باعث رشد سایر بخش ها به خصوص بخش کشاورزی و فعالیت های وابسته به آب گردد، به طوری که هر واحد سرمایه گذاری (یک میلیون ریال در سال ۱۳۷۸) در بخش آب باعث ۰۲۹/۰ نفر اشتغال مستقیم و غیر مستقیم می شود. همچنین، محاسبه ی پیوند های پسین و پیشین نشان می دهد که بخش آب از لحاظ پیوندهای پسین در رتبه ی یازدهم و از لحاظ پیوندهای پیشین در رتبه ی ششم می باشد که گویایی این مطلب است که بخش آب یکی از بخش های کلیدی اقتصاد است که برای رشد سایر بخش های اقتصاد باید توجه ویژه ای به این بخش نمود. نتایج بررسی رشد بخش ها نشان می دهد که برای مهیا کردن رشد شش درصدی بخش کشاورزی، بخش آب بایستی ۶۸/۰ درصد رشد نماید. یعنی برای اینکه این بخش شش درصد رشد نماید نیاز به ۵۵۸ میلیون مترمکعب آب اضافی می باشد[۱۳].
۲-۳- راندمان مصرف آب در بخش کشاورزی
ایران در مقایسه با کشورهای در حال توسعه بیشترین مصرف آب را در بخش کشاورزی دارد و کمترین راندمان کشاورزی نیز مربوط به ایران است. راندمان آبیاری در بخش کشاورزی در کشور به طور متوسط ۳۸ درصد است. متاسفانه قوانین کشور به گونه‌ای است که حمایت‌های لازم از مصرف بهینه آب صورت نمی‌گیرد. در شمال کشور متوسط قطعات کشاورزی به ۴/۰ هکتار رسیده‌اند در حالی که متراژ اراضی کشاورزی که می‌توانند مفید باشند و از لحاظ نوع تولید بهینه باشند، متفاوت است. مثلاً، برای کشت برنج نیاز به حداقل دو هکتار زمین است اما در حال حاضر اندازه اراضی کشاورزی در کشور به زیر یک هکتار رسیده‌اند[۱۴].
طی چند دهه گذشته، توسعه بهره برداری از منابع آب زیرزمینی سبب شده است که در اغلب سفره های آب زیرزمینی، حالت بحرانی به وجود آید و از طرفی به دلایل مختلفی همچون نبود شبکه های آبیاری و زهکشی، ضعف مدیریت بهره برداری و نگهداری از تاسیسات آبی، بالا بودن تلفات آب در مراحل انتقال، توزیع و مصرف سبب گردیده که بهره برداری مطلوبی از منابع آب در طرح های توسعه منابع آب سطحی به عمل نیاید.
از حدود ۳۷ میلیون هکتار اراضی مستعد کشاورزی، ۱۸ میلیون هکتار زیر کشت می باشد که از این بخش حدود ۰۵/۸ میلیون هکتار زیر کشت آبی می باشد، یعنی حدود ۱۰۳۰۰ مترمکعب آب به ازاء هر هکتار کشت آبی مصرف می گردد و این امر بیانگر راندمان پایین مصرف آب در سطح کشور می باشد و به این منظور با اعمال مدیریت صحیح مصرف آب، جلوگیری از تلفات آب در مزارع، تشویق کشاورزان به اصلاح، بهبود و ایجاد شبکه های آبیاری مدرن و در نهایت بهره برداری از منابع کشاورزی با کارآیی و راندمان آبیاری بالا می توان به توسعه کشاورزی پایدار در کشور امیدوار بود[۱۵].
۲-۴- بازار آب
به طور کلی بازار فضایی است که در آن تقابلات عرضه و تقاضا انجام گرفته و کالاها، خدمات و منابع تولیدی خرید و فروش شده و قیمت آن ها مشخص می گردد. برای هر کالا، نهاده و یا خدمت، بازاری وجود دارد که در آن رفتار عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان در تعامل قرار می گیرد. هر بازار دو رکن اساسی به نام عرضه و تقاضا دارد که عمدتاً بیانگر تصمیم های عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان در آن بازار است. بنابراین شناسایی متقاضیان و عرضه کنندگان و خصوصیات آن ها در تشکیل نوع بازار مهم است.
با توجه به ماهیت آب، دو نوع تقاضا برای آن وجود دارد. یکی تقاضا برای آب به عنوان یک کالای نهایی و دیگری به عنوان یک نهاده یا کالای واسطه ی تولیدی که شکل گیری قیمت در دو حالت فوق متفاوت است. آب به عنوان کالای نهایی بیشتر موارد استفاده خانگی و تفریحی است که تصمیم گیری برای تقاضای آن بر مبنای ملاک های مطلوبیت می باشد. یعنی مصرف کننده با توجه به میزان مطلوبیتی که این کالا به عنوان یکی از کالاهای مجموعه سبد مصرفی برایش ایجاد می کند و در چارچوب درآمد خود مقدار تقاضای خود را از آب مشخص می کند. اما آب به عنوان یک کالای واسطه یا نهاده تولیدی بیشتر موارد استفاده صنعتی و کشاورزی دارد که تصمیم گیری برای میزان مصرف و تقاضای آن بر مبنای ملاک های بهره وری این نهاده در جریان تولید می باشد. در این جا میزان تقاضا برای آب در کنار سایر نهاده های تولیدی توسط صاحبان بنگاه های تولیدی به گونه ای تعیین می شود که با توجه به بهره وری نهایی آب در تولید محصول سود بنگاه (مزرعه) حداکثر شود و یا در مواردی که محدودیت های اعتباری وجود دارد هزینه او حداقل گردد. در این حالت طبعاً تقاضا برای نهاده آب متاثر از تقاضا برای کالایی است که آب در تولید آن به کار رفته است. ارزشی را که متقاضی آب حاضر است بپردازد متاثر از ارزش کالای تولیدی می باشد. بنابراین ماهیت تقاضا برای آب در این دو نوع مصرف متفاوت است و هرکدام بازار مخصوص به خود را دارند و عوامل متفاوتی بر تعیین ارزش آن در هر مورد اثر می گذارند. بر همین اساس برای پی بردن به نحوهی شکل گیری قیمت و کارایی آن شناخت نیروهای عمل کننده در هر بازار و محدودیت های موجود و از جمله قوانین و مقررات حاکم بر آن مهم و ضروری می باشد. به عبارت دیگر نوع بازار و ساختار حاکم بر آن در تعیین قیمت و کارایی آن حائز اهمیت است. با توجه به این که در مطالعه حاضر آب به عنوان یک نهاده در تولید محصولات کشاورزی مورد توجه می باشد لذا مباحث مربوط به بازار هم به این نوع مقوله محدود می شود.
۲-۴-۱- ویژگی های بازار آب
عرضه آب و نهاده هایی مانند برق و گاز ویژگی های مشترکی دارند که آن ها را از بازار سایر کالاها متمایز می کند:
الف) عرضه ی این نهاده نیازمند سرمایه گذاری ها و احداث تجهیزاتی است که هزینه ی اولیه آن ها بسیار زیاد است و معمولا از توان یک بنگاه متعارف خارج است. برعکس پس از احداث هزینه خدمات رسانی یا دادن انشعاب و حق استفاده به مصرف کنندگان جدید بسیار ناچیز است. به عبارت دیگر هزینه ثابت تاسیسات آبی بسیار زیاد و هزینه کرانه ای آب رسانی به طور نسبی اندک می باشد. این پدیده زمینه را برای انحصار عرضه ی آب فراهم می آورد. به همین علت عرضه ی آب در اقتصاد های مختلف یا در انحصار بخش عمومی است و یا در انحصار شرکت های بزرگ خصوصی تحت نظارت بخش عمومی می باشد.
ب) از دیگر ویژگی های بازار آب کوچک، پراکنده و محلی بودن آن است. این خصوصیت ناشی از بالا بودن هزینه های انتقال آب کشاورزی است که موجب می شود فقط تعداد محدودی از کشاورزان منطقه که زمین هایشان در مجاورت هم قرار دارد، بتوانند در بازار شرکت کنند. به عبارت دیگر دادو ستد در این بازارها شامل زارعینی می شود که آب سطحی یا زیرزمینی خود را در یک دوره از زمان (فصل کشت) به زارع (مزرعه) همسایه خود می فروشد. چون اکثر این بازارها محلی و غیررسمی هستند، لذا قیمتی که در آن ها تعیین می گردد، یکسان نیست و بر اساس عرف و قراردادهای محلی است که برای هر منطقه (روستایی) این عرف و قراردادها متفاوت می باشد.
ج) ویژگی دیگر بازار آب سهولت اعمال تبعیض میان متقاضیان و فروختن آب به قیمت های مختلف است. از آن جا که جابجایی آب بدون استفاده از شبکه های انتقال دشوار و پرهزینه است، گروهی از مصرف کنندگان که آب را ارزان تر می خرند، نمی توانند آن را به گروهی دیگر به قیمت بیشتر ولی کمتر از نرخ بنگاه اصلی بفروشند و یا حتی چون هزینه های ذخیره سازی آب برای زارعین جزء بسیار بالاست، برای خیلی از زارعین مقدور نیست و یا مقرون به صرفه نیست که آب را در ایام پرآبی ذخیره و در مواقع کم آبی مصرف کنند. از این ویژگی ها، بنگاه های منحصر به فرد بهره می برند و به گروه های مختلف با توجه به شدت نیاز و کشش تقاضای آن ها در زمان های مختلف، آب را با قیمت های مختلف می فروشند تا کلیه اضافه رفاهی را که از مصرف آب عاید مصرف کنندگان می شود تا حد امکان به خود انتقال دهند
آن چه مسلم است و با توجه به خصوصیاتی که برای آب ذکر شد، بازار آب، یک بازار رقابت کامل نیست و خود به خود قیمتی که در آن تعیین می شود، کارآمد نمی باشد. بنابراین اتکای کامل و تمام به بازار برای تعیین ارزش آب خالی از اشکال نیست بلکه نوعی مداخله برای اصلاح قیمت و به منظور افزایش کارایی آن ضروری و مطلوب می باشد[۱۶].
۲-۴-۲- تقاضای نهادهی آب در کشاورزی
تقاضای نهاده آب عبارت است از رابطه ی یک به یک میان قیمت آب و حداکثر میزان آبی که در قیمت های گوناگون کشاورزان خریداری می کنند به شرط آن که ارزش نهاده های جانشین و مکمل آب و ارزش یا میزان محصولی که با آب تولید می شود ثابت باشند. اگر تقاضای آب توسط بیشینه کردن تابع سود کشاورز به دست آمده باشد، ارزش محصول بر تقاضای آب موثر است و اگر از طریق کمینه کردن هزینه ی تولید برای مقدار معینی محصول استخراج شده باشد، همان مقدار محصول بر تقاضای مشتق آب موثر است، یعنی هر چه قیمت محصول در بازار بالا رود و یا تقاضا برای مقدار خرید آن افزایش یابد، مقدار تقاضای کشاورز برای آب نیز افزایش می یابد.
رابطه ی قیمت کالا یا نهاده با مقدار تقاضای آن یک رابطه همبستگی مانند میزان باران و درجه حرارت هوا نیست، بلکه یک رابطه یک به یک است؛ یعنی پیوسته به ازاء هر قیمت، تقاضا یک مقدار معین و مشخص است؛ اگر ارزش آب تغییر کند و سپس به همان قیمت اولیه برگردد مقدار تقاضا نیز دقیقاً با همان مقدار اولیه برابر خواهد شد.
رابطه ی ارزش آب با مقدار تقاضای آن معکوس است؛ در مقایسه ی رابطه ی در پیش گفته شده با تقاضای دیگر نهاده ها و حتی محصول، اقتصاددانان آن را به صورت درصد بیان می کنند تا اثر واحد اندازه گیری مقدار و قیمت را حذف کرده و از سویی رابطه ها قابل مقایسه شوند.
نسبت درصد تغییرات میزان تقاضای آب را به درصد تغییرات ارزش آب کشش قیمت آب می نامند؛ به نحوی که اگر مقدار این کشش منفی ۵/۰ باشد، یک درصد افزایش در قیمت آب موجب می شود که ۵/۰ درصد مقدار تقاضای آن کاهش یابد، این کشش قیمت را می توان میان میزان تقاضای آب و قیمت نهاده های جانشین و مکمل آن بیان کرد، در این صورت آن را کشش متقابل می نامند؛ اگر کشش متقابل زمین و آب منفی یک باشد، کاهش یک درصد در قیمت زمین باعث افزایش یک درصد در مقدار تقاضای آب می شود. همین طور اگر کشش آب نسبت به قیمت محصول هندوانه دو باشد، افزایش یک درصد در قیمت هندوانه موجب ازدیاد دو درصدی از مقدار تقاضای آب خواهد شد.
گفتنی است در قیمت های گوناگون آب، تقاضای آن متفاوت است، کشش قیمت تقاضای آب نیز در این صورت متفاوت خواهد بود، برای نمونه هنگامی که آب گران است کشش آن متفاوت از زمانی است که آب ارزان است؛ این کشش در قیمت یا نقطه ها ی متغیر از تابع تقاضا کشش نقطه ای نامیده می شود؛ کشش در تابع تقاضای کالاها و نهاده ها، در قیمت وسط یا نقطه ی وسط تابع تقاضا، برابر واحد است.
در قیمت های بالاتر قدرمطلق کشش قیمت بزرگ تر از یک و در قیمت های پایین تر قدرمطلق آن کوچک تر از یک است؛ بنابراین درهنگام گرانی آب قدر مطلق کشش قیمت تقاضای آن بیشتر از یک بوده و اگر فروشندگان آب قیمت آن را یک درصد کاهش دهند، میزان تقاضای آن بیشتر از یک درصد افزایش می یابد و در نتیجه درآمد کل فرشندگان آب بیشتر از یک درصد بالا می رود؛ از سوی دیگر اگر قدرمطلق کشش قیمت آب کمتر از یک باشد و تمام فروشندگان آب قیمت آن را یک درصد پایین بیاورند، میزان تقاضای آب کمتر از یک درصد بالا می رود و در نتیجه درآمد آنها در مجموع کاهش می یابد؛ بنابراین اطلاع از کشش تقاضای آب یا سایر نهاده ها و کالاها بسیار برای سیاست قیمت گذاری و فروش عرضه کنندگان مهم است. اگر قیمت با کشش تقاضا باشد، کاهش آن باعث افزایش درآمد عرضه کنندگان می شود و اگر قیمت بی کشش تقاضا باشد، یا به عبارت دیگر قدرمطلق کشش کم تر از یک باشد، افزایش قیمت باعث ازدیاد درآمد این افراد از فروش می شود. در بسیاری از تحقیقات انجام شده، کشش تقاضای آب کمتر از منفی یک برآورد شده است؛ این بدان معناست که با کاهش قیمت آب درآمد کل فروشندگان زیاد نمی شود. ازسویی به دلیل محدودیت های قانونی و تعرفه های مصوب، افزایش قیمت آب مقدور نمی باشد؛ در نتیجه عرضه کنندگان خصوصی تمایلی برای ورود به بازار آب و سرمایه گذاری در منابع آب پیدا نمی کنند، نهادهای دولتی نیز درآمد کافی از فروش آب برای توسعه و تکمیل تاسیسات آب رسانی به دست نمی آورند.
درحال حاضر یکی از مسایل بخش آب پایین بودن غیرموجه قیمت یا تعرفه های آب کشاورزی است. همان طور که در بخش بازار آب بیان شد، قیمت آب ارزش اجتماعی آن را نشان می دهد؛ برای نمونه قیمت پایین، فراوانی و ارزش کمی را برای آب متصور می سازد و انگیزه زراع را برای صرفه جویی کم می کند؛ بنابراین تحت برخی از شرایط اصلاح تعرفه های آب کشاورزی بر میزان تقاضای آب می تواند اثر بگذارد و زمینه صرفه جویی و ذخیره سازی آن را فراهم می کند.
۲-۵- اهمیت مدیریت تقاضای آب
کمیابی و محدودیت دسترسی به آب در بخش کشاورزی به عنوان بزرگ ترین مصرف کننده آب که تقریباً ۷۰ درصد مصرف آب جهان در این بخش صورت می گیرد بیشتر خود را آشکار می سازد (فائو[۱۷]، ۲۰۰۳). محدودیت های آبی در اغلب کشورهای جهان از جمله ایران سبب شده توجه مدیران مربوطه به سمت مدیریت توامان عرضه و تقاضای منابع آب جلب شود. بدین صورت که تمرکز بر مدیریت عرضه که در آن هدف عرضه هر چه بیشتر منابع آب بود، به سمت اداره کردن تقاضا نیز تغییر مسیر یابد تا بتوان از منابع آبی موجود در جهت تامین تقاضا استفاده کرد.
بنابراین می توان گفت که در مدیریت تقاضای آب عمدتاً مسائل تخصیص آب، کنترل آلودگی و بهبود راندمان مصرف مطرح می شود. همچنین، استفاده از قطعات و وسایل کاهنده مصرف آب، ارتقای راندمان آبیاری، بهبود الگوی کشت، اجرای سیاست های آبیاری کم در بخش کشاورزی، جایگزین کردن محصولاتی با نیاز آبی کمتر و یا قطع آبیاری و کاشت محصولات دیم، سیاست قیمت گذاری آب و غیره از جمله روش های مناسب برای کاهش مصرف و در نتیجه مدیریت تقاضا می باشند (گومز و ریسگو[۱۸]، ۲۰۰۴).
۲-۵-۱- مدیریت تقاضا و نقش ارزش گذاری اقتصادی در مدیریت تقاضای آب
مدیریت تقاضا همانطور که از نامش پیداست شامل تصمیمات و سیاست هایی است که طرف تقاضا را کنترل و مدیریت می کند. زمانی که یک منبع به علت استفاده ی زیاد آن کمیاب می شود بحث مدیریت تقاضا مطرح می گردد. در بحث مدیریت تقاضا سعی می شود به وسیله ی ابزارهای قانونی و اقتصادی اولاً تقاضای آن منبع کنترل شود و ثانیاً به صورت کارا بین مصارف مختلف تخصیص یابد. در گذشته کنترل تقاضا بیشتر از طریق وضع قوانین و مقررات کنترل می شد ولی امروزه، با گذشت زمان ابزارهای اقتصادی قدرتشان را در نائل شدن به اهداف مدیریت تقاضا نشان داده اند، محرک های اقتصادی که مهم ترین آن تعیین قیمت واقعی آن منبع است از موثرترین ابزار می باشد. با تعیین قیمت منبع مورد نظر و مقایسه ی آن با عملکرد و بازده آن منبع در مصارف مختلف مشخص می شود که آن منبع باید به مصارفی که بالاترین عملکرد را در استفاده از آن منبع دارند تخصیص داده شود. بعد از اجلاس مدیریت تقاضای آب مناطق مدیترانه ای (۲۰۰۲) که در فیوگای ایتالیا برگزار شد، تعریف جامع و کاربردی تری از مدیریت تقاضای آب ارائه گردید بدین منظور که مدیریت تقاضای آب در بر گیرنده سیستم های سازمانی و مداخلات آنهاست که توسط جوامع و دولت هایشان جهت افزایش کارایی فنی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی منابع آب می تواند اجرا شود. به طور کلی هدف سیاست های مدیریت تقاضا، بهبود مصرف آب، استفاده بهینه از آب، فراهم آوری خدمات و ارزش بیشتر و در نهایت توسعه پایدار هر واحد از آبی است که دریافت، استخراج یا از شوری زدایی به دست می آید (مواللا و سلمان[۱۹]، ۲۰۰۲).
کشاورزی نه تنها عظیم ترین مصرف کننده ی آب از نظر کمیت است بلکه مصرف کننده ای است که آب ارزان را با راندمان کم و سوبسید کلان مصرف می کند. در کشاورزی علاوه بر اینکه بخش اعظم سرمایه گذاری عمومی دولت در بخش کشاورزی اعم از پروژه های آبیاری و غیره است، این پروژه ها بعد از تکمیل از بزرگترین گیرنده های سوبسید از منابع مالی دولت هستند. که این سوبسیدها صرف تأمین هزینه های تعمیر و نگهداری پروژه های احداث شده می گردد. با این وجود، شاخص عملکرد آبیاری در زمینه های افزایش محصول، مساحت زمین های آبیاری شده و کارایی فنی بسیار کمتر از انتظارات بوده است. از دلایل اصلی این وضع موجود می توان به پایین بودن(یا ارزان بودن) قیمت آب در بخش کشاورزی اشاره کرد که باعث شده است از آب به طور اقتصادی استفاده نگردد. یعنی به خاطر ارزان بودن آب، کشاورزان خودشان را فارغ از این دیدند که می توانستند با به کار بردن تکنولوژی بهتر بازده و راندمان استفاده از آب را بالا ببرند. در حال حاضر بخش کشاورزی قادر به رقابت اقتصادی با بخش صنعت وشهر در مورد استفاده از آب نیست. این بخش ها از هر واحد از آب مصرف شده بازده بیشتری به دست می آورند، این رقابت در بسیاری از موارد موجب از دست رفتن سهم آب کشاورزی به نفع صنعت و شهر شده است. مطالعه ی هزینه ی واقعی تهیه آب در بخش کشاورزی واقعیتی است که دیر یا زود خود را تحمیل خواهد کرد. کشاورزی با این دوگانگی مواجه است که در آینده باید هم آب کمتری مصرف کند و هم تولید بیشتری عرضه نماید.
با توجه به اهمیت مسأله که در بالا توضیح داده شده، نقش آب در بخش کشاورزی و راندمان پایین آن در این بخش از یک طرف و افزایش کمیابی منابع آب از طرف دیگر نیاز برای مدیریت کارای منابع آب که بتواند آب را به صورت کارا و بهینه تخصیص دهد افزایش پیدا کرده است. برای کنترل تقاضای آب یا به عبارت دیگر صرفه جویی در مصرف آب می توان از طریق محرک های اقتصادی (از طریق محاسبه ی ارزش آب) به عنوان عامل انگیزشی و اقتصادی استفاده نمود. این عمل در قالب آن چیزی که در ادبیات اقتصادی به آن مدیریت تقاضای آب گفته می شود، انجام می گیرد. مهم ترین وظیفه ی مدیریت تقاضای آب، کنترل افزایش تقاضای آب و تخصیص کارای آن با توجه به عرضه ی محدود آب می باشد. این عمل باید به طریقی انجام بگیرد که رفاه اجتماعی ناشی از تخصیص آب به حداکثر برسد. همان طور که پیشتر گفته شد یکی از مهم ترین و بهترین ابزارهایی که می تواند در قالب مدیریت تقاضای آب به این امر کمک کند تعیین قیمت آب یا همان آب بها می باشد. امروزه ابزارهای اقتصادی به طور گسترده جایگزین قوانین و مقررات شده است.
برای دستیابی به اثرات بالقوه ی قیمت گذاری آب تعدادی از عوامل باید مشخص شوند که مهم ترین آن هزینه ی تأمین و عرضه ی آب از یک طرف و ارزش آب برای کشاورزان از طرف دیگر می باشد. به عبارت دیگر در نرخ گذاری منطقی آب باید هم قیمت تمام شده ی آب و هم قدرت خرید گروه های مصرف کننده و بهره برداران در نظر گرفته شود، چرا که این کار به مصرف کنندگان نشان خواهد داد که آب چه هزینه هایی در بردارد و آن ها امکان می یابند که بر اساس آب واکنش نشان دهند. مطالعات انجام شده در برخی کشورها نشان می دهد که با افزایش قیمت آب مصرف آن کاهش می یابد.
ارزش گذاری هزینه ی تامین آب، همان به دست آوردن هزینه ی عرضه ی آب می باشد. به عبارت دیگر هزینه های که انجام می شود تا منابع آب به دست کشاورزان برسد. در کشورهای جهان سوم از جمله ایران تقریباً همه ی هزینه های آب یا سرمایه گذاری در بخش آب را دولت انجام می دهد، لذا این پروژه ها مثل هر پروژه اقتصادی دیگر نیاز به این دارد که هزینه های پروژه به سرمایه گذاران (یعنی دولت) برگردد. بر طبق تئوری های اقتصاد خرد، عرضه کننده ی آب (که همان دولت است) باید قیمتی برابر هزینه ی نهایی کارا در تولید را از تقاضا کنندگان (که در اینجا کشاورزان می باشند) بگیرد، یعنی قیمت دریافتی باید برابر هزینه ی تأمین و عرضه ی آخرین واحد تولید باشد. در طرف تقاضا یعنی کشاورزان، مقدار پولی که می توانند بابت استفاده از آب پرداخت کنند بر مبنای توانایی پرداخت کشاورزان است. به عبارت بهتر، قیمت دریافتی برای آب از حداکثر تمایل به پرداخت کشاورزان نمی تواند بیشتر باشد. بهترین ملاک برای معیار تمایل به پرداخت کشاورزان در قبال استفاده از آب بازده و عملکرد خالصی است که آب برای آن ها دارد، که همان ارزش تولید نهایی آب می باشد. اگر قیمت آب بیش از ارزش تولید نهایی آن باشد، کشاورزان اقدام به استفاده از آن نخواهند کرد و چنین قیمتی برای آب مغایر با هدف رشد کشاورزی و افزایش درآمد کشاورزان است به همین جهت اگر بهای آب به دقت تعیین گردد هم مانع هدر رفتن و اتلاف آن می شود و هم باعث افزایش درآمد کشاورزی می گردد و بالاخره آب بها وسیله ای برای بازپرداخت هزینه های سرمایه گذاری در طرح های آبیاری و آبرسانی می باشد. اگرچه به علت عدم استفاده درست آب و علل دیگر، ارزش تولید نهایی آب در کشوری مثل ایران، اکثراً پایین تر از هزینه ی نهایی عرضه ی آب می باشد.
۲-۵-۲- ابزارهای مدیریت تقاضای آب
ابزارهای مدیریت تقاضا را می توان به سه دسته ابزارهای اقتصادی، قانونی- سازمانی و فرهنگی تقسیم بندی کرد که در ادامه به تعریف هریک پرداخته می شود.
ابزارهای اقتصادی: اقتصاددانان معتقدند که آب یک کالای خصوصی بوده و قیمت آن بایستی از طریق بازار رقابتی مشخص شود. این نکته که آب به عنوان یک کالای اقتصادی تلقی می شود از نتایج کنفرانس دوبلین (۱۹۹۲) در مورد آب و محیط زیست گزارش شده است. در این کنفرانس اصول چهار گانه ای درباره منابع آب بیان شد که بخشی از آن عبارتند از: «آب در تمامی اشکال مورد استفاده آن دارای یک ارزش اقتصادی است و به عنوان یک کالای اقتصادی باید به رسمیت شناخته شود. شکست های گذشته برای شناختن ارزش اقتصادی آب منجر به مصارف بی فایده و همچنین استفاده هایی که از نظر زیست محیطی به منبع آبی صدمه وارد می کند، گردید. مدیریت آب به عنوان یک کالای اقتصادی، روش مهمی برای استفاده موثر و توام با عدالت این منبع شده که می تواند مشوق نگهداری و حفاظت منابع آب تلقی شود»[۲۰]. بنابراین ابزارهای اقتصادی مفاهیمی از قبیل بهبود هزینه، قیمت گذاری آب، افزایش ظرفیت مالی و ارتقای بازارهای مناسب آب و افزایش نقش بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در بخش آب را در بر می گیرند.
ابزارهای قانونی و سازمانی: شامل قوانینی برای مدیریت تقاضا و استفاده از آب مانند حقوق آب، اولویت بندی استفاده، حفاظت از کمیت و کیفیت آب و حل اختلاف می باشد. این ابزارها بایستی با سازوکارهایی که مشوق هماهنگی بین بخش های مختلف آب و هیات اجرایی است تکمیل شوند. همچنین آن ها باید موجب تمرکز زدایی و توسعه مشارکت ذی نفعان در استراتژی های مدیریت تقاضای آب گردند.
ابزار فرهنگی: این ابزار، مدیریت تقاضای آب را با افزایش آگاهی کاربران و بالا بردن ظرفیتشان برای منطقی ساختن تقاضا و استفاده از آب، اعمال می کند. گسترش خدمات و کارگاه های تخصصی برخی از ابزارهایی است که بدین منظور توصیه شده است (مواللا و سلمان، ۲۰۰۲).
۲-۶- قیمت گذاری آب و تاثیرات آن

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

دسترسی متن کامل – تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ۸

نرمال

۶/۳۵

۷/۲۸

۷۶/۵۰

۵۷/۸

۱/۹۲

۷۶/۲۱۵

ترسالی

۶/۳۵

۷/۲۸

۸۸/۱۰۶

۵۷/۸

۶/۱۰۰

۳/۲۸۰

مأخذ: شرکت بهره برداری از شبکه های آبیاری و زهکشی گیلان.

۱-۸- روش و ابزار گردآوری اطلاعات
اطلاعات مورد نیاز با استفاده از روش میدانی، پرسشنامه و مصاحبه حضوری بدست میآید. همچنین، علاوه بر منابع اطلاعاتی میدانی پایگاههای اطلاعاتی رسمی کشوری و استانی به همراه اطلاعات حاصل از ارگانها و سازمانهای مرتبط، دیگر روش گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر میباشند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل بانکها و منابع اطلاعاتی، ارگانها و سازمانهای مرتبط و پرسشنامه میباشد. پرسشنامه مورد استفاده در سه بخش اصلی شامل بخش اول ویژگیهای اقتصادی- اجتماعی زارعین، بخش دوم منابع آب آبیاری در دسترس و هزینه تأمین آب آبیاری و بخش سوم مقادیر مصرف نهادههای تولید و هزینههای مربوط به تأمین نهادهها طراحی شده است.
۱-۹- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها
به منظور استخراج ارزش اقتصادی آب، از روش ارزش بهره وری نهایی نهاده آب استفاده شده است. بدین منظور ابتدا مناسب ترین تابع تولید با توجه به معیارهای انتخاب بهترین فرم تابعی تعیین می شود و سپس با حداکثر سازی تابع سود نسبت به قید هزینه و مشتق گرفتن نسبت به مقدار نهاده آب، و برابر صفر قرار دادن آن، ارزش تولید نهایی نهاده استخراج می شود. همچنین، با استخراج تابع تقاضای نهاده ی آب، میزان حساسیت مصرف آب به تغییرات قیمت آن به دست می آید.
۱-۱۰- کلید واژه ها
قیمت سایهای[۹]: قیمت سایهای قیمتی است که از تقاطع منحنی های عرضه و تقاضای کالا حاصل نمی شود اما به نوعی میتواند بر اساس محدودیت منابع تعیین شود. قیمت سایهای برای کالاهایی که فاقد بازار آزاد بوده، کاربرد دارد.
ارزش بهرهوری نهایی[۱۰]: مطابق نظریه بهرهوری نهایی، دستمزد نهادهها باید برابر ارزش تولید آخرین واحد نهاده استخدام شده باشد.
کارایی[۱۱]: کارایی عبارت است از نسبت بازده واقعی بدست آمده به بازدهی استاندارد و تعیین شده (مورد انتظار) یا نسبت مقدار کاری که انجام می‌شود به مقدار کاری که باید انجام شود.
کشش قیمتی تقاضا[۱۲]: میزان حساسیت تقاضا به تغییرات قیمت را نشان میدهد. در واقع همان درصد تغییرات تقاضا به درصد تغییرات قیمت می باشد.
مدیریت تقاضا: مدیریت تقاضا شامل تصمیمات و سیاست هایی است که طرف تقاضا را کنترل و مدیریت میکند. در بحث مدیریت تقاضا سعی میشود به وسیله ی ابزارهای قانونی و اقتصادی اولاً تقاضای آن منبع کنترل شود و ثانیاً به صورت کارا بین مصارف مختلف تخصیص یابد.
۱-۱۱- سازماندهی پژوهش
پژوهش حاضر در پنج فصل مختلف ارائه میشود. در فصل اول به کلیات پژوهش پرداخته شده است، و در آن پس از بیان مسأله و آشنایی با موضوع تحقیق، منطقه مورد مطالعه و متغیرهای پژوهش معرفی شد. در فصل دوم، مبانی نظری تحقیق به تفصیل بیان شده و در آخر مهمترین مطالعاتی که در این زمینه انجام شده بود، معرفی شد. فصل سوم به روش تحیق اختصاص داده شده است. در این فصل نحوه تعیین ارزش اقتصادی آب و استخراج تابع تقاضا توضیح داده شده است. فصل چهارم مربوط به تجزیه و تحلیل دادهها است که در آن پس از تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزارهای لازم، نتایج آن در قالب جدول و یا نمودار گزارش شده است. در فصل آخر نیز، خلاصه ای از یافتههای پژوهش ارائه شده و مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. همچنین در این فصل به فرضیات پژوهش پاسخ داده و محدودیتها، پیشنهادات تحقیق بیان میشود.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
۲-۱- مقدمه
در ایران، کشاورزی بزرگترین متقاضی آب است، به طوری که حدود ۹۳ درصد از آب قابل استحصال، سالانه در این بخش استفاده می شود. این باور وجود دارد که پایین بودن قیمت نسبی نهاده ی آب در مقایسه با سایر نهاده های مورد استفاده در کشاورزی موجب از بین رفتن انگیزه سرمایه گذاری در تکنولوژی آب اندوز به جای تکنولوژی های سنتی موجود و عدم صرفه جویی در مصرف آب و اتلاف آن تا بیش از ۸۰ درصد شده است. که اگر تنها راندمان کاربردی آب در این بخش به میزان پنج درصد افزایش یابد، مقدار آب صرفه جویی شده معادل با کل نیاز بخش های دیگر خواهد بود. یکی از راهکار هایی که برای توازن تقاضا و عرضه آب و حل مشکل اتلاف آب و استفاده بهینه از آن مطرح است متعادل کردن قیمت آن است.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

فایل – تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت …

جدول ۴-۳۳- نتایج حاصل از برازش تابع تولید درجه دوم تعمیمیافته ………………………………… ۹۰
جدول ۴-۳۵- نتایج حاصل از آزمونهای ناهمسانی واریانس اجزاء اخلال در برآورد اولیه تابع درجه دوم تعمیمیافته ……………………………………………………………………………………………….. ۹۱
جدول ۴-۳۶- نتایج حاصل از برازش تابع تولید درجه دوم تعمیمیافته بر مبنای وزندهیHCCM …… 92
جدول ۴-۳۸- کشش جزئی عوامل تولید در فرم تابعی درجه دوم تعمیمیافته …………………………. ۹۴
جدول ۴-۳۹- معیارهای انتخاب فرم تابعی تولید برتر …………………………………………………. ۹۵
فهرست شکلها
شکل ۲-۱- تاثیر تغییر در قید مقدار نهاده شبه ثابت بر کاهش هزینه ………………………………….. ۳۱
شکل ۲-۲- منحنی ارزش تولید نهایی آب (تابع تقاضای آب) …………………………………………. ۴۰
شکل ۴-۱- پراکنش سنی شالیکاران مورد مطالعه ……………………………………………………… ۶۱
شکل ۴-۲- پراکنش سطح آموزش شالیکاران مورد مطالعه …………………………………………….. ۶۲
شکل ۴-۳- پراکنش سابقه شالیکاران …………………………………………………………………… ۶۳
شکل ۴-۴- پراکنش میزان آب مصرفی …………………………………………………………………. ۶۴
شکل ۴-۵- پراکنش میزان کود مصرفی ………………………………………………………………… ۶۵
شکل ۴-۶- میزان مصرف سم ساقه خوار ………………………………………………………………. ۶۶
شکل ۴-۷- میزان مصرف سم علف کش ………………………………………………………………. ۶۷
شکل ۴-۸- میزان مصرف بذر ………………………………………………………………………….. ۶۸
شکل ۴-۹- وضعیت نیروی کار ………………………………………………………………………… ۶۹
شکل ۴-۱۰- پراکنش هزینه ماشین آلات ………………………………………………………………. ۷۰
شکل ۴-۱۱- پراکنش هزینه کل ………………………………………………………………………… ۷۱
شکل ۴-۱۳- پراکنش درآمد زارعین ……………………………………………………………………. ۷۳
شکل ۵-۱- ساز و کار اجرایی در پژوهش حاضر ……………………………………………………… ۹۸
فصل اول
کلیات
۱-۱- مقدمه
در سال های اخیر، رشد جمعیت، تغییر اقلیم و پدیده صنعتی شدن، محدودیت منابع آب را به همراه داشته است. بخش کشاورزی بزرگترین مصرفکننده آب بوده و کمترین راندمان مصرف آب را به خود اختصاص داده است. از این رو، طی سالهای اخیر تلاشهای گستردهای به منظور برآورد ارزش اقتصادی مصرف آب در بخش کشاورزی به منظور بهبود برنامهریزیهای توسعهای صورت گرفته است. در این فصل ابتدا به بیان مسأله مدنظر در پژوهش حاضر پرداخته، سپس متغیرهای پژوهش، ویژگی های منطقه مورد مطالعه و روش و ابزارها مورد استفاده معرفی می گردند. همچنین، ضرورت تحقیق، اهداف و فرضیه های تحقیق به تفسیر ارائه شده و در نهایت به تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی پژوهش پراخته می شود.
۱-۲- بیان مسأله
ایران جزء مناطق خشک و نیمه خشک آب و هوایی بوده و آب یکی از عوامل محدودکننده‌ی فرایند تولید در بخش‌های اقتصادی و به ویژه بخش کشاورزی است. از این ‌رو، مدیریت منابع آب از اولویتهای برنامه‌های سیاستی در کشور محسوب میشود. مدیریت منابع آب به عنوان مهمترین منبع طبیعی تجدیدپذیر اما محدود، یکی از مهمترین چالشهای قرن حاضر بوده و موجبات نگرانیهای عمده‌ی جهانی را فراهم آورده است (لینر[۱]، ۲۰۰۹). منابع آب در معرض تنش فزاینده ناشی از آثار متقابل رشد جمعیت، توسعهی اقتصادی، تنوع اقلیمی و توزیع ناهمگون زمانی و مکانی منابع آب، تغییر اقلیم و حفاظت از اکوسیستم است (وادا[۲] ، ۲۰۱۰). این موارد سبب بروز مسائلی جدی مانند فقر، ایجاد اختلال در فرایند رشد و توسعهی پایدار اقتصادی- اجتماعی، تهدید تولید جهانی غذا و ناپایداری منابع طبیعی میشود (آنگلس[۳]، ۲۰۱۱).
کشاورزی با ۸۵ درصد مصرف جهانی آب به عنوان بزرگترین مصرف‌کننده‌ این منبع، نقش مهمی در تعادل مقدار آب بین استفادههای رقیب دارد (پونگکیوراسین[۴]، ۲۰۰۷). در دهههای آینده، تأمین بیش از دو سوم عرضهی فزاینده‌ی غذای مورد نیاز جمعیت رو به گسترش جهان بر عهده‌ی کشاورزی مبتنی بر آبیاری خواهد بود (الجئیدی[۵]، ۲۰۰۹). و پیشبینی میشود در سال ۲۰۵۰ میلادی تقاضا برای آب کشاورزی به دو برابر برسد (پفیستر و همکاران[۶]، ۲۰۱۱).
دستیابی به خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی سالها در سرلوحه کار وزارت جهاد کشاورزی قرار دارد. ولی عاملی که تحقق این هدف را با چالش مواجه میسازد، محدودیت منابع و فقدان سرمایههای کافی در داخل کشور میباشد که لاجرم دست اندرکاران و محققین را به سمت روشهای استفاده بهینه و اقتصادی از منابع تولید هدایت مینماید. تاکید بر بهره وری در استفاده از منابع موجود و تخصیص منابع و سرمایهها به مصارفی که حداکثر بازدهی را ایجاد مینماید، اصولی است که همگان بر آن اتفاق نظر دارند. در این راستا، آب به عنوان محدودکنندهترین عامل تولید در کشاورزی از اهمیت بسزایی برخوردار است و برنامهریزی برای تخصیص مناسب آن به نحوی که حداکثر بازدهی در تولید محصولات کشاورزی ایجاد گردیده و در عین حال رفاه نسلهای آینده و محیطزیست حفظ شود، بسیار اهمیت دارد. در واقع تقاضای روز افزون منابع آب و محدودیت منابع آبی کشور، شکاف بین عرضه و تقاضای آب را روز به روز افزایش میدهد و امروزه محدودیت منابع اب تعیین کننده الگوی کشت بوده و در این راستا یکی از موثرترین راههای دستیابی به خودکفایی، تولید داخلی بیشتر و بهره وری افزونتر، تخصیص مناسب آب بر اساس معیارهای اقتصادی می باشد. از دیدگاه پارتو زمانی تخصیص منابع تولید بهینه اقتصادی خواهد بود که با تخصیص مجدد آن امکان افزایش مطلوبیت یا بازده اقتصادی در هیچ یک از بهره برداریها وجود نداشته باشد. در این راستا، معیارها و ابزارهای اقتصادی مختلفی میتواند نمایانگر بازده اقتصادی و فیزیکی نهادهها در بین بهره برداریها و کشتهای مختلف باشد که از مهمترین آنها ارزش اقتصادی میباشد. در واقع مقایسه ارزش اقتصادی بین محصولات زراعی مختلف نشاندهنده این است که الگوی تخصیص فعلی چقدر با اصول اقتصادی مطابقت دارد.
مباحث و مطالعاتی که پیرامون موضوع آب به عنوان یکی از محوریترین اجزای توسعهی پایدار صورت پذیرفته، مدیریت ضعیف، ناکارامد و ناپایدار آب و نه محدودیتهای واقعی فیزیکی عرضه را مسئول چالشهای امروزی میداند (استراتون[۷]، ۲۰۰۸) به طوری که بسیاری از مشکلات، توسط مدیریت کارا و پایدار آب آبیاری قابل اداره شدن میباشد که این امر مستلزم حفاظت از منابع آب و افزایش درآمد خالص تولیدکننده است (OECD، ۲۰۰۹). بانک جهانی و سایر سازمان‌های مربوط، ارزیابی میزان تقاضا را هسته‌ی مرکزی فرایند مقابله با بحران‌های پیش‌گفته شناخته و برآوردی از طبیعت تقاضا به عنوان پیش‌نیاز طراحی پایدار پروژه‌ها و برنامه‌ها و هدایت تصمیمات سرمایه‌گذاری در بخش آب مطرح است (دردن[۸]، ۱۹۹۸). از این رو، استخراج تابع تقاضای آب آبیاری و تعیین ارزش اقتصادی و میزان بهرهوری این نهاده کمیاب گام نخست طراحی راهبرد بهینه بهرهبرداری میباشد.
ناحیه آبیاری فومنات در شبکه آبیاری و زهکشی سفیدرود مشتمل بر پنج واحد عمرانی بوده که اراضی زراعی بالغ بر ۶۶/۴۹ هزار هکتار را تحت پوشش خود دارد. براساس آخرین اطلاعات موجود، سهم محصولات زراعی مختلف در الگوی کشت این ناحیه آبیاری عبارت از برنج دانه بلند مرغوب با ۷۳/۸۸ درصد، برنج دانه بلند پرمحصول با ۵۶/۹ درصد و سایر محصولات زراعی با ۷۱/۱ درصد است (). ارقام برنج دانه بلند با دارا بودن ۲۹/۹۸ درصد سطح زیر کشت، زراعت غالب در این ناحیه آبیاری میباشد. از سوی دیگر، کل سود ناخالص زراعت در ناحیه آبیاری فومنات براساس مقادیر پولی دوره زراعی ۹۰-۱۳۸۹ معادل با ۹۶/۰ هزار میلیارد ریال برآورد میشود. تأمین آب آبیاری در این ناحیه توسط چهار منبع اصلی شامل شبکه آبیاری سفیدرود، رودخانهها و انهار محلی و زهکشها، آببندانها و منابع زیرزمینی صورت میگیرد. با توجه به مصرف آب آبیاری بالغ بر ۴۸۷ میلیون متر مکعب در این ناحیه آبیاری، سهم هر یک از منابع چهارگانه فوق در تأمین آب آبیاری به ترتیب برابر با ۰۶/۶۰، ۰۸/۳۱، ۲۴/۲ و ۶۲/۶ درصد میباشد (). استخراج تابع تقاضای آب آبیاری، تعیین ارزش اقتصادی و بهرهوری این نهاده در منطقه مورد مطالعه نقش شایان توجهی در بهبود سیاستهای مدیریت منابع آب در اراضی پایاب سد و شبکه سفیدرود دارد.
۱-۳- ضرورت تحقیق
با نگاهی به اسناد بالادستی توسعه در سطح استانی و کشوری، ضرورت خاص انجام پژوهشهایی از این دست را میتوان در موارد زیر خلاصه نمود:
ضرورت تعدیل سیاستهای قیمتگذاری و تعیین تعرفه آب آبیاری بر مبنای ارزش اقتصادی.
ارائه دورنمای مناسب برای برآورد منافع اقتصادی از دست رفته ناشی از تغییر شرایط تخصیص آب آبیاری.
۱-۴- پرسش های تحقیق
با توجه به شرایطی محیطی و چالشهای آتی پیشروی استان گیلان در بخش آب مهمترین پرسشهای مدنظر از طراحی این پژوهش به قرار زیر است:
آیا ارزش اقتصادی آب آبیاری بیشتر از نرخ تعرفه فعلی آب در ناحیه فومنات است؟
واکنش یا حساسیت شالیکاران این ناحیه به تغییرات قیمت این نهاده به چه میزان است؟

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.
1 3 4 5 6 7 114