چهار سازه اساسی در مدل مبتنی بر طرح­واره

چارچوب نظری مدل مبتنی بر طرح­واره

چهار سازه اساسی در مدل مبتنی بر طرح­واره وجود دارد(یانگ، 2011):

– طرح­واره­های ناسازگار اولیه،

– حیطه های طرح­واره،

– فرآیند های طرح­واره،

– سبک­های طرح­واره

قبل از ارایه ویژگی و تعریف این سازه­ها، مفهوم طرح­واره را مورد بررسی قرار دهیم.

 

 

طرح­واره­های ناسازگار اولیه

طرح­واره­های ناسازگار اولیه، از جمله فقدان، شکست و مورد علاقه نبودن را معرفی کرد. این طرح­واره­ها در ­مراحل اولیه زندگی پدید می­آیند و با مفهوم یک پارچگی زیستی، از جمله توانایی زنده ماندن، ترک شدن و هدایت کردن خطر به سمت خود، در ارتباط هستند(بک، 2003).

بالبی معتقد است که اختلال­هایی که در مرحله­های اولیه زندگی روی می­دهد بر پردازش اطلاعات در دوره­های بعدی اثر می­گذارد، و در نتیجه فرد را در مقابل تهدید به ترک شدن و تهدید­های آسیب زننده به بقای زیستی فرد، آسیب پذیر می سازد(سنت کلر، 1391).

یانگ (2002) این فرض را مطرح ساخت که برخی از طرح­واره­ها، به ویژه طرح­واره­هایی که در طی دوران اولیه زندگی در نتیجه تجربه­های ناخوشایند و نامطلوب کودکی شکل می گیرند، ممکن است هسته مرکزی اختلال­های شخصیت، مشکل­های خصیصه ای خفیف­تر، و بسیاری از اختلال­های دیر پای محور یک را تشکیل دهند.

بطور کلی طرح­واره­های ناسازگارانه اولیه:

1-الگویی گسترده و نافذ است که شامل: خاطره­ها، هیجان­ها،  شناختارها و حس­های بدنی که، در ارتباط با فرد و رابطه­های او با دیگران است، در طول سال های کودکی یا نوجوانی شکل می­گیرد، در طول زندگی فرد گسترش می­یابد و به گونه چشمگیری مختل و ناکارآمد است.

به طور خلاصه، طرح­واره­های ناسازگار اولیه­، الگو های شناختی و هیجانی خود- ویران­گری هستند که شکل­گیری آن­ها از دوره­های اولیه رشد فرد آغاز می­­گردد و در طول زندگی او تکرار می شوند. توجه داشته باشید که بر اساس این تعریف، رفتار فرد قسمتی از طرح­واره او نیست، بلکه بر اساس نظریه یانگ رفتار­های ناسازگار به عنوان پاسخی در برابر طرح­واره­های ناسازگار اولیه شکل می­گیرند. بنابراین­، رفتار­ها توسط طرح­واره­ها بر­انگیخته می­شوند، ولی قسمتی از طرح­واره­ها نیستند(سیلوا[1]، دوگان[2] و مک کاردی[3]، 2009).

به طور کلی، طرح­واره­ها به عنوان باور­های بنیادین ناکارآمدی در نظر گرفته می­شوند که توسط یک محرک فعال می گردند و تم­های پایدار و با ثباتی دارند که از فردی به فرد دیگر متفاوت است. طرح­واره­ها در طول دوران کودکی شکل گرفته اند و در واقع، حاصل تلاش فرد به منظور انطباق با رویداد­های زندگی و موفقیت های محیطی هستند. زمانی که طرح­واره­ای فعال می­شود، تبدیل به اتاق فرمان افکار خود آیند منفی می گردد و به گونه­ای منفی موجب سو گیری در اطلاعات می شود(آرنتز و جیکوب، 2013). در حقیقت، طرح­واره­ها توسط شرایط و نشانه های موقعیتی خاصی فعال می­شوند، و سپس دوباره ذخیره می­گردند این فعال سازها و نشانه­های موقعیتی در ذخیره حافظه فرد قرار دارند. این بدان معناست که درمان گر باید طرح­واره را به عنوان یک مفهوم فراگیر در نظر بگیرد، نه این که به آن به عنوان مجموعه­ای از شناختارها نگاه کند(آرنتز و جیکوب، 2013).

 

منشأ طرح­واره­های ناسازگار اولیه

نیازهای هیجانی بنیادین(آرنتز و جیکوب، 2013).

پنج نیازهیجانی بنیادین در انسان وجود دارد که باید بر آورده شوند، و ناکامی در بر آورده شدن این نیازها در فرد، موجب شکل­گیری طرح­واره­های ناسازگار اولیه می­شود. این نیازها عبارتند از:

1-دلبستگی­های ایمن به دیگران (شامل امنیت، ثبات، پرورش و تربیت، پذیرش).

2- استقلال، کارآمدی و حس هویت؛

3- بیان آزادانه نیازها و هیجان­های پذیرفتنی ؛

4-خود انگیختگی ؛

5-محدودیت­های واقع گرایانه و خود-  بازداری (خود- کنترلی)

در طرح­واره­درمانی هدف اساسی این است که به بیمار کمک کنیم تا روش­های سازگارانه­تری را به منظور ارضای نیازهای هیجانی بنیادین خود به کار بندد.

  • تجربه های اولیه زندگی(آرنتز و جیکوب، 2013).

چهار نوع تجربه اولیه زندگی موجب به وجود آمدن طرح­واره­های ناسازگار اولیه می­شوند که عبارتند از:

1-ناکام شدن دردناک نیازها ؛

2- مورد ضربه واقع شدن یا قربانی شدن؛

3- ارضای بیش از حد برخی از نیازها ؛

4-درونی ­سازی انتخابی یا همانند سازی با افراد مهم.

 

  روش مطالعه شیمی؛ ۱۰ نکته ای که این درس رو ملکه ذهن تون می کنه 

حیطه­های طرح­واره­های ناسازگار اولیه

یانگ(2003)، مبتنی بر نیازهیجانی بنیادین که در صفحات قبلی توضیح داده شده، هجده طرح واره ناسازگار اولیه را در قالب پنج حیطه­های طرح­واره معرفی می­کند. این حیطه­ها عبارتند از:

 

 

 

حیطه یک: جدایی[4] و طرد[5]

بیمارانی­که در این حیطه قرار می­گیرند قادر به برقراری دلبستگی­های ارضا کننده و ایمن با دیگران نیستند. خانواده­های این افراد، که موجب شکل گیری این حیطه در کودکی فرد می­شوند، معمولاً ناپایدار، آزا­ر­دهنده، سرد، طرد­کننده و منزوی از دنیای اطراف خود هستند. در این افراد نیازهای بنیادین امنیت، آرامش خاطر، پذیرش، حمایت، ثبات، هم­دلی و راهنمایی بر آورده نشده است (رافائل و یانگ، 2011).

 

طرح­واره­هایی که در این حیطه قرار می­گیرند، عبارتند از:

1-ترک شدن/ بی ثباتی[6]

در این طرح­واره­، فرد درک ناپایدار و غیر واقعی درباره حمایت شدن  و ارتباط با دیگران دارد. بیماران دارای این نوع طرح­واره بر این باورند که افراد مهم در زندگی شان، ارتباط­های خود با وی را ادامه نمی­دهند و در نتیجه همواره انتظار ترک شدن را دارند. این بیماران معتقدند که افراد مهم زندگی ­شان قادر نخواهند بود به حمایت هیجانی و ارتباط قوی و مستمر با او ادامه دهند، چون او فردی بی ثبات و پیش بینی ناپذیر است و در نتیجه وی را به خاطر فرد دیگری ترک خواهند کرد(رافائل و یانگ، 2011).

 

2- محرومیت هیجانی[7]

افراد دارای این طرح­واره بر این باورند که نیازهای هیجانی طبیعی آن­ها توسط افراد مهم زندگی به طور کافی برآورده نخواهد شد. سه  شکل محرومیت هیجانی وجود دارد:

الف) محرومیت از مراقبت : فقدان توجه، عاطفه، گرمی یا محبت ؛

ب) محرومیت از هم دلی : فقدان درک، خودافشاگری، تبادل احساس­ها، و فقدان شنونده؛

ج) محرومیت حمایت: فقدان هدایت و راهنمایی دیگران .

 

3- بی اعتمادی-  آزار دیدن[8]

در این طرح­واره فرد معتقد است که دیگران آزارنده، سوء استفاده کننده، صدمه رساننده، متقلب، دروغگو و بی­صداقت هستند و اگر  فرصت یابند، حتما” وی را استثمار خواهند کرد(رافائل و یانگ، 2011).

4-نقص داشتن/ شرم[9]

افراد دارای این طر ح­واره معتقدند که حقیر، پست، بد و بی ارزش هستند و دیگران آن­ها را دوست ندارند. به همین دلیل آن­ها در درون خود احساس پر خاشگری، بی­ارزشی و دل­آزار بودن را تجربه می­کنند. این بیماران ممکن است نسبت به سرزنش و مقایسه شدن با اطرافیان به گونه اغراق آمیزی حساس باشند، از بودن با دیگران احساس نا امنی کنند،  و در عین حال،  در حضور آنان احساس شرم و خجالت دارند(رافائل و یانگ، 2011).

 

5-انزوای اجتماعی/ بیگانگی[10]

در این طرح­واره­، فرد این تجربه ذهنی را دارد که به نوعی از دیگران متفاوت است، متعلق به گروه یا دسته ای نیست و با دیگران فرق دارد. حس از خود بیگانگی در این افراد دیده می شود(رافائل و یانگ، 2011).

 

حیطه دو: خود گردانی و عملکرد مختل[11]

خود گردانی و استقلال، توانایی فاصله گرفتن از خانواده و عملکرد مستقل متناسب با سن است. افراد دارای طرح­واره­های این حیطه، در فاصله گرفتن  از خانواده و نمادهای پدری یا مادری و عملکرد مستقل مشکل دارند. به عبارتند دیگر، در طول دوره کودکی، اعضای خانواده این افراد در کارهای وی بسیار دخالت کرده­اند و به گونه،ای افراطی، حمایت کننده بوده اند. در نتیجه، این افراد هرگز نتوانسته­اند هویتی مستقل را در خود شکل دهند(رافائل و یانگ، 2011).

طرح­واره­های این حیطه عبارتند از:

6-وابستگی/ بی کفایتی[12]

افراد دارای این طرح­واره، در پذیرفتن مسئولیت­های روزمره خود بدون کمک دیگران احساس ناتوانی می­کنند.  این طرح واره اغلب به شکل احساس درماندگی یا منفعل بودن تظاهر می­یابد(رافائل و یانگ، 2011).

 

7- آسیب پذیری در برابر صدمه یا بیماری

محتوای این طرح­واره حاوی ترس اغراق­آمیز و فاجعه انگارانه از هر نوع ضربه و ناتوانی در کنار آمدن با صدمه یا بیماری است که به سه قسمت تقسیم می شود(رافائل و یانگ، 2011):

1-فاجعه انگاری طبی[13]

2- فاجعه انگاری هیجانی[14]

3- فاجعه انگاری بیرونی[15]

 

8- به هم ریختگی[16] / خود رشد نایافته[17]

  راه های ارتقای تاب آوری

افراد دارای این طرح­واره، غالب اوقات به گونه­ای افراط آمیز با اطرافیان خود درگیری هیجانی پیدا می­کنند و با آن­ها­، بدون حفظ حریم خصوصی، ارتباط بسیار نزدیکی بر قرار می کنند. این بیماران باور دارند که فردیت به هم ریخته و سازمان نایافته­ای دارند و بدون حمایت مستمر دیگران قادر نخواهند بود عملکرد مناسبی داشته باشند، و به زندگی خود ادامه دهند. هم­چنین، احساس تمایل به در هم آمیزی مستمر با دیکران و احساس بی­کفایتی در هویت فردی، از دیگر مشکل­هایی است که این افراد با آن مواجه هستند. در نتیجه، حساس پوچی و بی­هدفی دیر پایی دارند(رافائل و یانگ، 2011).

 

9- شکست[18]

در این طرح­واره­، فرد بر این باور است که به گونه­­ای غیر قابل اجتناب، در زمینه های مختلف زندگی شکست خواهد خورد، ونمی تواند به شیوه ای با کفایت، به سطح همتایان خود برسد(رافائل و یانگ، 2011).

حیطه سه مرزهای مختل[19]

نقص در حد ومرزهای درونی، بی­مسئولیتی در قبال دیگران و بی­هدفی دراز مدت از ویژگی­های این حیطه است. این مشکل­ها منجر به عدم رعایت حقوق دیگران و عدم همکاری با آنان، اقدام به رفتارهای مغایر با قانون و عدم برنامه­ریزی شخصی واقع گرایانه می­شود. خانواده­های این افراد، اغلب خانواده­های بسیار دخالت کننده، سهل گیر و القا کننده حس برتری در کودک هستند. در برخی موارد، کودک ممکن است به دلیل عدم رعایت قانون مورد تنبیه قرار نگیرد و راهنمایی و هدایت مناسب و کافی را دریافت نکند(رافائل و یانگ، 2011).

طرح واره های این حیطه عبارتند از:

10- استحقاق داشتن/ بزرگ منشی[20]

در این طرح­واره، فرد معتقد است که از دیگران بالاتر و ارجح تر است و بنابراین­، سزاوار دریافت حقوق ویژه است. احترام به رعایت قانون و حقوق دیگران در این افراد مشاهده نمی­شود. معمولا” این بیماران هر کاری را در هر زمانی که دوست داشته باشند، بدون در رنظر گرفتن واقعیت­های موجود و ضررهای احتمالی به دیگران، انجام می­دهند وبه منظور کسب قدرت یا کنترل، تأکید اغراق آمیزی بر برتری خود دارند. این افراد به منظور غلبه بر دیگران، تلاش بسیاری می­کنند؛ نقطه نظر های خود را به آن­ها تحمیل و رفتارهای دیگران را در جهتی که تمایل دارند، هدایت می­کنند. بدون آن­که هیچ­گونه هم­دلی با آن ها داشته باشند(رافائل و یانگ، 2011).

 

11- خود انضباطی ناکافی[21]

افراد دارای این طرح­واره نمی­توانند به گونه­ای کارآمد و با کفایت خود را کنترل کنند. تحمل ناکامی در کسب هدف­های فردی برای این افراد بسیار دشوار است و در صورت ناکامی، به سبک بسیار افراطی هیجان­های خود را بیان می­کنند و رفتار تکانشی از خود بروز می­دهند(رافائل و یانگ، 2011).

 

حیطه چهار: هدایت شدن توسط دیگران[22]

بیمارانی که در این حیطه قرار می­گیرند تأکید زیادی بر ارضای نیازهای دیگران در مقایسه با نیازهای خودشان دارند واین کار را برای کسب تأیید، حفظ ارتباط عاطفی و اجتناب از تنبیه انجام می­دهند. خانواده این بیماران به گونه­ای با آن­ها برخورد کرده­اند که فرد به این باور رسیده است که تحت شرایطی مورد پذیرش قرار خواهد گرفت. به عبارت دیگر، محیط همراه با پذیرش بدون قید و شرط در خانواده هرگز برای این افراد وجود نداشته است. در چنین محیطی کودک آموخته است که به منظور کسب محبت، توجه و تأیید دیگران، باید بسیاری از نیازها و خواسته­های خود را سرکوب کند. در چنین محیطی، نیازها و خواسته­های گروه به نیازها و خواسته های کودک ارجحیت دارد(رافائل و یانگ، 2011).

 

12 فدا کردن[23]

در این طرح­واره، فرد احساس می­کند که به گونه­ای اغراق آمیز  در کنترل دیکران است(رافائل و یانگ، 2011).

1-فداکردن نیازها؛

2- فداکردن هیجانها[24]

این بیماران براین باورند که آرزوها، نقطه­نظرها و احساس های آن­ها بی­ارزش هستند واهمیتی برای دیگران ندارند. این افراد به طور مداوم از هر چیزی احساس نارضایتی می­کنند و نسبت به عدم ارضای نیازها و هیجان­های خود بسیار حساس هستند.  معمولا” این وضعیت منجر به خشم در آن­ها می شود که با علامت­های غیر انطباقی از جمله رفتارهای پرخاشگر-  منفعل یا برون ریزی بروز پیدا می کند(رافائل و یانگ، 2011).

  انواع روش های تنظیم هیجان

13 قربانی کردن خویشتن[25]

در این طرح­واره­، فرد داوطلبانه و خود- خواسته در پی ارضای نیازهای دیگران است، حتی اگر نیازهای خودش برآورده نشود.علت­های عمده­ای که این افراد بیان می­کنند، عبارتند از پیشگیری از ایجاد هر گونه ناراحتی و درد در دیگران، اجتناب از احساس گناه ناشی از خودخواهی و تداوم ارتباط با دیگران این افراد نسبت به بروز ناراحتی و درد در دیگران بسیار حساس هستند(رافائل و یانگ، 2011).

 

14- تأیید جویی- پذیرش جویی[26]

افراد دارای این طرح واره، تأکید افراطی بر کسب تأیید، به رسمیت شناخته شدن و مورد توجه قرار گرفتن از جانب دیگران دارند،  تا به این وسیله بتوانند تجربه ذهنی امنی از خود به دست آورند. تجربه ذهنی فرد فرد از اعتماد به نفس خودش ,به گونه­ای بنیادین به واکنش دیگران بستگی دارد0 گاهی اوقات، این طرح­واره در این بیماران، موجب تأکید اغراق امیز بر ظاهر، توجه و احترام می­شود(رافائل و یانگ، 2011).

 

حیطه پنج: هوشیاری افراطی و بازداری[27]

در این حیطه، بر سرکوبی احساس­های خود انگیخته، تکانه­ها، اولویت­ها و پیروی از قانون­های انعطاف ناپذیر و تدوین شده، تأکید افراطی می­شود، تا حدی که حتی ممکن است منجر به از دست دادن شادی، لذت، خود – ابرازی، آرامش، رابطه­های بین فردی نزدیک و سلامتی شود0 خانواده­ای که این افراد در آن پرورش یافته اند، معمولا” تنبیه­گر، پر­توقع، کمال­گرا، پیرو قانون،  سرکوب کننده هیجان­ها و اجتناب کننده از هر گونه خطا، شادی و آرامش بوده است. طرح­واره­های این حیطه عبارتند از(رافائل و یانگ، 2011):

 

15- منفی گرایی- بد بینی[28]

در این طرح­واره، تمرکز مستمر و نافذی بر جنبه­های منفی زندگی­، از جمله مرگ­، فقدان­، گناه، تعارض، خیانت و غیره وجود دارد و در عین حال، جنبه­های مثبت زندگی کوچک شمرده می­شوند یا گرفته می­شود. این وضغیت معمولا” شامل ترسی غیر عادی از خطا کردن است، که می­تواند به مشکل­هایی از جمله مشکل مالی و فقدان منجر شود. چون این افراد پیامدهای منفی ناشی از رویدادهای مختلف را به گونه­ای اغراق آمیز ادراک می کنند، به طور مستمر دچار نگرانی دیرپا، گوش به زنگ بودن (هوشیاری دائمی ) و بلا تصمیمی هستند(رافائل و یانگ، 2011).

 

16- بازداری هیجانی[29]

افراد دارای این طرح­واره، احساس­ها، ارتباط­ها و رفتارهای خودانگیخته خود را محدود می­کند، تا بتوانند به این ترتیب از عدم تأیید دیگران، احساس شرم یا از دست دادن کنترل اجتناب ورزند. شایع ترین جنبه­های این بازداری شامل موارد زیر است(رافائل و یانگ، 2011):

1-بازداری از خشم و پرخاشگری ؛

2- بازداری تکانه های مثبت؛

3- مشکل دربیان ضعف­ها یا بیان آزادانه احساس ها، نیازها وغیره؛

4-تأکید افراطی بر سرکوبی هیجانها.

 

17- استاندارهای ناعادلانه / عیب جویی افراطی[30]

باور زیر بنایی در این طرح­واره این است که فرد باید تمامی تلاش خود را به منظور دستیابی به استانداردهای درونی شده بسیار انعطاف­ناپذیر در زمینه رفتار و عملکردش انجام دهد، تا به این ترتیب از مورد سرزنش قرار گرفتن توسط دیگران اجتناب کند. غالب اوقات، این افراد احساس می­کنند که تحت فشار هستند و در کسب لذت، آرامش، اعتماد  به نفس و رضایت در رابطه­های بین فردی مشکلات اساسی دارند. این طرح­واره به صورت کمال گرایی، قانون های انعطاف­ ناپذیر و اشتغال ذهنی با فشار زمان و کارآمدی در حد کمال بروز پیدا می­کند(رافائل و یانگ، 2011).

 

18-تنبیه

افراد دارای این طرح­واره معتقدند در صورتی که خطایی مرتکب شوند، باید به طور شدیدی تنبیه شوند. آن­ها در قبال افرادی که استانداردها را رعایت نمی­کنند، شدیداً پرخاشگر، بی­تحمل، تنبیه گر و خشمگین هستند. معمولاً ، این طرح­واره به صورت دشواری در بخشیدن خود یا دیگران در صورت ارتکاب خطا ظاهر می شود(رافائل و یانگ، 2011).

 

1Dsilva

2Duggan

3Mccarthy

1Disconnection

2Rejection

[6]Abandonment

4Emotional deprivation

1Mistrust/Abuse

2Defectivenes Shame

3Social isolation/Alienation

4Impaired Autonomy &Performance domain

4Incompetence/Inadequecy

1 Medical catastrophizing

2 Emotional catastrophing

3 External catastrophizing

[16] Disorganization

[17] Immaturity

[18] Failure

1 Impaired limits

2 Entitlement/Grandiosity

3 Insufficient self-discipline

4 Other-Directness

1Sacrify

[24]Wish-Sacrify

3Self-Sacrifice

4Approval seeking/Recognition seeking

1Overviglance&inhibitation

2Negativity/Pessimism

3Emotional inhabitation

4Unrelenting standards/Hypercriticalness