مقاله با موضوع قتل عمد، قانون مجازات، حقوق جزا

یا رکن روانی در تقسیم بندی جنایات موثر بوده و عمل ارتکابی باید به روشنی کاشف از قصد قتل باشد؟ به نظر می رسد نوع آلات و افعال نمی توان ملاک در تقسیم بندی جنایات از حیث عمد و غیر عمد آن قرار گیرد، ‌بلکه آنچه در تحقق قتل عمد موثر می باشد، قصد قتل است و اعمال ارتکابی باید این قصد را به روشنی و آشکار بیان کنند.بنابراین آلات قتاله یک امرمادی است و تنها می تواند کاشف از تحقق عمد که یک امر غیر مادی است تلقی شود.
لذا لازم است جانی بر خصوصیت فعل خود و نوعاً کشنده بودن آن آگاهی داشته باشد که در صورت وجود آگاهی، قصد انجام آن مانند قصد قتل تلقی می شود. البته در اینجا عرف جامعه است که کشنده بودن عملی را به صورت نوعی، غالبی و یا از روی عادت تشخیص می دهد و در این میان جانی نیز در تشخیص عرف با مردم جامعه خود مشترک است و طبیعتاً برکشنده بودن عمل خود واقف خواهد بود. بر این اساس اگرچه در بند ب مواد 206 و 271 قانون مجازات اسلامی تصریحی بر ضرورت آگاهی جانی برخصوصیت غالبی فعل و کشنده بودن آن نشده است، لکن نوعاً، غالباً یا عادتاً کشنده بودن عمل به تشخیص عرف است و آگاهی جانی بر خصوصیات فعل مفروض گرفته شده است، به گونهای که ادعای جهل از او پذیرفته نخواهد بود، مگر اینکه ادعای جهل او عقلاً احتمال داده شود و یا بینه و ارائه ادله معتبر ادعای جهل او پذیرفته شود.
از عناصر دیگری که در عمدی بودن جنایتی دخالت دارد آن است که « جانی فعل را براساس اراده و تصمیم خود، بدون آنکه عاملی اراده آزاد او را تحت تاثیر کلی یا جزئی قرار دهد، انجام دهد»، ولی در صورتی که در اراده ادراک و قدرت تمیز و تشخیص جانی اختلالی چه به صورت کلی و چه به صورت جزئی رخ دهد، ‌در این صورت رکن روانی جرم متزلزل شده و نمی توان او را محکوم به مجازات جنایات عمدی نمود. براین اساس اگر در اراده، ادراک و قدرت تمیز و تشخیص یکی از والدین اختلالی وجود دارد و او فرزندش را به قتل رساند، در این صورت به مجازات جنایت عمدی محکوم نمی شود. چنانکه گفته شد، در قوانین ایران، مقررات خاصی برای قتل عمد کودکان وضع نشده و « بچه کشی» و «فرزند کشی» مشمول احکام کلی قتل میشود. به عبارت دیگر در قوانین جزایی ایران« بچه کشی» یکی از انواع قتل در کنار دیگر انواع آن قرارداده نشده است؛ چنانکه در بعضی از کشورها در کنار تقسیم بندی رایج قتل، یک نوع خاص از قتل، تحت عنوان«بچه کشی» در کنار دیگر انواع قتل وجود دارد3.
همچنان که در ابتدای این فصل اشاره شد، ‌با مرور در حقوق جزائی اسلام و کتب فقها در یک طبقه بندی متفاوت با طبقه بندی مشهور می توان به طور کلی قتل انسان و به ویژه «قتل فرزند» را به پنج قسم قتل عمد، شبه عمد، خطایی محض، در حکم خطایی محض ودر حکم شبه عمد تقسیم کرد. در قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 و براساس ماده 204 آن قتل نفس بر سه نوع عمد، شبه عمد و خطا تقسیم شده است. بر همین اساس « قتل کودکان» و به طور کلی « قتل فرزند» نیز همانند دیگر انسان ها بدون در نظر گرفتن رابطه نسبی بین قاتل و مقتول تحت یکی از اقسام سه گانه فوق الذکر قرار می گیرد. بر این اساس برای دستیابی به دیدگاه قانونگذار قانون مجازات اسلامی ایران در مورد« فرزند کشی عمدی» ابتدا به موارد کلی قانون در زمینه قتل عمدی اشاره می گردد که شامل « قتل فرزند» نیز می شود و سپس موارد خاصی که در این زمینه از سوی قانونگذار مذکور پیش بینی شده است، مورد بررسی قرار می گیرد. ماده 206 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 موارد عمد در قتل را به شرح زیر عنوان کرده است:
الف – « در مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد، خواه آن کار نوعاً کشنده باشد، ‌خواه نباشد، ولی در عمل سبب قتل شود.»
در این بند« قصد مجرمانه» به عنوان یک معیار و شاخص اصلی در تشخیص و تعیین قتل عمدی، بدون در نظر گرفتن نوع فعل صادره از جانی معرفی می شود. بر این اساس اگر پدر یا مادری با انجام هر نوع کاری چه نوعاً کشنده باشد یا نباشد، ولی در عمل منجر به قتل شود، قصد کشتن فرزند خود را داشته باشند، در این صورت جرم عمدی بوده فاعل آن مستحق مجازات خواهد بود.
ب- « در مواردی که قاتل عمداً کاری را انجام دهد که نوعاً کشنده باشد، هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد.»
براساس این بند اگر پدر یا مادری عمداً کاری را انجام دهند که نوعاً موجب قتل می شود، هر چند قصد کشتن فرزند خویش را نداشته باشد، قتل عمد محسوب و جانی به مجازات قتل عمد محکوم خواهد شد. چنانکه ملاحظه می شود در این بند آنچه که در تعیین نوع قتل نقش اصلی را دارد، انجام فعل نوعاً کشنده است و گرچه قصد مجرمانه به طور قطعی احراز نمی شود، ولی به تبع نوع عمل و اقدام جانی قصد عمد او احراز می شود.
ج – « مواردی که قاتل قصد کشتن ندارد و کاری را که انجام میدهد نوعاً کشنده نیست، ولی نسبت به طرف، ‌بر اثر بیماری و یا پیری یا کودکی و امثال آنها نوعاً کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد.»
این بند از ماده مذکور گرچه به عنوان یک قاعده کلی در تشخیص قتل عمد از سوی قانونگذار بیان شده، لکن عنوان « کودکی» درکنار بعضی از عناوین دیگر، ‌به عنوان مصادیق آن ذکر شده است. بر این اساس اگر پدر یا مادری بدون قصد قتل، نسبت به فرزند خود عملی را انجام دهند که نسبت به دیگران نوعاً کشنده نیست، ‌ولی نسبت به فرزندشان به خاطر بیماری، ناتوانی، کودکی و یا حتی پیری، ‌در موردی که والدین فرزند بزرگسال و سالمند خود را می کشند – نوعاً کش
نده است، در این صورت اقدام والدین، عمد محسوب و به مجازات مقرر در قانون خواهند رسید.
همچنین در همین راستا می توان به ماده 207 همان قانون اشاره کرد. این ماده به صورت یک قاعده کلی اینگونه مقرر می دارد: «هرگاه مسلمانی کشته شود، قاتل قصاص میشود.» براین اساس اگر پدر یا مادری فرزند مسلمان خود را به قتل رسانند، ‌قاتل فرزند قصاص می شود. ماده 223 همان قانون نیز عمومیت مجازات قصاص قاتل را به نحو دیگری با تکیه بر موردی که مقتول کودک و نابالغ باشد، به گونه زیر بیان می کند: «هرگاه بالغ، نابالغی را بکشد، قصاص میشود.» این ماده درصدد بیان صورتی است که مقتول نابالغ است، بر این اساس اگر پدر یا مادری فرزند نابالغ خود را به قتل رسانند، مشمول این ماده شده و مستوجب حکم مجازات قصاص خواهند بود. گفتنی است در بیشتر موارد فرزندان نابالغ مورد خشونت والدین قرار گرفته، مجروح، مصدوم و یا به قتل می رسند. با این توجه علاوه بر ماده فوق، ماده 99 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی نیز قابل بررسی است. این ماده در مورد « رها کردن طفل در مکان غیر قابل سکونت» است که به گونه زیر مقرر می دارد:« هرکس شخصاً یا توسط فرد دیگری، ‌طفل یا غیر طفلی را که عاجز بوده و قادر به محافظت خود نمی باشد، در جائی که خالی از سکنه است رها کند، ‌به شلاق تا 74 ضربه محکوم خواهد شد و هرگاه به اشخاص مذکور صدمه و آسیبی وارد آید، ‌یا فوت شود، رها کننده، حسب مورد به قصاص یا دیه یا ارث طبق ماده 210 دیات محکوم خواهد شد».
ماده فوق گرچه بطور مستقیم از مقررات راجع به «فرزند کشی» محسوب نمی شود، ولی با توجه به دو نکته زیر میتوان آن را از جمله مقررات و قوانین جزایی ایران در مورد «فرزند کشی» محسوب کرد:
1- عبارت «هرکس» شامل پدر و مادری می شود که شخصاً یا توسط دیگری فرزند خود را در جایی که خالی از سکنه است رها کنند، ‌به گونه ای که منجر به مرگ او شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *