ضرورت و اهمیت تفکر انتقادی در بهبود کیفیت زندگی

تفکر انتقادی

واژه انتقاد[1] در یونانی سه معنا دارد :1- به معنی نوعی قضاوت[2] 2- تصمیم گیری[3] و 3- در معنی گزینش حاصله از تصمیم گیری و قضاوت است. هم چنین، معیار[4] نیز یکی دیگر از معانی انتقاد است زیرا معیار، نقشی موثر در ترجیح یا عدم ترجیح دارد (دمیر و همکاران ،2011 ).

در فرهنگ نامه مفهوم نقد کردن، تحقیق کردن و در نهایت هنر قضاوت کردن بیان شده است (تنکیت[5] ،2010؛ به نقل از مارین[6] و هالپرن،2011 ).

مروری بر ادبیات پژوهش در این حوزه بیان گر آن است که در تعریف تفکر انتقادی توافق عمومی وجود ندارد (استاپلیتون[7] ،2011 ).

یکی از موانع جدی بر سر راه توافق در رابطه با مفهوم تفکر انتقادی وجود زمینه های متنوع در نظریات و مدل های ارائه شده از سوی دو رشته فلسفه و روانشناسی است. فلسفه بر ماهیت و کیفیت نتایج تفکر انتقادی مانند تحلیل مباحثات، استدلال منطقی و روانشناسان بر فرایند شناختی آن تاکید می ورزند. از طرف دیگر، روان شناسی رشد و شناختی بر مهارت های شناختی از قبیل ارزشیابی[8]، تفسیر[9] و تحلیل[10] تاکید دارند ( به نقل از نوشادی و همکاران ،1389 ).

تفاوت دیدگاه افراد در تعاریفی که از تفکر انتقادی ارائه کرده اند، مشهود است؛ اما با کمی دقت می توان نقاط مشترکی میان این دیدگاه ها بازیابی کرد. تاکیدی که در اکثریت این تعاریف بر تفکر منطقی به عنوان زیر ساخت تفکر انتقادی شده است و نیز استفاده از برخی مهارت ها مانند تفسیر، مشاهده، استدلال[11] و…و انتظار برون دادی مشخص مانند قضاوت یا تصمیم گیری را می توان فصل مشترک برخی ازاین تعاریف دانست ( به نقل از مکتبی فرد ،1389 ).

یکی از مشهورترین مطالعات در زمینه تفکر انتقادی، به وسیله ی انجمن ملی فلسفی آمریکا در زمینه ی آموزش و ارزیابی تفکر انتقادی صورت گرفته است. گزارش نتیجه ی این تحقیق به” گزارش دلفی[12] “شهرت یافته است. در این گزارش، از تفکر انتقادی به عنوان عضوی از خانواده تفکر سطح بالا مانند حل مسئله[13]، تصمیم گیری، تفکر خلاق[14] یاد شده است (فاسیونه ،1993)

گزارش دلفی در نهایت، اتفاق نظر متخصصان را درباره ی تفکر انتقادی به شرح زیر مطرح می سازد:”تفکر انتقادی، تفکری است هدفمند و قضاوتی است خود تنظیم که مبنی بر تفسیر، تحلیل، ارزشیابی و استنباط به همراه تبیین مستدل، مفهومی، روش شناسی و ملاک شناسی یا قضاوت بر اساس بررسی های بافت و زمینه است. از این رو، اندیشه ی انتقادی ابزار ضروری پرسش وتحقیق به شمار می رود (بنینگ[15] ،2006 ).

پاول (1995 )،تفکر انتقادی را به عنوان تفکری منظم و خود راهبر که با روشن سازی های تفکر مطلوب در یک شرایط به خصوص یا مقوله ای از تفکر را کامل می کند “تعریف کرده است (پوپیل ،2011 ).

آنجلی و والانیدز[16] (2009 )، تفکر انتقادی را شامل جستجوی صحیح، بدون تعصب، نظام مند[17] و تحلیلی، بررسی دید گاههای مختلف، ارزیابی استنباط ها و نتیجه ها و تجزیه و تحلیل دیدگاه های مخالف با استفاده از شواهد و مدارک وارزیابی نقطه نظرها در اطلاعات جدید می دانند .

  عزت نفس وتأثیرآن براعمال ورفتارمان

تفکری که صراحتا” قصد دارد بر مبنای قضاوتی صحیح، استانداردهای مناسب، ارزیابی را به منظور تعیین ارزش، محاسن و مزایای صحیح یک چیز به کار گیرد (پل و الدر ،2008 ).

انیس[18] (1989)تفکر انتقادی را تفکرمنطقی و عقلانی که بر تصمیم گیری آنچه باید باور داشت و انجام داد متمرکز است “تعریف میکند (پریسوز ،1389 ).

هالپرن (1989 )، اصطلاح تفکر انتقادی را برای توصیف تفکری که هدفمند، عقلانی وهدف مدار است به کار برده است. این تعریف هالپرن از تفکر انتقادی ،شامل تفکر خلاق، حل مساله و تصمیم گیری در مورد اینکه چه چیزی درست است و چه چیزی نادرست می شود (اسمیت ،2012 ).

فیشر و اسکریون[19] (1997 )، تفکر انتقادی را مهارت و تعبیر وتفسیر فعالانه و ارزشیابی مشاهدات و ارتباطات، اطلاعات و استدلالات تعریف میکنند (مک گیننز[20] ،2004 ).

پل (1990)، تفکر انتقادی را هنر فکر کردن درباره فکر تعریف می کند (استاپلیتون ،2011 ).

 

 

 

ضرورت و اهمیت تفکر انتقادی

امروزه در مواجه با مسایل جدید، بهره گیری از تفکر قالبی، روش های معمولی و سنتی سودمند نیست. به نظر دوبونو[21]، در جهان جدید هر فردی باید مهارت های زندگی[22] را در خود ایجاد نماید (آنجفی و همکاران ،1388 ).

مهارت هایی که برای انتقال به دنیای فراصنعتی و برای موفقیت در جهانی معاصر که روز به روز به دانش جدید تری نیازمند است، لازم و ضروری است (موسلی[23] و دیگران ،2005 ؛به نقل از مارین و هالپرن ،2011 ).

دلیل دیگر اهمیت تفکر این است که ما از نوع صحیح تحریک و چالش عقلانی لذت می بریم. فیلسوف جان راولز ارتباط بین تفکر و لذت را اینگونه بیان می کند که “در صورت همسانی بقیه چیزها، انسان ها از به کار بستن قابلیت های ذهنی خود لذت می برند و هر چه این قابلیت بیشتر شکوفا شود، یا هر چه بیشتر پیچیده باشد، به این لذت هم افزوده می شود “(فیشر ،2002 ؛ترجمه کیان زاده ،1388 ،ص 20 )

دلیل دیگر اهمیت تفکر حول محور طبیعت اجتماعی زندگی بشری به خصوص پیوند بین مردم سالاری و حقوق شهروندی می چرخد. جامعه ی کاملا مردم سالار دمکراتیک به شهروندانی خود مختار نیاز دارد که بتوانند فکر کنند، قضاوت کنند و برای خود اقدام کنند (رد[24] ،1998 ؛به ترجمه میرزابیگی و همکاران ،1388 ).

 

مهارت های تفکر انتقادی

تفکر انتقادی مانند سایر انواع تفکر دارای عناصری است که جزء لاینفک آن است. یکی از عناصر اصلی تفکر انتقادی ،مهارت های شناختی[25] است که به کمک آنها، تفکر انتقادی عملی می شود. مهارت های شناختی به عنوان هسته اصلی تفکر انتقادی هستند. این مهارت ها عبارتند از: تفسیر و تعبیر، تجزیه و تحلیل، ارزیابی، خودتنظیمی[26]، استدلال، توضیح و تبیین (فاسیونه[27] ،1997 ).

  • تعبیر وتفسیر: به معنی فهم و بیان تجربیات، موقعیت ها، رویدادها و قوانین و معیارها می باشد .
  • تجزیه و تحلیل: به معنای شناسایی روابط استنباطی میان جملات بیانی، پرسش ها و شرح ها به منظور بیان عقیده، قضاوت ،دلایل، تجربیات و اطلاعات است.
  • ارزیابی: به معنای برآورد اعتبار نظرات یا موقعیت ها بر اساس برداشت شخصی، تجزیه و تحلیل موقعیت ها و قضاوت و جستجوی مرجع معتبر .
  رشد اقتصادی چیه و چه عواملی بر اون موثره؟ "

4- استدلال: استدلال عناصری را که احتیاج به طراحی نتایج منطقی دارند مشخص می کند. افراد برای استدلال منطقی اطلاعات را به هم پیوند می زنند و از آنها نتایج را استخراج می کنند. اطلاعات از طریق اصول، مدارک، شواهد وعقاید جمع آوری می شود.

5- توضیح و تبیین: به معنای توضیح پیرامون افکار خود و تشریح فرایند رسیدن به طرز فکر خاص و نیز ارائه منطق شخصی به صورت بحث های مستدل و قانع کننده.

6-خود تنظیمی: خود تنظیمی اشاره به خود آگاهی و کنترل فعالیت شناختی دارد که در یک فعالیت مورد استفاده قرار می گیرد.

جامع ترین فهرست مهارت های شناختی فرعی توسط پائول، بینکر، جنسون، کرکلان [28](1990 )بیان شده است که عبارتند از :

– افزایش تعمیم دهی و اجتناب از ساده سازی های بیش از حد

–  مقایسه موقعیت های مشابه

–  توضیح نتایج، باورها، فرضیات

–  ارزیابی فرضیات و باز شناسی تفکر و شناسایی تناقضات موجود در آن ها

–  دنبال کردن ریشه اصلی مسائل و سوالات

–  رشد دیدگاه ها از طریق کشف عقاید، استدلال و نظریه ها

–  گزینش ملاک ها، ارزش ها و معیارها برای ارزیابی

–  تولید و ارزیابی راه حل ها

–  تحلیل و ارزیابی فعالیت ها و سیاست ها

–  مقایسه و ارزیابی عقاید با روش ها و سبک های معمولی زندگی

–  تفکر در مورد عقاید خود

–  نتیجه گیری قابل قبول، پیش بینی کردن واقع بینانه و کاربرد نتایج

–  تمایز میان واقعیت و خیال

 

تمایلات تفکر انتقادی

تفکر انتقادی در کنار مهارت ها، شامل گرایشات و تمایلات نیز هست. این گرایشات جنبه عاطفی تفکر انتقادی هستند. در ادامه هر یک از تمایلات را شرح می دهیم. نظریه پردازان این حوزه هفت تمایل عمده تفکر انتقادی را بیان کردند که عبارتند از: فراخی اندیشه[29]، کنجکاوی[30]، بلوغ قضاوت[31]، جستجو گری حقایق[32]، نظام مندی[33]، اعتماد به توانایی تفکر انتقادی خود[34]، تحلیل گری[35] (فاسیونه ،1990 )

فراخی اندیشه: به معنی آمادگی برای بیطرفانه  شنیدن شواهد جدید و مایل بودن به تغییر عقیده ها در صورت ارائه دلایل کافی.

کنجکاوی:  افراد با این نوع گرایش، تمایل دارند نسبت به طیف وسیعی از مسائل آگاهی داشته باشند، به یادگیری و آموزش اطلاعات مختلف علاقه نشان می دهند، هر چند که از آنها به صورت مستقیم در حل مسائل خود  استفاده نمی کنند .

جستجو گری حقایق: این دسته از افراد در جستجوی اطلاعات و آگاهی های درست هستند، حتی اگر از عقاید قبلی آنها حمایت نکند. در شناسایی انواع مختلف عقاید و باورها انعطاف پذیر هستند و بر حقایق با هدف یادگیری آنها تکیه میکنند (فشیون، فشیون و جالینکر لو ،2007 ؛به نقل از بهبودی شبخانه ،1388 ).

تحلیل گری: افراد با تمایل به تحلیل گری به بررسی هوشیارانه مسائل می پردازند و از استدلال ها و راه حل ها با توجه به منابع موثق برای حل مسائل و موقعیت های چالش انگیز استفاده می کنند .

  نقش برنامه ریزی راهبردی دررشدسازمان

نظام مندی: افراد با تمایل به سازمان دهی و نظم دهی هنگام بررسی و جستجو های خویش یک راهبرد منظم را در پی می گیرند .و در انجام فعالیت ها و امور پیچیده منظم هستند .

اعتماد به توانایی های تفکر انتقادی خود: افراد در این سطح به توانایی های خود اطمینان دارند و تمایل به ارزیابی و بررسی استدلال های مختلف دارند. بر اساس حقایق و یافته های موثق و مستند به قضاوت می پردازند و دیگران برای تصمیم گیری به آنها مراجعه می کنند. از طرفی این دسته از افراد تمایلی به راهنمایی افراد مختلف هنگام تصمیم گیری دارند و به آنها مشاوره می دهند .

بلوغ قضاوت: مهم ترین گرایش تفکر انتقادی است. افراد با این نوع تمایل به قضاوت و ارزیابی با استفاده از معیار ها و ملاک ها توجه دارند و هم چنین آمادگی برای روبرو شدن با مشکلات را دارند واین افراد علت ایجاد مشکلات را ساختار غلط مسائل می دانند. در قضاوت های خود به بافت وموقعیت مسائل توجه می کنند و برای ارزیابی ذهن منصف دارند .

 

ویژگی های متفکران انتقادی

پل و الدر (2008 )، ویژگی های زیر را برای متفکران انتقادی بیان می کنند :

– اطلاعات را ارزیابی و استنباط می کند.

– تفکر انتقادی را به عنوان فرایند خود ارزیابی مادام العمر می داند.

– در پیدا کردن راه حل های جدید مشتاق است.

– مایل به آزمودن اعتقادات، راه حل ها، فرض ها و نظریات علی رغم حقایق است.

– سوالات مناسب می پرسد و آنها  را به طور واضح و خلاصه تنظیم می کند.

– قضاوت را تا زمان جمع آوری و در نظر گرفتن کلیه حقایق به تعویق می اندازد .

انیس (1987 )، فاسیونه (1990)، هالپرن (1998 )،(2003 )، معتقدند که متفکر نقاد انعطاف پذیر، مصر، فراخ اندیشه است و مهارت های شناختی را در مواقع لازم و مناسب به کار می برد (لون[36]، فیشر ،وارد[37] ،2010 ).

فرایند 5 مرحله ای تبدیل شدن به یک متفکر منتقد :

– نگرش یک متفکر منتقد را اتخاذ کنید. یعنی نگرش عاری از تعصب، همراه با تردید سالم و به جا، تواضع منطقی، آزاد اندیشی و انگیزش بالا .

– موانع تفکر انتقادی را شناسایی و از آنها دوری کنید.

– استدلال ها را تشخیص داده و آنها دسته بندی  کنید.

– منبع اطلاعات را ارزشیابی کنید. منابع باید از نظر درست بودن، مناسب بودن ارزشیابی شود.

– استدلال ها را ارزشیابی کنید (کارول ،2003 و هاسکین[38] ،2006 ؛به نقل از دمیر و همکاران ،2011 ).

1-Critic

2-Justification

3-decision making

4-critria

5-tenkit

6-Marin,L.M

7-Stapleton,P

8-evaluation

9-interpration

10-analystic

11-inference

12-Delfe report

1-problem solving

2-Creative thinking

3-Baning,B

4-Angeli,C&Valanids,N

5-systematic

6–Ennis,R

7- Fisher&Scriven

8-Mcgennez,C

1-De Bono

2-Life skills

3-Mosely,D

4-Red

5-Cognitive skills

6-Self-regulation

7-Facion,P.A

1-Binker,P., Jenson, Kreklan,J

1-Open-minded

                                                                                                                                                           2-Inqueistiveness

                                                                                                                                                                               3-maturity

4-truth-seeking

5-systematicity

6-etself-confidence

7- analayticity

1-Lun,M.C

2- Ward,C

3-Haskin