روشهای کمک به معتادان از طریق گروه درمانی

خصوصیات افراد شرکت کننده در گروه درمانی:

افرادی که تحت گروه درمانی قرار می گیرند باید از انگیزه بالایی برخوردار باشند و میل به تغییر در آنها زیاد باشد و در راستای رسیدن به این هدف به کوشند .ورود به برنامه گروه درمانی باید داوطلبانه باشد و شخص به صرف توصیه دوستان با اقوام و مسئولان درمان به انجام این کار مجبور یا وادار نشده باشد. فرد مراجعه کننده جهت دریافت کمک ( درمان) باید به این شیوه درمانی (درمان گروهی ) معتقد باشد و آن را شیوه ای درست و مناسب بداند تا خدمات ارائه شده برایش مفید واقع گردد.

از آنجا که روند جریان درمانی در این شیوه اصولا یک فرآیند کلامی است فرد بیمار باید از مهارتهای کلامی و مفهومی لازم برخودار باشد معمولا گروه درمانی برای بیماران اسکیزوفرنی حاد، اختلال شخصیت اسکیزوئید شدید،شخصیت جامعه گریز، افراد مبتلا به بیماری انگاری و اختلال شخصیت خود شیفته و بیماران شدیداً افسرده  ،در صورتی که مدت ( طول درمان) شرکت گروه درمانی طولانی باشند نمی تواند مفید باشد در طول درمان هر چه جلسات بیشتری تشکیل می شوند در بین اعضای گروه به تدریج صمیمیت بیشتری شکل می گیرد : افراد گروه یاد می گیرند ، احساسات و افکار آزاد دهنده خود را بیان می کنند در مقابل احساسات دیگران واکنش های مناسب می دهند در گروه احساس امنیت می کنند می فهمند که تنها خود دارای مشکلات زیاد نیستند بلکه هستند کسانی که مانند او درگیر فکر و هیجان و احساسی آزانده بوده اند.( یونسی، 1388)

19-2-روشهای کمک به معتادان از طریق گروه درمانی :تغییرات درمانی امور پیچیده ای هستند که تنها از طریق تجربه های متنوع و گسترده و هدایت یافته شکل می گیرند تجربیاتی که آنها را عوامل درمانی می نامیم عوامل درمانی را 10 مقوله عمده تشکیل می دهند:

  اهمیت و ضرورت برقراری رابطه از دیدگاه روانشناختی

1– ایجاد امید: برای نگه داشتن بیمار در درمان ضروری است اعتماد به شیوه درمانی می تواند خود یک اثر درمانی داشته باشد. تحقیقات مورگان (2010)  نشان می دهد انتظار مفید بودن با نتایج مطلوب در درمان رابطه مثبتی دارند. بعضی از گروهها به امید اهمیت زیادی می دهند. این اساس گروههایی همچون معتادان گمنام است. در این گروهها افراد بهبود یافته داستان رهایی شان را برای دیگران بازگو می کنند شاید دلیل داشتن امید در این گروهها این باشد که فقط یک معتاد درد معتاد را می فهمد.

2– عمومیت داشتن: بسیاری از بیماران با این اندیشه آزار دهنده که خود او تنها دارای چنین بد شناسی یا مشکل وخیم و اسف بار است پا به درمان می گذارند. این حس منحصر به فرد بودن مشکل به انزوای اجتماعی می افزاید. شکسته شدن این انحصاری دیدن خود فرد را به آرامش خاصی می رساند افراد احساس می کنند با دنیا در تماس هستند و برای تجربه جدیدی از زندگی به او خوش آمد می گویند .

3– انتقال اطلاعات: پیشنهاد و راهنمایی که درون گروه اعضای به هم می کنند به انتقال اطلاعات تعبیر می شود در پایان یک دوره درمانی اکثر بیماران اطلاعات زیادی راجع به آدمی ، نشانه های روانی مرضی و خلقی ، تکاپوشناسی گروهی و فرایند روان درمانی آموخته اند فرایند تعلیمی و آموزشی درمان مخفی و پوشیده منتقل می شود

4– نوع دوستی : بیماران کمک را از هم دردهای خود دریافت می کنند . از حیث روابط انسانی هنگام ورود به درمان افراد احساس ناتوانی و شکستگی دارند این که فکر می کنند چیزی برای عرضه به دیگران / بیان گفتگو ندارند ارزشمند ترین تجربه برای آنها این است که حس کنند می توانند به حال دیگران مفید باشند و تجارب شان مثمر تر می باشد بر عزت نفس آنها می افزاید

  دیدگاه های روانشناسانه به معنویت

5– رشد مهارتهای اجتماعی : این مهارت گرچه درمان قطعی بیمار به شمار نمی آید ، ولی قطعاً در بهبود روابط اجتماعی وی در آینده موثر است

6– رفتار تقلیدی : درمانگر برای شخص بیمار در حکم رهبر است در جریان جلسات درمان ممکن است بنشیند حرف بزند قدم بردارند یا حتی فکر کنند تقلید حتی اگر کوتاه مدت هم باشد به این دلیل که توام با تجربه جدید است از بعضی پافشاری ها و عدم انعطاف پذیری در بعضی از افراد کاسته و آماده همراهی می شوند .

7– یادگیری همنشینانه ( درون گروهی) : یک عامل پیچیده درمانی است که می توان با عوامل درمانی بصیرت / کار روی انتقال و تصحیح عاطفی تجربیات در درمان انفرادی مقایسه اش کرد.

8- همبستگی گروهی : همانند رابطه یا همدلی در درمان افرادی است که به خونی خود یک عامل درمانی نیست ، بلکه پیش شرط لازم برای درمان موثر است درست مانند رابطه در مشاوره فردی که شرط لازم را تشکیل می دهد

9- تخلیه روانی ( کاتارسیس): بیرون ریختن احساسات منفی که باعث آزار روحی است از نکات قابل تعمق در کار درمان است . کاتارسیس یک پدیده گروهی و اجتماعی است و فقط در حضور دیگران امکان وقوع دارد.

10- عوامل وجودی (اگزیستانسیالیستی): وجود گرایی نگرشی است که انسان را فردی در حال تبلور یافتن و مستعد رشد و تعالی تلقی می کند. یعنی صرف نظر از این که من به عنوان موجودی که از مواد شیمیایی ساخته شده ام و تحت چه مکانیزم هایی عمل می کنم، نکته اصلی این است که من در این نقطه مکانی – زمانی وجود دارم و مشکل من این است که چطور بدین حقیقت واقف شوم و در این رابطه چه کاری انجام دهم. تحلیل وجودی یا اگزیستانسیالیستی اساساً متمرکز بر وجود و بودن شناسی است.(قراباغی.138)

  روش دلفی و راهنمای قدم به قدم استفاده از اون در تحقیق