دانلود پایان نامه سطح آمادگی جسمانی و تمرینات استقامتی

3. تفاوت معناداری در تغییرات میزان VEGF پلاسمای خون بین دو گروه کنترل و تجربی در شرایط “سازگاری در پاسخ” وجود دارد، بهطوری که گروه تجربی پس از 4 هفته تمرین HIT ، افزایش بیشتری در پاسخ به تمرین نشان داد (05/0>p).
Widget not in any sidebars

5-3. بحث و نتیجهگیری
5-3-1. پاسخ فاکتور رشد اندوتلیال عروقی(VEGF) به یک جلسه فعالیت هوازی:
نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشانگر آن است که میزان VEGF پلاسمایی آزمودنیها بلافاصله بعد از اجرای فعالیت استقامتی زیر بیشینه در آزمودنیها بهطور معناداری افزایش (8/13 درصد) یافته است، که هم راستا با نتایج یافتههای پژوهش کراس و همکاران (2004)، که به مطالعه میزان تغییرات VEGF پلاسما در پاسخ به یک فعالیت زیر بیشینه با 50 درصد max 2VO برروی مردان جوان پرداختند و پژوهش وان کرانن بروک (2008)، که میزان VEGF پلاسما در پاسخ به یک فعالیت واماندهساز در25 آزمودنی سالم روی دوچرخه کارسنج را مورد مطالعه دادند و پژوهش هال و همکاران (2011)، که میزان VEGF سرم را قبل و 10 دقیقه بعد از فعالیت 45 دقیقهای شدید با 11 آزمودنی مرد جوان بررسی کردند و همچنین پژوهش خوجملی و همکاران (1392) که تاثیر یک جلسه فعالیت تناوبی حاد همراه با انسداد عروقی در 18 آزمودنی با شدت 50 درصد Wmax را مطالعه کردند بود.
به نظر میرسد که شدت و مدت تمرین از مهمترین عوامل تاثیر گذار در ایجاد آنژیوژنز ناشی از فعالیت ورزشی باشند و تاثیر گذاری این دو فاکتور در روند آنژیوژنز به میزان زیادی به اکسیژن در دسترس (به عنوان مهمترین متابولیت محرک آنژیوژنز) بستگی دارد. هر اندازه شدت و مدت فعالیت بالاتر باشد نیاز بدن به اکسیژن افزایش مییابد و این امر موجب آزاد شدن VEGFاز بافتها به خون و راه اندازی مسیرهای رگزایی میگردد . بنابراین به نظر میرسد با وجود شدت متوسط و مدت نسبتا طولانی فعالیت پژوهش حاضر، کمبود اکسیژن ناشی از این فعالیت بتواند بازخورد منفی اکسیژن را به همراه داشته باشد و در ادامه افزایش رهاسازی VEGF در پلاسما را منجر گردد. همچنین نشان داده شده است که فعالیت حاد با برونده قلبی بالاتر، افزایش نیروهای برشی بیشتر بر سطوح اندوتلیوم را در پی دارد که این به نوبه خود موجب افزایش eNOS و به دنبال آن رهایی VEGF میگردد (3, 10).
علاوه بر موارد ذکر شده آدنوزین به عنوان یکی از فرآوردههای متابولیسمی فعالیت بدنی، نقش بارزی در رهایی VEGF از بافتها، مخصوصا عضلات ایفا میکند. آدنوزین (محصول تجزیه ATP) با مهار کردن فاکتورهای آنتیآنژیوژنیک و تحریک رهاسازی فاکتور رشد عروقی VEGF میتواند عاملی برای افزایشVEGF پلاسما باشد (40).
کشش عضلانی نیز فاکتور مکانیکی است که میزان ترشح VEGF را با معیوب کردن ماتریکس خارج سلولی تحت تاثیر قرار میدهد. از آنجایی که فعالیت زیر بیشینه در پژوهش حاضر کششهای متمادی حاصل از رکاب زدن روی چرخ کارسنج بود، لذا میتواند بهعنوان یکی از عوامل رهاسازی VEGF به درون خون مطرح باشد (3).
از طرفی نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر با نتایج پژوهش نورشاهی و همکاران (2011)، که کاهش میزان VEGF سرم در پاسخ به فعالیت استقامتی زیر بیشینه را با 70 درصد max 2VO به مدت یک ساعت در 50 آزمودنی غیرفعال سالم مشاهده کردند، و پژوهش جیان و همکاران (2004)، که تاثیر یک فعالیت ورزشی بر میزان تغییرات VEGF پلاسما در هفت مرد سالم غیرفعال مورد مطالعه قرار دادند و کاهش در VEGF را مشاهده کردند و همچنین پژوهش دانزینگ و همکاران (2009)، که عدم تغییر در VEGF سرم 21 بیمار با 65 سال به دنبال فعالیتی درمانده ساز را مشاهده کردند غیر همسو بود.
پژوهشهای ذکر شده که کاهش یا عدم تغییر را در VEGF پلاسمایی و سرمی مشاهده کردند، افزایش حساسیت گیرنده های VEGF (VEGFRs) را همراه با فعالیت، و برقراری اتصال بیشتر با VEGF خون و بالطبع کاهش مقدار VEGF آزاد را دلیل عمده این یافته ها دانستهاند. همچنین برخی دیگر افزایش تمایل اتصالی پروتئین های پلاسمای نظیر مارکوگلوبولین آلفا با VEGF در اثر فعالیت را توجیهی بر این نتایج اعلام کرده اند (43, 71). کراس و همکاران نیز دلیل کاهش VEGF پلاسما به دنبال فعالیت بدنی را انتقال این پروتئین به عضله بیان کردند، هر چند تایید این ادعا را نیازمند پژوهشهای بیشتر دانسته است (57).
همچنین تفاوت در زمان خونگیری پژوهشها میتواند دلیل اختلافهای موجود باشد بهطوریکه هرچه زمان طولانیتر میگردد مقادیر VEGFبه مقادیر پایه نزدیکتر میگردد (57, 71). در پژوهش حاضر زمان خونگیری بلافاصله پس از فعالیت بود، در حالی که زمان خونگیری در پژوهش نورشاهی، دو ساعت بعد از فعالیت و در مطالعه جیان، نیم، دو و شش ساعت بعد از فعالیت بود. همچنین به نظر میرسد سطح آمادگی آزمودنیها در میزان VEGF پس از فعالیت بدنی تاثیرگذار باشد و بر اساس نتایج مطالعات قبلی هر چه سطح آمادگی جسمانی و سلامت افراد بالاتر بود میزان افزایش VEGF پس از فعالیت بدنی نیز بالاتر بوده است (68). در مطالعه حاضر نیز آزمودنیها از سطح سلامت و آمادگی نسبتا مطلوبی برخوردار بودند.
5-3-2. بررسی میزان پلاسمای فاکتور رشد آندوتلیال عروقی(VEGF) استراحتی به دنبال یک دوره (HIT)
نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشانگر آن است که میزان VEGF پلاسمایی آزمودنیها بعد یک دوره (HIT) با حجم پایین در دو گروه کنترل و تمرین تفاوت معناداری ندارد و تمرین تاثیری بر میزان VEGF پلاسمایی استراحتی آزمودنیها نداشته است. یافتههای این پژوهش با نتایج پژوهش وود و همکاران (2006)، که تغییرات VEGF استراحتی پلاسمای 18 بیمار PAD را متعاقب تمرین ورزشی با شدت بالا (بین 80 تا100 درصد max 2VO ) به طول شش هفته بررسی کردند و علی رغم بهبود در تست عملکردی تغییری در VEGF پلاسما مشاهده نکردند و پژوهش جانسیون و همکاران (2004)، که تاثیر دو نوع تمرین شش هفتهای شدید (شدت 150 درصد max 2VO با تناوب یک دقیقهای و سه دقیقه استراحت بین تناوبها در مقابل شدت 90 درصد max 2VO با تناوب یک دقیقهای و 30 ثانیه استراحت بین تناوبها ) بر VEGF را بررسی کردند و تغییری در VEGF مشاهده نکردند و همچنین با نتایج پژوهش بریکسوس و همکاران (2007)، که تاثیر دو نوع تمرین شش ماهه (دویدن به مدت 60 دقیقه و دوچرخهسواری به مدت 90 دقیقه) بر میزان VEGF پلاسما در مردان چاق 50 تا 60 ساله مورد مطالعه قرار دادند هم راستا بود.
مطالعات کروخ بر روی حیوانات نشان از ارتباطی قوی بین چگالی عروقی و نیازهای متابولیکی دارد (82, 83). هر اندازه نیاز متابولیکی بیشتر باشد، نیاز به شبکه عروقی نیز بیشتر میشود تا بدن بتواند از طریق افزایش سطح انتشار، افزایش زمان تبادل خون و بافت و کاهش مسافت انتشار، سریعتر نیازهای متابولیکی را برطرف سازد (3). به علاوه امروزه نقش تمرین ورزشی، مخصوصا تمرینات استقامتی در بالا بردن نیاز متابولیکی و فعال کردن مسیرهای رگزایی که منجر به توسعه شبکه عروقی میشود به خوبی اثبات شده است . در ضمن برنامه تمرین پژوهش حاضر با توجه به ماهیت تمرینی شدیدش علاوه بر بالا بردن نیاز متابولیکی مخصوصا نیاز به اکسیژن که مهمترین فاکتور در تحریک آنژیوژنز است، با کشش عضلانی بیشتر و افزایش سرعت جریان خون بالاتر در نتیجه تولید نیروهای برشی شدیدتر میتواند زمینه را برای تحریک بیشتر آنژیوژنز در بدن مهیا کند.
از سوی دیگر نشان داده شده است، در پی تمرین و تحریک عضلانی بیان VEGF در عضلات افزایش مییابد و این افزایش در چهار روز اول تمرین به اوج میرسد و سپس بیان VEGF کاهش مییابد به طوریکه بعد از 14 تا 21 روز به حد ثابتی میرسد همچنین به موازات بیان VEGF و افزایش پروتئین VEGF مسیرهای سیگنالی رگزایی ناشی از افزایش VEGF نیز فعال شده و تولید عروق را سبب میشود. به علاوه پژوهشها با اندازهگیری نسبت عروق به تار عضلانی (C/F) نشان دادهاند که بعد از چهار تا شش هفته سازگاریهای ناشی از تمرین مربوط به افزایش عروق در بدن شکل میگیرد (3, 10, 40).
با توجه به توضیحات بالا و بهبود در تست عملکردی VO2peak و ضربان قلب به عنوان دو معیار مناسب در بهبود توان هوازی و عدم دسترسی به بافت عضلانی جهت سنجش نسبت عروق به تار عضلانی (C/F) برای ارزیابی دقیق توسعه شبکه عروقی، به نظر میرسد برنامه تمرینی پژوهش حاضر توانسته سازگاری مناسبی در بدن در جهت توسعه شبکه عروقی ایجاد کند و عدم تغیییر در VEGF پلاسما با توجه به دوره تمرین تا حد زیادی مربوط به بازگشت VEGF به سطح پایه باشد.
از طرفی نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر، با نتایج پژوهش نورشاهی و همکاران (1390)، که تاثیر 8 هفته تمرین در شرایط هایپوکسی با 24 داوطلب مرد غیر ورزشکار در شدتهای 55 تا 75 درصد max2VO مطالعه و کاهش 44 درصدی در غلظت VEGF را مشاهده کردند، و با پژوهش پارک و همکاران (2010)، که افزایش VEGF استراحتی پس از 12 هفته تمرین ترکیبی هوازی 70 دقیقهای در زنان چاق سالمند مشاهده کردند و پژوهش خوجم لی و همکاران (1392)، که افزایش میزان VEGF سرم 18 مرد جوان در پی 4 هفته تمرین تناوبی انسدادی با شدت 50 درصد Wmax مشاهده کردند غیر همسو بود. از دلایل اختلاف پژوهش حاضر با پژوهش نورشاهی و همکاران میتوان به شدت تمرین (شدتهای 55 تا 75 درصد max2VO در مقابل 100 درصد VO2peak)، مدت تمرین (8 هفته در مقابل 4 هفته)، نوع تمرین و محیط تمرین اشاره کرد. همچنین نتایج غیر همسو پژوهش حاضر و پژوهش پارک و همکاران را در مدت تمرین (12 هفته در مقابل 4 هفته)، شدت و نوع تمرین (تمرین با شدت بالا و حجم پایین در مقابل تمرین با شدت متوسط و مدت طولانی) و نوع آزمودنیها (افراد جوان فعال در مقابل زنان سالمند چاق) دانست. با وجود یکسان بودن طول دوره تمرین و تناوبی بودن دو نوع تمرین (با وجود اختلاف در شدت تمرین)، به نظر میرسد، مهمترین دلیل اختلاف در پژوهش حاضر با پژوهش خوجملی و همکاران، انسداد جریان خون در حین تمرین باشد.
5-3-3. بررسی سازگاری در پاسخ VEGF پلاسمای به دنبال یک دوره (HIT)
نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشانگر آن است که میزان تغییرات VEGF پلاسمای افراد گروه تمرین کرده، بعد از یک وهله فعالیت استقامتی زیر بیشینه، افزایش بیشتری (01/40 +) نسبت به افراد گروه کنترل داشت ( 39/17+) به طوریکه این تغییرات در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل معنادار بود. در زمینه سازگاری در پاسخ مطالعات اندک بوده و تنها پژوهش صورت گرفته در این زمینه پژوهش وود و همکاران (2006) بود که آنها عدم تغییر VEGF پلاسما را در بیماران PAD سالمند، پس از شش هفته تمرین در پیش آزمون و پس آزمون از طریق آزمون حداکثر راه رفتن در قبل، 20 و 60 دقیقه بعد از فعالیت گزارش کردند. به نظر میرسد تغییر در VEGF پلاسمای پژوهش حاضر در مقابل عدم تغییر در VEGF پلاسما در پژوهش وود تا حدودی به شدت پایین تمرین در مقابل شدت بالای پژوهش حاضر، آمادگی پایین آزمودنیهای وود، زمان متفاوت خونگیری و فاکتورهای دیگری نظیر سن مربوط دانست.
البته با توجه به این که در مرحله پس آزمون ما دو گروه تمرین کرده و تمرین نکرده را با هم مطالعه نمودیم، میتوان نتایج حاصل را با نتایج پژوهش کراس و همکاران (2004) مقایسه نمود، که آنها VEGF افراد تمرین کرده و تمرین نکرده را بعد از یک وهله فعالیت بدنی مقایسه نمودند و طبق یافته های ایشان نیز افراد تمرین کرده افزایش VEGF بیشتری نسبت به تمرین نکردهها داشتند که به نوعی هم راستا با پژوهش حاضر است. همچنین در برخی از مطالعات همچون زاکروفسکا و همکاران (2006) و سالم و همکاران (2011)، افزایش VEGF در افراد تمرین کرده در پاسخ به یک وهله فعالیت بدنی مشاهده شد. بنابراین به نظر میرسد سطح آمادگی هوازی یک عامل مهم در میزان افزایش VEGF در سطح پلاسما و سرم باشد. بنابراین افزایش سطح آمادگی آزمودنیهای گروه تمرین در پژوهش حاضر (افزایش معنادار VO2peak) نسبت به گروه کنترل را نیز میتوان از دلایل بالاتر بودن این گروه در میزان VEGF پلاسمایی در پاسخ به فعالیت بدنی زیر بیشنه در پس آزمون دانست.
5-4. نتیجه گیری
به طور خلاصه، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که یک جلسه فعالیت استقامتی زیر بیشینه میتواند محرک مناسبی در جهت افزایش VEGF پلاسمایی باشد که به نظر میرسد در صورت استمرار، این فرآیند تاثیر بسزایی بر گسترش سیستم عروقی بدن داشته باشد. همچنین در مطالعه حاضر نشان داده شد که با انجام تمرینات تناوبی با شدت بالا و حجم پایین در طول 4 هفته، میزان VEGF پلاسمایی در پاسخ به فعالیت استقامتی، به میزان قابل توجه و معناداری، بالاتر از افراد تمرین نکرده بود که تایید کننده مشابهت سازگاریهای بوجود آمده، در آزمودنیهای تمرین کرده در اثر HIT با حجم پایین، با افراد تمرین کرده به روش تمرینات استقامتی بود. البته این مشابهت در بسیاری از متغیرهای فیزیولوژیک دیگر به اثبات رسیده است، با این حال برای تایید این امر در زمینه رشد و تکثیر عروق، به مطالعات بیشتری نیاز است.