دانلود پایان نامه ارشد درمورد روابط اجتماعی، اجتماعی و سیاسی، تعهدات بین المللی

سیاست و ا قتصاد سالم
1- عدالت اقتصادی
اسلام نظام توزیع ثروت در جامعه اسلامی را از عناصر و تضمین‏هایی، بهره‏مند کرده تا قادر بر تحقق بخشیدن عدالت اسلامی باشد و با ارزش‏هایی که بر پایه آنها استوار است انسجام داشته باشد. شکل اسلامی عدالت اجتماعی دارای دو اصل می‏باشد: الف) اصل همکاری عمومی(مثل انفاق) ب) اصل توازن اجتماعی (مثل خمس و زکات)

اصل «عدالت» یکی از بنیانی ترین معارف قرآن کریم است؛ و رعایت عدالت و برقراری قسط در شؤون فردی و اجتماعی انسان ها، از جمله فعالیت های اقتصادی، یکی از اهداف بسیار بلند اقتصاد اسلامی محسوب می شود «یا ایُّها الذّینَ آمَنوا کونوا قَوّامینَ ِلله شُهَدَاءَ بِالقِسطِ وَ لایَجرِمَنَّکُم شَنَانُ قَومٍ عَلَی اَلاَّ تَعدِلُوا اِعدِلوُا هَوَ اَقرَبُ لِلتَّقوی»؛ «ای اهل ایمان در راه خدا پایدار و استوار یوده و ( بر سایر ملل عالم) گواه عدالت، راستی و درستی باشید و البته شما را نباید عداوت گروهی بر آن بدارد که از طریق عدل بیرون روید. عدالت کنید که عدل به تقوا نزدیکتر است». تحقق اقتصاد سالم در سایه عدالت است و لذا ایجاد عدالت به عنوان مهمترین هدف مأموریتی پیامبران در دستور کار قرارگرفته است (حدید، آیه5) تا شرایط به گونه ای تحقق یابد که اقتصاد در گردش آزاد و سالمی باشد و همگان از آسایش و اقتصاد مطلوب و مناسبی برخوردار شوند و اینگونه نباشد برخی از افراد جامعه از ثروت و آسایش برخوردار شده و دیگران از آن محروم باشند. (حشر، آیه59)
از مهمترین جلوه های عدالت، عدالت اقتصادی است؛ چرا که رعایت عدالت در امور اقتصادی و انصاف در این حوزه می تواند شرایط و بستر لازم و مناسب را برای رسیدن انسان و جامعه به سعادت دنیوی و اخروی فراهم آورد. (اعراف، آیه85؛ هود، آیات85 و 86؛ اسراء، آیه35.)
2- اصل تعاون و همکاری
تعاون در مفهوم عام به معنای همکاری، مساعدت، یاریگری و رعایت منافع جمعی آمده است.
به عبارت دیگر؛ تعاون یعنی همکاری و همیاری عده‌ای از اشخاص حقیقی و یا حقوقی با یکدیگر، درجهت رفع نیازمندی‌های مشترک اعضا و یا رسیدن به هدفی خاص با تشکل در یک شرکت تعاونی و پذیرش اصول و مقررات آن که در واقع متضمن این معناست: “یکی برای همه و همه برای یکی.” (اختر محققی، ، 1385، ص12-10.)
خداوند متعال در قرآن کریم انسانها را دعوت به همکاری در کارهای خیر می کند «وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ» (مائده ،2) و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر همکارى کنید، و در گناه و تعدّى دستیار هم نشوید، و از خدا پروا کنید که خدا سخت‏کیفر است.
از جامعترین و کارآمدترین طرحهای اسلام در ساختن جامعه‌ای منسجم و بهره‌مند از عدالت اجتماعی، ایجاد پیوند اخوت و برادری میان افراد جامعه است، به گونه‌ای که جامعه اسلامی به سان پیکری واحد به شمار می‌رود که درد و گرفتاری هر فردی رنج دیگران و واکنش آنها را در پی دارد و در هیچ شرایطی، پیوند اخوت گسسته نمی‌شود.
در تبیین این اصل، آموزه‌های دینی بر این نکته تاکید دارد که اخوت، امری تشریفاتی و تنها لفظی نیست، بلکه در قالب «حق مؤمن بر مؤمن» نمود می‌یابد و به نظر می‌رسد بخش مهم آن، در امور مالی و اقتصادی باشد. تحقق عینی اخوت اقتصادی، به گونه‌‌های مختلف تجلی می‌یابد که مهمترین آن عبارت است از:
مواسات: مواسات مالی در حق برادران دینی، از مهمترین حقوقی است که در روایات بر آن تأکید می‌شود. واژه مواسات به معنای مشارکت دادن در امر معاش و روزی است. برخی گفته‌اند: مواسات، در جائی است که انسان، شخصی دیگر را در هزینه زندگی خود سهیم نماید، بنابراین، اگر تنها مقدار اضافه بر هزینه زندگی خویش را ببخشد، مواسات نیست (ابن منظور، ج14، ص35).
برای شناخت تلازم میان اخوت و مواسات ذکر این فرمایش امام علی(ع) کفایت می‌نماید که فرمود: «پیوند اخوت با هیچ کاری پاس داشته نشده آن سان که با مواسات» (آمدی، ص417) و نیز این فرمایش امام صادق(ع) که می‌فرمایند: «پیروان ما را در سه چیز بیازمائید:… نسبت به اموالشان که چگونه برادران خویش را در آن سهیم می‌کنند» (صدوق، ج1، ص103).
اصل شناخت و تدبیر امور ا قتصادی
دست‏یابی به زندگی شایسته و سالم در گرو بهره‏گیری از معارف آسمانی و تفکّر و تعقّل است و باید خطوط کلی، اصول و شاهراه‏های هدایت را از وحی گرفت و در چارچوب آن‏ها و با کمک قوای ادراکی، اندوخته‏های تجربی را افزایش داد و از این طریق، ابهامات و مشکلات فراروی بشر در زندگی را برطرف کرد.
  امور اقتصادی بخش مهمی از زندگی انسان را به خود اختصاص داده‏اند. جهت‏دهی و سامان‏بخشی اقتصاد از این قضیه مستثنی نیست. بنابراین، برای یافتن اصول و خطوط کلی در مسائل اقتصادی نیز باید به آنچه خالق انسان و زندگی نازل کرده است، مراجعه نمود، حیات طیّبه‏ای را که او معرفی کرده، شناسایی و مسیرهای منتهی به آن ر ا از طریق وحی کشف نمود و به وسیله تفقّه و تعقّل و راه‏کارهای لازم آن را به کار بست.
از منظر قرآنى، استفاده از «عقل جمعى» و مشورت با صاحب نظران براى تدبیر امور اجتماعى یک اصل مهم در جامعه توحیدى است: «وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَیْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ » (شورى، 38) و کارشان در میانشان مشورت است و از آنچه روزیشان داده‏ایم انفاق مى‏کنند.
علّامه طباطبائى در تفسیر این آیه، یا
داور شده اند که از ویژگى هاى مؤمنان آن است که ایشان اهل رشد و رسیدن به واقع هستند و براى دست یابى به نظر صحیح، اهتمام به مراجعه به عقول دارند.
در آیات متعددی خاطرنشان شده است که رهاوردهای وحی انسان را به حقایق هستی واقف و راه های نیل به سعادت و فلاح را به او می نمایانند، مسیر را برای او روشن ساخته، او را هدایت می کنند:
« وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمینَ (» (نحل: 89)؛ و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است.
«قد جاءَکم مِنَ اللّهِ نورٌ و کتابٌ مبینٌ یَهدی بِه اللّهُ مَن اتّبع رضوانَه سُبُلَ السَّلام و یُخرجهم من الظلمات الی النورِ باِذنه و یهدیهِم الی صراطٍ مستقیمٍ» (مائده: 15 16)؛ از سوی خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد. خداوند به برکت آن، کسانی را که از خشنودی او پی روی کنند، به راه های سلامت، هدایت می کند و به فرمان خود، از تاریکی ها به سوی روشنایی می برد و آن ها را به سوی راه راست رهبری می نماید
قرآن کریم با صراحت، دعوت خود را دعوت به سوی احیا (زنده کردن) اعلام می کند: «یا ایُّها الّذین آمَنوا استجیبوا للِّهِ و للرّسول اذا دعاکم لما یحییکم» (انفال: 26)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید، هنگامی که شما را به سوی چیزی می خواند که شما را حیات می بخشد.
علاوه بر آیات مزبور که بر هدایت انسان به صورت کلی تأکید دارند، در آیات بسیاری نیز رهنمودهای جزئی و مشخص در مسائل گوناگون اقتصادی وجود دارند:
«اَحَلَّ اللّهُ البیعَ و حرَّم الرّبا» (بقره: 275)؛ خدا بیع را حلال کرده است و ربا را حرام. «اوفوا بالعقود» (مائده: 1)؛ به پیمان ها (و قراردادها) وفا کنید. «یا ایُّها الّذین آمنوا لا تأکلوا اموالکم بینَکم بالباطل الاّ ان تکونَ تجارهً عن تراضٍ منکم.» (نساء: 29)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید، مگر این که تجارتی با رضایت شما انجام گیرد.
« وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ إِذا کِلْتُمْ‏ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقیمِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً » (اسراء: 35)؛ و هنگامی که پیمانه می کنید، حق پیمانه را ادا نمایید و با ترازوی درست وزن کنید. این برای شما بهتر و عاقبتش نیکوتر است.
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ‏ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ » (انفال: 41)؛ هرگونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای خدا و برای پیامبر و برای نزدیکان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه است.
اصل تولی وتبری
قرآن کریم برای تنظیم روابط اجتماعی و سیاسی پیروان خود یک اصل کلی را تحت عنوان «ولایت و برائت» یا « تولی وتبری » تعیین کرده و از آنان خواسته تا این اصل را پایه و محور عمل خود قرار دهند. این اصل به عنوان یکی از فروع اعتقادی اسلام عامل تنظیم روابط سیاسی و اجتماعی در عرصه سیاست خارجی میان مسلمانان و دیگران است.
اصل «امامت» ناظر به مسأله حکومت و رهبرى در جامعه است. در جهت اصل «توحید»، که حق حاکمیت را از آنِ خداوند متعال مى داند، افرادى که از جانب او ـ جلّ و على مأذون به عهده دارى امر حکومت هستند، مسؤولیت اجراى احکام ثابت الهى را از جانبى و تدبیر امور اجتماعى، از جمله سیاست گذارى ها و تنظیم امور اقتصادى در سطح کلان متناسب با شرایط و مقتضیات زمان و مکان را از جانبى دیگر، به عهده مى گیرند.
از اهمّ وظایف دولت اسلامى، مى توان اهتمام به برقرارى عدالت را ذکر کرد. قرآن کریم به صراحت مأموریت یافتن پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)، بزرگ رهبر جامعه اسلامى، براى برقرارى عدالت در بین مردم را در آیه 15 سوره مبارک «شورى» خاطرنشان ساخته است: «انّى اُمرتُ لاعدلَ بینکم»; من مأمورم در میان شما عدالت کنم (به عدل و داد رفتار کنم. ( مکارم شیرازى 1364، ج 2، ص 387.)
ترمیم کاستى ها و نارسایى هاى عملکرد بازار آزاد، ممانعت از اجحاف به عرضه کنندگان و تقاضاکنندگان کالاها و خدمات، تأمین اجتماعى، اتخاذ تدبیر صحیح و کارامد براى گردش سالم پول در بخش حقیقى اقتصاد و وضع مقررات مالیاتى عادلانه، مصادیق شاخصى براى اجراى عدالت در قلمرو اقتصاد توسط دولت به شمار مى آیند. معلوم است که اجراى عدالت، هم نیازمند وضع مقررات عادلانه متناسب با شرایط و مقتضیات است و هم نیازمند اجراى صحیح قوانین مزبور.
مردم نیز موظف به اطاعت از ولىّ امر مسلمانان مى باشند: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم‏»(نساء،59); اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالامر را. همچنین حرکت در جهت سیاست ها و برنامه هاى دولت اسلامى و بذل مساعدت و همکارى هاى لازم، بخصوص پرداخت مالیات هاى مقرّر، از دیگر وظایف آنان محسوب مى شود: «خذ مِن اموالهم صدقهً تطّهرُهم و تزکّیهم بها» (توبه،103) از اموال آن ها صدقه اى (به عنوان زکات) بگیر تا به وسیله آن، آن ها را پاک سازى و پرورش دهى.
در بینش اسلامی، مسلمان باید بداند به عنوان جزئی از کل، عضو پیکر جامعه اسلامی است و این مسأله خواه
ناخواه شرائط و حدودی را ایجاب می‌کند. همچنین ولاء منفی در اسلام عبارت از این است که مسلمان همواره در مواجهه با غیرمسلمان بداند با اعضاء یک پیکر بیگانه مواجه است و این مسأله ایجاب میکند که روابط مسلمانان با آنها محتاطانه باشد. البته این مسأله به معنای قطع ارتباط با غیر مسلمانان نیست (مطهری، 1385، 19- 18).
اصل حفظ سیادت اسلام
یکى از حقایق مسلم در بینش اسلامى این است که خداوند متعال به مسلمانان با ایمان اجازه نمىدهد که زیر بار ذلت مشرکان، کفار و منافقان بروند. این یک اصل اسلامى ریشه دار است و کسانى که کم و بیش با مکتب اسلام و اصول و مبانى این دین مقدس، آشنایى دارند، از این حقیقت آگاهند.
حفظ سیادت اسلام و جامعه اسلامی از جمله وظایف مسؤولان نظام اسلامی است که نقض آن از حدود اختیارات مسلمین خارج بوده و بر اساس “قاعده نفی سبیل”«وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبِیْلاً» (نساء، 141) حتی تعهدات بین المللی نیز نمی تواند ناقض آن باشد. این اصل کلی را فقها تحت عنوان

دیدگاهتان را بنویسید