تکنیک‌های درمان اختلالات زناشویی مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی

تکنیک‌های درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی

در این رویکرد از چندین تکنیک عملی برای رابطه حسی بین همسران و آموزش آنها با مهارت‌های ارتباطی جدید استفاده می شود(کلرک و‌هارمز، 2008). در حقیقت ارتباط می تواند فرصتی را برای زوج فراهم کند تا تماس برقرار کردن را با وجود تفاوت گذاری[1] , تجربه کنند. بنابراین این گونه تعبیر می شود که من می توانم متفاوت باشم اما با تو ارتباط داشته باشم. این مفهوم اجازه می دهد که رشخص هنگامی در ارتباط قرار دارد به طور کامل تغییر و رشد کند(کارلسون[2] و اسپری[3]، 2000).

می توان گفت پایه این تکنیک‌ها بر ارتباط همسران قرار دارد در این درمان همسران متعهد [4] یکدیگر را کمک می کنند تا پیدایش و تولد را به خودشان بدهند(کارلسون و اسپری، 2000) باید به این نکته توجه داشت که استفاده موثر از IRT توسط درمانگران با زوج‌ها مستلزم فراگیری مهارت‌های خاصی است که به صورت حساس به کار گرفته شود(زایلینسکی، 1999). در زیر انواع مختلف تکنیک‌های درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی را مرور می کنیم.

 

گفتگوی آگاهانه

یکی از مفروضه‌های بنیادین که در درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی مطرح شده این است که از مهم ترین تفاوت‌های موجود میان زوج‌های رضایتمند و آشفته، سبک گفتگوی آن‌هاست. در این درمان با دو شیوه اصلی گفتگو سروکار داریم. گفتگوی انتقادی و گفتگوی آگاهانه یا همان گفتگوی ایماگویی. گفتگوی انتقادی زمانی رخ می دهد که شنونده به جای گوش دادن، در پی یافتن راهی جهت دفاع از خود و یا موضع خود باشد. شنیدن دفاعی هم بر اساس خاصیت ذاتی اش، حتی پیش از پاسخ شنونده، گفتار گوینده را بی اعتبار و فضای گفتگو را ناایمن می گرداند. از طرفی گفتگوی ایماگویی که گفتگویی آگاهانه، با ساختار و از روی عمد است، نخست به شیوه ای تجویزی از سوی ایماگو درمانگر به همسران آموزش داده می شود و سپس آن‌ها یاد می گیرند که چگونه می توان با هشیاری به یکدیگر گوش کرده و پاسخ داد(حسینی، 1390)

در زمینه تکنیک‌های درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی در منابع مختلف از تکینک گفتگوی زوجین، بسیار یاد شده که مک ماهون[5] (1999) معتقد است این تکنیک به عنوان بخشی از فرایندی برای رفتار کردن است که همسران این ابزارها را برای گفتگوهای متفاوت و همدلانه[6] می آموزند، در نتیجه تجاربی هیجانی و شناختی اصلاح کننده را نمایش می دهند.

گفتگوی زوجین یا به تعبیر حسینی(1390) گفتگوی آگاهانه، فرایندی تجویز شنونده از سوی درمانگر است که به تمرین زوج‌ها نیاز دارد. وقتی زوج‌ها به تازگی فرایند سه گانه این گفتگو را تمرین می کنند، عمدتا روند را بسیار با ساختار و گاها مصنوعی می دانند. اما این احساس گذر است و عبور خواهد کرد. پس از حدود شش ماه تمرین، زوج‌ها می توانند به طور طبیعی و سیال از آن چه آموخته اند، استفاده کنند.

روشی که هر یک از زوج‌ها به همسرشان گوش می دهند در سه بخش این فرایند سازمان دهی شده،دریافت[7]،فرد کلمات همسرش را در تلاشی برای اینکه مطمئن شود پیام همسرش را فهمیده است انعکاس می دهد، آن‌ها آنچه را که همسرشان به آن‌ها گفته است تایید می کنند(اعتبار بخشی) و قسمت سوم فرایند مکالمه ی زوج‌ها، ارائه همدلی[8] است درباره آنچه که همسرش گفته است(داتیلیو و بویلاکوا، 2000، هندریکس، 1988 ؛ به نقل از فلمک، 2003). از طریق این فرایند عموما امنیت[9] بین همسران افزایش می یابد، که به سمت سطوح عمیق تر آسیب پذیری[10] سوق داده می شود.

 

اصول سه گانه گفتگوی آگاهانه

آیینه سازی

در تکنیک گفتگوی آگاهانه فرد فکر یا احساسی را که می خواهد با همسرش در میان بگذارد، به سادگی در قالب یک جمله کوتاه و رسا، که با کلمه من شروع می شود بیان می کند(هندریکس، 1382 ) در مرحله آیینه سازی، همسران احساسات شان را درباره حوادث تعارض برانگیز و ناراحت کننده در حین ارتباط ابراز می کنند همسر گوش کننده درست آنچه را که شنیده است منعکس می کند(فلمک، 2003) و در واقع به آنچه که فکر می کند گفته شده و نه آنچه که او دوست داشته گفته شود(حسینی، 1390) را در قالب کلماتی متفاوت، اما با همان معنی و مفهوم ادا می کند(هندریکس، 1382) و به شخص فرستنده بر می گرداند و می پرسد که آیا مفهوم جمله را درست متوجه شده است یا خیر. آیینه سازی در ایجاد تماس میان شنونده و گوینده نقش بسزایی دارد و به همین دلیل ضروری است با دقت و درستی انجام شود. در صورت نیاز، دریافت کننده می تواند از فرستنده بخواهد تا گفته اش را تکرار نماید. هدف زیرساختاری آیینه سازی، دریافت منظور حقیقی گوینده است(حسینی، 1390) هندریکس (1382) عنوان می کند که آیینه سازی به خودی خود یک تکنیک ارتباطی است که دو عمل مهم را انجام می دهد : 1)به فرد کمک می کند تفاوت‌های معناشناسی بین خود و همسرش را به حداقل کاهش دهد 2)پذیرش افراد نسبت به پیام‌های کلامی همسرش افزایش می یابد.

  مفهوم فرهنگ از دیدگاه علم مردم شناسی

اعتبار بخشی

پس از آنکه دریافت کننده عمل آیینه سازی را به درستی انجام داد(حسینی، 1390)؛ گوش کننده برای اعتبار بخشی به پیام فرستنده منتظر می شود(فلمک، 2003). اعتبار بخشی همان توافق نیست، هر چند می تواند به آن نیز بیانجامد. معتبرسازی یعنی: عقاید تو از دیدگاه خودت دارای اعتبار حقیقی است. اعتبار بخشی، فرایند گفتگوی آگاهانه را از شنیدن فعال صرف متمایز می سازد(حسینی، 1390). اعتبار بخشی برای فرایند گفتگو یک بخش بحرانی محسوب می شود. در این فرایند برای شنونده ضرورتی ندارد که دوست داشته باشد یا موافقت کند با انچه که با فرستنده در آن سهیم شده تنها گوش دادن و فهمیدن تجربه فرستنده مهم است(فلمک، 2003).

اعتبار بخشی می تواند لحظه ای و بسیار کوتاه باشد، درست مثل یک تجربه آهان کوچک. این تکنیک به فرستنده و دریافت کننده پیام می دهد که دیدگاه هر دویشان پذیرفتنی و هیچکدام نادرست نیست. به بیانی دیگر اعتبار بخشی، تفکر هم زیستانه و ادغامی را از میان برداشته و تمایز سالم را وارد رابطه می کند.

 

همدلی

برای همدلی کردن فقط لازم است تا فرد دریافت کننده حدس بزند که فرستنده احتمالا چه احساسی دارد. دریافت کننده ممکن است در روند همدلی مرتکب اشتباه شود اما مهم تلاش برای حدس زدن و کوشش برای برقراری ارتباط و پیوند است(حسینی، 1390). این فرایند تا زمانی که همسر معنی و مفهوم سمانتیکی و همچنین معنا و بار احساسی گفته‌ها را کاملا درک کند، ادامه می یابد(هندریکس، 1382). مهمترین موانع و بلوکه کننده‌های ایجاد همدلی در گفتگوها عبارتنداز:

وجود احساسات متناقض اما هم زمان

ظهور چند احساس در یک لحظه

خطای ذهنی دریافت کننده

گوش کردن دفاعی همسر

بازسازی و تصویر سازی مجدد از همسر:

این تکنیک زوج‌ها را قادر می سازد تا آسیب دیدگی‌های تحولی و زیرساختاری رفتار کنونی خود و همسرشان را درک و متعاقبا نسبت به یکدیگر همدلی نمایند. وقتی همسران دردهای درونی یکدیگر را بشناسند. دیگر هرگز نمی توانند مانند گذشته به تصویر سازی از همسر و یاری رساندن در این زمینه به همسران، از دو ابزار استفاده می کند. گفتگوی کودک والد و تمرین در آغوش گرفتن(حسینی، 1390).

هدف گفتگوی کودک – والد، کمک به همسران جهت بازسازی همدلی است اساس تمرین بر این عقده استوار شده که طبیعت، زوج‌ها را به عنوان «والدین جایگزین»[11] یکدیگر در کنار هم قرار داده تا بتوانند آنچه در کودکی دریافت نکرده بودند را هم اکنون به دست آورند. هدف تمرین در آغوش گرفتن نیز برآوری احساسات ناکام مانده ی کودکی است وقتی در آغوش مادرمان بودیم، آسیب پذیرترین موجود و در عین حال ایمن ترین فرد بودیم. این وضعیت می تواند در کنار همسرمان نیز تکرار شود.

 

رمانتیک سازی مجدد

هندریکس(1382) معتقد است که این تکنیک به خوبی و به طرز موثر مراودات و تبادلات عاری از درگیری و برخورد عشق رمانتیک را مجددا زنده می کند. زوجین در این تمرین باید رفتارهای محبت آمیزی را که در اوایل ازدواج شان در قبال هم انجام می دادند، دوباره وارد زندگی زناشویی شان کنند. این تکنیک پیامدهای مثبتی در پی دارد که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد.

  ردیابی گوشی اندرویدی از راه گوگل با ۳ قدم راحت "

صدمات و لطمات دردناک یا تبادلات مثبت پوشانده می شود و ارزیابی فرد از همسرش از پیام آور مرگ به نوید زندگی و حیات تغییر می یابد.

بلور غلط ذهن خوانی توسط همسر از بین می رود. در مرحله عشق رمانتیک، عملکرد مردم برخاسته از این باور غلط و نادرست است که همسرشان دقیقا می داند آنها چه می خواهند. این تکنیک موجب می شود که خواسته‌های خود و خلاصه هر آنچه که خوشحال شان می کند را دقیقا ذکر کنند و کمتر به تله پاتی فکری متکی باشند.

ذهنیت عوض، گله ندارد، نبرد قدرت را مغلوب می کند هنگامی که زوج‌ها در این تکنیک شرکت می کنند از آن‌ها خواسته می شود که بر طبق برنامه ای مستقل و غیر وابسته یکدیگر را خوشحال کنند، بدین معنی که روزانه تعداد مشخصی از رفتارهای محبت آمیز را در حق یکدیگر ادا کنند. صرف نظر از اینکه همسرشان چه رفتاری به آنها دارد.

به افراد کمک می کند دریابند آنچه که آنان را خوشحال می کند محصول و تجارب شخصی و منحصر به فرد زندگی خود آنهاست و می تواند با آنچه که همسرشان را خوشحال می کند، بسیار متفاوت باشد به زوجین می آموزد که طوری با دیگران رفتار کن که دوست دارند با آن‌ها رفتار کنی.

وقتی زوج‌ها به طور مرتب و همیشگی چنین رفتارهای هدفمندی را در قبال یکدیگر اجرا می کنند، نه تنها حال و هوای ظاهری رابطه شان متفاوت و بهتر دیده می شود، بلکه شروع به التیام زخم‌های کهنه و قدیمی خود می نمایند.

 

لیست تعجب

لیست تعجب مرکب از رفتارهای محبت آمیز به غیر از آن‌هایی است که توسط یکی از طرفین درخواست شده است فرد می تواند این لیست را با دقت به آرزوها و رویاهای همسرش تهیه کند. این تمرین بر اساس مفهوم «تقویت تصادفی» که از مفاهیم پایه ای در علوم رفتاری به حساب می آید پیروی کرده و این را بیان می کند که پاداش‌های تصادفی، فضایی از عدم قطعیت و انتظار می آفرینند و تاثیرگذاری پاداش بکار برده شده را افزایش می دهند(هندریکس، 1382). بسیاری از تحقیقات نشان می دهد رفتاری که به طور تصادفی و نامنظم پاداش داده می شود پایدارتر از رفتاری است که هر موقع روی می دهد. به آن پاداش داده می شود و بنابراین وقتی نتیجه معمول بلافاصله موجود نیست، نسبت به سرعت ناپدید می شود. از طرفی الگوهای رفتاری پایداری که بیشترین توجه درمانگران را به خود جلب می کنند احتمالا بر اساس برنامه نامنظمی از تقویت می باشند و بنابراین به سهولت یا پیامد خاصی مرتبط نمی شوند(واکتل، 2012).

لیست تفریح

زوج‌ها ضمن ادامه دادن رفتارهای محبت آمیز و لذت‌های ناگهانی، هر هفته نیز در چندین فعالیت انرژی بر و پر لذت شرکت کنند. این فعالیت‌ها می بایستی خود انگیخته و در ضمن دو نفره باشد فعالیت‌هایی نظیر ماساژ دادن، ورزش‌های رقابتی و… به شرط اینکه تنش زا نشود. هندریکس به این دلیل این تمرین را اضافه کرد که بیشتر فعالیت‌هایی که زوج‌ها در تمرینات رمانتیک سازی مجدد و لیست تعجب انجام می دادند، نسبت منفعل و یا به عبارتی فعالیت‌های «بالغ» بودند(هندریکس، 1382). بدین معنا که بخش « کودک» را به کلی نادیده گرفته و فراموش کرده بودند. آن گونه که برن شرح می دهد حالت خود بالغ مانند یک رایانه عمل می کند. این بخش فرد، اطلاعات را جمع آوری و به شیوه ای عینی و غیر احساسی پردازش می کند. در حالی که حالت خود کودکی شامل تکانه‌ها، احساس‌ها، و اعمال خود به خودی یا خودانگیخته می باشد(کوری، 1982؛ به نقل از ساعتچی، 1385).

  تجارب برتر پرورشی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

 

ایماگو

فلمک(2003) معتقد است خود زوج‌ها برای تشخیص و مکان یابی[12] جراحت‌های کودکی توانمندند. تجربه دوباره[13] آسیب‌های گذشته می تواند دری به روی التیام زخم‌ها بگشاید. در این راستا هندریکس(1382) تمرینی مرحله به مرحله و ذهنی را ارائه می دهد که در آشنایی هر چه بیشتر زوجین با زخم‌ها و جراحات دوران کودکی خود و نیز همسرشان بسیار مفید است. به این صورت است که خانه کودکی خود را بیاد بیاورند و مراقبان اولیه (پدر و مادر و…) را تجسم کند و اینکه آن‌ها در همان عالم تجسم، باید نیازها و خواسته های ایشان را به پدر و مادر بگویند در این تمرین هر یک از زوجین با پدر و مادر و سپس با یکایک افراد دیگری که در شکل گیری شخصیت آنان نقش موثری داشته اند، روبرو شوند. هنگامی که تمامی اطلاعات لازم را جمع آوری کردند به ارامی به زمان حال باز گردانده می شوند و اطلاعات بدست امده را روی کاغذ بنویسند. با این تمرین، اطلاعات لازم جهت شناسایی ایماگو بدست می آید مرحله بعد بدین صورت است که زوجین اطلاعات بدست آمده را که حاوی خصوصیات مثبت و منفی شخصیت‌های کلیدی دوران کودکی آن‌هاست با یکدیگر در میان گذارند با انجام این تمرین، زوج‌ها قالبیت و توانایی آن را می یابند تا زخم‌ها و جراحاتی که در پشت رفتارهای عصبی، گیج کننده و یا ناخواسته و بی اختیار همسرشان نهفته است را ببینند و آن‌ها را درک کنند.

 

تکنیک کشسانی

اصل کشسانی از قابلیت ارتجاعی و کشسان پذیری شخصیت سخن می گوید. با این روش فرد به مقابله با پیام‌ها می رود که از کودکی به مراتب شنیده است و با تسلیم شدن به ان‌ها، بخش‌های داشته اما نادیده گرفته شده ی شخصیتش را از دست داده است. به عبارتی، پیام اصل کشسانی به فرد این را می گوید: « می تواند چیزی باشد که تا کنون نبوده است» این در حالی است که بخش تصاحب نشده شخصیت فرد در درون بخش‌های اشکار و پر رنگ شخصیت همسرش پنهان شده است(حسینی، 1390). طبق همین اصل تکنیک کشسانی شامل فرایند تعریف نیازها و تبدیل آن‌ها به درخواست‌های کوچک و مثبت انجام می شود از جمله فوایدی که این تکنیک به دنبال دارد این است: کسی که تغییرات رفتاری را درخواست می کند می تواند برخی از نیازها ارضا نشده کودکی خود را برآورده نماید. کسی که خود را تغییر می دهد، بخش‌هایی از خویشتن گمشده خود را باز می یابد. کسی که خود را تغییر می دهد، نیازهای سرکوب شده ای از خود را ارضا نموده که مشابه نیازهای بیان شده همسرش است حاصل و نتیجه تمامی این رشدها، افزایش فزاینده ای در احساسات مثبت بین زوجین می باشد(هندریکس، 1382).

 

تکنیک صحنه مرکزی تجدید نظر شده

فرایند انجام این تمرین عبارت است از شناسایی و تعریف یک صحنه مرکزی و سپس بازنویسی نسخه‌های تجدید نظر شده ای از آن که یکی از تکنیک‌های مفید در رابطه با سرخوردگی‌های شدید و تکراری است. این تمرین در کاهش دفعات و شدت صحنه‌های محوری (مرکزی) بسیار مفید واقع می شود. صحنه‌های مرکزی، دعواها و جر و بحث‌های دردناکی هستند که می توانند بسیار مخرب و مضر باشند. صحنه‌های مرکزی هنگامی اتفاق می افتند که سازگاری‌های دوران کودکی یکی از طرفین در رویارویی مستقیم با سازگاری‌های دوران کودکی طرف دیگر، در معرض آزمایش قرار گیرد. چنین وضعی باعث می شود که درگیری و برخورد بوجود آمده دو چندان و آزارنده باشد به طور معمول دعواهای مرکزی به بن بست ختم شده و برای هر دوی طرفین درد عاطفی عمیقی به همراه می آورد(هندریکس، 1382).

[1] – differentiation

[2] – Carlson, J.

[3] – Sperry, L.

[4] – committed

[5] – McMahon, M. N.

[6] – Empathic

[7] – Now-centered

[8] – Empathy

[9] – Safety

[10] – Vulnerability

[11] – Surogate Parents

[12] – locate

[13] – re-experiencing