تبین مفهوم مسئولیت و مسئولیت­ پذیری

مسئولیت­پذیری

2-3-1 تعریف مسئولیت­پذیری

انسان موجودی اجتماعی است که از لحظه تولد تا آخر عمر در اجتماع به سر می­برد و همواره در تعامل با انسان­های دیگر است
وی همواره باید بیاموزد که چگونه در جمع زندگی کند و نیازهای خود را ارضا نماید
این امر نیازمند یک سری مهارت­های اجتماعی است که فرد طی فرایند یادگیری و جامعه­پذیری آنها را فرامی­گیرد و یادگیری درست آنها می­تواند به شکل­گیری مسئولیت­پذیری اجتماعی منجر شود(ایمان و جلائیان بخشنده، 1389: 37)
مسئولیت­پذیری اجتماعی به طور فزاینده­ای از فرهنگ، اجتماع و اقتصاد حاکم بر جامعه حمایت می­کند(ازمات[1]، 2010)

ایجاد و رشد مسئولیت پذیری به عنوان یکی از کارکردها و اهداف مهم نظام های آموزشی و برنامه های درسی در مقاطع و سطوح مختلف می باشد
در واقع، سیاستگذاران و برنامه ریزان آموزشی و درسی از طریق پرورش و رشد قابلیت های مرتبط با مسئولیت پذیری تلاش می ­کنند تا مجموعه ای از مهارت های فردی و اجتماعی مورد نیاز برای زندگی در قرن بیست و یکم، که عصر سرشار از تغییرات و تحولات سریع و شتابان است را در دانشجویان به وجود آورند
براین مبنا حتی می­ توان گفت که موفقیت هر نظام آموزشی در حوزه مسئولیت­پذیری دانشجویان عملاً باعث پایه ریزی و شکل گیری یک جامعه انسانی می شود که از شاخص­های توسعه یافتگی اجتماعی و فرهنگی برخوردار می باشد
بدیهی است این امر به منزله یک هدف مهم، زمانی اتفاق می­افتد که برنامه ریزان درسی نظام آموزشی در مقاطع مختلف از جمله دانشگاه، در این حوزه احساس وظیفه نموده و بتوانند از طرق مختلف نسبت به آموزش و درونی ساختن قابلیت­های مسئولیت پذیری اقدام نمایند

2-3-2 تبین مفهوم مسئولیت و مسئولیت­پذیری

احساس مسئولیت مفهومی است که باعث می شود افراد اهداف خود را دنبال کرده، با دیگران ارتباط مناسبی برقرار کرده و در یک جامعه با هماهنگی و مشارکت با یکدیگر زندگی کنند و از این روست که این مفهوم تأثیر بسزایی در زندگی افراد دارد (بیرهوف،1387)
مسئولیت به عنوان یک  احساس وابستگی یا نوعی ارتباط با فرد نیازمند، تعریف شده است که تعهد به عنوان عامل اصلی برای احساس مسئولیت شناخته شده است (شوالتز[2]، 1977)
مفهوم مسئولیت می­­تواند حداقل سه رابطه را در بربگیرد “مسئول بودن در مقابل چیزی، در مقابل کسی و در برابر رابطه یا قضیه­ای
مسئولیت شامل جنبه­های مختلف اخلاقی، عملی و در نظر گرفتن پیامدهای یک عمل است
انسان هنگامی مسئولانه برخورد می­کند که با توجه به دیدگاه­های اخلاقی عمل نماید و بپذیرد که مسئول پیامدهای اعمال خویش است” (بیرهوف،1387: 232)
مسئولیت از نظر لغوی به معنای موظف بودن به انجام دادن امری است (معین،1345: 4077)
در معنای عام حقوقی نیز مسئولیت به مفهوم متعهد و موظف بودن شخص به انجام یا ترک عملی است (شهیدی ،1389: 49)
از اواخر قرن سیزده میلادی، در شرایطی که حقوق، تابع مذهب و اخلاق بود، اصطلاح مسئول به معنی کسی که در مقابل خداوند نسبت به زندگی و اعمالش پاسخگو است، در اخلاق مذهبی رواج پیدا کرد
بعدها در جریان غیر مذهبی شدن اخلاق، واژه مسئولیت­پذیری وارد اخلاق عرفی گردید و به معنی پاسخگو بودن فرد در مقابل وجدانش که در بردارنده قانون اخلاقی مطابق با طبیعت و اخلاق است،تثبیت شد
سرانجام به معنی کسی که در مقابل دادگاه نسبت به نتایج رفتار و اعمال و تقصیرش پاسخگو است، به حیطه حقوقی راه یافت” (بادینی،1384: 24)

  سبکهای تفکّر درآموزش و ارزشیابی

علاوه بر این، “یکی از نخستین فیلسوفانی که واژه مسئولیت را بکار برد جان استوارت میل[3] بود که در سال 1859در مقاله خود تحت عنوان ” درمورد آزادی” از این کلمه استفاده کرد، بعدها ماکس وبر[4]  (1919) واژه مسئولیت اخلاقی را وارد جامعه شناسی کرد” (بیرهوف، 1387: 231)
از مسئولیت  به معنای”تعهد، مواخذه، موظف به امری بودن ” نیز یاد شده است (دهخدا،1337: 120)
در فرهنگ عمید مسئولیت چنین تعریف شده است: ” آنچه که انسان از اعمال، وظایف و رفتار، عهده دار و مسئول آن باشد” (عمید،1367: 5)

همچنین باید در نظر داشت که مسئولیت دارای معانی مختلفی است که در اینجا به مواردی اشا می­کنیم، آدیسون ایلینویز[5] در پاسخ به سوالی، معانی مختلف مسئولیت را عنوان نموده است که عبارتنداز:

– انجام دادن وظایف ضروری و مهم

– هدف­گذاری، انتخاب کاری برای انجام دادن و عمل به آن به صورت درست و مطمئن

– توانایی پاسخگویی در مورد اعمال انجام شده

– انجام کارهای صحیح و پاسخ نه دادن به سایرین

اطاعت کردن از قوانین زندگی مبتنی بر ارزش های اخلاقی به همراه تعادل داشتن

– مدنظر قرار دادن عواقب و پیامدهای رفتارها و اعمال

– نشان دادن بلوغ و برقراری ارتباط مناسب با سایرین

– اولویت گذاری و اقدام مناسب برای آن

– لیاقت کنترل شخصی داشتن و

(گروزنیکل و استفنر[6]،1992: 27)

در حقوق مدنی از واژه مسئولیت­پذیری تحت عنوان تعهد به جبران خسارت یاد شده است (بادینی، 1384)
به علاوه صاحبنظران و متخصصان مختلف نیز برداشت­ها و تبیین­های خاصی را در مورد معنا و مفهوم مسئولیت­پذیری ارائه کرده­اند
دهستانی (1387) مسئولیت­پذیری را پاسخگو بودن در برابر کسی یا چیزی می­داند و آن را معادل اخلاق حرفه­ای می­داند، چرا که یک فرد اخلاقی، فردی است که دارای دو ویژگی اساسی است: مسئولیت­پذیری و پاسخگویی در برابر آن و دیگری پیش بینی پذیری؛ هرچه میزان مسئولیت­پذیری و پیش­بینی پذیری فرد بیشتر باشد، فرد اخلاقی­تر است
رفعتیان نیز معتقد است “مسئولیت­پذیری یعنی قابلیت پذیرش، پاسخگویی و به عهده گرفتن کاری که از کسی درخواست می شود و شخص حق دارد آن را بپذیرد و یا رد کند و در روند صحیح رشد انسان­ها پدید می­آید” (رفعتیان،1389: 11)
با توجه به این تعریف مسئولیت­پذیری یک انتخاب آگاهانه است

از دیدگاه دسبونس و رابی[7] (ترجمه نونهالی، 1388) اندیشه مسئولیت اصولاً از عمل کردن به اختیار در حکم تملک اراده است و از آزادی جدا نیست
با این همه، این عناصر را نباید به ترتیب خاصی طبقه­بندی کرد
یعنی آنکه آزادی اصل و اراده محرک، کنش است و مسئولیت­پذیری تفکر و قبول مسئولیت آنچه که انجام داده­ایم، می­باشد
همچنین مسئولیت­پذیری به عنوان “عمل کردن همچون یک آدم بالغ و بزرگسال، هدف داشتن و ابتکار به خرج دادن و در نظر گرفتن کارهایی که باید انجام می شدند و باید انجام شوند” تعریف شده است (پالمر،آلبرتی فرونر[8]، 1386: 121)
مرگلر و همکاران[9] (2007) معتقدند که مسئولیت پذیری در معنای توانایی نظم دادن به تفکرات احساسات و رفتار فردی همراه با اراده و قدرت انتخابگری خود به عنوان مسئول و پاسخگوی اصلی پیامدهای فردی و اجتماعی آن می باشد
از دیدگاه سرتو[10] (1989) مسئولیت پذیری به مثابه الزام و تعهد درونی فرد برای انجام مطلوب همه فعالیت­ هایی است که به عهده او گذاشته شده و نشأت گرفته از واقعیت­های درونی هر فرد می­باشد
لذا این مفهوم با پذیرش و انجام یک مسئولیت یا وظیفه متناسب با سطح توانایی­ها، استعداد­ها و علایق فردی توأم می­باشد
فرمهینی فراهانی (1390) نیز مسئولیت­پذیری را به معنای بر عهده گرفتن امر یا کاری و پاسخگو بودن در برابر کار یا وظیفه به عهده گرفته شده می داند

  رتینول چست؛ امتیازات و مشکلات احتمالی مصرف اون واسه پوست

طالب زاده نوبریان و همکاران (1378) در تعریف عملیاتی خود از مسئولیت­پذیری معتقدند که این مهارت شامل مواردی همچون مراقبت ازخود و محیط، پذیرش نتیجه عمل، رعایت مقررات، انجام دادن تکالیف و وظایف محوله (انجام سروقت تکالیف و کار و تمرکز و اتمام آن) می­باشد
در عین حال، صاحبنظران مذکور تاکید می­کنند که مهارت مسئولیت­پذیری و انجام وظایف و مسئولیت­های محوله مستلزم همکاری با افراد است و این همکاری زمانی موفقیت­آمیز است که در آن همدلی وجود داشته باشد
به علاوه، انجام مسئولیت در هر سطحی، بیانگر مهارت ابراز وجود در فرد است
گلن و نلسون[11] (1988: 20) مسئولیت­پذیری را نوعی احساس عملی در بکارگیری توانایی­ها و انجام کوشش­ها در تطابق و سازگاری با مردم تعریف کرده است که عدم پذیرش آن، قانون شکنی و نپذیرفتن مسئولیت­های اجتماعی تلقی می گردد
طبق دیدگاه فروم[12] (2004) مسئولیت­پذیری یک وظیفه یا تکلیف نیست که باید توسط یک فرد انجام بگیرد بلکه، برعکس نوعی احساس و حالتی است که توسط خود فرد برانگیخته شده و دربردارنده پاسخ و واکنشی است که فرد نسبت به نیازهای دیگران به صورت آشکار یا پنهان ابراز می­دارد
ناکامورا و واتاناب موراکا (2006) معتقدند که مسئولیت­پذیری یک ارزش است که مردم سالاری و جامعه مردم سالار را تحت تأثیر قرار می­دهد
اسلنکر و همکاران[13] (1994) معتقدند قلب مسئولیت­پذیری، نوع دوستی است
بنابراین، احساس مسئولیت­پذیری از یکسو پدیده­ای است که بیشتر به افراد مربوط می­شود تا جامعه و از سوی دیگر لازمه خودکنترلی برای فرد و کنترل اجتماعی برای جامعه است

از دیدگاه ایزدی و عزیزی شمامی (1388)، مسئولیت پذیری یکی از مهم ترین ابعاد شهروندی بوده و شخص مسئولیت­پذیر کسی است که بر اساس عزت نفس خود و با احترام به حقوق سایرین، دیدگاه­های خود را ارزیابی نموده و در نهایت پیامدهای اعمال و تصمیماتش را می­پذیرد
صاحبنظران مذکور، همچنین ابعاد مسئولیت­پذیری اجتماعی را در قالب سه بعد شناختی (رشد دامنه اطلاعاتی فرد از انواع مسئولیت های اجتماعی و اعتلای مهارت­های عقلانی و تحلیل و تفکر پیرامون این مسئولیت­ها)، عاطفی (ایجاد انگیزه، نگرش و عواطف مثبت نسبت به انواع مسئولیت­های اجتماعی ) و عملکردی (توانایی ایفای مطلوب وظایف اجتماعی توأم با همکاری، همراهی، کمک و احترام به سایر افراد) مورد بحث قرار می دهند

  روانشناسی مفهوم افسردگی

همچنین سبحانی نژاد و فردانش (1379) با تأکید بر نقش و رسالت نهادهای آموزشی در زمینه مسئولیت­پذیر کردن یادگیرندگان، این مسئولیت­ها را شامل ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، مدنی و زیست محیطی می دانند و معتقدند که آموزش و برنامه­های درسی مرتبط با مسئولیت­پذیری باید بتوانند عملاً شناخت­ها، عواطف و مهارت­های (عملکردها) لازم را در این زمینه در فراگیران به وجود آورد
یعنی آنکه یادگیرندگان باید از آگاهی­ها و مهارت­های عقلانی برای کسب شناخت از انواع مسئولیت­های فردی و اجتماعی برخوردار شوند
به علاوه واجد عواطف و نگرش­های مثبت در زمینه پذیرش انواع مسئولیت­های اجتماعی شده و نهایتاً توانمندی­های لازم را برای اقدام به انواع وظایف و مسئولیت­های اجتماعی کسب کنند
صاحبنظران مذکور معتقدند که دلالت صریح مطالب فوق آن است که برنامه های درسی مرتبط با آموزش مسئولیت­پذیری نباید صرفاً به یکی از ابعاد سه گانه محدود گردد

همچنین باید یادآور شد که واژه مسئولیت­پذیری نه تنها از نظر صاحبنظران و اندیشمندان متفاوت است بلکه مکاتبی چون مکتب روانکاوی و مکتب وجودگرایانه و گشتالت درمانی تعریفی متفاوت از مسئولیت­پذیری ارائه می­کنند
مسئولیت­پذیری در مکتب روانکاوی و از نظر فروید بدین معناست که انسان مسئول رفتار و اعمال خود نیست بلکه تحت تأثیر نیروهای درونی قرار دارد
اما وجودگرایان، مسئولیت­پذیری را به معنای متعلق بودن به خود ما و برخورد صادقانه با آزادی می­دانند و در نظریه گشتالت درمانی، مسئولیت­پذیری یعنی اتکا بر توانایی خویش جهت انتخاب کردن است (شارف،1389)

با وجود تعاریف و تعابیر متنوعی که از منظر صاحبنظران مختلف در زمینه مسئولیت­پذیری به عمل آمده است، می­توان در یک نگاه کلی چنین بیان نمود که مسئولیت­پذیری به معنای به عهده گرفتن تکلیف یا عملی است که فرد از طریق یک الزام درونی و تعهد در قبال آن، مسئول و پاسخگو می­گردد
در واقع در مسئولیت­پذیری نوعی اختیار نهفته است که به فرد این امکان را می­دهد تا در قالب اراده خود، عملی را انجام دهد و در قبال خود و دیگران پاسخگو باشد

1
Azmat

2
Schwartz

John Stuart Mill
Max Webwr
Adison Illinois
1
Grossnikle and Stephener

Desbons &Robby
3
Palmer &Alberti Frvnr

Mergler et al
Cereto
Glenn & Nelson
Froom
Schlenker et al