تاریخچه مطالعات انجام شده در مورد شادی و مولفه های تشکیل دهنده آن

تاریخچه مطالعات انجام شده در مورد شادی:

شاد بودن از مواردی است که انسان ها از دیر باز به دنبال آن بوده اند. فلاسفه و دانشمندان همواره به دنبال پاسخ این سؤال بوده اند که انسان چگونه می تواند به طور متعادل شاد زندگی کند. اولین پژوهش تجربی در مورد شادکامی درسال (1912) دربین دانش آموزان یک مدرسه پسرانه در انگلیس انجام گرفت در این مطالعه بر سطح لذت دانش آموزان تمرکز شده است. بعد از جنگ جهانی دوم تعداد پژو هش های مربوط به شادکامی افزایش یافت ودر این پژوهش ها توجه ازسطح لذت به میزان کلی شادکامی تغییرکرد(وینهوون[1]، 1984). از سال 1960 به بعد پژوهش های مربوط به شادکامی کلی به شدت افزایش یافت در واقع در دهه ی 1960 مؤسسات پژوهشی آمریکا، کار خود را در مورد سنجش میزان شاد کامی آغاز کردند، این کار به چند پژوهش کلاسیک منجر شد. در خلال سال های دهه 1970 مطالعات مربوط به شاخص های اجتماعی آمریکا با محوریت بررسی شادی مردم صورت گرفت. کمپل[2] و همکاران در سال 1976 کتاب کیفیت زندگی آمریکایی و اندروز و ویتی[3] شاخص های اجتماعی سلامتی را به رشته تحریر در آورند که موضوع اصلی آن ها میزان و چگونگی شادی مردم آمریکا بود. موضوع شادی در کشور های دیگر نیز مورد بررسی قرارگرفته است. آلاردت[4] در سال 1976 به بررسی کشور های اسکاندیناوی از نظر ابعاد رفاه اجتماعی و میزان شادی آنان پرداخت. در استرالیا نیز هدی و ویرینگ [5] درسال 1992 اولین پیمایش بزرگ مقیاس طولی را با عنوان فهم شادی انجام دادند. مجلات روان شناختی نظیر مجلات شخصیت و روان شناسی اجتماعی نیز شروع به منتشر نمودن مقالات مربوط به شادی کردند. در سال 1999وینهوون کتاب سه جلدی همبسته های شادی را که در آن 630 زمینه یابی عمده را در سراسرجهان  دوباره تجزیه و تحلیل کرده بودند، پدید آورد. آرگایل نیز در سال( 2001 ) کتاب روان شناسی شادی را منتشر ساخت. وی در این کتاب به طور تخصصی به تعریف شادی و عوامل مؤثربرآن پرداخته است، همچنین سلیگمن در سال(2002) کتابی با عنوان شادمانی اصیل منتشر ساخت (آرگایل، 1383،ص22).

  روش دلفی و راهنمای قدم به قدم استفاده از اون در تحقیق 

مؤلفه های تشکیل دهنده ی شادمانی:

شادی از عوامل چندی از قبیل رضایت اززندگی، رضایت از مقوله های خاص زندگی، وجود عواطف مثبت(خلق و عواطف خوشایند) و فقدان نسبی عواطف منفی(خلق و عواطف نا خوشایند) تشکیل می گردد این مؤلفه ها را می توان به اجزای کوچکترتقسیم کرد. عواطف مثبت را می توان تحت مفاهیمی چون خوشی، وجد، رضایت، غرور، محبت و شوق تقسیم بندی کرد. عواطف منفی را نیز می توان در قالب مفاهیمی مانند احساس گناه، شرم، غمگینی، اضطراب و نگرانی، خشم، استرس، افسردگی و حسادت طبقه بندی کرد. رضایت از زندگی را نیز می توان به اجزایی از قبیل رضایت از زندگی فعلی، رضایت از گذشته، امید به آینده ورضایت از دیگر افراد مهم در زندگی تقسیم بندی کرد. رضایت از مقوله های مهم را نیز می توان به مقوله هایی چون کار، خانواده، تفریح، سلامتی، امور مالی خود و گروه تقسیم بندی نمود(ادینگتون و شومن،2004).

[1]-Veenhoven

[2]-Campbell

[3]-Andrews and Vity

[4]-Allardt

[5]-Heady and wearing